امروز بوک | مرجع دانستنی ها - آرشیو

رتبه در گوگل

تبلیغات



آرشیو

نویسندگان

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار


    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 45
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 126
    آي پي امروز آي پي امروز : 4
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 30
    بازدید هفته بازدید هفته : 171
    بازدید ماه بازدید ماه : 3,586
    بازدید سال بازدید سال : 3,586
    بازدید کلی بازدید کلی : 678,443

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.85.57.0
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : سه شنبه 30 دی 1399

خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

تبلیغات

برترین محصولات فروشگاه

توسعه نظام مالی کشور

همواره در میان اقتصاددانان این بحث مطرح بوده است که رشد اقتصادی، تقاضا را ‏برای توسعه نهاد‌های مالی ایجاد می‌کند، ؛ اما بر اساس یک دیدگاه جدید، امروزه معتقدندکه توسعه مالی یکی از کلیدهای دستیابی به رشد بلندمدت اقتصادی است و توسعه نهادهای مالی موجب فراهم آوردن رشد اقتصادی می‌شود.

 تدوین برنامه توسعه مالی، برنامه ریزی بلندمدت، پرهیز از اجرای سیاست های کنترلی شتابزده، توجه به اصلاحات نهادی و ایجاد زیرساخت‌های لازم برای بهبود محیط نهادی از جمله راهکارهایی است که می‌تواند در دستیابی به سطح مطلوبی از توسعه مالی نقش مؤثری داشته باشد. البته پر واضح است که نظام تامین مالی نقش تعیین کننده‌ای در توسعه مالی کشور بازی می‌کند.

 وظیـفـة اصلی نظـام مالـی، ایـجـاد رابـطـه بیـن سرمایه‌گـذاران( دارنـدگـان وجـوه) و سرمایه‌پذیران( کسانـی که به تأمین مالـی نیـاز دارنـد) می‌باشد. اجرای صحیح این فرایند از طریق یک نظام تامین مالی کارآمد صورت می‌گیرد که شامل: نهادهای مالی، بازارهای مالی، ابزارهای مالی، نهادهای سیاست‌گذار در بخش مالی و قوانین حاکم بر بخش مالی می‌باشد. این نظام در حقیقت حلقه واسط بین بازارهای مختلف نظیر مسکن، صنعت و… است که به تامین مالی آنها از طریق یکدیگر می‌پردازد.

 از سال‌های دهه هفتاد میلادی به بعد بازارهای مالی دنیا با تغییرات اساسی در محیط اقتصادی مواجه شده اند. در این سال‌ها نوسانات شدید در نرخ های بهره، بازدهی سرمایه‌گذاری را نامطمئن ساخت. این مساله تقاضا برای محصولات مالی را تحت تاثیر قرارداد و بطور همزمان، پیشرفت سریع در فناوری اطلاعات نیز شرایط عرضه را تغییر داد. مقررات مالی دست و پاگیر بودند و نهادهای مالی دریافتند که دیگر روش‌های گذشته در فعالیت‌های آنها سودآور نیستند. کالاها و خدماتی که به مردم ارائه می‌دادند دیگر فروش نمی‌رفتند و به این ترتیب قادر به جذب منابع مالی با ابزار های متداول سنتی نبودند.

اری های آدرنال وپانکراس

افزایش عملکرد غده آدرنال

سندرم کوشینگ : ایتولوژی سندرم  کوشینگ بر اثرتولید بالای کورتیزول (و سایر هورمون های استروییدی) توسط کورتکس آدرنال ایجاد می شود علت عمده آن هیپرپلازی دوطرفه آدرنال ثانویه به ترشح بالای هورمون  آدرنوکوتیکوتروپین (ACTH ) از هیپوفیز (بیماری کوشینگ) یا منابع اکتوپیک  نظیر کارسینوم  سلول کوچک ریه، کارسینوم  مدولری تیرویید،  یا تومورهای تیموس ، پانکراس، یا تخمدان است آدنوما  یا کارسینومای آدرنال مسئول  تقریباً 25%  موارد سندرم  کوشینگ است. تجویز گلوکوکورتیکویید به منظور درمانی می تواند سندرم کوشینگ ایاتروژنیک ایجاد کند.

علائم بالینی : تعدادی از تظاهرات  شایع این بیماری  (چاقی  مرکزی، هیپرتانسیون ، استئوپورز، عدم ثبات هیجانی، آکنه، آمنوره و دیابت قندی)  نسبتاً غیر اختصای هستند.  یافته های اختصاصی تر شامل کبود شدن  آسان پوست، استریای ارغوانی، میوپاتی پروگزیمال، رسوب چربی در صورت و نواحی بین کتفی (صورت ماه  گونه وکوهان  بوفالو)  و ایجاد صفات مردانه است. هیپوکالمی و آلکالوز متابولیک  خصوصاً در تولد اکتوپیک ACTH بارز هستند.

تشخیص: برای تشخیص  سندرم کوشینگ نیاز به نشان دادن تولید  بالای کورتیزول است. برای غربالگری ابتدایی تست دگزامتازون شبانه با دوز mg 1 (کورتیزول پلاسمای 8صبح کمتر از  ) یا اندازه گیری کورتیزول  ادراری ( ) یا پلاسمایی ( )به میزان کافی سرکوب نشود تشخیص قطعی  سندرم کوشینگ تایید می شود زمانی که تشخیص  سندرم کوشینگ قطعی شد تست های بیوشیمیایی بیشتری برای  تعیین منشا آن لازم است.ACTH  پلاسمایی پایین آدنوم یا کارسینوم آدرنال مطرح می کند. بالا بودن ACTH پلاسما یا طبیعی بودن غیر متناسب  آن منشا هیپوفیزی یا اکتوپیک  را پیشنهاد می کند. در 95 درصد  میکروآدنوم های هیپوفیزی مترشحهACTH ، تولید کورتیزول  با دوز بالای دگزامتازون (mg 2 هر 6 ساعت به مدت 48 ساعت) سرکوب می شود وباید MRI هیپوفیز صورت گیرد.  با اینجال چون در  10درصد موارد  ACTHبا منشا اکتوپیک  هم پس از تست دگزامتازون  با دوز بالا سرکوب می شود ممکن است  برای افتراق منشا هیپوفیزی از اکتوپیکَ ACTH  نیاز به نمونه برداری از سینوس پیتروزال تحتانی باشد . برای تعیین  منشا تولید  اکتوپیک ACTH تصویر برداری از سینه و شکم  مورد نیاز است. در الکلیسم  مزمن و افسردگی  امکان دارد  تست سندرم  کوشینگ  مثبت کاذب  شود به طور مشابهی، بیماران مبتلا به  بیماری های حاد  ممکن است  یافته های آزمایشگاهی غیر طبیعی  داشته باشند.  زیرا استرس های بزرگ تنظیم ترشح ACTHر ا مختل می کنند

ایران و جنگ جهانی دوم

انفعال حکومت رضاشاه در قبال جنگ جهانی دوم و ورود سهل متفقین به کشور، از فقدان حمایت مردمی و انسجام لازم در ساختار قدرت سیاسی پهلوی اول حکایت می‌کند. در این مقاله، فرایند وقوع جنگ جهانی دوم و موضع‌گیریهای ایران در قبال آن مرور شده است.
با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1318.ش/1939.م، اوضاع جهان دگرگونه شد و اغلب کشورهای جهان به حمایت از متفقین یا متحدین مجبور گردیدند، در این میان کشور ایران، با وجودی که از همان ابتدا سیاست بی‌طرفی اتخاذ نمود، به‌واسطه سیاستهای رضاشاه (1304ــ1320.ش)، مبنی بر طرفداری از آلمان هیتلری و نیز به ‌دلیل موقعیت استراتژیک، مورد توجه دول متفق قرار گرفت. از این ‌رو، با حمله متفقین در سوم شهریور 1320.ش، ایران عملاً به صحنه منازعه میان دول متخاصم تبدیل گردید. تاثیرات منفی این حمله با ناکارآمدی ارتش 127‌هزار نفری رضاشاه، چنان جوّ سرخوردگی و یأسی در جامعه ایران، به‌ویژه در میان نظامیان جوان، به وجود آورد که اغلب ایشان با استفاده از فضای باز سیاسی ناشی از ورود متفقین و سقوط دیکتاتور (رضاشاه)، جذب گروهها و دستجات مختلف گردیدند. ازاین‌‌رو، در میان نظامیان سه گرایش متفاوت ناسیونالیسم، سلطنت‌طلب و چپ‌گرا، به‌وجود آمد؛ در این مقاله سعی بر آن است ضمن تشریح اوضاع منتهی به جنگ جهانی دوم و موضع‌گیری ایران در قبال آن، به نحوه مواجهه نیروهای نظامی با این مساله پرداخته و چگونگی جذب ایشان در سه گروه فوق بررسی گردد.

زمینه‌های آغاز جنگ جهانی دوم
یگانه پیروز جنگ جهانی اول، دولت بریتانیا بود. در این زمان، روسیه درگیر انقلاب بلشویکی بود، عثمانی در بحران تجزیه قلمرواش به سر می‌برد و آلمان نیز سقوط رایش دوم را شاهد بود. ظهور جمهوری وایمار در آلمان و فشار دول پیروز جنگ نوعی حس سرخوردگی و خشم را در میان آلمانها به‌وجود آورده بود. بحران اقتصادی 1929.م، بر شدت ضعف جناح میانه‌رو و قدرت‌گیری تندروهای ناسیونال ــ سوسیالیست به رهبری هیتلر افزود؛ به‌طوری‌که هیتلر توانست با تصویب رایشتاگ، در سال 1933.م، قانون اساسی جمهوری وایمار را ملغی و دیکتاتوری خود را به مدت چهار سال در آلمان برقرار سازد. با قدرت‌گیری هیتلر، سرکوب مخالفان و میلیتاریزه‌کردن آلمان، که بر بستر خواست توده‌ها نضج می‌گرفت، در دستور کار قرار گرفت.[1] قدرت روزافزون نیروهای نظامی آلمان با نوعی حمایت ضمنی جهان سرمایه‌داری همراه بود، زیرا آنان در تحلیلهای خود بر این باور بودند که نیروی نظامی قدرتمند نوظهور فاشیسم در آلمان، سرانجام کمونیسم را به ورطه نابودی می‌کشاند.
بدین‌ترتیب کشمکشهای جهان اردوگاهی موجبات به‌وجود آمدن دوران صلح نیمه‌مسلح (1938ــ1936.م) را فراهم آورد.[2] سال 1938.م را سال پایان دوران صلح نیمه‌مسلح دانسته‌اند، زیرا در اروپا نیز میان کشورهای سرمایه‌داری شکاف عمیقی به‌وجود آمد و این حکومتها به دو بخش دیکتاتورهای فاشیست و کشورهای لیبرال تقسیم شدند.[3]

حادثه آنشلوس (لفظ آلمانی به معنای الحاق: Anschluss ) یا الحاق اتریش سرآغاز کشورگشایی‌های آلمان فاشیست گردید.[4] به‌دنبال الحاق اتریش به آلمان، هیتلر واگذاری فوری مناطق آلمانی‌زبان چک‌اسلواکی را تقاضا نمود و تهدید کرد در صورت رد تقاضایش، به جنگ اقدام خواهد کرد. نوئل چمبرلن، نخست‌وزیر انگلستان، به واسطه سیاست محافظه‌کارانه خود مصمم شد، حتی به قیمت تسلیم چک‌اسلواکی به آلمان، مانع از وقوع جنگ گردد و سرانجام در بیست‌ونهم سپتامبر 1938.م، کنفرانسی با شرکت چهار رهبر آلمان (هیتلر)، ایتالیا (موسولینی)، انگلیس (چمبرلین)، و فرانسه (ادوارد دالایه)، در مونیخ تشکیل شد و جزئیات تجزیه چک‌اسلواکی معین گردید. بدین‌سان آلمان در اکتبر 1938.م، مناطق آلمانی‌زبان چک را تصرف کرد.[5] به‌رغم اغماضهای بیش از حد چمبرلن در برابر توسعه‌طلبی‌های هیتلر و پیمان محرمانه عدم تعرض میان روسیه و آلمان در بیست‌وسوم اوت 1939.م،[6] هیتلر در اول سپتامبر 1939.م به لهستان لشکر کشید و متعاقب آن به انگلستان و فرانسه نیز اعلان جنگ کرد. حمله آلمان به لهستان، انگلیس و فرانسه را در موقعیت دشواری قرار داد، زیرا آنها متعهد شده بودند که متفق خاوری‌شان (لهستان) را در صورت حمله آلمان یاری نمایند.[7]

مینیسک (غضروف نیمه هلالی مفصل زانو)

در این حالت زانو متورم شده و شدیدا درد می کند . بنابراین مینیسک داخلی پاره یا جابجا شده است . مینیسک را می توان جا انداخت ، اما غالبا باید آن را برداشت . عمل جراحی مینیسک به پنج هفته استراحت نیاز دارد . آسیب دیدگی های دیگری نیز برای فوتبالیست ها پیش می آید که بسیار شدید هستند و بازیکن را وادار می کنند که جند ماه استراحت کند . فوتبالیستی که بازی نمی کند نباید خود را منزوی کند . آسیب دیدگی او جزئی از مسابقه است و برای تمام بازیکنان اتفاق می افتد .
آسیب دیدگی بر دونوع است : آسیب دیدگی بر اثر ضربه ناگهانی و آسیب دیدگی بر اثر غفلت . نوع اول متاسفانه اجتناب ناپذیر است ، زیرا اتفاقی است و بازیکن مسئول نیست .
نوع دوم مربوط به رعایت سلامتی و اهمیت دادن به آن از سوی فوتبالیست است . کسی که تمرینات معمول خود را انجام نمی دهد ، یا خود را گرم نکرده بازی می کند ، بیشتر از یک بازیکن آماده در معرض آسیب دیدگی قرار می گیرد .
هنگامی که کمترین علامت ظاهر می شود ، تردید نکنید و به سراغ دکتر یا فیزیوتراپ باشگاه بروید . سلامتی شما محرک اصلی ویژگی های تکنیکی و بدنی شما است . اگر از سلامتی خود مراقبت نکنید ، دیر یا زود خود را عصا به دست خواهید دید . هرچه عمر بدن بیشتر باشد ، آسیب دیدگی بیشتر است ، خصوصا اگر بازیکن قبلا به طور مرتب تمرین نمی کرده است . هرگز بدون گرم کردن خود بازی را آغاز نکنید . بدن سرد در برابر ضربات نمی تواند مقاومت کند .
مراقبت از سلامتی و پیش گیری از مصدومیت در فوتبال غالبا با یک ماساژ خوب تامین می شود . اما در این مورد هر کاری را انجام ندهید .

آسیب های مفصل زانو در زمره شایعترین ضایعات مفاصل محیطی هستند . ساختمان زانو به صورتی است که انتقال نیروهای حاصل از ایستادن ،راه رفتن و... را ممکن می سازد و بدن را قادر به تحمل فشارهای شدید ناشی از حرکات مختلف می کند . هنگام راه رفتن ، زانو در هر گام فشاری معادل سه برابر وزن بدن را تحمل می کند . کوهنوردانی که مجبور به کوله کشی های سنگین هستند فشار فوق العاده شدیدی را بر زانوها ی خود وارد می آورند . و هنگام انجام دادن یکسری فعالیتهای ورزشی ، مفاصل زانو تحت فشارهای ناگهانی و بسیار شدید قرار می گیرند . این فشارهای ناگهانی و بسیار شدید مفاصل زانو را مستعد وارد آمدن آسیبهای جدی می کنند .

از عواملی که به مفصل زانو آسیب می رسانند دو عامل از همه شایع تر است :

1_ ضربه (تروما )

2_ استفاده نادرست و مفرط از مفصل

1_ در ضایعات ناشی از ضربه نظیر چرخشهای ناگهانی زانو در حین راه رفتن ، سقوط از پلکان ، افتادن روی زمین ، تصادفات و برخورد در حین فعالیتهای ورزشی عامل ایجاد ضایعات زانو هستند . این گروه طیف وسیعی از آسیب ها از جمله کشیدگی خفیف رباطها تا پارگی کامل آنها ، پارگی مینیسک و شکستگی استخوانها را شامل می شود . مهمترین نشانه های ضایعات مذکور ، درد ، تورم و محدودیت حرکات زانو است .

تولید ملی و نقش آن در اقتصاد ایران

در تعریف آینده نگری آمده است که به مفهوم مطالعه قبلی و حدس زدن از اوضاع و شرایطی است که ممکن است در آینده پیش بیایند و پیش بینی یا آینده نگری امری است که موردتوافق مدیران و علمای علم مدیریت نیز هست. «فایول» در مباحث مدیریتی خود پیوسته بر این نکته تاکید داشت که آینده سازمانها باید توسط مدیریت آنها ارزیابی شود و راهکارهای لازم را برای مقابله با مشکلاتی که ممکن است در آینده رخ دهند بیابند.
شاید یکی از راهکارهایی که می تواند مشکلات آتی سازمانها را رفع کند، پرداختن به مسایل کمی و کیفی شرایط آینده در تمام ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی باشد. مانند محاسبه کمی شرایط آتی جامعه و حدس و گمان هایی که باید در این باره توسط مدیران سازمانها زده شود، بی تردید چنین گمان هایی به چند عامل مانند اطلاعات و تجارب مدیریتی مدیران از یک سو و بینش و دیدگاه آنها نسبت به آینده ازسوی دیگر بستگی دارد. اطلاعات، تجارب و بینش مدیریت سازمانها به آنها حکم می کند تا با مطالعه شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور ضمن درک جایگاه فعلی سازمانشان، به درکی عمیق تر نسبت به حرکتهای جدی برای دستیابی به آینده ای باثبات دست یابند اگر بپذیریم که آینده نگری و مطالعه شرایط داخلی و بیرونی سازمان، عوامل باارزشی در نظام برنامه‌ریزی سازمانها به حساب می آید، پس برنامه ریزان چه در سطح بنگاه و چه در سطح کلان جامعه قادر خواهندبود، وضعیتهای گوناگونی از آینده سازمانهای خود را شکل دهند و راهبردهای قوی و لازم را در محیط های مطمئن تری تدوین نمایند.
چنین صورت مساله ای درباره بنگاههای اقتصادی و سازمانها و شرکتهای صنعتی نیز صدق می کند. اما چگونه مدیران اقتصادی یا صنعتی قادرند باتوجه به شرایط نامتعادل اقتصادی مانند تغییرات سریع و غیرواقعی قیمتهای نفت و ارز و یا ناامنی های ناشی از شرایط تند سیاسی در محیط خارجی به برنامه ریزی، پیش بینی و گمان هایی برای آینده سازمانهای خود بپردازند که البته علم مدیریت گونه ای دیگر اعتقاد دارد و معتقد است، هنر و آگاهی‌های مدیران در چنین شرایط بحرانی و سخت است که نشان می‌دهد آنها تا چه اندازه در کنترل شرایط و هدایت سازمانهای خود توانا هستند.
در این زمینه چاره اندیشی، شجاعت و تدبیر دو واژه بسیار گرانبهایی هستند که مدیران بنگاههای صنعتی و اقتصادی کشورمان با به کارگیری آنان می توانند به فرایند و حرکتهای مدیریتی خود سامان و سرعتی مطمئن تر دهند.
آینده صنعت و اقتصاد و توسعه صنعتی کشورمان مساله جدیدی نیست که طی چند سال اخیر مطرح باشد بلکه موضوع مهمی است که از دیرباز در محیط های اقتصادی، مدیریتی و حتی سیاسی جامعه پیوسته یکی از دغدغه های مدیران تمام سطوح بوده است، اما اینکه باتوجه به مسایل امروز کشورمان و شرایط بیرونی و جریانات تند اقتصادی و بحرانهای جهانی، چه آینده ای برای توسعه اقتصادی و صنعتی ما رقم خواهد خورد مساله ای است که نیاز به بررسی و مطالعه ای ژرف از سوی مسئولان، تصمیم‌سازان و مدیران سطوح مختلف مدیریت دارد.
تدبیر نیز گزارش ویژه این شماره خود را به بررسی دلایل حرکتهای کند توسعه صنعتی کشور، چگونگی سرعت بخشیدن به توسعه موردنظر و نقش قوانین و مقررات، بخش خصوصی و مراکز صنعتی در دستیابی به توسعه واقعی که مدنظر برنامه ریزان کلان جامعه نیز می باشد، اختصاص داده است.
این گزارش درصدد است تا پیشنهادها و پیش بینی های صاحبنظران علم مدیریت، اقتصاد و صنعت را درباره آینده صنعت و توسعه صنعتی کشور فرا راه خود قرار دهد.

سرمایه گذاری مبتنی براخلاق در کسب و کار

چکیده
در چند دهه اخیر سرمایه گذاری مبتنی براصول اخلاقی به عنوان یکی از مهمترین موضوعها در عرصه کسب و کار مطرح شده است. ریشه های این گرایش در جامعه و همچنین در میان سرمایه گذاران بسیار متفاوت است. مذهب، مسایل سیاسی و محیط زیست به عنوان مهمترین ریشه های این گرایش به شمار می آیند. هم اکنون، بیش از پنجاه موسسه فعال در زمینه سرمایه گذاری مبتنی بر اخلاق وجود دارد که اصول آن را تشریح می کنند، به راهنمایی و مشاوره با افراد در زمینه سرمایه گذاری در موسسات و شرکتها می پردازند و از طرف دیگر، اقداماتی نظارتی را انجام می دهند. سرمایه گذاری اخلاقی بیش از آنکه یک علم باشد، یک هنر است و متکی بر خودآگاهی و تلقی فرد از اخلاق و به ویژه اصول ثابت و قابل فهم آن برای همگان است.
باتوجه به ویژگیهای جالب توجه رویکرد سرمایه گذاری اخلاقی، متاسفانه تاکنون در کشورمان ادبیات مشخصی در این زمینه شکل نگرفته است.
باتوجه به افزایش مشارکت مردم در امور مختلف کسب و کار، ارایه الگویی برای تبیین اصول اخلاقی و ارزیابی براساس آن بسیار ضروری است. در این زمینه می توان به منابعی همچون: متون مذهبی، عرف و اصول علمی و فنی و استانداردهای مربوطه استناد کرد. به نظر می رسد که دین اسلام باانبوه توصیه های عملی در زمینه رعایت اصول اخلاقی در بین دیگر ادیان از جایگاه ممتازی برخوردار است و از این نظر، مسلمانان دارای پشتوانه ای قوی هستند و این موضوع حتی در برگیرنده بسیاری از توصیه ها و الزاماتی است که تحت عنوان سرمایه گذاری اجتماعی مطرح شده است.
مقدمه
دلزدگی بشریت از دیدگاههای مطلق فناورانه به موضوعهای مختلف زندگی و ضرورت تلطیف زندگی در جوامع پیشرفته کنونی از عوامل گرایش با سرمایه گذاری اخلاقی به شمار می رود. می توان لجام گسیختگی و مخاطرات بالقوه و بالفعل موجود در جوامع صنعتی و آن دسته از جوامع سنتی که دچار تغییر هویت شده اند را عامل ایجاد این گرایش به شمار آورد سمت و سوی فعالان مذهبی در تحریم نوشابه های الکلی، مخالفت با سقط جنین و آزمایش دارو بر روی حیوانات آزمایشگاهی از دهه 70 به حساسیت بیشتر پیروان در سرمایه گذاری و پشتیبانی مالی از شرکتهای مربوط منجر شد. همچنین، مخالفت مردم آمریکا با جنگ ویتنام را می توان به عنوان یکی از خاستگاههای اساسی در گرایش مردم به عدم سرمایه گذاری در صنایع مخرب و غیرانسانی برشمرد. از طرف دیگر، در دو دهه گذشته به این سو، فعالیتهای طرفداران محیط زیست و به ویژه سبزها در مبارزه با محصولات مخرب محیط زیست و از جمله د.د.ت افق جدیدی را در عرصه سرمایه گذاری گشوده است.
در کشور ما به لحاظ بهره مندی از فرهنگ اسلامی و همچنین، آموزه های فرهنگ سنتی و اسلامی اخلاق و رعایت اصول اخلاقی همواره از جایگاه ارزنده ای در زندگی و کسب و کار مردم برخوردار بوده است. از یک طرف، خداوند در قرآن کریم، هدف از رسالت پیامبر را تبیین و تشریح مکارم اخلاقی بر می شمرد و از طرف دیگر، آیین ایرانیان همواره بر محور اخلاق و رعایت اصول آن استوار بوده است.

اقتصاد و نرخ تورم ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی

اقتصاد ایران در سال 1357 که رهبران انقلاب اسلامی، عهده دار اداره ی کشور شدند از کاستیها و نابسامانیهای فراوانی برخوردار بود، از جمله: نابرابری چشم گیر در توزیع درآمد ملی، دیوان سالاری ناکارآمد، شکاف فاحش میان شهر و روستا، وابستگی شدید اقتصاد به کارتلها و انحصارهای خارجی، ساختار وابسته ی تجارت خارجی، وابستگی شدید دولت به بودجه ی دولتی، سیطره ی سیاسی و اقتصادی بیگانگان بر سیاستهای اقتصادی و تجاری، تخریب کشاورزی و نیاز روز افزون کشور به واردات مواد غذایی و محصولات مصرفی و در یک کلام، نابودی زیر ساختهای اقتصادی، صنعت و کشاورزی کشور.

با پیروزی انقلاب اسلامی، کاستیها و مشکلات دیگری بر امور فوق افزوده شد که باید آنها را عوارض اجتناب ناپذیر ناشی از انقلاب دانست مانند:

درهم ریختگی ناشی از فرار یا حذف مدیران پیشین و کم تجربه بودن مدیران جدید، ابهام در مالکیتها، بی اعتباری ضوابط و معیارهای قدیم بدون امکان جایگزینی ضابطه های جدید، فروپاشی یا تزلزل نهادهای قبلی، قطع بسیاری از پیوندهای بین المللی مؤثر در امور اقتصادی، بی آنکه بتوان به طور فوری برای آن جایگزینی پیدا کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ساختار وابسته اقتصاد کشور، چهره واقعی خود را نمایان ساخت. ورشکستگی نظام بانکی به علت پرداخت بی رویه اعتبارات و خروج سرمایه از کشور، نخستین واکنش قابل پیش بینی اقتصاد بیمار و وابسته بود.سرمایه داران وابسته با احساس ناامنی، به فروش سرمایه های منقول و غیر منقول خود پرداختند و مؤسسات تولیدی را به تعطیلی کشاندند. تحریم اقتصادی آمریکا و دیگر کشورهای غربی، مشکلات پس از پیروزی انقلاب را تشدید کرد و اقتصاد وابسته را از دو سو زیر فشار قرار داد، از یکسو نفت ایران بدون خریدار ماند و درآمد نفتی کشور از 18 میلیارد دلار در سال 1358 به 11 میلیارد دلار در سال 1359 کاهی یافت. از سوی دیگر با عدم تأمین به موقع مواد اولیه، قطعات و ماشین آلات مورد نیاز، صنایع وابسته ضربه سختی خوردند.کمبود کالا، سرمایه های تجاری را فعال کرد. انتقال سرمایه های تولیدی از بخش کشاوزی، صنعت و ساختمان به بخش خدمات (عمدتا توزیع کالا)، افزایش شدید و کاذب قیمتها را پدید آورد.

روند افزایش قیمتها بیش از پیش، سودآوری بخش تجارت و دستگردانی کالا را به اثبات رساند، به ویژه آنکه در فعالیت، فرار از پرداخت مالیات، با توجه به قوانین مالیاتی و تشکیلات و فرهنگ مالیاتی موجود، به سادگی امکان پذیر بود. با انتقال سرمایه های بزرگ و کوچک به این بخش، فاصله تولید و واردات کالا نسبت به میزان مصرف، فزونی یافت و به طور کلی امور یاد شده اقتصاد کشور را به طور ملموس تحت تأثیر قرار داد.

بانک های مرکزی و نقش کلیدی آنها در اقتصاد

به طور معمول بانک های مرکزی در سراسر دنیا برای رسیدن به اهداف اقتصادی و اثرگذاری بر جریان اقتصاد از سیاست های پولی استفاده می کنند. سیاست پولی، خط مشی بانک های مرکزی در راستای ثبات اقتصادی و با تکیه بر تغییرات عرضه پول را بیان می کند .

به بیان ساده، بانک های مرکزی برای پیاده کردن اندیشه ها و رسیدن به اهدافی از جمله تثبیت قیمت ها و برقراری تعادل اقتصادی از ابزارهایی بهره می گیرند. بدین ترتیب نقش کلی بانک مرکزی هدایت و تنظیم سیاست پولی در درون یک کشور است. تحت سیاست پولی، بانک مرکزی جریان پول و اعتباراتی را که در اقتصاد ایجاد شده اداره و مدیریت می کند. بنابراین ماهیت بانک مرکزی در مقابل فعالیت های اقتصادی بسیار بزرگ است .

در ادبیات اقتصادی عرضه پول به وسیله بانک مرکزی و دستگاه بانکی به وجود می آید و فرض می شود که میزان آن محدود است. بنابراین عرضه پول می تواند با عملیات بانک مرکزی تغییر نماید. بانک مرکزی بر سیستم پولی کشور نظارت دارد و حجم پول و میزان نقدینگی را کنترل می کند. بانک مرکزی سیاست تثبیت خود را در سطح اقتصاد از طریق تغییر در عرضه پول انجام می دهد که به آن سیاست پولی گفته می شود. به طور مثال بانک مرکزی اروپا برای رسیدن به هدف تثبیت نرخ تورم پایین تر از سطح 2 درصد، اقدام به تغییر در عرضه پول می نماید. سیاست های پولی مهم ترین بخش فعالیت بانک مرکزی هر کشوری به شمار می آید. هر گاه عرضه پول در کشوری افزایش یابد، بانک مرکزی برای کنترل آن و کاهش سطح نقدینگی در جامعه معمولا از ابزار تغییر در نرخ بهره استفاده می نماید. عدم موفقیت بانک مرکزی در کنترل نقدینگی معمولا فشار بر روی سطح عمومی قیمت ها را موجب می شود. از این رو در هنگام افزایش عرضه پول نرخ بهره در سطح اقتصاد افزایش می یابد .

بررسی موانع صادرات غیر نفتی در استان خوزستان با استفاده از تحلیل عاملی

چکیده

اجرای سیاست های وراهکارهای اقتصادی به ویژه صادرات غیر نفتی ازجمله مسایل و رویدادهای مهم بوده که اکثر اقتصاددانان برای بهبود اقتصادی جهان مطرحنموده اند. بنابراین اجرای روش های کاهش تصدی گری دولت به منظور تحقیق سیاست هایتوسعه ای و ترویج بخش خصوصی در امرصادرات غیرنفتی، نیاز به فعال سازی بخشهای مختلفاقتصادی دارد. انجام فعالیتهای گسترده در این زمینه در کشور ایران به ویژه در استانخوزستان نیاز به گسترش رقابت سالم، کاهش هزینه های تولید و عوامل دیگری می باشد . دراکثرکشورهای پیشرفته تعامل نسبتا فشرده ای بین گسترش بخش خصوصی با توسعه صادراتغیر نفتی وجود دارد. بمنظور توسعه و گسترش راهکارهای توسعه صادرات غیر نفتی نیاز بهاجرای سیاست های اقتصادی موفق و بررسی دقیق و علمی تمامی جنبه های تئوریک و ارزیابیعملکرد بنگاه های اقتصادی موثر در توسعه صادرات و برخورد با چالش های اقتصادی میباشد .

این پژوهش با توجه به شرایط حساس اقتصادی استان خوزستان و لزوماجرای سیاست های توسعه صادرات غیر نفتی در این استان با توجه به در نظر گرفتنبازارهای مصرف خارجی، شیوه نوین تجاری(تجارت الکترونیک)، کیفیت کالای صادراتی،وضعیت صنعت بسته بندی کالا ، موانع داخلی نظیر مشکلات حمل و نقل کالا ونیز عواملدیگر انجام وسعی شده میزان تاثیر گذاری هر بخش بر شاخص های اقتصادی کشور و بسط وتوسعه آن بمنظور بهبود عملکرد صادرات غیر نفتی استان خوزستان بررسی شود .

مقدمه

با توجه به تحولات عظیم اقتصادی و گسترش صادرات، جایگاه ویژهصادرات غیرنفتی در تصمیم گیریها و مشارکت فعالانه آن در افزایش تولید ملی و نهایتادرآمد سرانه محسوستر می شود. به دلیل وجود عوامل درونی و بیرونی موثر هنوز صادراتاستان خوزستان نتوانسته اند جایگاه واقعی خود را پیدا نماید. بنابر این شناخت دلایلموفقیت های سایر کشورها درامرصادرات و استفاده از تجربیات آنها برای رفع موانع رشدو توسعه بازرگانی خارجی کشور یک ضرورت است .

در اکثر کشورهای پیشرفته به ویژه کشورهای صنعتی فعالیتهای وسیعیدر این زمینه صورت گرفته وبه راهکارهای علمی وعملی مثبت دست یافته اند. در این خصوصشناخت فرصتهای بازرگانی و تجاری کشورهای همسایه بویژه کشورهای حوزه خلیج فارس میتواند کمک شایانی در این امور بنماید و نیزبا اطلاع رسانی دقیق وبه موقع می توانتهدید های منطقه ای از قبیل تحریم رابه فرصتهای تجاری مطلوب تبدیل نمود. فراهمآوردن شرایط حضور فعال ودائمی در امر صادرات غیرنفتی درکشورهای همسایه نظیر حوزهخلیج فارس نیازمند معرفی مزیت ها، فرصتهای اقتصادی و بازرگانی موجود در آن کشورهاوسعی درحل مشکلات صادرکنندگان کالا وخدمات می باشد. تصویب قوانین جهت ساده تر وروان تر کردن امر صادرات می تواند نقش بسیار مفیدی داشته باشد .

همچنین اهمیت و تاثیراتاق های بازرگانی مشترک بر روند فعالیتهایاقتصادی تجاری و توسعه بخش خصوصی به منظور افزایش میزان صادرات کالاها وخدمات برکسیپوشیده نیست و امید است در این تحقیق با عنایت به موارد بیان شده وتدوین خط مشی هاو سیاست های اقتصادی مناسب بتوان گامی مفید درزمینه بهبود و رشد و گسترش فعالیتهایاقتصادی و بویژه صادرات غیرنفتی در استان خوزستان برداشت .

ادبیات نمایشی

ادبیات یکی از گونه های هنر است و کلمات ، مصالح و موادی هستند که شاعر و نویسنده با بهره گیری از عواطف و تخیلات خویش آن هارا به کار میگیرد و اثری ادبی و هنری پدید می آورد .
در آثار ادبی ، نویسنده و شاعر میکوشد اندیشه ها و عواطف خویش را در قالب مناسب ترین و زیباترین جملات و عبارات بیان کند. این آثار همان گفته ها و نوشته هایی هستند که مردم در طول تاریخ آنهارا شایستهء نگهداری میدانند و از خواندن و شنیدن شان لذت میبرند .
فرهنگ درخشان ما جلوه گاه آثار ادبی بسیاری مانند شاهنامه ، تاریخ بیهقی ، مثنوی مولوی ، بوستان و گلستان سعدی ، غزلیات حافظ و... است که در شمار غنی ترین و شیواترین آثار ادبی جهان قرار دارند . ما نیز باید مانند نیاکان خویش ، قدر این سرمایه های گرانبهارا بدانیم ؛ با خوب خواندن و درست فهمیدن این آثار ارزشمند ، در نگهداری آنها با جان و دل بکوشیم و با تلاش روز افزون خویش بر غنا و عظمت آنها بیفزاییم . این حقیقت را باور داشته باشیم که با وجود این میراث جاوید سرمایهء با ارزش – که مایهء سربلندی ما در میان اقوام و ملل جهان است – میتوانیم با نمایاندن در هایی از دریای ادب خویش ، بیگانگان را نیز از فرهنگ و ادب ما بهره مند سازیم .

ادبیات نمایشی گونه یی از ادبیات است که در قالب نمایش برروی صحنه می آید. این گونهء ادبیات بیشتر در یونان باستان و روم رواج داشته است . موضوع اصلی ادبیات نمایشی پیوند انسان با زندگی و طبیعت و وظیفهء اساسی آن ، تحلیل روحیات انسان و نحوهء برخورد او با حوادث زندگی است . ادبیات نمایشی در غرب به تراژدی ، کمیدی و درام تقسیم میشود. تراژدی تصویر ناکامی اشخاص برجسته است ؛ کمیدی تجسم عیوب و رذیلت های اخلاقی است به گونه یی که مایهء خنده باشد و درام کوششی است برای نشان دادن شکل عادی زندگی با همهء تضادها و تعارض های آن . درون مایه و محتوای نمایش نامه ها ممکن است دینی ، ملی ، سیاسی و اجتماعی باشد. نمایش نامه ها همواره در طول تاریخ باعث ایجاد حرکت هایی در میان مردم می شده اندو گاه بسیار تاءثیر گذار بوده اند . سابقهء ادبیات نمایشی به شیوهء امروزی به صد سال نمیرسد اما تعزیه که نوعی هنر دینی و نمایش مذهبی به شمار میرود ، نمونه یی از ادبیات نمایشی به شیوهء ایرانی است که از دیر باز در رثای شهیدان کربلا اجرا می شده است .

اثرات زیانبار مواد مخدر بر اقتصاد ایران

اعتیاد یا به تعبیری وابستگی به موادمخدر و سوءمصرف آن در قرن حاضر از مهمترین و دردناکترین معضلات بشری است. سیل خروشان اعتیاد بی‌رحمانه در مسیر حرکت خود، کودکان، نوجوانان و جوانان و حتی سالخوردگان را طعمه قرار داده و علاوه بر متلاشی‌کردن کانون گرم و پاک خانوادگی سبب ناکامی در زندگی و تمایل به خودکشی و مرگ در آنها نیز می‌گردد.
در هزاره سوم بحران موادمخدر در کنار 3 بحران اصلی جهان یعنی ((بحران نابودی محیط زیست،بحران تهدید اتمی و بحران فقر)) به عنوان مسئله روز درآمده است.
اقتصاد موادمخدر به مانند هر مقوله اقتصادی دیگر دارای محدوده و حوزه خاصی است که روابط مادی و غیرمادی مشخص دارد.
مقوله مواد مخدر بسته به اینکه از چه زاویه اقتصادی بدان نگریسته شود متفاوت است. اگر از زاویه اقتصاد سیاسی به موضوع نگریسته شود، انگیزه ها، علت ها، گروه ها و نیروهای اجتماعی فعال در این قلمرو، تحول و تغییر نیروها از لحاظ تاریخی، عوامل مؤ ثر در تولید و مصرف، شرایط ایجاد سود و ارزش افزوده، مکانیزم های تعیین قیمت ها، تابع ریسک و ارتباط آن با مبارزه نهاد رسمی نظیر نیروی انتظامی موردتوجه قرار می گیرد.
تجارت غیر قانونی موادمخدر با 1500 تا 2000 میلیارد دلار گردش مالی در سال و حدود 600 میلیارد دلار سود سالانه، بعد از تجارتهایی نظیر نفت و اسلحه، از تجارت‌های بزرگ دنیا محسوب می‌شود. اگر به گردش ده هزار میلیارد تومانی 2 سال پیش موادمخدر در اقتصاد کشورمان بنگریم به دقت پی می‌بریم که این رقم 29 درصد درآمد ناخالص ملی و 155 درصد مالیات را به خود اختصاص داده است.
بر طبق آمار ارائه شده در کنفرانس 1994 سازمان ملل در مورد جنایت سازمان یافته جهانی تجارت جهانی موادمخدر سالانه بالغ بر 500 میلیارد دلار است، یعنی بیش از تجارت جهانی نفت. در برآوردی دیگر نیروی ضربت مالی گروه 7 کشور صنعتی در آوریل 1990 اعلام کرد: سالانه حداقل 120 میلیارد دلار از وجوه حاصل از تجارت موادمخدر در سیستم مالی جهانی تطهیر شده و در فعالیت‌های مشروع سرمایه‌گذاری می‌شود!!!!
وجود بالغ بر 250 میلیون نفر معتاد حرفه ای و حدود 50 میلیون نفر بیمار مبتلا به ایدز در دنیا و حداقل 2/1 میلیون نفر معتاد حرفه ای (ثبت شده) در ایران و وابستگی شدید این افراد به مصرف مواد مخدر ، بازار این تجارت را به شدت رونق بخشید.
بر اساس آخرین آمار سازمان ملل متحد از بین 50 میلیون مصرف‌کننده مواد روانگردان، 38 میلیون نفر آمفتامین و 8 تا 5/8 میلیون نفر اکستازی مصرف می‌کنند این در حالیست که تنها 15 میلیون نفر در جهان مصرف‌کننده مخدرها هستند.

ارز و کاربرد آن در بازار پول

هنگامی که صادرات کالاها، صادرات خدمات و سرمایه گذاری خارجیان در داخل یک کشور بیشتر از واردات کالا، واردات خدمات و سرمایه گذاری در خارج از کشور باشد، کشور مربوطه با مازاد تراز ارزی مواجه خواهد شد - بسیاری از اقتصاددانان، مازاد تجارت خارجی را موتور رشد اقتصاد کشورها معرفی کرده اند، زیرا در صورت رونق تجارت خارجی و حصول مازاد تجاری، زمینه گسترش بازار داخلی، افزایش کارایی، ارتقای سطح کیفیت کالاها و در نهایت رشد تولید فراهم می شود
افراد و شرکت ها در سبد دارایی ها و بدهی های خود انواع ریسک ها از جمله ریسک نوسانات نرخ ارز را در نظر دارند و سعی می کنند با کمترین ریسک، بیشترین سود را نصیب خود کنند
- بازار ارز تنها بازاری در سطح جهان است که در آن شب و روز و تعطیلی معنا و مفهومی ندارد، زیرا به دلیل جهانی بودن نرخ آن و وجود نوسانات نرخ ارز، در هر لحظه خرید و فروشی صورت می گیرد
مقدمه
تقریباً همه نیازهای انسان های اولیه در محیط خانوادگی تأمین می شد، اما با رشد جوامع و شروع زندگی اجتماعی، نیاز به استفاده از تولیدات دیگران احساس شد. به طوری که افراد، محصولات و تولیدات خود را با محصولات و تولیدات به دست آمده به وسیله دیگران معاوضه می کردند. با اختراع پول، این مبادلات سیری صعودی یافت و مراودات تجاری بین ملل نیز آسان تر شد، به طوری که امروزه کمترین کشوری را می توان یافت که کلیه نیازهای خود را در داخل تأمین کند. زیرا به دلیل تنوع منابع طبیعی یا پیشرفت فن آوری، کشورها از قابلیت های گوناگونی برای تولید کالاها و ارایه خدمات برخوردار شدند. از این رو رشد و توسعه فزاینده تجارت جهانی در چند دهه اخیر سبب تغییرات گسترده ای در روابط تجاری بین ملل مختلف شده است، به نحوی که شیوه نوین خرید و فروش بین المللی جایگزین روش سنتی شده و استفاده از پول بیگانه (ارز) به جزئی لاینفک ازاین مبادلات تبدیل شده است. به این دلیل کسب درآمدهای ارزی از مهمترین برنامه های اقتصادی کشورها به شمار می رود. از طرف دیگر واژه برنامه ریزی برای کسب درآمدهای ارزی مستلزم درک اهمیت ارز در اقتصاد ملی، نحوه تبدیل پذیری پول های بیگانه به پول ملی و نقش بانک ها در بازار ارز با توجه به ریسک نوسانات نرخ ارز است .

اقتصاد خاکستری

از ویژگی های اقتصاد ایران حجم گسترده اقتصاد زیرزمینی آن است. اقتصاد زیرزمینی که با عبارات دیگری چون «غیررسمی»، «موازی»، «ثبت نشده»، «خاکستری» و عبارات دیگر نیز از آن نام برده می شود، فعالیت هایی را شامل می شود که هم به صورت قانونی و هم غیرقانونی از پرداخت مالیات معاف هستند. این فعالیت ها در فهرست تولید ناخالص داخلی (GDP) ثبت نمی شوند. حجم اقتصاد زیرزمینی هر کشور معمولاً به میزان پیچیدگی سیستم مالیاتی آن، اجبار شهروندان به پرداخت مالیات، شدت حقوق کیفری، قابل اجرا بودن مقررات و قوانین اقتصادی و تحمل جامعه در برابر فساد مسئولان و دستگاه های اجرایی بستگی دارد. البته ایران تنها کشور گرفتار در این دوگانگی اقتصادی نیست، اما آنچه اقتصاد زیرزمینی ایران را از سایر کشورها متمایز می کند، ماهیت این نوع اقتصاد است . اقتصاد زیرزمینی ایران یک انحراف نیست بلکه انشعابی طبیعی از ساختار سیاسی منحصر به فرد آن است .

بر خلاف دموکراسی های لیبرال که در آن فعالیت های ثبت نشده اقتصادی زیر ذره بین قرار دارند و با این حلقه قانونی اقتصاد با جدیت برخورد می شود، در ایران مسئولان سیاسی و قضایی با نشان دادن صبر وتحمل این نوع فعالیت ها را نادیده می گیرند .
در شرایطی که مطبوعات به صورت گسترده به این فعالیت ها اشاره کرده و گروههای سیاسی نیز علناً درباره وجود اقتصاد زیرزمینی ابراز نگرانی می کنند، اما به ندرت با چنین فعالیت هایی برخورد شده است .

مشارکت والدین دانش آموزان در امور مدرسه

مقدمه

نقش و جایگاه مدرسه به‌عنوان مهمترین شاخص جهت آموزش و پرورش و موفقیت دانش‌آموزان انکار ناپذیر و حیاتی است. اما نمی‌توان جایگاه والدین و ضرورت مشارکت آنها در آموزش و پرورش و موفقیت کودکان را نیز نادیده گرفت؛ نقشی حیاتی و تأثیر‌گذار که بی‌شک بدون مشارکت والدین بخشی از اهداف آموزشی و پرورشی ناکام مانده و کودکان نیمی از آموزش‌های لازم را دریافت نمی‌کنند. ارتباط مستمر و جدی والدین با مسئو لین مدرسه و برگزاری جلسات متعدد در جهت بررسی مسائل و مشکلات دانش آموزان و کمک در رفع و حل آنها تا حد زیادی در پیشبرد اهداف آموزشی موثر میباشد.

چکیده

پژوهشگران دپارتمان آموزش و علوم تربیتی دانشگاه میشیگان و دپارتمان آموزش و علوم تربیتی دانشگاه جان‌هاپکینز، مواردی را به عنوان نکات کلیدی برای برقراری ارتباط بیشتر و بهتر والدین و اولیای مدرسه و والدین و کودکان ارائه کرده‌اند که با آنها آشنا می‌شویم.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد دانش‌آموزان 70درصد از زمان مفید خود را خارج از منزل و عمدتاً در مدرسه و یا در مراکز آموزشی- تفریحی می‌گذرانند که این رقم خود به تنهایی گویای اهمیت برنامه‌ریزی درست برای آموزش و پرورش دانش‌آموزان است.

یکی از نکاتی که بسیاری از پژوهشگران علوم تربیتی بر آن اتّفاق نظر دارند، آموزش بر مبنای برنامه‌ریزی صحیح و از سنّ پایین است. از طرفی بخش عمده‌ای از آموزش نیز در منزل به اجرا در می‌آید؛ به عبارتی والدین خواسته یا ناخواسته تکمیل کننده و یا مختل کننده آموزش‌های ارائه شده در مدرسه هستند، بنابراین والدین نیز به همان اندازه و یا شاید در مواردی بیشتر از اولیاء مدرسه در آموزش و پرورش کودکان دخیل هستند و این یکی از دلایل و لزوم تسلّط والدین بر مسائل درسی و لزوم ارتباط مستمر آنها با مدرسه فرزندشان است.

حضور والدین

قریب به اتفاق پژوهشگران بر این باورند که والدین نقش مهمی در روند فراگیری و آموزش و پرورش دانش‌آموزان داشته و ارتباط آنها با اولیاء مدرسه یکی از واجبات امر آموزش است، بنابراین معتقدند که:

1- عدم حضور والدین و ارتباط مستمر آنها با اولیاء مدرسه یکی از بزرگترین معضلات آموزشی و موثر‌ترین عامل جهت ایجاد اختلال در روند آموزش است.

2- پژوهش‌ها نشان می‌دهد ارتباط مستمر اولیاء دانش‌آموزان با اولیاء مدرسه اثرات مثبتی به این شرح به‌‌دنبال دارد:

الف/افزایش موفقیّت تحصیلی دانش آموزان با کسب نمرات بالا، موفقیت در آزمون‌های مختلف به ویژه آزمون‌های سنجش هوش و استعداد تحصیلی و در نهایت رشد و بالندگی شخصیّتی دانش‌آموز.

ب/علاقه به درس و مدرسه و توجّه دقیق به مسائل آموزشی- تربیتی از سوی دانش‌آموز.

ج/افزایش چشمگیر انگیزه دانش‌آموز برای فراگیری مباحث درسی و به‌دنبال آن کاهش خطر ترک تحصیل دانش آموز.

فال حافظ از گذشته تا امروز

فال در لغت به معنای طالع، بخت و نیز پیشگویی و عاقبت بینی است . کلمه ای عربی است و در فارسی یعنی شگون، هم در معنای خوب و هم در معنای بد. فال گرفتن یعنی اطلاعات از ناشناخته ها؛ و در عربی به فال خوب زدن، «تفأل» و به فال بد زدن «طیره» می گویند. در فارسی، فال خوب زدن را «مروا» و فال بد زدن را «مرغوا » گویند که از دو کلمه «مرغ» و «آوا» تشکیل شده است. ایرانیان با آواز و جهت حرکت پرندگان فال می زده اند؛ مثلاً با دیدن عقاب به عقوبت و هدهد به هدایت پی می برده اند .

در اسلام و در حدیث آمده است که پیامبر گرامی اسلام (ص)، فال نیکو زدن را توصیه می فرموده اند و طیره را مکروه دانسته اند، به علت اینکه طیره مایه ناامیدی، بدبینی و بدگمانی بوده و در مقابل، فال نیکو و خوب، نشانه امیدواری و کامروایی در زندگی است. در اسلام استخاره یعنی طلب خیره (بر وزن جیره) به معنای با خدا مشورت کردن و طلب تقدیر خیر کردن رواج داشته است .

مردم ایران اقبال بسیار زیادی به دیوان اشعار حافظ نشان داده اند، چرا که حافظ را «لسان الغیب» و حافظ کل قرآن، و از سویی این دفتر شعر را برگرفته از اسرار قرآن و وی را واقف بر گنجهای پنهان الهی می دانند. خودش می گوید :

به ناامیدی از این در مرو بزن فالی

بود که قرعه دولت به نام ما افتد

یا در جایی دیگر :

از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش

زده ام فالی و فریادرسی می آید

▪ آیا مشخص است که اولین فال چگونه و کی از دیوان حافظ گرفته شد؟

نخستین فال دقیقاً ساعاتی پس از مرگ حافظ گرفته شد. ادوارد براون در جلد سوم «تاریخ ادبیات ایران» اشاره داشته است که پس از فوت حافظ، عده ای که کلام وی را قلب کرده بودند، او را تکفیر و از دفن او در گورستان مصلی جلوگیری کردند. برای حل مشکل تصمیم گرفتند با تفأل از کلام خود حافظ راهنمایی بگیرند و پس از آنکه کلیه غزلهای حافظ را نوشته و در سبدی ریختند، کودکی تفألی می زند و غزل شماره 82 می آید، که به طرز عجیب و باور نکردنی پاسخ جماعت ریاکار را می دهد و گفته اند که از آن روز به وی لقب لسان الغیب داده اند، غزل شگفت انگیز چنین است :

بررسی رویکردهای موضوعی زبان طبیعی

چکیده

در این پژوهش کاربردی که با استفاده از تحلیل محتوا انجام شده است، کارایی دو رویکرد جستجوی موضوعی: زبان طبیعی و واژگان کنترل شده با استفاده از معیارهای ربط، دقت، بازیافت و ریزش کاذب، در دو پایگاه کتابشناختی پیوسته (کتابخانه کنگره و اریک) مقایسه شده است. سی عنوان مربوط به موضوعات کتابخانه، کتابداری و اطلاع‌رسانی به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای هر عنوان راهبردهای جستجوی زبان طبیعی و کنترل شده به دست آمد. پس از انجام جستجوها و ارزیابی ربط پیشینه‌های حاصل، دقت، بازیافت و ریزش کاذب در دو رویکرد مذکور با هم مقایسه گردید.

نتایج نشان می‌دهد بازیافت رویکرد جستجوی زبان طبیعی در هر دو پایگاه بیش از رویکرد موضوعی کنترل شده می باشد. دقت رویکرد زبان طبیعی در پایگاه اریک بیش از کنترل شده می‌باشد اما، در فهرست پیوسته کتابخانه کنگره تفاوتی معنادار مشاهده نشد. رویکرد زبان طبیعی در پایگاه اریک ریزش کاذب کمتری به همراه داشته است، در حالی که در فهرست کتابخانه کنگره تفاوت معنادار نیست. پیشنهاد تحقیق حاضر این است که برای کسب نتایج جامع در جستجوهای موضوعی در پایگاههای کتابشناختی پیوسته، ترکیبی از دو رویکرد زبان طبیعی و کنترل شده مورد استفاده قرار گیرد. برای انجام جستجوهایی که جامعیت نتایج حاصل از آنها اهمیت چندانی ندارد و هدف، به دست آوردن تعدادی پیشینه مربوط است، رویکرد زبان طبیعی مزیت بیشتری دارد.

کلیدواژه‌ها: جستجوی موضوعی، زبان طبیعی، واژگان کنترل شده.

مقدمه

پیشرفت و گسترش فناوری اطلاعات، به ایجاد نظامهای اطلاعاتی پیچیده سرعت می‌بخشد. در چنین نظامهایی بخش عمده‌ای از جستجوهای پیوسته را جستجوهای موضوعی تشکیل می‌دهند، اما بسیاری از کاربران این نظام‌ها با وجود آشنایی پایه با فنون جستجو، از روشهای مناسب برای جستجوی مؤثر اطلاعات مربوط مطلع نیستند. در واقع، اهمیت دستیابی موضوعی، بیش از صد سال پیش وقتی کاتر [3] اهداف فهرست را بیان کرد، روشن شد. کاتر معتقد بود فهرست باید به افراد برای یافتن کتابی که موضوع آن مشخص است کمک کند و همچنین به استفاده‌کنندگان نشان دهد که کتابخانه در مورد یک موضوع خاص، چه منابعی را در اختیار دارد ( هوفمن [4]، 2001).

اهمیت حفظ و گسترش زبان فارسی

میدان عمل زبان را نه تنها در ایجاد ارتباط مابین انسانها که همچنین در قابلیت ایجاد امکان برای اندیشیدن، شکل گیری شخصیت، ساخت هویت فردی و اجتماعی، ایجاد فرهنگ و در نهایت شکل دهی به مفهوم اجتماع انسانی ِ متحول شده به یک جامعهء مشخص باید در نظر گرفت .
زبان پدیده‌ای متحول و زنده است که دائمأ در حال بازسازی خویش می‌باشد. دلیل آن نیز روشن است؛ این پدیده بر بستر وجود زندهء انسانی و ارتباطات و گسترهء عمل اجتماعی حرکت می‌کند، در نتیجه در یک رابطهء دائمی با بستر خویش متأثر از دیالکتیک تکامل و قوانین حاکم بر حرکت جامعه است .
بر اساس آنچه آمد، اکنون باید دید چه عواملی در تکامل زبان و ظرفیتهای بیانی آن و همچنین شکل ادای آن موثرند؟ همچنین چه عواملی ضامن بقای یک زبان و یا فنای تدریجی آن هستند؟

ابتدا به پرسش اول می پردازیم :
بر ‍پایهء رابطهء نسبتأ مستقیمی که بین سطح تکامل اجتماعی انسان و تکامل زبان وجود دارد، اولین عامل مرکب رشد زبان میزان رشد مدنیت و طبیعتأ قدمت آن است. گسترش و سطح پیچیدگی رابطهء اقتصادی، علمی، فرهنگی و... مستقیمأ زبان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنرا پیچیده و کامل می‌کند. این سطح پیشرفت سطح اندیشه ورزی را نیز بدنبال خود ارتقاء می‌دهد و متقابلأ ارتقاء سطح اندیشه ورزی منجر به تکامل روابط انسانی و ارتقاء سطح دانش اجتماعی و علوم در عرصه‌های مختلف می‌شود. البته این روند یک روند ثابت در یک سطح و در همهء عرصه‌ها به یک میزان نیست، بلکه می‌تواند تحت تأثیر عوامل بسیاری همچون تحولات سیاسی، وقایع طبیعی، وقوع جنگها و نابودی تمدنها و از همه مهمتر هدایت آگاهانهء زبان توسط انسان قرار گیرد و در امر پیشرفت خلل وارد کرده یا آنرا منحرف سازد و مسیری منحنی را به آن تحمیل کند و یا حتی آنرا متوقف سازد !

و اما چرا مدنیت را اولین عامل رشد زبان دانستیم؟
حقیقت اینستکه زبان تا پیش از وارد شدن انسان به عرصهء زندگی شهری محدود به دخالت در حوزهء رفع نیازهای سادهء روزانه همچون تأمین غذا، پوشاک و سر پناه و همچنین رفع نیازهای عاطفی و در نهایت تفکر در حوزهء وقایع طبیعی بوده است و طبیعتأ انسان غارنشین و یا پراکنده در جنگلها در همان سطحی به توانائیهای زبان پی برده بوده که زندگی او ایجاب می‌کرده است. طبیعی ست که اگر این انسان اندیشه فلسفی نیز داشته است، این اندیشهء فلسفی و زبان و وا‍ژگانی که در این رابطه بکار می‌رفته است نیز در همان محدودهء دانستنی‌های وی از جهان پیرامونش بوده است. در این فلسفه اثری از سیاهچاله و نقش آن در شکل گیری کهکشانها و رابطهء آن با تعریف هستی و دگردیسی آن وجود ندارد ! پس طبیعتأ زبان نیز نه نیاز به تأمین واژه تازه داشته و نه این واژهء تازه قادر به ایجاد مفاهیم جدید بوده است که در نهایت قادر به تکامل زبان شود . ساده بگویم، باید به وجود سیاهچاله پی برده شود تا بتوان برای آن واژه ای برگزید و سپس با وارد کردن این واژه در شبکهء روابط تحلیلی مغز و واژه مفهومهای دیگر نوعی از اندیشه را پروراند! از این گذرگاه است که دوران بلوغ زبان طی می‌شود و به شاهراه تکامل می‌رسد، اما در آن متوقف نمی‌شود که هستی اش اگر چه با سرعتی کمتر اما با ژرفائی بیشتر تداوم می‌یابد و به بیان پیچیدگیها توانا می‌شود . از دیدگاه نظری ظرفیت بیانی تقریبأ همهء زبانها در بیان عاطفی و حالات انسانی یکسان است. هر چند در شکل بیان طبیعتأ با توجه به شکل گیری روابط نو ممکن است برخی نسبت به برخی دیگر از عمق بیشتر برخوردار باشند، اما این قضیه (ظرفیت بیانی)‌ در حوزهء علوم صادق نیست !

اهمیت آب در روند توسعه کشورها

اهمیت آب در روند توسعه کشورها

و جعلنا من الماء کل شیء حیّ  ( سوره انبیاء آیه 30)

یکی از راه های توسعه کشورها و حرکت آن ها به سوی تمدن و رفاه عمومی، استفاده بهینه و کارا از منابع طبیعی و خدادادی است. اگر کشوری بخواهد با کاروان تمدن و توسعه علمی حرکت کند ناچار است از منابع طبیعی خود استفاده لازم و مطلوب را بنماید. یکی از منابع بسیار مهم و حیاتی که در زندگی روز مره انسان ها و کشورها و تداوم تولیدات نقش فوق العاده دارد، منابع آبی است. اگر از این ماده حیاتی که خداوند به صورت مجانی و احیانا بی هزینه در خدمت انسان ها قرار داده است، استفاده مطلوب شود، بسیاری از مشکلات کشورها حل خواهد شد. اصولا انسان بگونه ای به این ماده حیاتی وابسته است که حتی قادر نیست یک روز بدون آن زندگی کند بلکه زندگی در طول دوازده ساعت بدون آب با مشکل روبرو می شود. لذا خداوند سبحان در مورد اهمیت و نقش آب در زندگی موجودات می فرماید: ما حیات و زنده بودن موجودات را بواسطه آب قرار دادیم.

آب چیست ؟

آب ماده ای فراوان در کره زمین است که  به شکل های مختلفی همچون دریا ، باران، رودخانه و... دیده می‌شود و دو سوم کره زمین را آب تشکیل می دهد ولی تنها دو درصد از این آبها آب شیرین می باشد.  آب در چرخه خود ، مرتباً از حالتی به حالت دیگر تبدیل می‌شود، اما از بین نمی‌رود. آب اشکال مختلف بخود می گیرد؛ باران، برف، تگرگ، یخ، شبنم و مه. تنها ماده که دارای سه حالت، انجماد، میعان و گاز است، این ماده حیاتی است

فرمول شیمیایی آب

آب نوعی ماده مرکب است که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن ساخته شده است. از ترکیب دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن، یک مولکول آب بوجود می‌آید. یک قطره آب دارای تعداد بی شماری مولکول آب می‌باشد .

اهمیت و ضرورت مطالعه تاریخ

تدوین تاریخ، ترسیم سرگذشت حیات و فرهنگ یک قوم و ملت است. در این رهگذر، زمینه های پیدایش، بستر حرکت، عوامل و موانع آن، پدیده ها و حوادث، علل تعالی یا انحطاط، تأثیر و تأثرها، چگونگی روابط و سایر شئون و مظاهر زندگی، فرهنگ و سرنوشت آن ملت و قوم توسط یک مورخ به تصویر کشیده شده و در معرض اندیشه، کنکاش و مطالعه انسان ها و به ویژه فرزانگان و اندیشه مندان قرار می گیرد. این کار از نظر علمی ارزشمند، آگاهی بخش و خدمت به علم و فرهنگ و اقوام و ملل به خصوص محققان و دانش پژوهان و اصحاب اندیشه و اهل مطالعه است.تاریخ از مجرای ذهن تاریخ نویس می گذرد و هر قدر هوش و دانش او زیاد باشد، باز تاریخ را از دریچه دوران و شخصیت خویش می بیند. بنابر این، تاریخ نگار همواره بینش خاص خود را دارد، لیکن هرگز کل حقیقت را در نمی یابد و شیوه ی وی در دوره بندی تاریخ همواره، دست کم تا اندازه ای، فرآورده ذوق ویژه اوست. به این معنا، تاریخ کلاً به همان میزان که علم است، هنر نیز هست. به ویژه وقتی که مورخ از حد گزارش صرف وقایع و داده ها بگذرد و به تعبیر آن ها بپردازد.

الف . مفهوم تاریخ

تاریخ را می توان از دیدگاه های مختلف بررسی و تقسیم بندی کرد؛ از وقایع نگاری تا واقع نمایی و کشف سنن و علل و انگیزه ها و نقد و تحلیل فلسفه حوادث تاریخی. بنابر این اقسام تاریخ به طور کلی عبارتند از:

1. تاریخ نقلى  

علم به وقایع و حوادث و اوضاع و احوال انسان ها و ملت ها در گذشته، در مقابل اوضاع و احوالى که در زمان حال وجود دارد. پس علم تاریخ در این معنى، یعنى علم وقایع و حوادث سپرى شده و اوضاع و احوال گذشتگان. زندگى نامه ها، فتح نامه ها، سیره ها که در میان همه ملل تألیف شده و مى شود از این مقوله است. بنابر این ویژگی های تاریخ نقلی عبارت است از:

1.  علم به نقلیات است نه عقلی و تحلیل آن ها.

2.  جزیی نگر است و فردی، نه کلی نگر و عمومی. بنابر این در صدد کشف یک سلسله قوانین و سنن نیست.

3.  فقط به گذشته تعلق دارد، نه به حال و آینده.

4.  علم به بودن هاست نه شدن ها.

مروری بر شکل‏ گیری قانون اساسی در جمهوری اسلامی ایران

وقتی که جمهوری اسلامی ایران با رفراندوم عمومی سال 1358 به تصویب ملت ایران رسید و رای‏ دهندگان 16 سال به بالا، نظام حکومتی انقلاب را معین کردند، ناظران مسایل سیاسی و اجتماعی منتظر بودند که قانون اساسی این حکومت بی‏سابقه در تاریخ جهان چگونه خواهد بود. دومین انتخاب مربوط به خبرگان قانون اساسی بود، که با رای مستقیم و مخفی مردم 73 نفر برای این مهم انتخاب گردیدند. سرانجام کار تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی در آبان ‎ماه همان سال به انجام رسید و پس از مدتی مورد تصویب ملت ایران قرارگرفت. قانون اساسی در حقیقت مهم‏ترین سند مربوط به حقوق عمومی وحقوق اساسی محسوب می‏شود و البته که سعادت ملتها در گرو صحت در تدوین و اجرای آنست. در سال 1368 به دستور حضرت امام(ره) قانون اساسی مورد بازنگری و اصلاح قرارگرفت، چرا که جمهوری اسلامی حکومت بی‏سابقه‏ای بود. با گذشت زمان طبیعتا شکل و ساختار آن می‏بایست پس از آزمودنها و فراز و نشیبها قوام و دوام نهایی خود را پیدا کند. گذشت یک دهه فرصت خوبی برای بازنگری قانون اساسی انقلاب بود و این مهم با موفقیت انجام گردید. مقاله زیر چگونگی روند تشکیل و بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی را به اجمال بررسی کرده است که تقدیم حضور شما می‏گردد.

وقتی که جمهوری اسلامی ایران با رفراندوم عمومی سال 1358 به تصویب ملت ایران رسید و رای‏دهندگان 16 سال به بالا، نظام حکومتی انقلاب را معین کردند، ناظران مسایل سیاسی و اجتماعی منتظر بودند که قانون اساسی این حکومت بی‏سابقه در تاریخ جهان چگونه خواهد بود؟

ضرورت آگاهی بر مراحل تصویب قانون اساسی و اصول آن برای نسل جوان فوق‏العاده است1. پنجاه روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نخستین نظرخواهی از ملت صورت گرفت. در روز دوازدهم فروردین 1358 ملت ایران باید به این سوال پاسخ می‏داد که آیا حکومت جمهوری اسلامی را می‏خواهد یا خیر؟ در این مرحله باید تکلیف اساسی موضوع، معین می‏شد. در ششم فروردین 1358 شورای انقلاب تصویب کرد که سن رای‏دهندگان از 18 سال تمام به 16 سال تقلیل یابد. متن مصوبه چنین بود:

ایجاد انگیزه در دبیران و آموزگاران جهت آموزش درس تربیت بدنی

دانش آموزان تدریس کنند توضیحاتی داده شده است و درادامه مطلب قسمتی از متن آورده شده است  :

طی 50 سال اخیر تحول قابل توجهی در برنامه درسی از حیطه ظرفیت زمانی و مکانی صورت نگرفته و در اولویت های مسؤولان نظام آموزش و پرورش نگاه جدی به بحث ورزش وجود ندارد . برنامه چهارم توسعه توجه ویژه ای به ورزش دانش آموز داشت اما آیا دولت به سیاست های برنامه چهارم توجه دارد آ یا نمایندگان مجلس بر اهمیت این برنامه واقف اند به راستی چرا باید برنامه چهارم توسعه در بخش ورزش دانش آموزی اجرا نمی شود تربیت بدنی بخشی از تعلیم و تربیت عمومی است که با واسطه قرار دادن جسم از طریق ورزش به تکامل جنبه های وجودی انسان کمک می کند . بنابراین امروزه در نظام تعلیم و تربیت جهانی نقش تربیتی بارزی دارد و در این راستا می طلبد که کشورهای در حال توسعه، حضور درس ورزش را در برنامه هفتگی دانش آموزان پررنگ تر کنند . در نظام آموزش و پرورش برخی کشورها، همه روزه برنامه زنگ ورزش وجود دارد ولی در نظام آموزش و پرورش ایران و برخلاف اینکه قانون اجباری شدن زنگ ورزش در سال 1306 تصویب شد، ولی عملا به این مسأله توجه جدی نمی شود و متاسفانه بعد از انقلاب هم فهم عمیق و دقیقی نسبت به این موضوع از جانب اولیای امر صورت نگرفته است، به نحوی که ساختار تربیت بدنی آموزش و پرورش همواره دستخوش تغییرات تحولی و حتی نزولی بوده است .
تربیت بدنی ابتدا از اداره کل به معاونت تربیت بدنی ارتقاء یافت اما بعد از مدتی دوباره به اداره کل تبدیل شد که عملا در سه سال اخیر فعالیت قابل توجهی در عرصه توسعه برنامه های درسی، کتب آموزشی، امکان مناسب و نهایتا ایجاد امنیت و علاقه شغلی در معلمان ورزش به وجود نیامده است . متاسفانه طی 50 سال اخیر تحول قابل توجهی در برنامه درسی از حیطه ظرفیت زمانی و مکانی صورت نگرفته است و در اولویت های برنامه ریزی آموزشی و مسؤولان نظام آموزشی و پرورش نگاه به ورزش دانش آموزی به طور جدی وجود ندارد .
محتوای تربیت بدنی بر حسب اهمیتی که می تواند در سلامت، تربیت و ترفیع دانش آموزان داشته باشد در ظرف زمانی دو ساعت نمی گنجد و به همین دلیل امروز کشورهای توسعه یافته تلاش داشته اند که با تجدید نظر در نظام برنامه ریزی ساعت درس ورزش را ارتقاء دهند . طرح جامع ورزش کشور، با مطالعات منطقی که انجام داده است و با توجه به محدودیت های موجود ایران مالی، مادی و نیروی انسانی، افزایش حداقل سه ساعت در برنامه چهارم و چهار ساعت در برنامه پنجم را پیش بینی کرده است تا به این ترتیب بتوان امکانات و تسهیلات مورد نیاز را طی دو برنامه فراهم کند . در مدت زمانی چهار ساعت بهتر می شد برنامه های آموزشی و تربیتی تربیت بدنی را که از گستردگی بسیاری هم برخوردار است، اجرا کرد . با توجه به شرایط احداث یک سالن در کنار پنج مدرسه در برنامه چهار توسعه و براساس مطالعات طرح جامع به عمل آمده بود و دخترها در اولویت این برنامه قرار داشت . خوشبختانه مطالعات زیادی در طول مدت معاونت صورت گرفته و تحقیقات گسترده ای انجام شد . نتایج آن تحقیقات که هم کمبود ها و کاستی ها را بیان می کرد و هم راهکارهای لازم را برای ارتقاء موقعیت ورزش دانش آموزی در زمینه امکانات، تجهیزات، برنامه های آموزشی، کمک آ موزشی و ... را ارائه می کرد .

بیهقی

بیهقی به سال 385 ه. ق در ده حارث آباد بیهق (سبزوار قدیم) کودکی به جهان آمد که نامش را ابوالفضل محمد نهادند. پدر که حسین نامیده می‏شد، کودک را به سالهای نخستین در قصبه بیهق و سپس، در شهر نیشابور به دانش‏اندوزی گماشت. ابوالفضل که از دریافت و هوشمندی ویژه‏ای برخوردار بود و به کار نویسندگی عشق می‏ورزید، در جوانی از نشابور به غزنین رفته (حدود 412 هـ.ق)، جذب کار دیوانی گردید و با شایستگی و استعدادی که داشت به زودی به دستیاری خواجه ابونصر مشکان گزیده شد که صاحب دیوان رسالت محمود غزنوی بود و خود از دبیران نام‏آور روزگار. این استاد تا هنگام مرگ لحظه‏ای بیهقی را از خود جدا نساخت و چندان گرامی و نزدیکش می‏داشت که حتی نهفته‏ترین اسرار دستگاه غزنویان را نیز با وی در میان می‏نهاد، و این خود بعدها کارمایه گرانبهایی برای تاریخ بیهقی گردید، چنانکه رویدادهایی را که خود شاهد و ناظر نبوده از قول استاد فرزانه خویش نقل کرده که پیوسته «در میان کار» بوده است و در درستی و خرد بی‏همتا.
پس از محمود، بیهقی در پادشاهی کوتاه مدت امیر محمد (پسر کهتر محمود) دبیر دیوان رسالت بود و شاهد دولت مستعجل وی؛ و آنگاه که ستاره اقبال مسعود درخشیدن گرفت، نظاره‏گر لحظه به لحظه اوج و فرود زندگانی او بود، و هم از این تماشای عبرت انگیز است که تاریخ خویش را چونان روزشمار زندگی این پادشاه و آیینه تمام نمای دوران وی فراهم آورده است. پس از در گذشت بونصر مشکان (431 هـ.ق) سلطان مسعود، بیهقی را برای جانشین استاد از هر جهت شایسته ولی«سخت جوان» دانسته ــ هر چند که وی در این هنگام چهل و شش ساله بوده است ـــ از این رو بو سهل زوزنی سالخورده را جایگزین آن آزادمرد کرد و بیهقی را بر شغل پیشین نگاه داشت. ناخشنودی بیهقی از همکاری با این رئیس بدنهاد، در کتاب وی منعکس است، تا آنجا که تصمیم به استعفا گرفته است، ولی سلطان مسعود او را به پشتیبانی خود دلگرم کرده و به ادامه کار واداشته است.
پس از کشته شدن مسعود (432 هـ.ق) بیهقی همچون میراثی گرانبها، پیرایه دستگاه پادشاهی فرزند وی (مودود) گردید، و پس از آنکه نوبت فرمانروایی به عبدالرشید ـ پسر دیگری از محمود غزنوی ـ رسید، بیهقی چندان در کوره روزگار گداخته شده بود که در خور شغل خطیر صاحبدیوانی رسالت گردد. اما دیری نپایید که در اثر مخالفت و سخن چینی‏های غلام فرومایه ولی کشیده‏ای از آن سلطان، از کار بر کنار گردید، و سلطان دست این غلام را در بازداشت بیهقی و غارت خانه وی باز گذارد. بیهقی سر گذشت دردناک این دوره از زندگی خود را در تاریخ مفصل خود آورده بوده است که این بخش از نوشته‏های وی جزو قسمتهای از دست رفته کتاب است، ولی خوشبختانه عوفی در فصل نوزدهم از باب سوم «جوامع الحکایات » این داستان را نقل {به معنا} کرده است:
هنگامی که سلطان عبدالرشید غزنوی، به دست غلامی از غلامان شورشی (طغرل کافر نعمت) کشته شد (444 هـ.ق) با دگرگون شدن اوضاع، بیهقی از زندان رهایی یافت، ولی با آنکه زمان چیرگی غلام به حکومت رسیده، پنجاه روزی بیش نپاییده و به قول صاحب «تاریخ بیهق» بار دیگر «ملکبا محمودیان افتاد»، بیهقی دیگر به پذیرفتن شغل و مقام درباری گردن ننهاد و کنج عافیت گزید و گوشه‏گیری اختیار کرد.

طب در قران

مقدمه

ممکن است که دوستان گرامی چنین سوالی در ذهن داشته باشند که پایه و اساس طب قرآنی چیست؟
در جواب باید گفت: که سوال بسیار جالبی است!
برای بیان این طب از مراجع زیر استفاده های بسیار ارزنده و مفیدی شده است، زیرا صرف علم به کشور و گروه خاصی تعلق ندارد و علم و دانش متعلق به همه مردم جهان است. متاسفانه افرادی پیدا می شوند و علوم را طبقه بندی کرده و آن را به کشور خاصی نسبت میدهند!
مانند : علوم غربی یا علوم شرقی ویا طب غربی، طب شرقی، در حالی که طب، طب است شرقی و غربی ندارد.
تنها تفاوت در قدیم وجدید بودن آن است . حسن طب جدید و مدرن بررسی سلول است و طب قدیم بیشتر علل بیماری ها را مورد بررسی و مداقه قرار میدهد .
نتیجه: پس هر دو طب در مورد بیماریها و درمان انسان صحبت می کنند، هر کدام به زبانی!


اما مراجع اصلی و علمی این طب عبارتند از:
1- قرآن کریم
2- طب قدیم سرزمین ایران عزیز خودمان
3- طب جدید یا مدرن و کلاسیک امروزی

با استفاده از مراجع فوق این طب پیشرفته و مترقی ابداع شد. که بسیاری از بیماریها را به لطف الهی بهبودی بخشید و انسانها را از این معضل نجات داد، این چیزی نبود جز لطف بیکران الهی!
در حقیقت از این مراجع علمی برای توضیح و بیان قرآن کریم استفاده شده است
اما توضیح مختصری در مورد منابع طب قرآنی
1- قرآن : کتابی است که بیان کننده کلیه علوم است البته بصورت اشاره و جزئی . قرآن کریم در این باره چنین می فرماید :
الف : ولا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین ( انعام 59 )
ب : و نزلنا علیک الکتاب تبیاناً لکل شی هدی و رحمة وبشری للمسلمین ( نحل 89 )
ج : سوره مبارکه لقمان 27 و سوره مبارکه کهف 109
2- طب قدیم : بیان کننده‌ بیشتر علل بیماریهای اتو ایمیون، آناتومی و کار کرد اندامهاست.
الف : بیان طبع ها ومزاج ها ی آدمی
ب : بیان طبع ها و مزاج های غذا
ج : بیان طبع ها و مزاج های فصل ها
د : سایر مطالب دیگر
3- طب جدید و امروزی :
بررسی سلول
الف : بیان رابطه سلولی
ب : فیزیولوژی
ج : بیوشیمی
د : شیمی آلی
ه : کارکرد اندامها و رابطه بین آنها و ...
افرادی که چنین بیانی دارند در جقیقت به کنه مطلب پی نبرده اند، زیرا اگر چنین باشد که طب قرآنی نیست!
همانطور که قبلاً بیان کرده مبنا، طب غربی نیست بلکه استفاده‌ ابزاری است برای بیان مسائل علمی در محافل علمی برای افرادی که با طب جدید آشنائی دارند.
جالب اینکه اشخاصی هستند که علم را تقسیم بندی کرده و آن را به شرق و غرب نسبت می دهند. در حالیکه علم به همه مردم جهان تعلق دارد. همه می توانند از آن استفاده ابزاری کنند.
آیا می توان گفت: علم ریاضی به کشور خاصی تعلق دارد؟ علم طب چطور؟ همچنین علم شیمی و...
مهمتر از همه داروهای این طب است که همگی مواد غذائی روزمره زندگی است. بعنوان مثال: برای درمان هلیکوباکتر پیلوری معده یک رژیم غذائی سه تا چهار روزه لازم است که بیمار فقط از شربت عسل با لیمو ترش تازه و یخ استفاده می کند و بیماری به لطف الهی از بین میرود .
ولی در طب غربی (به بیان بعضی ها) درمان این بیماری بین یک تا دو ماه با روزی 12 تا 14 قرص و کپسول آنتی بیوتیک بیمار باید مصرف کند تا شاید برطرف شود.

خداوند متعال کسانی را هدایت می کند که حقیقتاً در جستجوی حق و حقیقت باشند و غرض و مرضی در قلب نداشته باشند.

اهداف طب قرآنی

1- مهمترین و اساسی ترین اهداف طب قرآنی پیشگیری از بیماریهای جسمی و روحی است.
2- پیشگیری امری است مهمتر از درمان.
3- با پیشگیری حقیقی در این طب فرهنگ قرآنی ایجاد و ساخته می شود.
4- در اصل اشاعه فرهنگ قرآنی همان طب قرآنی است در بدست آوردن سلامتی.
5- در طب قرآنی ، غذای اصلی انسان که در قرآن بیان شده است اشاعه داده می شود.
6- انسان با مصرف غذای بیان شده در قرآن پیشگیری از بیماریها را انجام می دهد.
7- با اشاعه فرهنگ طب قرآنی روابط اجتماعی سالمی ایجاد می شود.
8- با اشاعه طب قرآنی آداب غذا خوردن صحیح را فرا خواهیم گرفت.
9- با فراگیری آداب غذا خوردن، از مبتلا شدن به بیماریها پیشگیری خواهد شد.
10- با رعایت فرهنگ قرآنی پیوسته سالم و شاد زندگی خواهیم کرد.
11- با رعایت فرهنگ قرآنی روانی شاد و افکاری آرام خواهیم داشت.
12- با طب قرآنی، سالم و تندرست زندگی کنید.
13- هنگام کسالت و بیماری با رعایت فرهنگ طب قرآنی سلامتی را هرچه سریعتر بدست آورید.
14- با رعایت فرهنگ قرآنی بیماریهای صعب العلاج را بزودی از بین خواهید برد.
15- سلامتی و تندرستی نعمتی است از نعمات بزرگ الهی که توسط قرآن به انسان هدیه شده است.
16- با داشتن قرآن و عمل به آن از درد و رنج روحی و جسمی رهائی خواهید یافت.
17- طب قرآنی یکی از طبهای موجود در جهان است که شگفتی می آفریند.
18- اهداف اصلی این طب آرزوی سلامتی همه مردم جهان است.
19- افراد زیادی هستند که با رعایت طب قرآنی سلامتی را بدست آورده اند از جمله تعدادی از دوستان پزشک .
20- از برکات طب قرآنی همین بس ،که تعدادی از خانمهای نازا فعلاً صاحب فرزندانی هستند. ( درمان بیماری آندومتریوز توسط غذای روزانه).
21- داروهای این طب همان موادغذائی روزمره زندگی است!

رله چیست

رله چیست؟

حفاظت تجهیزات و دستگاه های سیستم قدرت در مقابل عیوب و اتصالیها ، به وسیله کلید قدرت انجام می گیرد قبل از اینکه کلید قدرت بتواند باز شود ، سیم پیچی عمل کنندة آن باید تغذیه شود این تغذیه به وسیله رله های حفاظتی

انجام می پذیرد . رله به دستگاهی گفته می شود که در اثر تغییر کمیت الکتریکی مانند ولت و جریان و یا کمیت فیزیکی مثل درجه حرارت و حرکت روغن ( در رله بوخهولس ) تحریک شده و باعث به کار افتادن دستگاههای دیگر و نهایتاً قطع مدار به وسیله کلید قدرت ( در سیستم تولید و انتقال و توزیع ) یا دژنکتور می گردد .

بنابراین به وسیله رله :

• محل وقوع عیب از شبکه جدا سازی شده باعث می شود که سایر قسمتهای سالم شبکه همچنان به کار خود ادامه دهند و پایداری و ثبات شبکه به همان حالت قبلی محفوظ بماند .• تجهیزات و دستگاهها در مقابل عیوب و اتصالی ها محافظت شده و میزان خسارات وارده به آنها محدود گردد .

سبب به وجود آمدن اتصالی ها و تأثیرات آنبه دو علت زیر اتصالی ها می توانند به وجود آیند :

الف – تأثیرات داخلی

تأثیرات داخلی که باعث خراب شدن و از بین رفتن دستگاهها یا خطوط انتقال و توزیع می شود عبارتند از :

فاسد شدن قسمتهای عایق در یک مولد ، ترانسفورماتور ، خط ، کابل و غیره . این ضایعات و امکانات مکن است مربوط به عمر عایق ، عدم تنظیم صحیح ، عدم ساخت صحیح و یا عدم نصب صحیح عایق باشد .

ب – تأثیرات خارجی

تأثیرات خارجی شامل تأثیرات زیادی است از آن جمله رعد و برق ، اضافه بار که باعث به وجود آمدن حرارت شود ، برف و باران ، باد و طوفان ، شاخة درختها ، حیوانات و پرندگان ، سقوط اشیاء اشتباه در عملیات و خسارتهایی که یه وسیله مردم وارد می شود و غیره . وقتی که یک اتصالی در مداری رخ دهد ، جریان افزایش یافته و ولتاژ ( اختلاف پتانسیل ) نقصان پیدا می کند افزایش جریان حرارت زیادی را به وجود آورده که ممکن است منجر به آتش سوزی یا انفجار شود . اگر اتصالی به صورت جرقه باشد ممکن است سارت زیادی به بار آورد . برای مثال اگر جرقه ای بر روی خط انتقال نیرو به وجود آمده و سریعاً بر طرف نشود خط را سوزانده و باعث پاره شدن آن خواهد شد و نتیجه سبب قطع برق برای مدت طولانی خواهد شد . نقصان ولتاژ که در اثر یک اتصالی به وجود آید می آید برای دستگاههای الکتریکی بسیار زیان آور است و اگر این ولتاژ ضعیف برای چند ثانیه ایی ادامه داشته باشد ، موتورهای مشترکین از کار باز ایستاده ، دوران مولدهای برق نامنظم و نا مرتب خواهد شد پس در صورت وقوع جریان شدید و ولتاژ ضعیف به سبب اتصالی در مدار می بایست به فوریت اتصالی کشف و برطرف گردد و جریان ولتاژ به حالت عادی باز گردانده شود.

انواع اتصالی

انواع اتصالی ها به قرار زیر است :

الف- اتصال فاز به زمین و فاز به فاز

گرچه اتصالی درسیستم سه فاز مربوط به فازها است ولی بیشتر مربوط به وصل نبودن سیم زمین می باشد جریان در یک اتصالی بین فاز به زمین کمتر از جریان در یک اتصالی فاز به فاز است و این امر به علت مقاومت بیشتر زمین است به همین جهت در بیشتر موارد رله های جدا گانه ایی برای اتصالیهای فاز به زمین و فاز به فاز در نظر گرفته می شود.

ب- اتصالیهای سه فاز

اتصالی سه فاز با هم شدید ترین نوع اتصالی بوده و اتصالی بین یک فاز و زمین خفیف ترین نوع اتصالی است.

رله ها از نظر طرز اتصال به شبکه

رله ها از نظر طرز اتصال به شبکه به دو نوع اولیه و ثانویه تقسیم می شوند .

الف- رله اولیه

سیم پیچی رله مستقیماً در مدار قرار می گیرد منظور از مستقیماً یعنی اینکه از ترانس جریان و ترانس ولتاژ برای رله سیم نمی بریم .

ب –رله ثانویه

سیم پیچی رله مستقیماً در مدار قرار نمی گیرد منظور این است که روی خط ترانس جریان یا ولتاژ می بندیم و سپس دو سر آن را برای رله می بریم در سیستم قدرت از رله ثانویه استفاده می شود تاکنون در ساخت رله ها پیشرفتهای قابل ملاحظه ای حاصل شده است که به ترتیب می توان از رله های الکترومغناطیسی و اندکسیونی رله های نیمه الکترونیک رله ها ی الکترونیکی و بالا خره رله های دیجیتالی حافظه دار میکروپروسوری با ستفاده از مدارات مجتمع آی سی نام برد.

انواع رله و کاربرد آن

انواع رله و کاربرد آنها به شرح زیر است:

الف- رله اضافه جریان

اینگونه رله ها به صورت اندکسیونی و الکترو نیکی در پست های برق کاربرد فراوانی دارند. انرژی

الکتریکی از نقطة A با شدت جریان I از طریق خط مربوطه و کلید قطع و وصل کننده ( دژنکتور) یا کلید قدرت به مصرف

کننده ( بار ) ارسال می گردد . برای کنترل مقدار جریان عبوری از خط مزبور احتیاج به رلة اضافه جریان o/c می باشد .

تاریخچه و نحوه برگزاری مراسم قالی شویان

آیین سنتی و مذهبی قالی شویان ‪200هزار زایر و هیاتهای مذهبی از نقاط مختلف کشور روز جمعه در مشهد اردهال کاشان برگزار شد. طی این مراسم به عنوان میراثی ماندگار در دومین جمعه از مهر ماه جمعی از شخصیتهای مذهبی، کشوری و لشگری در جوار بارگاه امامزاده سلطانعلی بن امام محمد باقر(ع) حضور داشتند. روستای "اردهال" یا "اردهار" در فاصله ‪40کیلومتری غرب کاشان و در محور ارتباطی کاشان دلیجان واقع است . این منطقه به لحاظ قرار گرفتن قتلگاه امامزاده سلطانعلی بن امام محمد باقر(ع) از اهمیت ویژه‌ای نزد شیعیان و به خصوص مردم متدین کاشان برخوردار است. در این منطقه که یک سوی آن به شهر تاریخی و مذهبی "نراق" می‌انجامد، نیایشگاههایی کوهستانی در رشته کوهها و ارتفاعات وجود داشته و به همین دلیل مرکزیت منطقه اردهار یا اردهال به معنای کوه و یا رشته کوه مقدس نامیده شده است.

اردهال پس از شهادت حضرت سلطانعلی بن محمدباقر(ع) به دست اشرار به مشهد اردهال و به سبب آیین هرساله شست و شوی تخته قالی‌ای که پیکر پاک آن شهید بر روی آن شست و شو شده و بنا بر روایات تاکنون نگهداری می‌شود، به مشهد قالی معروف شده است.

امامزاده سلطانعلی فرزند بلافصل امام محمد باقر(ع) در اوایل قرن دوم هجری به دعوت اهالی مردم فین و کاشان به منظور ترویج دین مبین اسلام عازم این منطقه شد.

سیستم های اندازه گیری صنعتی

سیستم های اندازه گیری صنعتی (IMS ) لایکا به سیستم های قابل حمل اندازه گیری سه بعدی اشاره دارد که برای اندازه گیری های دقیق صنعتی با دقت هایی به کوچکی میکرون ، بکار میروند .
سیستم های IMS برای اندازه گیری سه بعدی اجسام بزرگ و تحلیل آنها در مراحل مختلف تولید مانند طراحی ، توسعه طرح ،‌تولید و کنترل کیفیت مورد استفاده قرار می گیرند .
کاربردهای ویژه سیستم های IMS در مونتاژ ، بازرسی و کنترل در سیستم های CAD ، مهندسی معکوس ، کالیبراسیون دستگاههای رباتیک و به طور کلی پروژه های اندازه گیری د ر حجم های بزرگ می باشد . این کاربردها د ر تمام صنایع به ویژه صنایع خودروسازی ، کشتی سازی ، هوا فضا ، ساخت تجهیزات نیروگاهی و تحقیقات دقیق علمی نمود پیدا می کند
با ورود سیستم های IMS لایکا ، محدودیت هایی که روشهای سنتی اندازه گیری از قبیل استفاده از گیجها ، شابلونها ، یادداشت برداری دستی ، اتلاف وقت ، نیروی کار و سرمایه ایجاد کرده بودند ، از بین می روند .
بطورکلی سیستم های IMS در دو بخش کلی سیستم های تئودولیتی و سیستم های لیزرترکر قابل ارائه می باشند .
سیستم های تئودولیتی بر اساس اندازه گیری زاویه نقاط و یافتن فاصله ، مختصات سه بعدی را ایجاد می نمایند و سیستم های لیزر ترکر بر اساس انترفرومتر (‌ تداخل سنج ) با ردیابی هدف متحرک (‌نقاط برداشت )‌بصورت دقیق و سریع موقعیت سه بعدی نقاط را نمایش می د هند .

تئودولیت TM5100A  با ویژگیهای منحصر به فرد خود دقیق ترین تئودولیت جهان می باشد.

 برخی از مشخصات دستگاه :
 - دقت زاویه ای 0.5"  (0.15 mgon )
 -  تلسکوپ با میدان دید وسیع
 -  بزرگنمایی 18 برابر در فاصله 0.6 متر
 - یستم کالیماسیون خودکار
 -  عملکرد موتوریزه

توتال استیشن ها علاوه بر اندازه گیری زاویه قادرند فاصله را  نیز اندازه گیری نمایند .توتال استیشن های صنعتی لایکا برای جمع آوری اطلاعات اندازه گیری ، خصوصا" برای نصب و بررسی ابزار، ماشینها و اجزاء آنها در هر نوع و اندازه و همچنین برای بازرسی و موقعیت و شکل این اجزا و مقایسه آنها  با اطلاعات اولیه و مرجع مورد استفاده قرار می گیرند . این توتال استیشنها درتمام صنایع به عنوان CMM  های قابل حمل بکار می روند .

لیزرترکرهای لایکا،تکنولوژی نوین اندازه گیری سه بعدی بسیار دقیق ،‌سریع و قابل حمل را در هزاره جدید ارائه نموده اند . این سیستم اندازه گیری قابل حمل و متحرک (PCMM)  امکان اندازه گیری و بازرسی تمام قطعات با ابعاد گوناگون و مونتاژ قطعه به قطعه دستگاههای بزرگ وکوچک را در محل سایت اجرا و کارخانه فراهم می آورد.
با این سیستم دیگر نیاز نیست تمام اجزاء مورد اندازه گیری را به بخش CMM  که ثابت بوده و معمولا"‌حجم زیادی از فضای کارخانه را اشغال می نماید ، منتقل نمود ؛ بلکه  CMM   در هر جا از محل کارخانه یا سایت اجرا مورد نیاز باشد به راحتی به آنجا منتقل می شود.
امروزه سیستم های لیزر ترکر لایکا ، معیار و استانداردهای اندازه گیری در تمام صنایع دقیق و مهم از جمله صنایع خودروسازی ،کشتی سازی ، ساخت تجهیزات نیروگاهی ، صنایع هوا فضا و ماهواره های فضایی می باشند . 

لیزر ترکرها بر اساس  تکنولوژی انتر فرومتر (Interferometer : IFM)  و تابش پیوسته اشعه لیزر ،

فواصل را اندازه گیری می نمایند .
یک سیستم پشتیبان تحت عنوان فاصله یاب مطلق (Absolute Distance Meter :ADM )  د ر مدلهای LTD  تعبیه شده است تا امکان ادامه اندازه گیری د رصورت قطع شدن اشعه لیزر وجود داشته باشد .

LT(D) 600 :

برخی از مشخصات دستگاه :
-  مجهز به مبدلهای زاویه ای بسیار دقیق با تفکیک زاویه ای  0.14 arc sec
-  مجهز به انتر فرومتر بسیار دقیق با دقت 10micron -/+ 
-  مجهز به فاصله یاب مطلق (ADM )  )مدل (LTD 600   با دقت 25micron  -/+
-  محدوده اندازه گیری 0-40 m
-  سرعت سیکل اندازه گیری 3000point/sec
-  سرعت حرکت هدف 6 m/s

: LTD700

برخی از مشخصات دستگاه :
-  مجهز به مبدلهای زاویه ای بسیار دقیق با تفکیک زاویه ای 0.14 arc sec
-  مجهز به انتر فرومتر بسیار دقیق با دقت 10micron ± 
-
مجهز به فاصله یاب مطلق (ADM )   با دقت ±25micron
-
محدوده اندازه گیری  0-25mتوسط IFM  و 6m  توسط  ADM
-  سرعت سیکل اندازه گیری 3000point/sec
-  سرعت حرکت هدف 6 m/s
-  قابلیت مجهز شدن به لوازم ردیابی و اسکن با شش درجه آزادی (6DOF )

سیستم انبارداری

•  ایجاد کدینگ کالا به صورت نمودار درختی و به تفکیک گروه کالا، نوع، سایر و... توسط کاربران.

•  تعریف و ایجاد نقطه تجدید سفارش، حداکثر موجودی، نقطه بحرانی برای هر گروه کالا و مواد و یا هر قلم خاص توسط کاربران.

•  ثبت ورود شمارش‌های اول و دوم و سوم و نیمه پایانی و پایانی انجام شده توسط شمارشگران در سیستم.

•  صدور سند حسابداری از طریق سیستم و قیمت گذاری توسط سیستم.

•  امکان مشاهده و کنترل موجودی هر قلم کالا هنگام صدور حواله شامل مقدار موجودی در لحظه.

•  امکان تهیه گزارش از موجودی اول دوره و پایان دوره به صورت کاردکس کالا، گروه کالا به صورت ریالی و مقداری.

•  ارائه گزارش براساس فرمهای استاندارد موجود از جمله فرم درخواست کالا،‌ رسیدکالا،‌ اسناد هزینه، ‌فرم دریافت تنخواه،‌ حواله انبار و غیره.

•  امکان تهیه گزارش به صورت تجمیعی شامل گروه کالا، انبارها، سالن‌ها به صورت ریالی و فیزیکی.

درخواست دمو

بروشور باکیفیت - با حجم پایین

نرم‌افزار انبارداری به منظور مدیریت جایگاه‌های کالای بازرگانی طراحی و پیاده‌سازی شده است. این سیستم کلیه عملیات مورد نیاز که قبلا در قالب سیستم سنتی انبارداری به صورت دستی و کاغذی انجام می‌گرفت به صورت خودکار و با قابلیت‌های بسیار بیشتر در اختیار شما قرار می‌دهد.

تفاوت اصلی این سیستم با سایر سیستم‌هایی که در این زمینه تولید شده است منطبق بودن بالای آن بر نوع عملکرد انبارها و رفع کلیه نیازهای موجود در انبارها می‌باشد.

به عبارت دیگر سیستم جامع انبارداری ابزاری مناسب جهت دریافت داده‌های واحد مربوطه درقالب ثبت مشخصات عملیات انبار کالا‌ از زمان دریافت کالا تا زمان تحویل آن به صورت شفاف و طبقه‌بندی شده می‌باشد.

مراحل طبقه بندی و کد گذاری موجودی های انبار :

1ـ شناسایی ولیست برداری موجودی کالا :

قبل از هر گونه اقدام برای طبقه بندی و کد گذاری موجودی کالا می بایست نسبت به شناسایی اقلام موجود در انبار اقدام نمود .این شناسسایی با توجه به رویت هر یک از اقلام وتوجه به مشخصات و خصوصیات ومحل مصرف آن صورتمی گیرد .

شناسایی اولیه اقلام موجود در انبار نیاز به افرادی متخصص و مجرب دارد تا با استفاده از تجارب خود نسبت بهشناسایی اولیه اقلام موجود درانبار نیاز به افرادی متخصص ومجرب دارد تا با استفاده از تجاربت خود نسبت به شناسایی هر یک از اقلام موجود در انبار اقدام نمایند .در مرحله شناسایی تعیین نام و مشخصات فنی و در صورت دارا بودن شماره فنی و سایر موارد آنها باتوجه به مدارک و مستندات موجود ضروری است . پس از شناسایی کلیه انواع اقلام موجود درانبار اقدام به تهیه لیستی از قلاممزبور می شود که در واقع لیست اولیه اقلام واغباس به شمار می رود .

پس از لیست برداری از کلیه اقلام شناسایی شده موجود درانبار ،اقدام به گروه بندی آنها و تعیین شمخصات کامل می شود . معمولاً این گروه بندی با توجه به نحوه سیستم طبقه بندی و کد گذاری که مورد نظر است به عمل می آید . پس از مرحله گروه بندی اقلام لیست مجددی از لیست اولیه تهیه می گردد و نام و مشخصات فنی و نوع و واحد مصرف هر یک از اجناس و اقلام وتعیین کالاهای مشابه که مورد مصرف یکسانی دارند به صورت گروه بندی شده آماده میشوند .چنین لیستی که در واقع لیست نهای تلقی میشود آماده برای طبقه بندی نمودن و کد گذاری شدن اقلام دران میباشد .

2 ـطبقه بندی موجودی کالا :

طبقه بندی عبارت است از جدا سازی و یک کاسنه نمودن به گروههای همگن با نظمی منطقی .برای طبقه بندی هر یک از موجودی ها ، شناسایی و شناخت اقلام ضروری است به همان گونه که در طبقه بندیاسناد ،اسناد را به دسته های مختلف آنچنان طبقه بندی می کنند تا مابین آنها یک صنعت مشترک که اساس و پایه طبقه بندی به شمار می رود وجود داشته باشد . به همین دلیل طبقه بندی باید به صفات مشترک و هم گروه و هم خانواده بودن توجه شود . طبقه بندی کالا در اسناد در واقع یک نوع نظم دادن به موجودیها در انبار میباشد تاکلیه مصرف کنندگان در قسمتهای مختلف یک شرکت بتوانند زبان مشترکی در خصوص انواع موجودیها داشته باشد .

ژان شاردن نخستین ایرانشناس فیلسوف‌

زاد وزادگاه‌
ژان‌ شاردن‌ در سال‌ 1643 م‌.، درست‌ سالی‌ که‌ لوئی‌چهاردهم‌ به‌ تخت‌ نشست‌، در شهر پاریس‌ متولد شده‌ و در همان‌ محل‌ به‌ تحصیل‌پرداخته‌ است‌. او پسر مرد جواهرسازی‌ بوده‌ که‌ در میدان‌ دوفین‌ به‌ کار مشغول‌بوده‌ است‌ و نزد همو است‌ که‌ شاردن‌ از زمان‌ کودکی‌ شناخت‌ سنگهای‌ قیمتی‌ و فن‌و هنر جواهرسازی‌ را آموخته‌ است‌
خانواده‌ی‌ شاردن‌ به‌ فرقه‌ی‌پروتستان‌ هوگِنو  تعلق‌ داشت‌ و به‌ طور کلی‌ اغلب‌ با مقامات‌ رسمی‌ فرانسوی‌و کلیسای‌ کاتولیک‌ مشکل‌ پیدا می‌کرد. به‌ همین‌ سبب‌ شاردن‌ جوان‌ علاقه‌ی‌زیادی‌ نداشت‌ تا در فرانسه‌ سکونت‌ کند و از طرف‌ دیگر شغل‌ جواهرسازی‌، میل‌دسترسی‌ به‌ سنگهای‌ قیمتی‌ و شاید نیز نوعی‌ عشق‌ به‌ شناخت‌ افقهای‌ دوردست‌، اورا متوجه‌ آسیا و هند شرقی‌ کرد. وی‌ در بیست‌ و دو سالگی‌ (1664-1665 م‌.) اولین‌سفر خود را آغاز کرد که‌ در حدود شش‌ سال‌ طول‌ کشید. در این‌ سفر، ایران‌ بیش‌ ازکشورهای‌ دیگر نظر او را جلب‌ کرد، به‌ نحوی‌ که‌ عملاً بیشتر وقت‌ خود را در این‌کشور گذراند
سفر دوم‌ شاردن‌ از 17 ماه‌ اوت‌ 1671 م‌. آغاز شد. این‌ بارزن‌ تاجری‌ به‌ نام‌ خانم‌ لسکو او را همراهی‌ می‌کرد که‌ بسیار جسور و متهور بود وبارها در مشکلات‌ راه‌ و خطرات‌ زیادی‌ که‌ بدانها روی‌ می‌آورد، به‌ شاردن‌ کمک‌می‌کرده‌ است‌. آن‌ دو در گرجستان‌ به‌ سبب‌ مزاحمت‌ طایفه‌ی‌ آنجاز چیزی‌ نمانده‌بود که‌ زندگی‌ خود را از دست‌ بدهند و شاردن‌ با تعویض‌ لباس‌، خود را به‌ صورت‌یک‌ کشیش‌ بینوای‌ فرقه‌ی‌ کاپوسین‌ درآورد و بدین‌ وسیله‌ آن‌ دو توانستند خود رانجات‌ دهند. سرانجام‌ آنها در تابستان‌ 1673 م‌. به‌ اصفهان‌ رسیدند و تا سال‌ 1677م‌. در این‌ شهر اقامت‌ کردند. عاقبت‌ شاردن‌ ایران‌ را در سال‌ 1677 م‌. برای‌همیشه‌ ترک‌ کرد و دوباره‌ دو سال‌ هم‌ در هندوستان‌ ماند و بعد، احتمالاً باکشتی‌، از راه‌ دماغه‌ی‌ کاپ‌ به‌ اروپا بازگشته‌ است‌
از طرف‌ دیگر بایدگفت‌ که‌ چون‌ شاردن‌ شدیداً به‌ تعلیمات‌ کالون‌ اعتقاد داشته‌ است‌ و از آنجا که‌مطابق‌ لایحه‌ی‌ نانت‌ که‌ در فرانسه‌ پروتستانها اجرا می‌شده‌، دیگر در این‌ کشورامکان‌ پیشرفت‌ برای‌ او نبوده‌، عملاً در سال‌ 1681 م‌. به‌ انگلستان‌ پناه‌ برده‌و مورد حمایت‌ شارل‌ دوم‌، پادشاه‌ انگلستان‌، قرار گرفته‌ است‌ و بعدها رسماً ازطرف‌ «وایت‌ هال‌» ملقب‌ به‌ عنوان‌ «سر» (آقا) شده‌ و همچنین‌ عنوان‌ «شوالیه‌ »  را کسب‌ کرده‌ است‌
شاردن‌ در انگلستان‌ که‌ دیگر آنجا را وطن‌ اصلی‌خود به‌ حساب‌ می‌آورد، با دختری‌ از منطقه‌ی‌ نورماندی‌  فرانسه‌ که‌ او هم‌ درآن‌ زمان‌ به‌ انگلستان‌ پناه‌ آورده‌ بود، ازدواج‌ کرد. شاردن‌ به‌ جز مدتی‌ که‌نماینده‌ی‌ دولت‌ انگلیس‌ در کمپانی‌ هند شرقی‌ در هلند بود، بقیه‌ی‌ سالهای‌ آخرعمر خود را در انگلستان‌ گذراند، یعنی‌ تا پنجم‌ ماه‌ ژانویه‌ 1713 م‌. که‌ درهفتاد سالگی‌ در لندن‌ فوت‌ کرد
در بعضی‌ ازمنابع‌ فرانسوی‌ احتمال‌داده‌اند که‌ شاردن‌ در قبرستان‌ چیسویک‌ (Chiswick) نزدیک‌ لندن‌ دفن‌ شده‌ باشد،ولی‌ مطابق‌ تحقیقاتی‌ که‌ نگارنده‌ (دکتر مجتهدی‌) توسط‌ دوستان‌ خود در این‌زمینه‌ انجام‌ داده‌، معلوم‌ شد که‌ چنین‌ نیست‌. لوح‌ یادبود رسمی‌ شاردن‌ که‌جنبه‌ی‌ تجلیل‌ از او دارد در کلیسای‌ عظیم‌ وست‌ مینیستر (Westminster Abbey) لندن‌ نصب‌ شده‌ است‌ و در کتابچه‌ی‌ راهنمای‌ رسمی‌ کلیسا (چاپ‌ 1997 م‌ .) درباره‌ی‌ او (ص‌ 17) شرح‌ مختصری‌ آورده‌ شده‌ است‌. ظاهراً جسد او در آلبانی‌حومه‌ی‌ نیویورک‌ دفن‌ شده‌ است‌، البته‌ معلوم‌ نیست‌ چرا و چگونه‌ جسد را به‌آمریکا برده‌اند. بر نگارنده‌ لازم‌ است‌ که‌ در اینجا از خانم‌ نرگس‌ اهری‌ تشکرکنم‌ که‌ اطلاعات‌ و عکسها و مدارکی‌ را جمع‌ آوری‌ کرده‌ وفرستاده‌اند
شاردن‌، تاجری‌ چیره‌ دست‌ بود
بعضی‌ از متخصصان‌ که‌ درباره‌ی‌ شاردن‌ اظهار نظر کرده‌اند، ضمن‌ اشاره‌به‌ استحکام‌ انکارناپذیر شخصیت‌ او که‌ همراه‌ با نوعی‌ تهور و بی‌باکی‌ وخطرجویی‌ نیز بوده‌ است‌، از مهارت‌ و کاردانی‌ وی‌ در امور تجارت‌ و مبادله‌ی‌کالاها سخن‌ به‌ میان‌ آورده‌اند. شاردن‌ با فروختن‌ ساعت‌ و زیورآلات‌ جواهرنشان‌و طلای‌ ساختِ اروپا در عثمانی‌ و ایران‌ و حمل‌ کالاهای‌ این‌ دو کشور به‌هندوستان‌ و خرید الماس‌ در این‌ سرزمین‌ به‌ منظور فروش‌ آنها در فرانسه‌ وانگلستان‌، موفق‌ شده‌ بود و با پشتکار و انضباط‌ در برنامه‌ی‌ کارهای‌ خود ثروت‌فراوانی‌ را جمع‌آوری‌ کند، ولی‌ آنچه‌ در نزد شاردن‌ غیرمتداول‌ و شاید استثنایی‌به‌ نظر می‌رسد، این‌ است‌ که‌ این‌ شخص‌ با وجود تلاش‌ دائمی‌ خود در مال‌اندوزی‌، لحظه‌ای‌ از پرداختن‌ به‌ مشاهدات‌ دقیق‌ و افزایش‌ اطلاعات‌ در علوم‌مختلف‌ و شناخت‌ و بیان‌ روشن‌ آنها غفلت‌ نورزیده‌ است‌ .
دریافت‌ لقب‌ «تاجرشاه‌» از شاه‌ عباس‌ دوّم‌
اوعلاوه‌ بر زبان‌ فارسی‌ که‌ آن‌ را خوب‌ بلد بود - البته‌ بدون‌ اینکه‌ بر ادبیات‌غنی‌ این‌ زبان‌ تسلط‌ واقعی‌ داشته‌ باشد - تا حدودی‌ ترکی‌ و عربی‌ هم‌ یادگرفته‌ بود. او در مورد فارسی‌ دانی‌ خود در مقدمه‌ی‌ آخرین‌ چاپ‌ سفرنامه‌اش‌ درزمان‌ حیات‌ خود (چاپ‌ پنجم‌ در سال‌ 1711 م‌.) ادعا می‌کند که‌ از تمام‌اروپاییانی‌ که‌ در آن‌ عصر به‌ شرق‌ سفر می‌کرده‌اند، تسلط‌

بیشتری‌ بر زبان‌ فارسی‌ داشته‌و توانسته‌ است‌ مستقیماً با بزرگان‌ و مقامات‌ رسمی‌ ایران‌ وارد مذاکره‌ شود وروابط‌ بسیار خوبی‌ با آنها برقرار سازد، به‌ طوری‌ که‌ شاه‌ ایران‌، عباس‌ ثانی‌،علاوه‌ بر اینکه‌ لقب‌ «تاجرشاه‌» را به‌ او داده‌، چند قطعه‌ جواهر قیمتی‌ نیز به‌او هدیه‌ داده‌ است‌ که‌ بنا به‌ گفته‌ی‌ شاردن‌ خودش‌ شکل‌ آنها را طراحی‌ کرده‌بود
سفرنامه‌ از نگاه‌ شاردن‌
دراین‌مقدمه‌ شاردن‌ همچنین‌ به‌ لزوم‌ نگارش‌ سفرنامه‌ و روش‌ صحیح‌ نگارش‌ آن‌ اشاره‌کرده‌ است‌ که‌ یادآوری‌ بعضی‌ از نکات‌ آن‌ در اینجا برای‌ فهم‌ روح‌ حاکم‌ بر کلّنوشته‌های‌ وی‌ خالی‌ از فایده‌ به‌ نظر نمی‌رسد .
شاردن‌ نفس‌ سفرنامه‌ نویسی‌را بسیار مفید می‌داند، ولی‌ اضافه‌ می‌کند که‌ در طی‌ دو قرن‌ اخیر، بعد از کشف‌قاره‌ی‌ جدید، گزارشهای‌ زیادی‌ درباره‌ی‌ سفر به‌ نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ منتشر شده‌که‌ با اقبال‌ فراوان‌ خوانندگان‌ رو به‌ رو بوده‌ است‌، بدون‌ اینکه‌ اغلب‌ آنهاواقعاً واجد دقت‌ و صحت‌ و امانت‌ کافی‌ باشند
او می‌نویسد که‌ درسفرنامه‌ی‌ خود از آوردن‌ توصیفات‌ خیالی‌ خوش‌ آیند و ایجاد توهمات‌ و خوش‌ باوری‌در خوانندگان‌ خودداری‌ کرده‌ است‌ و از آنجا که‌ بیشتر عمر خود را در خارج‌گذرانده‌، بدون‌ تکلف‌ و بدون‌ ادعای‌ ادبی‌، مطالب‌ خود را به‌ زبان‌ بسیار ساده‌به‌ رشته‌ تحریر درآورده‌ است‌ .

علم بلاغت

علوم بلاغت، علوم بلاغی، یا بلاغت (Rhetoric ) از جملهٔ فنون ادبی است، و شاخه‌های سه گانهٔمعانی، بیان، و بدیع را در بر می‌گیرد. در مقایسه با مضامین و زمینه‌های دیرین بلاغت در فرهنگ‌ها و جوامع جهانی، مطالعات و پژوهش‌های علمی معاصر، برد وسیع‌تر و متنوع‌تری از مسائل عملی و معانی نظری را به حیطه علوم بلاغی وابسته و مرتبط دانسته‌اند. در حالی که به طور سنتی این علوم را تنها به حرفه‌ها و زمینه‌هایی از قبیل سیاست، حقوق، روابط عمومی، بازاریابی، و تبلیغات تجارتی منحصر انگاشته‌اند، امروزه، دامنهٔتحقیقات علوم بلاغی به رشته‌های پیچیده و مختلفی، همچون علوم انسانی، علوم ادیان، علوم اجتماعی، و تاریخ هم گسترش یافته است.

علوم بلاغت در نهج ‏البلاغه

در نهج‏البلاغه انواع علوم بلاغى از جمله معانى و بیان و بدیع واقسام آنها چون سجع و جناس و تضاد و تشبیه و استعاره و کنایه و مراعات‏النظیر وغیره فراوان وجود دارد که به برخى از آنها براى نمونه اشاره مى‏شود :

1-سجعمتوازى

القَاتِلوُن و العَادّون، مَحْدُود و مَوْجُود و معدُود و مَمْدُود،بِقُدْرَتِه و بِرَحْمَتِه، بِمُقَارَنَه و بِمُزَایَلَة، الأَجْوَاء و الأَرْجَاء،تَیَّارُه و زَخّارُه، العاصِفَة و القَاصِفَة، بِرَدَّه و شَدَّه، نَعْتُ و وَقتُ،فَطَرَ و نَشَرَ، حَدَّه و عَدَّه (شهیدى 1370: خطبه 1 (

2-سجعمتوازن

الهِمَم و الفِطَن، بُعْدُ و غَوْصُ، لایُدْرِکُهُ و لایَنَالُهُ، حَدُّو نَعْتُ، التَّصْدِیق و التَوْحِیدُ، حَدَثٍ و عَدَمٍ، فَاعِلٌ و بَصیرٌ، أعْصَف وأَبْعَد، عُبَابُه و رُکَامُه، مَوْج و سَقْف، سَقْف و سَمْک، مَحْفُوظ و مَرْفُوع،عَمَدٍ و دِسَارٍ... (خطبه 1 (

3-سجع مطرّف

الْقَاتِلوُن و المُجْتَهِدُون،الأجْوَاء و الَهَواء، مَجْرَاهَا و مَنْشَاهَا مُنیراً و مُسْتَطِیراً،لایَرْکَعُون و لایَنْتَصِبُون، لایَتَزَایَلُون و لایَسْأمُون الحمیّة والشِقْوَة، البلیّةَ و للِعدَة... (خطبه 1 (

4-مراعاة‏النظیر

معرفته والتصدیق به،أحال و لأم، عالماً و محیطاً، قرائن و أَحْنَاء، فتق و شقّ، الأجواء والهواء، الرِّبع و الزَّعْزَع، الهَواء و المَاء، هَوَاء و جَوّ، سَقْف و سَمْک،عُمُد و دِسار، زینَة و ضِیَاء، الکَواکِب و الثِّواقِب، دائِر و مائِر، فَلَک وسَقْف و رَقیِم، سُجُود و رُکُوع، نَوْم و سَهْو، فَتْرَة و غَفْلَة، وَحْیه ورُسُلِه، قَضَاء و أَمْرِه، الحَفَظَة و السَّدَنة (خطبه 1). جُحْر و وِجَار،الضَّبَّة و الضَّبُع (خطبه 69).
5-تضادّ

وجود و عدم، مع وغیر، مُقَارَنَة و مُزَایَلَه، تَحْت و فَوْق، سُفْلاَهُنَّ و عُلْیَاهُنَّ،الثَّابِتَة و الَمارِقَه، الأرضِیین السُّفْلى و السَّمَاءِ العُلیا، حَزن وسَهْل، عَذْبِ و سَبَحْ، المُخْتَلِفَة و المُوءْتَلِفَه، الحَرّ و الْبَرْد،البَلَّة و الجُمُود، المساءة و السّرور، تَعَزَّزَ و اسْتَهون... (خطبه1). کَثِیرو قَلِیل، الحَقّ و البَاطِل، حِیْصَتْ و تَهَتَّکَتْ (خطبه 69 (

6-تحذیر «ترساندن »

در این صنعت از شیوه‏هاى گوناگون استفاده شده است، گاهى از «ألا» وگاهى از «أحذّرکُم» و زمانى از «اتّقوا، و إیّاک و تکرار کلمات، چون «اللّه، اللّه » و غیره مانند: «هان بدانید که سرکشى را از حد گذراندید و با رویارویى خدا، وصف‏آرایى برابر موءمنان، زمین را در تباهى کشاندید. خدا را خدا را! بپرهیزید ازبزرگى فروختن، از روى حمیّت، و نازیدن به روش جاهلیت
«
هان بترسید! بترسید! ازپیروى مهتران و بزرگانتان که به گوهر خود نازیدند و نژاد خویش را برتردیدند.»

«پس از خدا بترسید و با نعمت‏هایى که به شما داده مستیزید...» «منشما و خود را از آن مى‏ترسانم، هرکسى باید از کار خود سود ببرد.»

7-اغراء «برانگیختن »

إغراء هم مانند تحذیر به روش‏هاى مختلف آمده است، یک‏بار به گونهتکرار اسم و یا مصدر و گاهى به صورت فعل امر چه حاضر و چه غایب موءکد، مانند: «وکوشش کوشش اى بى‏خبر، و کس تو را چون خدا خبر ندهد.»

«پس اى شنونده از پسمستى هشیار باش و از خواب غفلت بیدار باش، و اندکى از شتاب خویشبکاه.»

«نماز را در وقت معین آنبه جاى آر، و به خاطر آسوده بودن از کار پیش از رسیدن وقت آن را بر پاىمدار.» «و باید از کارها آن را بیش‏تر دوست بدارى که از حق بگذرد، و نهفروماند.»

8-تشبیه

پیش از ذکر نمونه‏هاى انواع تشبیه، توضیح این مطلبلازم به نظر مى‏رسد که تشبیه‏ها و استعاره‏ها و کنایه‏هایى که در کتاب گرانقدرنهج‏البلاغه به کار رفته اغلب مشبهٌ‏به‏ها یا استعاره‏ها و کنایه‏هاى محسوس است . بدین‏گونه که امر معنوى یا هر امر دیگرى که تصور آن تا حدى به تأمل و دقت نظر نیازداشته است، به صورت محسوس و ملموس و از چیزهایى که در دسترس عامه و در زندگى ایشانوجود عینى دارد و درخور فهم همه مردم بیان شده است. مانند رشته دین و راه‏هاىپوسیده و پایه‏هاى ایمان. و گاهى چند تشبیه ساده و مرکب پى‏درپى مى‏آید و براىبیان مطلب یک مشبه‏به چند مشبه‏به مانندشده و تشبیه جمع یا مرکبى را تشکیل مى‏دهد . و گاهى وجه شبه از چند امر برگرفته شده و به صورت تشبیه تمثیل درمى‏آید، مانند : «گویى مسجد شما چون سینه کشتى است یا شترمرغى بر سینه به زمینى خفته یا چون سینهمرغى در میان موج دریایى».

و یا «جهاد درى از درهاى بهشت است، لباس تقوا وزره محکم خدا باشد» (شهیدى 1370: خطبه 27) و استعاره مرشحه دنیا سنگینى سینه‏اش،شما را خوابانده است.

چرا قرآن به زبان عربى نوشته شده است

دربارة زبان، روش و سبک نگارش متون دینی، بحث‌هاى گوناگونى مطرح است که رشته‌ها و گرایش‌هاى متعددى در دانشگاهها متکفل آن هستند. در این نوشتار، از بین کتاب‌هاى مقدس، قرآن را برگزیده و از بین بحث‌هاى متعدد آن تنها به این بحث می‌پردازیم که «چرا قرآن به زبان عربى است؟» و در این بحث نیز به تمام جوانب آن نمی‌پردازیم. مثلاً آیا قرآن از ناحیة خداوند به زبان عربى بر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم نازل شده است ـ‌همان‌گونه که ما معتقدیم‌ـ و یا این که محتواى آن به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم وحى شده و او آن را در قالب زبان عربى ریخته است ـ‌کما این‌که برخى ادعا کرده‌اند‌ـ و مباحث دیگرى از این دست را به فرصت دیگرى موکول می‌کنیم. از آنجا که وارد شدن به این‌گونه مباحث نیز داراى دو روشِ برون دینى و درون دینى است. در این نوشتار تنها، روش درون دینى را برمی‌گزینیم.

  محدود کردن دایرة بحث به این جهت است که مبادی، اصول و پیش‌فرض‌هاى هر بحث با بحث دیگر متفاوت است و مشخص نشدن مبنا و دایرة بحث، در ابتدا، سرگردانى و در پایان بی‌نتیجگى به همراه خواهد داشت، از طرف دیگر گستردگى مباحث اقتضا می‌کند، که یک سرى مسایل به عنواى اصول و پایه مورد توافق واقع شود تا با توجه به آنها، بحث‌هاى دیگرى صورت پذیرد. از جمله اصول و پایه‌هاى مورد قبول، این است که ظاهر الفاظ قرآن حجّت است، تکرار شدن یک مطلب در قرآن اهمیّت آن را می‌رساند، قرآن کلمات را، بی‌فایده و بدون هدف کنار یکدیگر قرار نمی‌دهد و….

پس از این مقدمه و روشن شدن محدوده و پیش‌فرضها به سراغ سؤال اصلى می‌رویم و به تجزیه و تحلیل آن می‌پردازیم.

چرا زبان قرآن، عربى است؟

این پرسش را چند گونه می‌توان مطرح کرد و جواب‌هاى متفاوت نیز خواهد داشت:

1. گاهى پرسش این‌گونه مطرح می‌شود که چرا حضرت محمّد صلى الله علیه و آله و سلم که شخصى عرب بود و در مکه مبعوث شد قرآنى به زبان عربى آورد؟

در این صورت جواب روشن است، زیرا که هر پیامبرى باید به زبان قومش سخن بگوید تا مردم آن سخنان را بشنوند و پیرامون آن بیندیشند؛ و راه براى ایمان به آن یا تکذیب آن باز شود. بنابراین، در اینجا، به طور کلى جاى این سئوال نیست که چرا پیامبر عرب، به زبان غیر عربى کتاب نمی‌آورد. بلکه بر‌عکس اگر کسى بخواهد آوردن کتاب به زبان دیگرى را وظیفة او بداند باید دلیل بیاورد. به عبارت دیگر تناسب حکم و موضوع، تناسب ظرف و مظروف و تناسب حالّ و محلّ همه اقتضا می‌کند که پیامبر عرب، داراى کتاب عربى و پیامبر فارس مثلاً داراى کتاب فارسى و… باشد. قرآن نیز می‌فرماید: «و ما ارسلنا من رسول الاّ بلسان قومه لیبیّن لهم» (ابراهیم، 14/4) «ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [حقایق را] براى آنان بیان کند.»

بنابراین توافق زبان هر پیامبر با زبان پیام و زبان پیام‌پذیر، امرى مورد قبول بلکه لازم است و گرنه تفهیم و تفهّم صورت نمی‌پذیرد.

2. ولى گاهى پرسش به گونة دیگرى مطرح می‌شود و آن این‌که چرا آخرین پیامبر خدا، عرب زبان بود تا به دنبال آن کتابش نیز به زبان عربى باشد؟ چرا این توفیق شامل فارس‌ها،

جواب این پرسش با پاسخ پرسش نخستین کاملاً متفاوت است. در این‌جا باید جهات و امور گوناگونى را در نظر گرفت تا پاسخ، کامل و جامع باشد. از جمله:

الف) وقتى سخن از آخرین پیامبر و آخرین پیام است، طبعاً باید بشر را اجمالاً در سطحى از آگاهى و شعور دانست که قدرت دریافت آخرین پیام را داشته باشد، و حدّاقل طایفه یا گروهى از آنان بتوانند آن پیام را دریافت کنند و از آن نگهبانى کنند تا به نسل‌هاى بعدى برسد.

ب) اگرچه برخى از مردم قابلیت دریافت، فهم، نگهدارى و عمل به آخرین وحى را پیدا می‌کنند ولى به طور مسلّم، گروه بیشتر و بزرگ‌ترى با امکانات فراوان و قدرت و مکنت بیشتری، دین جدید و آخرین پیام را برنمی‌تابند و در‌صدد از بین بردن آن و از میان برداشتن معتقدان ، حافظان و نگهبانان آن هستند ـ‌همان‌گونه که در طول تاریخ، انبیا، به چنین گروه‌هایى گرفتار بوده‌اند‌ـ بنابراین باید راهکارى براى مقابله با این مشکل اندیشیده شود.

ج) با اذعان به این مطلب که بنا نیست، پیوسته با معجزه و کارهاى خارق‌العاده از دین و قرآن حمایت شود، به‌ویژه وقتى که آخرین پیامبر و آخرین پیام می‌خواهد به بشریت عرضه شود باید به‌گونه‌اى عمل شود که دین خاتم خود‌به‌خود، و بدون توسل به معجزات و امور غیبى حفظ گردد و نگهبان و حافظ بیرونى نیاز نداشته باشد. با در نظر گرفتن نکات یاد شده، به سراغ انسانها و محیط زندگى آنان می‌رویم تا ببینیم در کدام محیط و کدام شرایط آن نکات، خصوصاً بند ج بیشتر قابل تحقق است.

خانواده و انواع آن

خانواده با وجود اینکه به عنوان اولین واحد اجتماعی شناخته می‌شود، ولی دارایپیچیدگیهای فراوانی است. بطوری که شناخت آن ، اهمیت آن و تأثیرات و کارکردهای آنبسیار مورد توجه صاحب‌نظران مختلف بوده است. بر این اساس همچنان که تعاریف متعددیاز آن ارائه شده است و به اهمیت آن در زمینه‌های مختلف فردی ، اجتماعی و غیره تأکیدشده است، کارکردهای متفاوتی نیز برای آن ارائه شده است. بطوری که بسیار سادهانگارانه خواهد بود، تنها یک یا دو کارکرد برای آن معرفی می‌شود .

کارکرد زیستی و تولید مثل خانواده

وجود فرزندان در خانواده موجب استحکامخانواده می‌شود. شاید این کارکرد از جمله کارکردهایی است که تمام افراد چه صاحب‌نظرو غیره با آن آشنایی دارند. زن و شوهری کهازدواجمی‌کنند، دیر یا زود منتظر تولد فرزند خواهند بود. هر چند ممکن است تفاوتهایی بینافراد مختلف ، فرهنگها و جوامع مختلف از لحاظ زمان بچه‌دار شدن و تعداد فرزندان وفاصله سنی آنها تفاوتهایی وجود داشته باشد. اما تولد فرزند بطور مشترک در تمامیفرهنگها ، جوامع ، طبقات مختلف اقتصادی و اجتماعی مورد توجه است. امروزه در برخیجوامع به دلایل متعدد از جمله تعلیم و تربیت ، اقتصاد ،بهداشتو ... محدود کردن تعداد افرادخانواده را مورد تأکید قرار می‌دهند. در جامعه ما موضوع کنترل موالید وتنظیم خانوادهمورد توجه قرار گرفته و وزارتبهداشت و درمان و آموزش پزشکی به کمک وزارتخانه‌ها و سازمانهای مختلف به تهیه واجرای طرحهای مناسب در این راستا اقدام کرده‌اند .

 

 

کارکردهای تربیتی و آموزشی خانواده

یکی از وظایف اساسی خانواده علاوه بردنیا آوردن فرزندان ، توجه به مسائل تربیتی آنهاست. خانواده با فراهم کردن محیطمساعد ، امکانات و شرایط مناسب و نظارت بر تربیت و آموزش فرزندان چنین کارکردی رامهیا می‌سازد. در گذشته و قبل از تأسیس مکاتب و مدارس تمام وظایف تعلیمی و تربیتی وایجاد مهارتهای شغلی بر عهده خانواده بوده است. و کودکان و نوجوانان از طریقآموزشهای غیر رسمی و نزد پدران و مادران و افراد بزرگسال خانواده با آداب اخلاقیاجتماعی و همچنین حرف و مشاغل مختلف جامعه ، آشنا می‌شدند. با توجه به شرایط فعلیزندگی بخصوص در جوامع پیشرفته و پیچیده مقداری از این کارکرد بر عهدهمهدکودکها ، مدارس و دیگر مؤسسات آموزشی و تربیتی گذاشته شده است. با اینحال توجهبه این نکته ضروریست که هیچ یک از این مؤسسات قادر نخواهند بود تأثیرات خانواده رابه صورتی کامل داشته باشند. بر این اساس ضروریست خانواده‌ها سهم خود را در اینوظیفه بخوبی رعایت نموده و بر اهمیت آن ازعان داشته باشند .

 

کارکرد خانواده به عنوان تأمین کننده سلامت جسمی و روانی اعضاء

از وظایفمهم خانواده تأمین امنیت جسمی و روحی برای هر یک از اعضاء خانواده است. تا از اینطریق سلامت و روحی آنها تضمین کند. تأمین غذا ، بهداشت و جو مناسب عاطفی و روانیشرایط را بر رشد و شکوفایی افراد فراهم می‌سازد. بدیهی است در خانوادهایی که اینکارکرد با مشکل روبروست، عدم تأمین نیازهای تغذیه‌ای ، عدم رسیدگی به وضعیت بهداشتیو جسمی ، زمینه را برای ابتلا به انواع بیماریها فراهم می‌سازد. از سوی دیگر عدمتوجه به مسائل عاطفی افراد خانواده ، از جمله تأمین نیازهای روانی آنها ، اعمالشیوه‌های ارتباطی مناسب ، آموزش شیوه‌های مواجهه با مشکلات افرادی که از لحاظ روانیدر وضع نامناسبی قرار گرفته‌اند، تحویل جامعه خواهد داد. به این جهت لازم است تک تکافراد ابتدا در زمان تشکیل خانواده و بعد از آن در طول زندگی مشترک به نیازهایعاطفی روانی خود و بقیه افراد خانواده توجه داشته و به آموزش و کسب اطلاعات لازم دراین زمینه‌ها رغبت نشان دهند . تحقیقات نشان می‌دهد زوجهایی که سلامت روانیکافی ندارند، اغلب فرزندانی ناسازگار و ناسالم پرورش می‌دهند. مادران افسرده اغلبفرزندان افسرده دارند و افراد افسرده چه از لحاظ فردی و چه از لحاظ اجتماعی مواجهبا مشکلات زیادی هستند. این مسأله تنها به افسردگی ختم نمی‌شود، کلیه ناراحتیهایروحی چه ضعیف و چه خفیف در جو عاطفی خانواده انعکاس نامطلوبی دارد. خانوادهمشکل‌دار درعلت شناسی آسیبهای اجتماعیبسیار حائز اهمیتاست .

نقش معلمان ابتدایی در پرورش اعتقادات مذهبی در کودکان

فهرست

عناوین   صفحه

  مقدمه.........................................................................................................................2

  استفاده از علاقه به محبوبیت.............................................................................. 3

بیان فضیلت حب آل پیامبر(ص)................................................................................4

طرح نیازمندی انسان به این محبت و بهره مندی از آن........................................4

ارزش جلوه دادن محبت اهل بیت (ع).......................................................................5

تعظیم و تکریم.............................................................................................................7

ذکر فضایل اهل بیت و فرهنگ آنان..........................................................................8

گره زدن خوشیهای زندگی به حیات ائمه................................................................8

معرفی کتاب و نگارش مقاله و شعر.........................................................................9

تشکلهای هیئتی............................................................................................................9

ایجاد فضای روحی و معنوی..................................................................................10

نتیجه گیری................................................................................................................10

منابع.......................................................................................................................  11 

 

نقش معلمان ابتدایی در  پرورش اعتقادات مذهبی در کودکان

مقدمه

نوع رابطه ما با اهل بیت (علیهم السلام)، برچه مبنایى است و بر چه مبنایى باید باشد؟ آیا مثل رابطه ملت و حاکم است؟ آیا رابطه علمى میان شاگرد و استاد است؟ آیا رابطه «محبت» و «مودت» و پیوند قلبى و درونى است، که هم کارسازتر و هم بادوامتر و ریشه‏دارتر است؟ قرآن کریم روى این رابطه، تاکید دارد و «مودت اهل بیت» را اجر رسالت پیامبر (ص) معرفى مى‏کند: (قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فى القربى) در روایات هم، مودت و ولایت، به عنوان یک «فرض» و ملاک قبول اعمال به حساب آمده است. تولاى شما فرض خدایى است قبول و رد آن مرز جدایى است هر آن کس را که در دین رسول است ولایت، مهر و امضاى قبول است دیانت‏بى‏شما کامل نگردد بجز با عشقتان دل، دل نگردد حتى اهل سنت هم طبق احادیثشان این نکته را قبول دارند و در شعر شافعى چنین آمده است: یا اهل بیت رسول الله حبکم فرض من الله فى القرآن انزله کفاکم من عظیم القدر انکم من لم یصل علیکم لا صلاة له اى خاندان پیامبر خدا! محبت‏شما فرض و واجب است که در قرآن آن را نازل فرموده است. در عظمت قدر شما همین بس که هرکس (در نماز) بر شما درود و صلوات نفرستد، نمازش صحیح نیست.» هرچه محبت و دلباختگى و ارتباط قلبى بیشتر باشد، تبعیت، همرنگى، همراهى و همدلى هم بیشتر خواهد شد. ایمان عاطفى به رهبرى، حتى در طاعت سیاسى و اجتماعى هم تاثیر مى‏گذارد و تبعیتى عاشقانه مى‏شود، نه صرفا تشکیلاتى و رسمى. از این رو، ارتباط شیعه با اهل بیت (علیهم السلام) را علاوه بر جنبه‏هاى اعتقادى برمبناى علمى، احادیث و منابع دینى، باید عاطفى، روحى و احساسى قرار داد و «آگاهى عقلى» را با «عاطفه قلبى» درهم آمیخت و عقل و عشق را با هم پیوند زد. ایجاد محبت و عشق را باید از مراحل ساده، بسیط و عاطفى شروع کرد و در مراحل بعدى با بصیرت و شناخت‏بیشتر، آن را تعمیق داد، تا آنجا که «حب»، جزء سرشت انسان گردد و «محبت اهل بیت»، جزء دین یک مسلمان و شیعه در آید و «هل الدین الا الحب»؟ براى این کار، باید زمینه‏هاى روحى و آمادگیهاى قبلى افراد را در نظر گرفت، و الا محبت اهل بیت‏به دلهاى غیر مستعد و غیر آماده نمى‏چسبد، آنچنان که کاشى به دیوار کاهگلى نمى‏چسبد. گاهى هم باید موانع را زدود، هم چنانکه در لحیم‏کارى، ابتدا با سنباده و مواد دیگر، چربیها، آلودگیها و جرمها را از محل مى‏زدایند، تا لحیم، بچسبد و جوش بخورد.

راههاى ایجاد محبت

1- استفاده از علاقه به محبوبیت

هر کس دوست دارد مورد علاقه و محبت دیگران باشد و مورد توجه قرار گیرد. در جذب افراد، اظهار علاقه، خیلى مؤثر است. بخصوص آن طرفى که انسان مورد علاقه او باشد اگر شخصیتى معروف، مهم و معتبر باشد، مورد رغبت‏بیشترى است. تاچه رسد به اینکه آن طرف، خدا، رسول و ائمه (علیهم السلام) باشند. باید چنین القاء کرد که رشته محبت و علقه ولایى با اهل بیت، موجب مى‏شود انسان محبوب خدا و رسول گردد و چه موهبتى بالاتر از این؟ طرح این مسئله که ائمه، دوستدارانشان را دوست دارند، ایجاد محبت مى‏کند. روایت در این زمینه، بسیار است. از جمله، این حدیث: کسى به محضر على (ع) رسید و گفت: «السلام علیک یا امیر المؤمنین و رحمة الله و برکاته، کیف اصبحت؟» سلام و رحمت و برکات الهى برتو، اى امیرمومنان، چگونه صبح کرده‏اى؟ حضرت سربلند کرد و پاسخ سلامش را گفت و فرمود: «اصحبت محبا لمحبینا و مبغضا لمن یبغضنا» صبح کردم، در حالى که دوستدارانمان را دوست دارم و با دشمنان دشمن هستم. طرح مسئله حب متقابل و رضایت طرفینى میان خدا و بنده یا پیامبر و امت، کارساز است. قرآن هم نمونه‏هایى دارد، همچون: «رضى الله عنهم و رضوا عنه»، «فسوف یاتى الله بقوم یحبهم و یحبونه» خدا از آنان راضى است، آنان هم از خدا راضى‏اند. خداوند کسانى را خواهد آورد که آنان را دوست‏بدارد و آنان هم دوستدار خدا باشند.

انواع قالب بندی

قالب بندی   توضیحاتی داده شده است و درادامه مطلب قسمتی از متن آورده شده است  :سیستم قالب بندی تونلی

·  این روش امکان اتمام اسکلت بتنی پروژه ها را در کوتاهترین مدت با حداقل نیروی انسانی فراهم میسازد.

·  حذف نازک کاری (پلاستر) زیر سقفها و روی دیوارها به دلیل سطح بتنی و صیقلی و ابعاد و اندازه های دقیق با استفاده از روش قالب تونلی امکان پذیر میباشد.

·  دیوارهای بتنی باربر در این سیستم، سازه ای بسیار مقاوم در برابر نیروهای زلزله بدست می آورد.

با استفاده از سیستم قالب تونلی امکان بتن ریزی همزمان سقف و دیوار بتنی و بصورت دوره گردش روزانه امکان پذیر می باشد.

در این روش مدت زمان ساخت سازه های بتنی در مقایسه با سایر روشهای مرسوم بسیار کوتاهتر میباشد. همچنین علاوه بر کیفیت و دقت بالا در اجرای اسکلت بتنی باعث صرفه جویی قابل توجهی در نازک کاری و تاسیسات مکانیکی و برقی خواهد شد.

صرفه جویی در کاهش نیروی انسانی مورد نیاز و مدت زمان اجرا حدوداَ به 50% نسبت به سایر روشهای مرسوم می رسد. قالب های تونلی تا پانصد بار بدون نیاز به بازسازی و تعمیر قابل استفاده هستند.

بدلیل تکنولوژی ساخت پیشرفته قالبهای فولادی در این سیستم، استقامت و دوام قالبها زیاد می باشد.

 سیستم قالب فولادی دیوارهای منحنی شکل (FLEXO)

·  امکان اجرای قالب بندی دیوارهای دوار (دایره ای شکل) با قطر حداقل 5 متر میسر می باشد. (ضمناَ با این قالبها دیوارهای بتنی صاف نیز قابل اجرا می باشند.)

·  صفحات از قبل برای قطر (انحنا) مورد نیاز مونتاژ شده و زمان نصب قالب بندی دیوار را کاهش می دهند.

·  سطح بتنی بدست آمده کاملاَ صیقلی و بدون نیاز به نازک کاری از دیگر مزایای استفاده از این قالب ها است.

سیستم قالب دیوارهای منحنی شکل مقاوم در برابر فشار جانبی بتن تازه معادل KN/m2 80 بوده و برای ساخت مخازن و دیوارهای بتنی دایره ای شکل طراحی شده است. با این قالبها در صورت نیاز امکان اجرای دیوارهای بتنی صاف نیز وجود دارد.

ضخامت صفحات فولادی قالب ها mm 4 است و از فولاد با حد جاری شدن بالا استفاده می شود لذا در برابر خستگی ناشی از بتن ریزی های متعدد مقاومت زیاد و عمر طولانی دارند.

تنظیم قطر انحنا مورد نظر در قالب ها به راحتی در کارگاه قبل از نصب امکان پذیر است.

صفحات قالب در محل درزها از یکدیگر جدا نمی شوند و به نظر می رسد کاملاَ یکپارچه و به هم چسبیده هستند.

قالب بندی اعضا مخروطی شکل با استفاده از صفحات مخصوص (دارای فیلر و قسمتهای الحاقی) امکان پذیر است. این صفحات قالب با داشتن سوراخ های موجود در قالب برای میله های فلزی رزوه شده (Tie-Rod) ، نیاز به سوراخ کاری های اضافی در صفحات قالب را حذف می کنند.

 سیستم قالب چوبی دیوارهای منحنی شکل (PLEXO)

·  امکان نصب و اجرای راحت و آسان و با قطرهای متفاوت و یا انحنای مورد نیاز.

·  با توجه به دوام بالای قطعات الحاقی فولادی فقط با تعویض صفحات قالب چوبی برای مدت طولانی قابل استفاده است.

·  به آسانی و سریع، برای قطر انحنا دیوار مورد نظر تنظیم و نصب می شود.

این قالبها بطور وسیعی در سازه های دوار مانند مخازن آب – سیلوها و غیره استفاده می شوند و تا ارتفاع 5/7 متر می توان آنها را اسقرار داد و استفاده نمود. برای فشار بتن تازه معادل KN/m2 60 طراحی شده اند.

سبکی صفحات قالب این سیستم امکان جابجایی راحت و آماده برای نصب را فراهم می آورد و همچنین زمان درگیر بودن جرثقیل را کاهش می دهد.

 سیستم قالب لغزنده

 1.  سیستم لغزنده با جرثقیل – CCP

·  سکوهای این سیستم به همراه قالب های دارای سطح وسیع، به صورت لغزنده طراحی شده است.

·  سکوها می توانند با هر نوع قالب دیواری یکپارچه و یا تاشونده به راحتی مورد استفاده قرار بگیرند.

·  با توجه به جابجایی قالب و سکو به عنوان یک سیستم واحد، در مدت زمان استفاده از جرثقیل 50 الی 70 درصد صرفه جویی می شود.

گزارش گری در مدیریت

عدم اطمینان یکی از ویژگی‌های بارز هر محیط اقتصادی است. اساساً رویکرد شرکت‌ها نسبت به ریسک تصمیمات، معاملات و قیمت‌های بازار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. تصمیمات درست و عاقلانه بر مبنای اطلاعاتی گرفته می‌شوند که ریسک و شرایط عدم اطمینان را تشریح می‌کند و یا حداقل به شناخت آنها کمک می‌نماید. مهمترین جز یک سیستم اطلاعاتی در هر اقتصاد، گزارشگری مالی آن است. هنگامی‌که یک شرکت، اطلاعاتی را در خصوص شرایط و عملکرد مالی خود به استفاده‌کنندگان بیرونی ارایه می‌دهد، خواسته یا ناخواسته اثر انواع ریسک‌ بر شاخص‌های ارزیابی، سود خالص و جریانات نقدی خود را جهت‌دهی می‌کند.

شاید بتوان گفت در سالهای اخیر آنچانکه باید، به مقوله گزارشگری مالی پرداخته نشده است. این در حالی است که باید توجه داشت بررسی چالش‌های گزارشگری مالی، عامل اساسی رفع اختلاف نظرهای موجود بین وضع‌کنندگان استانداردهای حسابداری و مقررات‌گذاران است. ضمناً این امر موجب می‌شود ساختار و محتوای گزارشات مالی نیز تبیین گردد و خلاصه اینکه نتیجه نهایی آن ارایه یک سیستم گزارشگری مالی است که با مفاهیم مدیریت ریسک و اصول اندازه‌گیری آن سازگار می‌باشد و زمینه را برای تصمیم‌گیری‌های آگاهانه توسط استفاده‌کنندگان بیرونی فراهم می‌آورد.

به اعتقاد اکثر کارشناسان، داشتن یک استراتژی مناسب شامل ارکان زیر تا حدود زیادی می‌تواند به رفع اختلاف‌نظر بین وضع‌کنندگان استانداردهای حسابداری و مقررات‌گذاران کمک نماید.

1-تفکیک مفهوم بی‌طرفی از گرایش به سمت گزارشگری محافظه‌کارانه، به‌عنوان یک هدف بلندمدت

عدم جانبداری در ارایه تصویری شفاف از شرایط و عملکرد مالی شرکت، هدف اصلی حسابداری است که می‌بایست در بلندمدت از مقوله تمایل به گزارشگری محافظه‌کارانه به‌موجب برخی مقررات متمایز شود. به عبارت دیگر قاعده‌مندی ابزارهای قانونی احتیاط‌آور نقطه شروع ارزیابی‌هایی است که مشمول محافظه‌کاری عمدی نمی‌شوند.

2- رفع برخی سو تفاهمات طی فرآیندی همسو با هدف اول

به این منظور مقررات‌گذاران با توجه به ابزارهای کنترلی که در اختیار دارند، در مواجهه با بخشی از مفاهیم "ثبات مالی تغییرات در استانداردهای گزارشگری مالی" که غیـر قابل ‌اجتناب هستند، سیاست بی‌طرفی را در پیش می‌گیرند.

3- اجماع بر سر گزارش اطلاعات غنی‌تر در مورد شاخص‌های مالی شرکت البته این مهم در چارچوب رویه‌های حسابداری سنتی و با استفاده از گزارشگری وضعیت جاری شرکت از طریق صورتهای مالی (اطلاعات درجه یک) امکان‌پذیر نیست، بلکه می‌بایست برآوردهایی از ریسک (اطلاعات ریسک) و درصد عدم اطمینان هر یک از برآوردها (اطلاعات خطای اندازه‌گیری) نیز ارایه شود. تشریک مساعی بین وضع‌کنندگان استانداردهای حسابداری و نهادهای نظارتی علاوه بر بهبود مجموعه نهایی اطلاعات گزارش شده، ضمانت اجرایی آن را نیز در پی خواهد داشت.

در این مقاله بیشتر سعی شده است به رابطه بین حسابداری، مدیریت ریسک و اندازه‌گیری آن پرداخته شود. به این منظور قابلیت‌های مختلف اندازه‌گیری ریسک و رابطه آن با تعیین ارزش‌ بررسی می‌شود. همچنین از دو جنبه دیگر نیز به مساله خواهیم پرداخت. نخست آنچه که تحت عنوان بی‌طرفی شناخته می‌شود بطور مفصل مورد بررسی قرار می‌گیرد. اهمیت بحث بدان جهت است که نخستین اثر ریسک بر محاسبات ارزش‌گذاری به تفسیری که از مفهوم بی‌طرفی می‌شود، بستگی دارد. در ادامه به ارتباط بین ارزش‌گذاری بی‌طرفانه و قیمت‌های بازار نیز پرداخته می‌شود.

از بُعد دیگر چالش‌های موجود بین اندازه‌گیری ریسک و رویکرد جاری نسبت به گزارشگری مالی مورد بررسی قرار می‌گیرد. بویژه توجه خاص خواهیم داشت به امکان‌سنجی این مساله که آیا ممکن است استانداردهای حسابداری ارزش‌یابی‌ها را تحریف کنند و یا اینکه صورتهای مالی شرکت را به‌طور مصنوعی متورم نشان دهند؟ و یا حتی در نتیج?‌ این آثار به انحا مختلف وضعیت اعتباری شرکت را تحت تاثیر قرار دهند.

نخست، در جهانی که مشخصه اصلی آن اطلاعات ناقص و هزینه‌بر است، ارزش‌یابی به‌صورت منحصربه‌فرد و عینی قابل تعریف نیست. به‌عنوان یک نتیجه‌ مهم می‌توان گفت مفهوم بی‌طرفی می‌بایست محتاطانه تفسیر شود. اصولاً در چنین شرایطی، ارزش بدست آمده مبتنی بر میثاقهای حسابداری اعم از اینکه در بازار مشاهده می‌شود یا خیر، ارزش بازار شرکت را تحت تاثیر قرار می‌دهد. به‌علاوه در بررسی اصول حسابداری نیز باید اثر متقابل عوامل اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.

دوم، نقش اصول اندازه‌گیری ریسک در تعیین ارزش‌ بسیار اساسی است. از آنجاکه ارزش‌یابی مستلزم پیش‌بینی است بنابراین باید ریسک‌های ممکن اندازه‌گیری و قیمت‌گذاری شوند. حتی زمانیکه بحث پیش‌بینی در حسابداری سنتی نیز مطرح می‌شود، اندازه‌گیری ریسک اهمیت می‌یابد، مثل محاسبات مربوط به استهلاک وام‌ها. به‌علاوه در سایر روش‌های حسابداری مانند ارزش متعارف یا ارزش ویژه، نقش اندازه‌گیری ریسک گسترده‌‌تر است که این خود زمینه‌ای برای پیشرفت‌های آتی از قبیل عمیق شدن بازارها، توسعه و تنوع ابزارهای مالی جدید و نوآوری‌های مالی می‌باشد.

کمال نهایی انسان

منظور از تربیت انسان، به فعلیت رسانیدن استعدادهای بالقوه او است.و چون کمال هر موجودی در شکوفایی و به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه اوست، لذا در صورتی که انسان به صورت صحیح و در یک نظام تربیتی همه جانبه پرورش یابد، به کمال نوعی خود خواهد رسید.از اینجا می‏توان دریافت که هدف نهایی از تربیت انسان نیز نباید چیزی جز کمال نهایی او باشد.حال جای این سؤال است که کمال حقیقی و نهایی انسان چیست؟ کدام مقصد است که اگر انسان به آن جا برسد به سعادت حقیقی خود نایل آمده است؟ و کدام هدف است که تمام مساعی تربیتی باید به سوی آن جهت گیری شوند و تمامی قوا و استعدادهای انسان در ارتباط با آن و در محدوده آن رشد و پرورش یابند؟

قبل از این که به بحث درباره کمال نهایی انسان بپردازیم، نخست برای روشنتر شدن مفهوم کمال باید به این نکته اشاره کنیم که کمال انسان چیزی نیست که بستگی به‏قرارداد یا اعتبار افراد داشته و با تغییر اعتبار، تغییر کند.البته ممکن است از دیدگاه افراد مختلف کمال، نمونه‏های متنوعی داشته باشد به طوری که حتی چیزی که از نظر فردی کمال تلقی می‏شود، از دیدگاه فرد یا مکتب دیگر نقص تلقی گردد.اما این اختلاف در برداشتها به این معنی نیست که واقعا کمال انسان امری قراردادی است و بستگی به نظر اشخاص یا مکتب‏ها دارد.اختلاف موجود در این زمینه در میان مکتبهای مختلف ناشی از ناتوانی آنها از شناخت کمال حقیقی انسان است به طوری که اگر همه آنها به شناخت انسان و کمال او نایل آیند، در این صورت «اختلاف از گفتشان بیرون شدی.»

کمال انسان (و هر موجود دیگر) یک امر واقعی و یک صفت وجودی است که انسان در صورت طی مراحل لازم، در واقع و در حقیقت واجد آن صفت و مرتبت می‏شود به طوری که در هر مرتبه از کمال کاری از او ساخته است که اگر به آن مرتبه نرسد، چنان کاری از او ساخته نیست .

کمال نهایی انسان

حال که مفهوم کمال روشن شد، جای این سؤال است که کمال نهایی انسان چیست.آنچه ابتدا از عنوان «کمال نهایی» فهمیده می‏شود این است که کمالات غیر نهایی نیز برای انسان وجود دارد.یعنی چه بسا کمالاتی جنبه مقدمی و آلی داشته، زمینه را برای رسیدن به کمال نهایی فراهم می‏آورند.و لذا باید کمال نهایی را از کمالات مقدمی و فرعی بازشناخت تا هدف اصلی و نهایی از اهداف متوسط و ضمنی بازشناخته شود.

آنچه میزان رشد و کمال و محدوده فعالیت هر یک از قوای انسان را تعیین می‏کند، توجه به کمال نهایی انسان و مقتضیات آن است یعنی رشد و کمال هر یک از قوای انسانی تا آن جا که مناسبت با کمال نهایی انسان داشته و مقدمه‏ای لازم برای حصول آن باشد، مطلوب است، در غیر این صورت، به جهت تعارض با کمال نهایی، نامطلوب خواهد بود.

شناخت کمال نهایی

چگونه و از چه راهی می‏توان کمال نهایی انسان را شناخت؟ آیا عقل یا تجربه قادر به‏شناخت آن هستند؟ و اصولا میزان کارآیی هر یک از آنها در این زمینه چقدر است؟

تردیدی نیست که کمال نهایی انسان مربوط به روح او بوده، جنبه جسمانی ندارد.زیرا به طوری که می‏دانیم حقیقت انسان روح اوست و تکامل انسانی او در گرو تکامل استعدادهای روحی او می‏باشد و رشد جسمانی او تا اندازه‏ای که لازمه تکامل روحی اوست، ارزش دارد و به هیچ عنوان کمال نهایی او محسوب نمی‏شود.از این جا روشن می‏شود که کمال نهایی انسان مقوله‏ای نیست که بتوان از راه تجربه آن را شناخت.کمالات روحی زمانی قابل شناخت هستند که شخص خود واجد آنها شود و با تجربه درونی و شهودی آنها را دریابد.و لذا شناخت آنها برای کسانی که خود به این کمالات دست نیافته‏اند از طریق تجربی امکان پذیر نیست.اگر گفته شود با مطالعه در احوال و آثار شخصیتهای تکامل یافته می‏توان پی به کمال انسان برد، در پاسخ گوییم که این امر مستلزم دور است زیرا لازمه شناخت انسانهای به کمال پیوسته این است که از قبل کمال را شناخته باشیم.بنابر این، در این عرصه کاری از دست تجربه ساخته نیست .

بناهای قدیمی و جدید

بناهای قدیمی

خانه های روستائی معمولا به این صورت ساخته میشد که دارای یک حیاط و چندین اتاق و

انباری تندرستون محل پخت نان  دست شوئی  طویله  آغل گوسفندان

بالاخانه ها معمولا بر روی یک کلبه زیرین با خشت خام ساخته و با کاه گلی اندود می شد در وسط بالا خانه را مربعی به ابعاد تقریبا هفتاد سانتی متر به اندازه تقریبا پانزده سانتیمتر گود  کرده و در وسط  آن مربع .گودال مدوری به اندازه یک کاسه ایجاد کرده و همه را به کاه گل اندود بود و این را میگفتند گودال کرسی که در همه خانه های روستایی وبسیاری از خانه های شهری در آن زمان چنین چیزی بود. در آن گودال وسط آتش میریختند و به اصطلاح بوته  و هیزم را همانجا بر می افروختند و پس از آنکه شعله تمام می شد وآتش بی دود و شعله باقی می ماند کرسی را بر روی آن چاله قرارمی دادند که چهار پایه کرسی در چهار کنج آن قرار میگرفت و قیدهای کرسی مساوی لبه آن مربع می گشت و در اطرافش که فرش نمدی یا تشکچه ای انداخته بودند می نشستند و لحاف را بر روی کرسی می کشیدند و هنگامی که میخواستند بخوابند چهار طرف آن میخوابیدند. آستر لحاف مردم ده در آن زمان همه کرباس بود که در خمهای رنگرزی با نیل رنگ آبی میکردند و تا زمانیکه نو بود دست و پا آدمی که به آن مالیده می شد رنگ میگرفت  . سقف خانه ها چون در زمستان داخل آنها آتش می افروختند بیشتر آنها سیاه بود .و دیگر اینکه تمام اتاق ها و بالاخانه ها دارای طاقچه بودند .

که برای گذاشتن وسایل مثل چراغ و آینه استفاده می شد.و نکته دیگر اینکه دیوار ساختمانها بقدری ضخیم بود که در زمستان سرما براحتی نمی توانست نفوذ کند و زود گرم میشد و در تابستان خنک بود و کمتر گرم می شد.شخصا من دیوار خانه با ضخامت یک ونیم متر رااز نزدیک دید

مجموعه کاخ گلستان، یادگاری به جای مانده از ارگ تاریخی تهران است،این بنا روزگاری همانند نگینی در میان این ارگ، می درخشید.

بنیاد ارگ تاریخی تهران به دوره صفویه و زمان شاه طهماسب اول بازمی گردد. این ارگ در دوره کریم خان زند بازسازی شده و در دوره قاجار به محل دربار و سکونت سلاطین قاجار اختصاص یافته است؛ گفتنی است که ناصرالدین  شاه در دوران حیات خود تغییرات بسیاری را در مجموعه گلستان ایجاد کرده است.پاره ای از این تغییرات را در شرح بناهای کاخ گلستان مشاهده خواهید کرد.

در بیش از یک سوم فضای ارگ، دارالحکومه و محل سکونت شاه قرار داشت. این منزلگاه همانند خانه های سنتی ایران دارای دو بخش بیرونی و اندرونی بود. بخش بیرونی شامل دو قسمت یعنی حیاط دارالحکومه یا دیوانخانه ودیگری باغ مربع شکلی به نام باغ گلستان بود که این دو حیاط را بناهایی از یکدیگر جدا می ساخت.این بنا در دوران پهلوی تخریب گردید و در حال حاضر اثری از آنها برجا نمانده است.

  در شرق دارالحکومه و شمال باغ گلستان فضای اندرونی قرارداشت که حیاط بزرگی بود که اقامتگاه زنان شاه و عمارت خوابگاه شاهی در میانه آن ساخته شده بود ودر واقع حرمسرا را تشکیل میداد.

  این مجموعه دردوره پهلوی تخریب شد و بجای آن ساختمان فعلی وزارت امور اقتصادی ودارائی ساخته شد.

  حیاط تخت مرمر یا دارالحکومه مقر بر تخت نشستن شاه و برگزاری بارعام ومحل حکومت بود. در حالیکه فضای باغ گلستان اندرون شاهی بود وبه ملاقات های خصوصی، مراسم خانوادگی اختصاص داشت.

ایوان تخت مرمر

روح ظریف هنرمند ایرانی با استعانت از هنرهای معماری، نقاشی، سنگتراشی، کاشی کاری، گچبری، آئینه کاری، خاتم سازی، منبت کاری و مشبک سازی، در وسط کاخهای سلطنتی قدیم ومجموعه دلپسند، ترکیبی بدیع و بنائی زیبا بوجود آورده که شاید کمتر بتوان نظیر آنرا در جای دیگر یافت.

ایوان یا تخت جایگاهی است که مراسم سلام وبارعام طبقات مختلف مردم درمقابل آن برگزار می شده است .

به نظر می‌رسد عمر بعضی از قسمتهای تخت مرمر که از بناهای دوره زندیه می‌باشداز سایر بناهای موجود در کاخ گلستان بیشتر باشد.

  در سال 1221 هـ.ق فتحعلی شاه به حجاران وسنگتراشان معروف اصفهانی امرکرد تا از سنگ مرمر زرد یزد تختی بسازند تا همیشه در وسط ایوان نصب ومستقر گردد. این تخت که از 65 قطعه مرمر بزرگ و کوچک تشکیل یافته،میرزابابای شیرازی نقاشباشی آن را طراحی کرده، و سرپرستی حجاری به عهده استاد محمدابراهیم اصفهانی بوده است.

  معماری و تزئینات این ایوان در دوره فتحعلی شاه وناصرالدین شاه تغییرات زیادی کرد تا به شکل امروزی درآمد.

  این ایوان در دوره قاجار محل به تخت نشستن پادشاهان وبرگزاری مراسم و اعیاد رسمی بود. آخرین مراسم رسمی که دراین ایوان برگزار شد، تاجگذاری رضاخان در سال 1304 بود.

خلوت خانه کریمخانی

  در گوشه شمال غربی محوطه گلستان، دیوار به دیوار تالار سلام، بنایی سر پوشیده وستوندار بصورت ایوان سه دهنه ای وجود دارد که در مرکز آن حوض جوشی ساخته شده و پیشتر از این آب قنات شاه از میانه حوض میجوشیده است. این قسمت از کاخ گلستان که جلو خان یا خلوت کریمخانی نامیده میشود . چنانچه از نامش پیداست ، از بناهای دوره کریمخان زند است و قسمتی از خلوت خانه وی به شمار می آمده است.

  این بنا ظاهرآ در سال1173 هـ.ق احداث گردیده و در زمان ناصرالدین شاه، که بنای جدید تالار سلام ساخته میشده است، قسمت اعظم آن تخریب گردیده و امروزه تنها بخشی از آن باقی مانده است.

  قبلآ میانه این بنا حوضی کوچک وجود داشته که اب قنات شاهی از آب نمای این حوض بیرون می‌آمده ودر باغ جاری می‌شده.این بنا خلوت کریم‌خانی نام دارد و در گذشته بخشی از اندرون خانه وی به شمار می‌رفته است.

  در این محل نیز یک تخت مرمرین قرار دارد که بسیار کوچک‌تر ساده‌تر از تخت مرمر اصلی است.معروف است که ناصرالدین شاه این گوشه کاخ گلستان را بسیار دوست داشته و اغلب در این محل خلوت می کرده و قلیان می‌کشیده.ضمن انکه سنگ قبر ناصرالدین شاه بعد از جابه جایی های فراوان سر انجام در همین محل نگاهداری می‌شود.

رهبری در نهج البلاغه

چکیده
دیدگاههای دانشمندان غربی درقبال رهبری، دیدگاهی است که براساس آن فردی که عنوان رهبر گروه را دارد به دلیل ویژگیهای خاص، توانایی نفوذ در دیدگاهها، نگرشها، انتظارات و اهداف دیگر افراد یا گروهها را دارد و نتیجه این نفوذ نیز تحقق اهداف سازمان و یا اهداف گروهی است. در مقابل، دیدگاه امام علی(ع) نسبت به رهبری، دیدگاهی مردم محور است که اگر نفوذی و فرمانی وجود دارد درجهت اهداف زیردستان و رفاه عامه مردم است و اگر رهبر به دنبال تحقق اهداف سازمان و مجموعه خاص خود است، این اهداف چیزی جز رضایت مردم نیست و اینجاست که امام علی (ع) رهبری را وظیفه ای سنگین و مسئولیتی دشوار می داند.
این مقاله سعی بر آن دارد که بادیدگاهی تطبیقی به مقایسه دیدگاههای اندیشمندان مدیریت و امام علی(ع)، درمورد تعاریف، ویژگیها، شرایط و مهارتهای رهبر در رفتار با زیردستان و فرادستان بپردازد.
مقایسه رهبری از دیدگاه دانشمندان غربی و امام علی(ع)
جرج تری (1960) از رهبری به عنوان عمل اثرگذاری بر افراد نام می برد که موجب ایجاد شوق و علاقه در آنان برای تحقق اهداف گروهی می گردد.
ساعتچی (1375) معتقد است که رهبری فراگرد نفوذ در زیردستان است که تلاش وکوشش داوطلبانه و مشتاقانه آنان را درجهت تحقق اهداف سازمان برمی انگیزاند.
«استونر و وانکل» (1985) نیز رهبری را به عنوان یکی از وظایف مدیر، فرایند تاثیرگذاری و هدایت فعالیتهای مربوط به کار اعضای گروهها تعریف می کنند.
شرمرهورن و دیگران (1997) رهبری را موردی خاص از تاثیر شخصی فرد بر یک گروه یا یک شخص می داند که آنان را وادار می سازد که آنچه رهبر می خواهد انجام دهند.
با نگاهی به نمونه تعاریف ارائه شده رهبری توسط دانشمندان مدیریت، چند مفهوم کلیدی جلب توجه می کند:
1 - در رهبری، نفوذ و تاثیرگذاری بر افراد نقش عمده ای بازی می کند؛
2 - در رهبری، تعیین هدف یا اهداف مشترک پیش نیاز دیگر فعالیتهای رهبر است؛
3 - در رهبری تعامل گروهی و فردی رهبر یا دیگر اعضا امری حیاتی محسوب می شود.
باید توجه داشت که رهبری یک خاصیت ناشی از اقـــدامات طبیعی است. هیچ کس نمی تواند فارغ از وجود گروه، خود را رهبر بداند. رهبری عبارت از کوششی است که فرد در میان گروه از خود ظاهر می سازد. گروه و رهبری لازم و ملزوم یکدیگرند و هیچکدام بدون وجود دیگری حاصل نمی شود.
گروه باید دارای رهبری باشد. در بین گروه باید وحدت و یگانگی حکمفرما باشد والا گروه چیزی جز مجموعه ای از افراد نخواهدبود. یک نفر هم باید علاقه اساسی و عمیق برای ایجاد روح جمعی و هماهنگ ساختن اقدامات افراد عضو گروه داشته باشد رهبری یک امر حیاتی است که برای بقای گروه باید از جانب یک نفر نمودار شود (طوسی، 1370، ص 24).
اما در قرآن کریم آیه هشتم سوره رعد آمده است که:
بکل قوم هاد یعنی برای هر ملتی راهنمایی و رهبری ضروری است. امام علی (ع) در خطبه شقشقیه درمورد حقیقت حکومت و رهبری و علت پذیرش حکومت توسط خود می فرماید: آری به حق آن کس که دانه را در میان توده خاک سرشکافت، و به قدرتش جان از باطن جنین به جهان بتافت، اگر حضور حاضران و برپاشدن حجت با اعلام وجود ناصران نبود، و چنانچه خداوند بر دانشمندان ربانی آگاه پیمانی سخت نگرفته بود که در برابر پرخوری ستمگر و گرسنگی ستم رسیده، هیچ آرام و قرار نگیــــرند، بی تأمل ریسمان مهار حکومت را بر گردنش می انداختم و بی گمان خوب دریافته اید که این دنیای شما نزد من بی ارج تر از آبی است کـــــه بزی وقت عطسه از بینی می پراند (جعفری، 1372).
حضور حاضران، برپا شدن حجت با اعلام وجود ناصران و پیمان خداوند با دانشمندان ربانی آگاه سه عاملی هستند که امام علی (ع) به عنوان عوامل پذیرش رهبری بیان می کند. دراین دیدگاه اثری از قدرت طلبی، خودبینی و کسب امتیاز نیست. درحقیقت ازنظر امام علی (ع) رهبری جز پذیرش مسئولیتی سنگین به عنوان وظیفه حتمی دانشمندان ربانی آگاه نیست درحالی که حقیقت حکومت ورهبری مطابق با جمله: ولالفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطه عنز یعنی بی ارزش تر از آب بینی بز است که امام با بیان این جمله درحقیقت قصد دارد هرگونه برداشتی را که رهبری و حکومت را امتیاز رهبر برای استثمار زیـــردستان و به کار گماردن آنها به نفع خود می داند، نفی کند.
ایشـــان همچنین در خطبه 5 نهج البلاغه می فرماید: مردم امواج فتنه و آشوب را با کشتیهای نجات بشکافید و به پیش روید، از راه نازیدن به تبار و تقرات کناره گیرید، و تاجهای بالیدن به یکدیگر را بر زمین بکوبید.
رستگار آن کسی است که با دست و بالی به قیام برخاست یا تسلیم شد و خود را از آشوب رها ساخت. این حکومت آبی است گندیده، و لقمه ای که گلوی خورنده اش را می گیرد.
آن کس که میوه را پیش از رسیدن بچیند همچون کسی است که در زمین دیگری به کشت و زراعت پردازد (جعفری، 1373 ص 40).
امام علی (ع) در اینجا ابتدا حقیقت حکومت را با تشبیه آن به آبی گندیده و لقمه ای که گلوگیر نشان می دهد. بیان آب گندیده و لقمه گلوگیر نه تنها نشان می دهد که حکومت از جنبه مقامی و امتیازی آن مثبت نیست بلکـه به دلیل وجود مسئولیت سنگین درقبال پذیرش زمان حکومت درقبال ملت و عدم شایستگی، لقمه ای گلوگیر برای زمامدار و به دلیل امکان ایجاد غرور وغفرت در زمامداری مانند باتلاقی حاکم و رهبر را به درون خود می کشد و هلاک می کند.
در چنین شرایطی که پای مکتب و عقیده درمیان باشد، یا باید نیرویی داشت که با آن نیرو قیام کرد و باطل را از میان برد و حق را به حاکمیت رسانید، یا به مصلحت عموم و برای حفظ مکتب که هدف اصلی است، تسلیم شد و خود را به کناری کشید تا آتش و دود فتنه فروخوابد و حق از میان باطلها رخ نشان دهد (جعفری، 1373 ص 41).
امام علی (ع) درجایی که حکومت را حق مسلم خود می داند اما به دلیل اینکه، این زمامداری را چندان با ارزش نمی داند که مصلحت عموم و اسلام را فدای آن کند تسلیم را اصلح تر می داند. در اینجا می توان به این نکته پی برد که هدف اصلی امام هدایت امت و مصلحت ایشان است و اگر این مصلحت به قیمت عدم زمامداری و حکومت خود او نیز تمام شود بازهم پذیرای آن خواهدبود.
امیرالمومنین (ع) امر حکومت و سرپرستی و مسئولیت اجرایی را وسیله ای برای به رشد رسانیدن امت، به اجرا درآوردن حق. و گسترانیدن دین می داند که اگر به صورت هدف درآید و ستیزه جویی بر سر آن درگیرد، آبی می شود گندیده و از خاصیت افتاده و یا لقمه ای گلوگیر که نه تنها تشنگی و گرسنگی را رفع نکند بلکه موجب هلاکت نیز گردد (جعفری ص 41).
بانگاهی به سخنان امام علی(ع) می توان به نکات کلیدی و مهم زیر در رهبری دست یافت:
1 - در رهبری از دیدگاه امام (ع) نیز تعامل گروهی و فردی رهبر با امت امری ضروری است؛
2 - نفوذ در زیردستان از دیدگاه امام علی (ع) درجهت به رشد رسانیدن آنها، به اجرا درآوردن حق، و گسترانیدن دین و به طورکلی هدایت امت تحت رهبری است.
ویژگیهای رهبر از دیدگاه دانشمندان مدیریت و امام علی (ع)
مطالعه ویژگیهای یک رهبر از یک سیرتاریخی تبعیت کرده است. اولین شیوه مطالعه تحت عنوان نظریه رهبری بزرگمرد بر این عقیده بود که با مطالعه بسیاری از رهبران کارامد می توان به مجموعه کوچکی از صفات مشترک برای شناسایی رهبران بزرگ آینده دست یافت. در این نظریه، صفات جسمانی از قبیل سن، قد، وزن و توان همراه با زمینه اجتماعی (مثلاً تحصیلات و پایگاه اجتماعی)، هوش و فهرستی بلندبالا از ویژگیهای شخصیتی (مثلاً حسادت، سلطه گری، استقلال، اعتماد به نفس و عینیت) و خصوصیات اجتماعی (مثلاً کشش و جاذبه، محبوبیت و نزاکت) موردتحقیق قرار گرفتند.
استاگدیل (1950) با 120 مطالعه ای که بر این اساس انجام داده است. عوامل شخصی زیر را برای رهبری به دست آورده است:

سنسورهای اثرهال

مقدمه

یک عنصر هال از لایه نازکی ماده هادی با اتصالات خروجی عمود بر مسیر شارش جریان ساخته شده است وقتی این عنصر تحت یک میدان مغناطیسی قرار می گیرد، ولتاژ خروجی متناسب با قدرت میدان مغناطیسی تولید می کند. این ولتاژ بسیار کوچک و در حدود میکرو ولت است. بنابراین استفاده از مدارات بهسازی ضروری است. اگر چه سنسور اثرهال، سنسور میدان مغناطیسی است ولی می تواند به عنوان جزء اصلی در بسیاری از انواع حسگرهای جریان، دما، فشار و موقعیت و … استفاده شود. در سنسورها، سنسور اثر هال میدانی را که کمیت فیزیکی تولید می کند و یا تغییر می دهد حس می کند.

ویژگیهای عمومی

ویژگیهای عمومی سنسورهای اثرهال به قرار زیر می باشند:

1 - حالت جامد ؛

2 - عمر طولانی ؛

3 - عمل با سرعت بالا-پاسخ فرکانسی بالای 100KHZ ؛

4 - عمل با ورودی ثابت (Zero Speed Sensor) ؛

5 - اجزای غیر متحرک ؛

6-ورودی و خروجی سازگار با سطح منطقیLogic  Compatible  input and output ؛

7 - بازه  دمایی گسترده   (-40°C ~ +150°C) ؛

8 - عملکرد تکرار پذیرعالی Highly  Repeatable  Operation ؛

9 - یک عیب بزرگ این است که در این سیستمها پوشش مغناطیسی مناسب باید در نظرگرفته شود، چون وجود میدان های مغناطیسی دیگر باعث می شود تا خطای زیادی در سیستم اتفاق افتد.

تاریخچه

اثرهال توسط دکتر ادوین هال (Edvin  Hall) درسال 1879 در حالی کشف شد که او دانشجوی دکترای دانشگاه Johns  Hopkins در بالتیمر (Baltimore) انگلیس بود.

هال درحال تحقیق بر تئوری جریان الکترون کلوین بود که دریافت زمانی که میدان یک آهنربا عمود بر سطح مستطیل نازکی از جنس طلا قرار گیرد که جریانی از آن عبور می کند، اختلاف پتانسیل الکتریکی در لبه های مخالف آن پدید می آید.

او دریافت که این ولتاژ متناسب با جریان عبوری از مدار و چگالی شار مغناطیسی عمود بر مدار است. اگر چه آزمایش هال موفقیت آمیز و صحیح بود ولی تا حدود 70 سال پیش از کشف آن کاربردی خارج از قلمرو فیزیک تئوری برای آن بدست نیامد.

با ورود مواد نیمه هادی در دهه 1950 اثرهال اولین کاربرد عملی خود را بدست آورد. درسال 1965 Joe  Maupin ,Everett Vorthman برای تولید یک سنسور حالت جامد کاربردی وکم هزینه از میان ایده های متفاوت اثرهال را انتخاب نمودند. علت این انتخاب جا دادن تمام این سنسور بر روی یک تراشه سیلیکن با هزینه کم و ابعاد کوچک بوده است این کشف مهم ورود اثر هال به دنیای عملی و پروکاربرد خود درجهان بود.

تئوری اثرهال

  اگر یک ماده هادی یا نیمه هادی که حامل جریان الکتریکی است در یک میدان مغناطیسی به شدت B که عمود برجهت جریان عبوری به مقدار I می باشد قرار گیرد، ولتاژی به مقدار V در عرض هادی تولید می شود.

این خاصیت در مواد نیمه هادی دارای مقدار بیشتری نسبت به مواد دیگر است و از این خاصیت در قطعات اثرهال تجارتی استفاده میشود.
ولتاژها به این علت پدید می آید که میدان مغناطیسی باعث می شود تا نیروی لرنتز برجریان عمل کند و توزیع آنرا برهم بزند[(V´B )]. نهایتا حاملهای جریان مسیر منحنی را مطابق شکل بپیمایند. 

حاملهای جریان اضافی روی یک لبه قطعه ظاهر می شوند، ضمن اینکه در لبه مخالف کمبود حامل اتفاق می افتد. این  عدم تعادل بار باعث ایجاد ولتاژ هال می شود، که تا زمانی که میدان مغناطیسی حضور داشته و جریان برقرار است باقی می ماند.

برای یک قطعه نیمه هادی یا هادی مستطیل شکل با ضخامت t ولتاژهایV توسط رابطه زیر بدست می آید:

KH ضریب هال برای ماده مورد نظر است که بستگی به موبیلیته بار و مقاومت هادی دارد.

آنتیمونید ایریدیم ترکیبی است که در ساخت عنصر اثرهال استفاده می شود  و مقدار KH برای آن  20  است.

ولتاژهال در رنج در سیلیکن بوجود می آید و تقویت کننده برای آن حتمی است. سیلیکن اثر پیز و مقاومتی دارد و بنابراین براثر فشار مقاومت آن تغییر می کند. در یک سنسور اثر هال باید این خصوصیت را به حداقل رساند تا دقت و صحت اندازه گیری افزوده شود. این عمل با قرار دادن عنصر هال بریک IC برای به حداقل رساندن اثر فشار و با استفاده از چند عنصر هال انجام میشود. بطوری که بر هر یک از دو بازوی مجاور مدار پل یک عنصر هال قرار گیرد، در یکی جریان بر میدان مغاطیسی عمود است و ولتاژ هال ایجاد می شود و در دیگری جریان موازی با میدان مغناطیسی می باشد و ولتاژ هال ایجاد نمی‌شود. استفاده از 4 عنصر هال نیز مرسوم می باشد.

اساس سنسورهای اثرهال

عنصرهال، سنسور میدان مغناطیسی است. باتوجه به ویژگیهای ولتاژ خروجی این سنسور نیاز مندیک طبقه تقویت کننده و نیز جبران ساز حرارتی است. چنانچه از منبع تغذیه با ریپل فراوان استفاده کنیم وجود یک رگولاتور ولتاژ حتمی است.

رگولاتور ولتاژ باعث می شود تا جریان I ثابت باشد بنابراین ولتاژ هال تنها تابعی از شدت میدان مغناطیسی می باشد.

حکمت و فلسفه نماز

گرچه نماز چیزی نیست که فلسفه اش بر کسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به نکات بیشتری در این زمینه رهنمون می گردد:

1. روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است, همان « ذکر الله » است که در آیه‌ی فوق به عنوان برترین بیان شده است.

البته ذکری که مقدمه ی فکر, و فکری که انگیزة عمل بوده باشد, چنانکه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است که در تفسیر جمله ی و لذکر الله اکبر فرمود: ذکرا لله عند ما احل و حرم « یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام »

(یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.)

2. نماز وسیله ی شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا که خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته می کند, لذا در حدیثی می خوانیم: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ از یاران خود سؤال کرد: لو کان علی باب دار الحد کم نهر و اغتسل فی کل یوم منه خمس مرات اکان یبقی فی جسه من الدرن شیء؟ قلت لا, قال: فان مثل الصلاة کمثل النهر الجاری کلما صلی کفرت ما بینهما من الذنوب: « اگر بر در خانة یکی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پپنج بار خود را در آن شستشو دهد, آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او می ماند؟».

در پاسخ عرض کردند: نه, فرمود: « نماز درست همانند این آب جاری است, هر زمان که انسان نمازی می خواند گناهانی که در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود»

و به این ترتیب جراحاتی که بر روح و جان انسان از گناه می نشیند, با مرهم نماز التیام می یابد و زنگارهائی که بر قلب می نشیند زدوده می شود.

3. نماز سدی در برابر گناهان آینده است, چرا که روح ایمان را در انسان تقویت می کند, و نهال تقوی را در دل پرورش می دهد, و می دانیم « ایمان » و « تقوی » نیرومند ترین سد دربرابر گناهان است, و این همان چیزی است که در آیه ی فوق به عنوان نهی از فحشاء و منکر بیان شده است , و همان است که در احادیث متعددی می خوانیم : افراد گناهکاری بودند که شرح حال آنها را برای پیشوایان اسلام بیان کردند فرمودند: غم مخورید, نماز آنها را اصلاح می کند و کرد.

4. نماز, غفلت زدا است, بزرگترین مصیبت برای رهروان راه حق آن است که هدف آفرینش خود را فراموش کنند و غرق در زندگی مادی و لذائذ زود گذر گردند, اما نماز به حکم این که در فواصل مختلف, و در هر شبانه روز پنج بار انجام می شود, مرتباً به انسان اخطار می کند, هشدار می دهد, هدف آفرینش او را خاطر نشان می سازد, موقعیت او را در جهان به او گوشزد می کند و این نعمت بزرگی است که انسان وسیله ای در اختیار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه قویا به او بیدار باش گوید.

5. نماز خود بینی و کبر را درهم می شکند, چرا که انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پیشانی بر خاک در برابر خدا می گذارد, خود را ذره ی کوچکی در برابر عظمت او می بیند, بلکه صفری در برابر بی نهایت.

پرده های غرور و خود خواهی را کنار می زند, تکبر و برتری جوئی را در هم می کوبد.

به همین دلیل علی ـ علیه السّلام ـ در آن حدیث معروفی که فلسفه های عبادات اسلامی در آن منعکس شده است بعد از ایمان, نخستین عبادت را که نماز است با همین هدف تبیین میکند می فرماید: فرض الله الایمان تطهیراً من الشرک و الصلوة تنزیهاً عن الکبر ... : خداوند ایمان را برای پاکسازی انسانها از شرک واجب کرده است و نماز را برای پاکسازی از کبر»

6. نماز وسیله پرورش فضائل اخلاق و تکامل معنوی انسان است, چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهار دیوار عالم طبیعت بیرون می برد, به ملکوت آسمانها دعوت می کند, و با فرشتگان هم صا و همراز می سازد, خود را بدون نیاز به هیچ واسطه در برابر خدا می بیند و با او به گفتگو بر می خیزد.

تکرار این عمل در شبانه روز آن هم با تکیه روی صفات خدا, رحمانیت و رحیمیت و عظمت او مخصوصاً با کمک گرفتن از سوره های مختلف قرآن بعد از حمد که بهترین دعوت کننده به سوی نیکیها و پاکیها است اثر قابل ملاحظه ای در پرورش فضائل اخلاقی در وجود انسان دارد.

لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ می خوانیم که در فلسفه نماز فرمود:

الصلوة قربان کلی تقی : « نماز وسیله ی تقرب هر پرهیزکاری به خدا است. »

7. نماز به سایر اعمال انسان ارزش و روح می دهد ـ چرا که نماز روح اخلاص را زنده می کند, زیرا نماز مجموعه ای است از نیت خالص و گفتار پاک و اعمال خالصانه, تکرار این مجموع در شبانه روز بذر سایر اعمال نیک را در جان انسان می پاشد و روح اخلاص را تقویت می کند.

لذا در حدیثی معروفی می خوانیم که امیر مؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ در وصایای خود بعد ازآن که فرق مبارکش با شمشیر ابن ملجم جنایتکار شکافته شد فرمود: الله الله فی الصلوة فانها عمود دینکم : « خدا را خدا دربارة نماز , چرا که ستون دین شما است».

می دانیم هنگامی که عمود هیمه در هم بشکند یا سقوط کند هر قدر طنابها و میخهای اطراف محکم باشد اثریندارد, همچنین هنگامی که ارتباط بندگان با خدا از طریق نماز از میان برود اعمال دیگر اثر خود را از دست خواهد داد. در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می خوانیم: اول ما یحاسب به العبد الصلوة فان قبلت قبلا سائل عمله, و ان ردت رد علیه سائل عمله: « نخستین چیزی که در قیامت از بندگان حساب می شود نماز است اگر مقبول افتاد سائر اعمالشان قبول می شود, و اگر مردود شد سائر اعمال نیز مردود می شود»!

شاید دلیل این سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق و خالق است, اگر به طور صحیح انجام گردد قصد قربت و اخلاص که وسیله قبولی سائر اعمال است در او زنده می شود, و گرنه بقیة اعمال او مشوب و آلوده می گردد و از درجه اعتبار ساقط می شود.

8. نماز قطع نظر از محتوای خودش با توجه به شرائط صحت دعوت به پاکسازی زندگی می کند, چرا که می دانیم مکان نماز گزار, لباس نمازگزار, فرشی که بر آن نماز می خواند, آبی که با آن وضو می گیرد و غسل می کند, محلی که در آن غسل و وضو انجام می شود باید از هر گونه غصب و تجاوز به حقوق دیگران پاک باشد کسی که آلوده به تجاوز و ظلم, ربا, غصب, کم فروشی, رشوه خواری و کسی اموال حرام باشد چگوه می تواند مقدمات نماز را فراهم سازد؟ بنابر این تکرار نماز در پنج نوبت در شبانه روز خود دعوتی است به رعایت حقوق دیگران.

9. نماز علاوه بر شرائط قبول یا به تعبیر دیگر صحت شرائط کمال دارد که رعایت آنها نیز یک عامل مؤثر دیگر برای ترک بسیاری از گناهان است.

عرفان حافظ

مقدمه
عرفان حافظ مجموعه اى است مشتمل برپنج جلسه کنفرانس استاد شهید آیة الله مطهرى در همین موضوع که در حدود سال 1350هجرى شمسى در دانشکده الهیات و معارف اسلامى دانشگاه تهران ایراد شده است . اینکتاب ، اول بار پس از شهادت استاد تنظیم و چندین بار تجدید چاپ شد و در چند چاپ اولبا نام (تماشاگه راز)منتشر مى گردید . نظر به اینکه تنظیم قبلى آن داراى اشکالاتى بود و از دقت کافى برخوردار نبود، مطالباستاد مجددا از نوار استخراج و سپس به دقت و با حفظ امانت تنظیم شد و اکنون به صورتحاضر منتشر مى گردد .
استاد شهید حاشیه هایى نیز بر دیوان حافظ داشته اند کههمراه دیوان با نام (آیینه جام( منتشرشده است . در واقع این سخنرانیها و آن حواشى مکمل یکدیگر محسوب مى شوند و در برخىموارد، مطالب این کتاب تفصیل آن حواشى است .
همچنین استاد مطهرى در بخشى ازمقدمه کتاب علل گرایش به مادیگرى تحت عنوان)ماتریالیسم درایران( تحریف شخصیتها و مادى جلوه دادن آنها را یکى ازتشبثات مضحک ماتریالیستها دانسته و آنگاه به بحث جامعى درباره حافظ پرداختهاند .
کتاب حاضر همچون دیگر آثار استاد نشان دهنده دقت و نکته سنجى ایشان در امرتحقیق است و به سبب موضوعش از حال و هواى لطیف و عرفانى برخوردار مى باشد - کهبیانگر بعد عرفانى شخصیت استاد نیز هست - و شاید به همین سبب تاکنون مورد استقبالفراوان قرار گرفته است .
امید است این اثر استاد - که در واقع یک معرفى اجمالىاز عرفان اسلامى است - اهل دل و سوختگان عشق الهى را توشه راه و آرام جان باشد. ازخداى بزرگ توفیق خدمت مساءلت مى نماییم .

راههاى شناخت حافظ
موضوع بحث)عرفان حافظ ( است . دیوان حافظ از قدیم الایامیک دیوان عرفانى تلقى شده است البته دواوین عرفانى در شعر فارسى زیاد است ولى نهخیلى زیاد، و آنهایى که واقعا عرفان شناخته شده است به معنى اینکه تلقى دیگران اینبوده است که گوینده واقعا مرد عارفى بوده است و ادراکات و احساسات عارفانه خودش رادر شعرش منعکس کرده است و وارد در عرفان بوده است ، چنین دیوانهایى در زبان فارسىزیاد نیست ، غالبا مقلدند نه عارف ، ولى البته هست ، دیوان عطار مسلم دیوانى استعرفانى ، اشعار عراقى اشعارى است عرفانى ، (دیوان ) مغربى دیوانى است عرفانى ، و ازهمه معروفتر و شاخصتر دو دیوان است : دیوان مثنوى و دیوان حافظ .
ما اگر بخواهیمدرباره عرفان حافظ صحبت کنیم ، اول باید به این نکته توجه کنیم که عرفان دو قسمتاست : عرفان نظرى و عرفان عملى . اول عرفان عملى را ذکر مى کنیم .
عرفان عملى
عرفانعملى عبارت است از سیر و سلوک انسان ، یا بیان سیر سلوک انسان الى الله ، و بهعبارت دیگر بیان حالات و مقامات انسان در سیر به سوى حق که از اولین منزلى که عرفاآن را)منزل یقظه( نام مى نهند، یعنىمنزل بیدارى ، (شروع مى شود) تا به آخرین منزل که منزل وصول به حق است و آنها آن راتعبیر به)توحید ( مى کنند؛ یعنى از نظرعارف توحید حقیقى جز با وصول به حق حاصل نمى شود، یعنى توحیدهاى قبل از این مرحلهرا عارف توحید واقعى نمى داند. شما اگر منازل السائرین خواجه عبدالله انصارى راملاحظه کرده باشید - و این کتاب اخیرا به فارسى هم ترجمه شده است - مى بینید کهمنازل سلوک را بیان کرده است به صورت صد منزل ، و ده منزل ده منزل کرده است ، ازبدایات شروع مى شود تا به نهایات منتهى مى شود.از نظر عرفا این مساءله یک مساءلهتجربى و آزمایشى است ، یعنى در میان علومى که ما در گذشته داشته ایم ، بیش از هرعلم دیگرى شبیه به علوم امروزى از نظر متکى بودن به نوعى آزمایش عملى ، و از همهنزدیکتر، همین عرفان عملى است و احیانا فرنگیها هم اینها را به عنوان)تجربیات درونى( تعبیر مى کنند. در همینبحثهاى آقاى دکتر عبدالرحمن بدوى   هم که تعبیرات ایشان غالبا تعبیرات فرنگى بود، یاتعبیراتى که اقبال لاهورى دارد، که باز تعبیراتى است که از فرنگیها گرفته است ، درمورد این سیر و سلوک معنوى تعبیر به)تجربه درونى( مى کنند، و این از نظر روان شناسى یک وادى ناشناخته اى است ، و هرروان شناسى نمى تواند روان شناسى عرفانى را درک کند زیرا تا کسى عملا به دنیاى روحوارد نباشد چه را مى خواهد آزمایش کند؟ تنها یک عالم روان شناس عارف سالک مى تواندادعا کند که من روان شناسى عرفانى را مى توانم بیان کنم و توضیح بدهم . در میانروان شناسان جدید یک نفر است که تا حدى اطلاعات و مطالعاتى در همین زمینه دارد (شاید بیش از یک نفر باشد من یک نفر را مى شناسم ) فیلسوف و روان شناس معروفآمریکایى ویلیام جیمز که قریب به زمان ما هم بوده و کتابى هم نوشته است که نام اصلىآن گویا)آزمایشهاى عرفانى( بوده است . قسمتى از این کتاب را به زبان فارسى ترجمه کرده اند به نام)دین و روان( و این مرد خودش ‍ ضمنا یک آدممذهبى عارف مشربى بوده ، شخصا عارف مشرب بوده و روى بیماران خودش یعنى مراجعهکنندگان خودش بیشتر از این نظر عرفانى مطالعه کرده و سخت هم به حالات روانى عرفانىمعتقد است .
به هر حال این یک مساءله فوق العاده عظیمى است ؛ یعنى مساءله عرفانعملى مساءله انسان و شناخت انسان است ، انسان از اولین مرحله خاکى بودن تا آن مرحلهاى که قرآن کریم آن را)لقاءالله( مىنامد
یا ایهاالانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه(از کجا تا کجا !
اگر کسى بخواهد دربارهعرفان حافظ بحث کند، یک قسمت این است که حافظ در این وادى اى که ما الآن تعبیرکردیم به)وادى ناشناخته( در وادى سیرو سلوک ، چه گامهایى برداشته است و چه حالات و مقاماتى از عرفان را در شعر خودشمنعکس کرده است ، یعنى در اشعار حافظ از مقامات سیر و سلوک چه چیزهایى پیدا مى شود،که اینها را باید انسان دقیقا ابتدا با آنچه که عرفا در کتبى که در این موضوع)نوشته اند) صریح بیان کرده اند تطبیق کند، بعد ببیند که در هر جایى حافظ چه مىگوید. اینها اصطلاحات خاصى دارند، کلمات خاصى به کار مى برند و حافظ هم بدون شکتابع همان اصطلاحات و تعبیرات و الفاظ است ؛ و بخشى از ارزش حافظ به این درک مى شودکه این حالات معنوى را چگونه توانسته است در اشعارش منعکس کند. این یک قسمت بحث است .
عرفان نظرى
قسمت دوم ، عرفان نظرى است . عرفان نظرى یعنى جهان بینى عرفانى ،بینش عرفانى ، یعنى آن نظرى که عارف و عرفان درباره جهان و هستى دارد که به طورمسلم با نظر هر فیلسوفى مختلف و متباین است ، تا چه رسد به غیر فیلسوف ؛ یعنى طبقهعرفا یک جهان بینى خاص دارند که با سایر جهان بینى ها متفاوت است . این دیگر نظراست درباره خدا، هستى ، اسماء و صفات حق ، و درباره انسان . از جنبه نظرى اظهار نظرکردن ، در واقع این است که خدا در نظر عارف چگونه توصیف و شناخته مى شود و انسان درنظر عارف چگونه است ، عارف در انسان چه مى بیند و انسان را چه تشخیص مى دهد. پایهگذار بینش عرفانى - که بعضى از آن به)عرفان فلسفى( تعبیر مى کنند - یعنى آن که عرفان را به صورت یک فلسفه و یک بیانو یک بینش درباره هستى و وجود درآورد، البته به طور متفرقه در کلمات عرفا کم و بیشاز صدر اسلام پیدا مى شود، ولى آن کسى که عرفان را به صورت یک علم در آورد و بهاصطلاح متفلسف کرد و به صورت یک مکتب در آورد و در مقابل فلاسفه عرضه داشت و فلاسفهرا در واقع تحقیر و کوچک کرد و روى فلسفه اثر گذاشت و فلاسفه اى که بعد از او آمدندچاره اى نداشتند جز اینکه به نظرهاى او با اعتنا باشند، بدون شک)محیى الدین عربى( است . پدر عرفان نظرىاسلامى محیى الدین عربى آن اعجوبه عجیب روزگار است .

راه های تشویق دانش آموزان و جوانان به سوی نماز

-پدر و مادر و بزرگترها به خواندن نماز به خصوص نماز سروقت علاقه نشان بدهند و دراعمال و رفتار خود خالصانه رفتار کنند .

-بزرگترها بخصوص پدر و مادر و معلمان در انجام فرایض نماز به کودک اجبار نگیرند .

-اولیا ومربیان کودک رااگرنماز خواند تشویق کنند یا جایزه بدهند .

-والدین موقع نماز کودک را با خود برای شرکت در نماز به مسجد ببرند .

-برای دختر چادر نماز و جانماز رنگی و زیبا تهیه کنند .

-والدین کودک را به طور غیرمستقیم برای خواندن نماز آموزش بدهند .

-موقع پخش اذان و نماز از تلویزیون و رادیو اجازه بدهند کودک به طور غیر مستقیم  گوش بدهد و ببیند .

-والدین هنگام خواندن نماز کمی بلند و با صوت زیبا بخوانند .

-والدین و معلمان با آمادگی جسمی و روحی بیشتری نماز بخوانند تا مورد توجه کودک قرار بگیرند .

-به اجبار کودک را برای خواندن نماز وادار نکنیم  او خودش باید نماز خواندن را به چیزهای دیگر ترجیح بدهد .

-وقت شناسی و سروقت نماز خواندن والدین تاثیر بسزایی روی کودک دارد .

-برای کودک در مورد خاطرات نماز خواندن خود صحبت بکنیم .

-آراستگی والدین در موقع خواندن نماز و حفظ آرامش وتند تند نخواندن نماز تاثیر زیادی در تشویق کودکان به خواندن نماز دارد .

-چون کودک ابتدا در خانواده و بعد در مدرسه و سپس در جامعه زندگی می کند لذا رفتار والدین و اولیای مدرسه و رهبران دینی و بزرگان کشور و...  به عنوان الگو در نگرش مثبت و منفی او به نماز اهمیت زیادی دارد .

-رعایت اصول اخلاقی  و انسانی و پای بندی به مسائل دینی و ...  از طرف والدین و رهبران دینی و اولیای مدرسه و ...  به عنوان الگو نقش مهمی در اعتقادات دینی کودکان و خواندن نماز آن ها دارد .

-احساس خوشایندی نسبت به نماز را در کودکان ایجاد کنیم .

-اگر کودک نماز را اشتباه خواند به هیچ وجه به طور مستقیم گوشزد نکنیم. به مرور زمان به طور غیر مستقیم آن اشتباه را اصلاح کنیم .

-استفاده از عطر و بوی خوش هنگام خواندن نماز تاثیر زیادی در جذب کودک به نماز دارد .

-در مورد مهربانی های خدا صحبت کنیم و اینکه نماز راه تشکر از خداست .

-نماز را سهل و آسان نشان بدهیم و از سختگیری و زیاده روی پرهیز کنیم .

-دانش آموزان را با نماز گزاران موفق در زمینه های ورزشی و هنری و... آشنا کنیم .

-دعوت کردن دانش آموزان به نماز توسط نمازگزار موفق و پایبند به دین و دارای رفتار و اخلاق حسنه و با نظم انجام گیرد .

-آشنایی کودکان با فواید و آثار نماز در قالب هنر چون شعر و داستان انجام گیرد .

-مدرسه و خانه و جامعه باید در جهت سوق دادن کودکان به فرهنگ نمازخوانی با هم همکاری محکمی داشته باشند .

-عبادت باید با نشاط همراه باشد تا کودک از عبادتش بهره ی معنوی ببرد .

-نمازخوان باید گشاده رو و خوش اخلاق و خنده رو باشد تا کودک فکر نکند که نماز خواندن با اخم و بد اخلاقی برابر است .

-تکرار و مداومت در خواندن نماز باعث می شود که کودک به خواندن نماز تشویق شود .

-از سنین کودکی باید کودکان را با نماز مانوس و آموزش داد چون زمینه ی نماز در روح کودکان موجود است .

-اقامه ی نماز با مدیر و مربیان تربیتی به صورت جماعت و اجرای برنامه های متنوع توسط دانش آموزان در محل نماز در مراسم های مختلف، تصاویر خوش آیند و زیبا از محل نماز در ذهن و خاطر دانش آموزان بر جای می گذارد .

-همه ی دانش آموزان مدرسه را در اداره ی نماز سهیم نموده و به آن ها مسولیت بدهیم .

-دعوت نمودن از متولیان دینی و دانش آموزان مدارس مختلف و... برای اقامه ی نماز در مدرسه تاثیر زیادی در جذب کودکان به نماز خواندن دارد .

-ایجاد اعتماد به نفس در کودکان که اگر با تمسخر افراد نادان روبه رو شد از نماز خواندن دل سرد نشود .

-اعتدال در آموزش مسائل دینی و عدم توجه به تمام ابعاد وجودی انسان و توجه بیش از اندازه به یک بعد، انسان را تک بعدی بار می آورد و از انسانیت و توجه واقعی به خدا دور می کند .

- روحانیون به‌ویژه طلبه‌های جوان باید ارتباط عاطفی و صمیمی بیشتری با جوانان ایجاد کرده و از هنر و فن‌آوری رایانه استفاده کنند، ضمن آنکه آنان اول خودشان به این دو پدیده مجهز شوند تا بتوانند با آگاهی کافی به جذب جوانان بپردازند .

- برای ترویج و توسعه نماز در میان جوانان و نوجوانان از روحانیون جوان، خوش‌ذوق، مجرب و با نشاط و صبور استفاده شود .

- انتظار می‌رود تا امام جماعتی که انتخاب می‌شود حرف و عملش با هم یکی باشد .

- امام جماعت مردم‌گرا و مرد‌ عمل باشد و در انجام کارهای خیر، درست و نیکو پیشتازتر از دیگران باشد .

- برای تشویق نمازگزاران جوان و نوجوان از طریق امامان جماعت مساجد اقدام شود .

- حضور روحانیت در مدارس و مراکز تجمع جوانان بیشتر و پررنگ‌تر شود .

- برای توسعه و ترویج نماز در میان جوانان از روحانیون جوان و با مطالعه استفاده شود تا بیشتر با زبان جوانان و نوجوانان هم‌خوانی داشته باشند .

- از توصیه‌های حجت‌الاسلام‌والمسلمین «قرائتی» رئیس ستاد اقامه نماز در زمینه چگونگی رفتار کردن با جوانان و ترویج و توسعه نماز در میان آنان استفاده شود .

- از امام جماعت‌هایی که نماز را با لحن خوش خوانده و نماز را طولانی نمی‌کنند، استفاده شود .

- همانگونه که حضور امام جماعت‌های ثابت در مساجد رونق‌دهنده نماز است، در مدارس نیز امام جماعت‌ها ثابت باشند .

رابطه ریاضیات با قرآن

آیا تا به حال با خود اندیشده ایم که ریاضایات در کجای زندگی ما جا دارد ؟ و به بیان بهتر کدام قسمت از زندگی وجود دارد که ریاضیات آن را توجیه نکند ؟!

اکثر دانش آموزان  ریاضیات را درسی سخت ، خشک و خسته کننده ای می پندارند و ساعت های ریاضی برای آنان عذاب آور است ، چرا ؟ اگر دقیق به اطراف خود نگاه کنیم می بینیم که امروزه ریاضیات به همه جا گسترده شده است ، دامنه ریاضیات به تمام علوم بشری کشیده شده است . به علومی چون مهندسی ژنتیک ، شیمی ، فیزیک و ...

آری ریاضییات پایه علوم است و از علوم پایه .

ریاضیات در ادبیات هم گسترده است . از علوم روزمره زندگی ماست ولی متاسفانه مهجور مانده است و عموماً ریاضیات را علم انتزاعی و مجرد محض می دانند . در صورتی که ریاضیات اینگونه نیست . اگر ما آن را خوب بخوانیم و مطالعه کنیم ، ایمان می آوریم که نزدیکترین علم به خداست . مانند خداوند ، قوانین ریاضیات نیز تزلزل ناپذیر است .

به نظر شما قصه زندگی انسان نیست ؟ مبدا صفر است ، یعنی لحظه تولد آن وقت این انسان رشد می کند و سالهای عمرش را یعنی بردارهای یکه را روی محور ( زندگی ) طی می کند ، اگر به سوی خیر و خوبی و حقیقت حرکت کرد ، به خدا می رسد ، آسمانی می شود و تعالی می یابد و می شود ( ∞+ )  .

و گاهی در گرداب های زندگی غر ق می شود و از حقیقت دور می شود نزول می کند ، تابعی نزولی را طی می کند و می شود (∞- ) .

و یا جهت حرکت بالعکس را در نظر بگیریم . مرگ ، بازگشت از (∞+ ) یا (∞- ) است به صفر بازگشت به آغاز ، رفتن به قهقرا ، آغاز بی انجام و انجام بی آغاز .

این همان داستان زندگی خود ماست ، مانند تصاعدهای حسابی ، اگر قدر نسبت (+) باشد یعنی ( 0 < d  ) تصاعد حسابی سعودی است . مثل ما ، اگر نیت خیر داشته باشیم و حرکت کنیم به سوی خوبی ، بالا می رویم و صعود می کنیم و بالعکس با قدر نسبت (-) ( 0> d ) و انجام کارهای ناشایست ، تصاعدی نزولی را طی می کنیم . به قوانین مجموعه ها دقت کنید .

Aυ (1)  و A∩ (1)  ( قوانین خود توانی ) : هر انسانی هر چه باشد واحد است ، یک نفر است بالشخصه بدون خدا تنها است اما :

 Aυ (2)  ( مجموعه جهانی یا مرجع ) ( V:universal set  ) اگر با  اصل و مبدأ خود ، با مرجع هستی یکی شد و اتحاد بست ، جزیی از او می شود ، طوری که از وجود خودش چیزی نمی ماند می شود پانتئون یعنی تمام خدا .

« و ان کنتم فی ریب مما نزَُّلنا علی عبدِنا فاتو بسورهٍ من مثله وادعو شهداءکم من دون الله اِن کنتم صادقین فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتَّقو ناراَ التی و قودها الناس و الحجاره اُعدت للکافرین »

 (  آیه 23 و 24 سوره بقره )

آیه تحدی :

اگر بر آنچه که بر بنده ام نازل کرده ام شبه ای دارید پس سوره ای مثل آن بیاوید که هرگز نمی توانید .

قرآن کلام ماوراء انسانی و الهی است . قرآن معجزه جاویدان خاتم المرسلین است . قرآن کتابی غیر قابل تحریف است . انّا نحنُ نزَّلنا ذکرُ انّا له لحافظون . خداوند به رسولش در این آیه شریفه اطمینان می دهد .

و به قول مولوی :

مصطفی را وعده داد الطاف حق  گر بمیری تو ، نمیرد این سَبَق

من کتاب و معجزت را حافظم  بیش و کم کن را ز قرآن ، مانعم

من تو را اندر دو عالم رافعم  طاعنان را از حدیثت دافعم

کس نتواند بیش و کم کردن در او  تو ، بِه از من حافظی مجو

چگونه ؟ با چه میکانیسمی ، مثلا هر کس خواست قرآن را تحریف کند خداوند آن را سیاه خواهد کرد . یا اینکه با شمشیر غیبی دستش را قطع خواهد کرد ؟ نه ! بلکه بدین ترتیب که طوری قرآن تنظیم شده است که اصلا امکان تحریف وجود ندارد . از قدرت بشر خارج است که حتی آیه ای مثل قرآن بیاورد خداوند در قرآن تحدی کرده و علناً مبارزه طلبیده و گفته غیر از خود کل انس و جن و فرشته ها را به یاری بطلبید . نمی توانید حتی آیه ای مثل آن بیاورید ، چرا ؟ مگر قرآن چیست ؟ جز عده ای احکام و دستورات دینی و اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی و جهادی و دفاعی و داستان انبیاء پیشین ؟ آیا آوردن آیه ای شبیه آیات قرآن این قدر سخت است ؟ به چه دلیل ؟ می توان نتیجه گرفت که در آیات قرآن نظم و انظباطی نهفته است که دستبرد به آن را غیر ممکن می سازد ، یعنی دارای کدهایی است که ورود حتی یک کلمه به آن این نظم را به هم می ریزد و غیر اصل بودن آن را مشخص می کند ، رموز و قررادادهایی در آن قاهر است که حذف و اضافه کردن کلمه ای آن را متلاشی می کند ولو می رود . و بر پایه ی یک علمی استوار است که این علم یک علم لایتغیر و ثابت در طول دورانها می باشد .

قرآن هم اکنون نیز مخالفان را به آوردن سوره ای مانند سوره های خود دعوت می کند . کتابی که در طول 23 سال و به طور تدریجی نازل شده ولی هرگز انسجام و وحدت درورنی خود را از دست نداده باید برپایه منطق و علمی لایتغیر و ثابتی استوار باشد .

و باید موجودی آن را بگوید که واقف بر کلیه علوم و قادر بر سازگار نمودن و تطبیق دادن آیات آن علم باشد . اگر قرآن بر اساس علوم تجربی از قبیل زیست شناسی ، شیمی ، فیزیک ، زمین شناسی و ... باشد چه اتفاقی می افتد ؟

اگر قرآن مثلا بر پایه ی علم زیست شناسی بود در طول زمان تردید به وجود می آمد . مثلا برای یک بیماری امروز دارویی مناسب باشد احتمال دارد پس از  یک قرن آن دارو حذف و دارویی غیر از آن موثر باشد . یا مثلا نپتون بیش از سه دهه است که دهمین سیاره منظومه شمسی است بعد از سه دهه کشف شده که نپتون سیاره نیست بلکه ستاره است . و مثلا ...

تنها علمی که هرگز با پیشرفت علم معادلات آن به هم نمی ریزد علم ریاضی می باشد و به عبارتی راستگوترین علم ، عم ریاضی است و قرآن با کدهای ریاضی تسبیح وار گردآوری شده و ورود یا خروج یک کلمه نظم آن تسبیح را به هم می ریزد .

در اینجا نظر برآن است تا گزارشی در باب رابطه ریاضیات و معرفت دینی از نظر متفکران ارائه شود .

بررسی ارتباط چند آیه قرآن با هم دیگرو کشف رابطه ریاضی آنها – مخرج مشترک آنها :

و ان کنتم فی ریب مما نزَُّلنا علی عبدِنا فاتو بسورهٍ من مثله وادعو شهداءکم من دون الله اِن کنتم صادقین ( ایه 23 )  فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتَّقو ناراَ التی و قودها الناس و الحجاره اُعدت للکافرین (  آیه  24)  آیه 23 و 24 سوره بقره و ایه 25 تا 31 سوره المدثر

ان هذا اّل قولٌ المبشر (25) سَا صُلیه سَقَرَ (26) و ما اردنک ما سَقَرَ (27) لا تبقی و لا تذَرَ(28) لوّ احه للسیر (29) علیها تِسعهَ عشر (30) و ما جعلنا اصحاب النار الا ملیکه و ما جعلنا عدَّتهم الا فتنه للذین کفرو الیَسقینَ الذین اوتو الکتاب و یزدادَ الذین آمنوا ایماناً و لا یرتابَ الذین اوتو الکتاب و المومنون و لیقول الذین فی قلوبهم مرضَ و الکافرون ماذا اراد الله بهذا مثلاً کذالِک یُضلُّ الله من یشاءُ و مهدی من یشاءُ و ما یعلم جنودَ رابّک الا هو و ما هی الا ذکری للبشر (31)

ترجمه :

این آیات گفتار بشری بیش نیست ( 25) ما این منکر و مکذب قرآن را به کیفر کفر و آتش دوزخ در افکنیم (26) و تو چگونه توانی یافت که سختی عذاب دوزخ تا چه حد است (27) شراره آن دوزخ از دوزخیان هیچ باقی نگذارد و همه را بسوزاند و محو گرداند (28) و آن آتش در آدمیان رو نماید (29) در آن آتش 19 تن موکلند (30) و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان عذاب قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و مهنت کفار 19  نگرداندیم و تا آنکه اهل کتاب هم یقین کنند ( که ذکر این عدد مطابق تورات و انجیل است ) البته به وحی خداست ( و ایمان آرند ) و آن بر یقین مومنان هم بیافزاید و دیگر در دل اهل کتاب و مومنان به اسلام هیچ شک و ریبی نماند و تا آناکه دلهاشان مریض است و کافران نیز به طعنه نگویند خدا از این مثل چه منظور داشت ، بلی چنین قرار داد تا هر که را خواهد به ضلالت بگذارد و هر که را خواهد هدایت نماید و هیچ کس از عده بی حد لشکرهای پروردگار غیر او آگاه نیست و این ( ایات ذکر دوزخ ) جز برای پند و موعظه بشر نخواهد بود .

خلاصه

مفهوم آیه ( 23) سوره بقره : 1- تحدی قرآن  2- عدم امکان موفقیت کفار

مفهوم آیه (24) سوره بقره : 1- آماده سازی جهنم سخت جهت افرادی که قرآن را سخن خدا نمی دانند .

مفهوم آیه (25) سوره المدثر:  1- تحدی قرآن و اعلام اینکه قرآن کلام غیر خدا نیست .

مفهوم آیه (26 – 27- 28-29 ) سوره المدثر : 1- آماده سازی جهنم سخت جهت آنهایی که کافر الهی بودن قرآن هستند .

مفهوم آیه (30) سوره المدثر : نگهبانان دوزخ 19 تن می باشند .

مفهوم آیه (31) سوره المدثر : عدد 19 مطابق تورات و انجیل و اعتقاد اهل کتاب و مومنان به اسلام می باشد . و تصادفی و همینطوری ذکر نشده .

نتیجه :

عدد نوزوده (19) مخرج مشترک پارفهای قرآن و قابل شناسایی در سرتاسر قرآن می باشد در سال 1974 میلادی شخصی بنام رشاد خلیفه مصری و شهروند آمریکا ادعایی مبنی بر کشف یک رابطه ریاضی در تعداد سوره ها و آیه های کتاب قرآن کرد . وی ادعا نمود که در سال 1968 با استفاده از رایانه ارتباط عددی ویژه ای در متن قرآن یافته است که با عدد 19 مذکورد در سوره المدثر سوره 74 قرآن ارتباط دارد .

اینک می پردازیم به بحث در مورد کد 19 و کشف این عدد در پاره ای از پارفهای قرآن :

1- اولین آیه ی قرآن که سوره های قرآن نیز با آن آغاز می شود « بسم الله الرحمن الرحیم » است که از 19 حرف تشکیل شده است .

2- قرآن دارای 114 سوره است که این عدد بر 19 بخش پذیر است . × 19 

الگوی مصرف از نظر قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار

فهرست

عنوان  صفحه

چکیده  ............................................................................................  1

مقدمه  ...........................................................................................  2

الگوی مصرف از نظر قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار (ع)  ......................................  3

رعایت کنندگان اصلاح الگوی مصرف امانت داران خداوند  ....... .............................  10

اسرافی که همیشه حرام است  ..............................................................  12

جایگاه و اهمیت کسب و کار حلال  .............................................................  16

لزوم رعایت اعتدال در زندگی  ...................................................................  18

نتیجه گیری  .....................................................................................  20

منابع.............................................................................................. 21


الگوی مصرف از نظر قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار

چکیده

مقصود از عنوان «الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث»، ارائة معیارها، بایدها و نبایدهایی است که برای اصلاح شیوه مصرف در جامعه اسلامی، در قرآن و سخنان پیشوایان اسلام آمده است .
واژة «الگو» به معنای معیار، نمونه و سرمشق است؛ بنابر این مقصود از عنوان «الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث»، ارائة معیارها، بایدها و نبایدهایی است که برای اصلاح شیوه مصرف در جامعه اسلامی، در قرآن و سخنان پیشوایان اسلام آمده است.

 

مقدمه

اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است.

از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به "اصلاح الگوی مصرف" بیشتر نمایان می شود.

اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ‌‌سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.

اصلاح الگوی مصرف در دو سطح "تولید کالا" و "مصرف کالا" قابل بررسی است. در سطح تولید کالا که از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فن آوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند.

 

 

 

 

الگوی مصرف از نظر قرآن کریم و احادیث ائمه اطهار (ع)

مقصود از عنوان «الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث»، ارائة معیارها، بایدها و نبایدهایی است که برای اصلاح شیوه مصرف در جامعه اسلامی، در قرآن و سخنان پیشوایان اسلام آمده است .
واژة «الگو» به معنای معیار، نمونه و سرمشق است؛1 بنابر این مقصود از عنوان «الگوی مصرف از نگاه قرآن و حدیث»، ارائة معیارها، بایدها و نبایدهایی است که برای اصلاح شیوه مصرف در جامعه اسلامی، در قرآن و سخنان پیشوایان اسلام آمده است. بدین منظور، چند مسئله باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد :

الف ـ مبانی اصلاح الگوی مصرف

مبانی اصلاح الگوی مصرف را می‌توان در دو مبنا خلاصه کرد :

-1 مبانی عقلی: رفاه و توسعة اقتصادی پایدار جامعه، راهی جز اصلاح الگوی مصرف ندارد؛ زیرا اگر الگوی مصرف، اصلاح نشود، مصرف بی‌رویه، موجب تباهی منابع سرمایه‌گذاری و مانع مشارکت همگان در هزینه‌های عمومی و بهبود توزیع درآمد می‌شود و بدون منابع سرمایه‌گذاری و مشارکت همگانی، توسعة پایدار امکان‌پذیر نیست. از این رو، در روایتی از امام صادق(ع) میانه‌روی ـ که از لوازم اصلاح الگوی مصرف است ـ از سپاهیان عقل، و مصرف بی‌رویه و اسراف از سپاهیان جهل شمرده شده است .

همچنین در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «العقل انک تقتصد فلا تسرف: خردمندی این است که میانه‌روی کنی و اسراف نکنی.»بنابر این اگر هیچ دلیل شرعی‌ای برای اثبات ضرورت اصلاح الگوی مصرف نداشته باشیم، مقتضای عقل و تدبیر برای رسیدن به توسعه و رفاه پایدار، وجوب اصلاح الگوی مصرف و اجتناب از مصرف بی‌رویه است .

2-مــبانی دینــی: از نظر اســـلام ضـــرورت اصـــلاح الگوی مـــصرف، لااقـــل ســـه مبنـــای محکـــم اعتقـــادی و اخلاقی دارد :

یک . اعتقاد به مالکیت خداوند متعال: باور داشتن به این اعتقاد که مالکیت انسان، اساساً اعتباری و در طول مالکیت حقیقی آفریدگار هستی است. این باور بدین معناست که انسان اجازه ندارد اموال در اختیارش را هرگونه که می‌خواهد، مصرف کند، چنان که در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «اموال از آن خداست و آنها را نزد آفریدگان خویش امانت نهاده است و فرمانشان داده که از آن، با میانه‌روی بخورند و با میانه‌روی بنوشند و با میانه‌روی بپوشند و با میانة روی ازدواج کنند و با میانه‌روی، وسیلة سواری بخرند و سوار شوند و بیش از آن را به مؤمنان نیازمند ببخشند. هرکه از این حد [اعتدال و میانه‌روی] فراتر رود، آنچه از آن مال می‌خورد، حرام است و آنچه می‌نوشد، حرام و آنچه می‌پوشد، حرام و آنچه به وسیلة آن مال، ازدواج می‌کند، حرام و آنچه سوار می‌شود، حرام است.» این سخن بدین معناست که اسراف و مصرف بی‌رویه مال، با اعتقاد به مالکیت خداوند متعال در تضاد است و اصلاح الگوی مصرف از لوازم توحید عملی است .

دو. اعتقاد به برادری دینی

از چشم‌انداز قرآن، همه اهل ایمان برادر یکدیگرند. پیوند برادری اهل ایمان از نگاه روایات اسلامی،‌آن‌قدر قوی است که آحاد جامعه همانند اعضای پیکر یک انسان‌اند: «المؤمن اخو المؤمن، کالجسد الواحد،‌ان اشتکی شیئاً منه و جد الم ذلک فی سائر جسده، و أرواحهما من روح واحدة، و ان روح المومن لاشد اتصالاً بروح الله من اتصال شعاع الشمس بها: مؤمن برادر مؤمن است و همانند یک پیکرند که اگر عضوی از آن به درد آید، سایر اعضایش نیز آن درد را در خود احساس می‌کنند. روح آن دو مؤمن، از یک روح است. پیوند روح مؤمن به روح خداوند، بیشتر از پیوند پرتو خورشید به خورشید است.»این باور ایجاب می‌نماید که در جامعه اسلامی، توسعه و رفاه به صورت متعادل در میان یکایک مردم تقسیم گردد .

سه. تلازم تکامل معنوی و کنترل لذت‌های مادی

در روایتی از امام علی(ع) آمده است: «دواء النفس الصوم عن الهوی، و الحمیة عن لذات الدنیا: دوای نفس، باز ایستادن از هوس و منع نمودن از لذت‌های دنیاست.» در مقابل، لذت گرایی و زیاده‌روی در مصرف قرار دارد که موجب انحطاط معنوی و مانع کمالات نفسانی است. براین اساس، کنترل خواسته‌های مادی، به منظور تکامل معنوی، لازم و ضروری است .

ب ـ الگوی تخصیص درآمد

در اینجا به تبیین الگوی تخصیص درآمد، و توضیح مواردی که درآمد باید در آنها مصرف شود، می‌پردازیم که عبارتند از :

-1 نیازهای شخصی: آیات و روایات فراوانی تأکید دارند که انسان باید از لذت‌های حلال مادی استفاده کند و در شماری از روایات، با این تعبیر که «خداوند متعال دوست دارد بهره‌گیری از نعمتی را که به بنده‌اش داده،‌ببیند»، مردم را به استفاده از این لذت‌ها، به اندازة نیاز، تشویق می‌نمایند و نیز کسانی را که خود را از لذت‌های مشروع زندگی محروم کرده‌اند، به شدت نکوهش می‌نمایند. البته تخصیص درآمد به نیازهای شخصی بایدها و نبایدهایی دارد که به آن اشاره خواهد شد .

-2 گشاده دستی برای خانواده: دومین مورد تخصیص درآمد ـ که در روایات اسلامی به آن توصیه شده ـ گشاده‌دستی در تأمین نیازهای خانواده است. این موضوع آن‌قدر اهمیت دارد که در روایتی از امام زین‌العابدین(ع) آمده است: «ارضاکم عندالله اسبغکم علی عیاله : خشنودترین شما نزد خداوند کسی است که خانوادة خود را بیشتر در رفاه قرار بدهد. در روایتی دیگر نیز امام رضا(ع) می‌فرماید: «صاحب النعمه یجب علیه التوسعة علی عیاله : بر آن که از نعمت برخوردار است، واجب است که بر خانواده‌اش گشاده‌دستی کند

-3 پس‌انداز: آینده‌نگری ایجاب می‌کند که انسان، همة درآمد خود را یکجا مصرف نکند، بلکه آینده خود را نیز در نظر بگیرد و برای تأمین آرامش خاطرخود، در صورت امکان، بخشی از درآمدش را پس‌انداز کند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده که می‌فرماید: «ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت: آدمی هرگاه وسایل زندگی‌اش به قدر نیاز فراهم باشد، روانش آسایش می‌یابد.»همچنین در موردی دیگر،‌آن حضرت در پاسخ گروهی از صوفیان ـ که زهد اسلامی را تحریف کرده بودند ـ به پس‌انداز سلمان، برای زندگی سالیانة خود، به عنوان یک زاهد نمونه‌ای که الگوی مصرف اسلامی را رعایت می‌کرد، اشاره می‌فرماید .

بدیهی است که آینده‌نگری و پس‌انداز در سطح کلان برای تأمین نیازهای جامعه، از اهمیت دوچندانی برخوردار است و با آینده‌نگری فردی قابل مقایسه نیست. نمونه قرآنی آن نیز،‌آینده‌نگری حضرت یوسف(ع) در ذخیرة گندم برای تأمین نیازهای آینده مردم است .

4-سرمایه‌گذاری در تولید و تجارت: نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که توصیه روایات در تخصیص بخشی از درآمد به پس‌انداز، این نیست که پول به صورت نقدی پس‌انداز شود، بلکه با تأکید به اصلاح و ساماندهی مال و بهره‌وری از آن، مردم به سرمایه‌گذاری در زمینه‌های مختلف تولیدی و تجاری تشویق شده‌اند تا آنجا که ساماندهی ثروت بخشی از ایمان شمرده شده است: «اصلاح المال من الایمان: نگاهداری نیکو از مال نشانه ایمان است .» 5. مشارکت اجتماعی: یکی از موارد تخصیص درآمد ـ که قرآن و احادیث اسلامی بر آن تأکید دارند ـ هزینه کردن در راه خداوند متعال است. اقدام این افراد از نظر اسلام، آن‌قدر اهمیت دارد که در قرآن، در ردیف ایمان آورندگان به غیب و نمازگزاران شمرده شده است : «الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقنهم ینفقون: [پرهیزگاران اینان‌اند:] کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را برپا می‌کنند و از آنچه روزی‌شان کرده‌ایم، انفاق می‌کنند.» (بقره/3)در روایات اسلامی، مکرر تأکید شده که این بخش از هزینه‌ها، در واقع، موجب باقی ماندن مال و ذخیره‌سازی آن برای جهان پس از مرگ انسان است.در روایتی آمده که گوسفندی را در خانة پیامبر(ص) ذبح کردند و گوشت آن را به دیگران دادند. پیامبر(ص) از عایشه پرسید: «چیزی از آن مانده است؟» وی پاسخ داد: «چیزی جز کتف (سردست) آن باقی نمانده است.» فرمود: «به جز سردستش، همة آن باقی مانده است!»این روایت به این نکته اشاره دارد که آنچه برای خداوند، به دیگران داده شده، برای جهان پس از مرگ باقی می‌ماند و آنچه در راه مصارف شخصی هزینه شده، فانی می‌گردد .

خداوند متعال وعده داده است که پاداش آنچه را انسان برای خداوند هزینه کرده، به مراتب، بیش از آنچه هزینه کرده، در زندگی ابدی به او بازمی‌گرداند: «مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله حبه انبتت سبع سنابل فی کل سنبله مائه حبه والله یضاعف لمن یشاء والله وسع علیم: مَثَل [صدقاتِ] کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه‌ای، صد دانه باشد. و خداوند برای هر کس که بخواهد، [آن را] چند برابر می‌کند و خداوند گشایشگرِ داناست.» (بقره/261)اما از آنجا که خداوند متعال بی‌نیاز مطلق است، هزینه کردن در راه خدا در واقع، به معنای هزینه کردن در جهت منافع دیگران و مشارکت در خدمات اجتماعی برای جلب رضای حق‌تعالی است؛ بنابراین شخص مسلمان، در صورت امکان، باید درآمد خود را به سه بخش تقسیم کند: بخشی را صرف نیازهای شخصی و رفاه خانوادة خود کند، بخشی را به پس‌‌انداز اختصاص دهد؛ آن هم پس‌اندازها در جهت سرمایه‌گذاری تولیدی و تجاری، و بخشی را صرف کمک به نیازمندان و خدمات اجتماعی نماید. البته همة این موارد، ضوابط و بایدها و نبایدهایی دارند که به آنها اشاره خواهد شد .

ج ـ بایدهای الگوی مصرف، از امکانات شخصی :

اصلی‌ترین اقداماتی که انجام دادن آنها، به منظور اصلاح الگوی مصرف ـ البته از درآمدها و امکانات شخصی ـ لازم و ضروری است، عبارتند از :

-1 برنامه‌ریزی: نخستین رهنمود اسلام برای اصلاح الگوی مصرف، برنامه‌ریزی برای هزینه کردن و ایجاد تعادل میان دخل و خرج زندگی است. قرآن در این باره می‌فرماید: «لینفق ذو سعة من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما ءاتله الله: بر توانگر است که از دارایی خود هزینه کند،‌و هر که روزی‌اش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است،‌خرج کند.» (طلاق/7)این سخن بدین معناست که هر کس باید فراخور درآمد خود، برای هزینه‌های زندگی خویش برنامه‌ریزی کند؛ زیرا درآمد همة مردم یکسان نیست. از این رو، هرکس برای رسیدن به توازن و تعادل میان دخل و خرج زندگی، باید برنامة خاص خود را داشته باشد. رعایت این توازن، حتی در شرایط مختلف اقتصادی زندگی یک فرد، نیز ضروری است .

رابطه تحصیل علم و تهذیب نفس

پرسش مقاله: تهذیب نفس چه ربطى با تحصیل علم دارد؟ اگر تهذیب نفس موجب پیشرفت علم مى شود، چرا بعضى از دانشمندان بدون تهذیب نفس پیشرفت کرده اند؟

کلید واژه:علم، تهذیب نفس، اخلاق.
پیشگفتار
برای پاسخ به این سوال لازم است تا آشنایی مجملی از دو واژه علم و تهذیب و همچنین کاربرد این دو واژه در لسان قرآن و سنت و بزرگان دین داشته باشیم و اینکه چه واژه گان دیگری در مفهوم این دو کلمه بکار می رود. برای بحث کردن درباره هر موضوعی، ابتدا باید ببینیم موضوعی که می خواهیم بدان بپردازیم، چه ماهیت و هویتی دارد و بعد برای رسیدن به آن نقشه طرح کنیم و راهبرد و رهنمود ارایه دهیم.
بحث تعریف از نظر منطقی اهمیت بسیاری دارد، تا تعریف تهذیب و خودسازی و علم روشن نشود در فضای بحث قرار نخواهیم گرفت، بنابراین قبل از هر چیز لازم است تعریف این سه واژه را کاملا روشن و شفاف بیان کنیم و بعد به مسایل دیگر مربوط به این مبحث بپردازیم.
تعریف
تعریف های گوناگونی برای علم و تهذیب در کتاب های لغت وارد شده، که به چند نمونه از آنها به اختصار اشاره می کنیم.
علم در لغت
لغت نامه معین علم را به معنی دانستن، یقین داشتن، دانش و آگاهی معرفی می کند.[1]
برای روشن شدن معنی اصطلاحی علم به یک حدیثنورانی از رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله و علیه و آله و سلم بسنده می کنم: «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله و علیه و آله و سلم فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الْعِلْمُ قَالَ الْإِنْصَاتُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ الِاسْتِمَاعُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ الْحِفْظُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ الْعَمَلُ بِهِ قَالَ ثُمَّ مَهْ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَشْرُه»[2]عصر رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم بود، مردى نزد رسول خدا صلی الله و علیه و آله و سلم آمد و چنین پرسید: «علمو دانش، یعنى چه؟» پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: یعنى «سکوت کردن». او پرسید: سپس چه معنى دارد؟ پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: «گوش فرادادن»او پرسید: سپس چه معنى دارد؟ پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: «به خاطر سپردن»او پرسید سپس چه معنى دارد؟ پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: «عمل کردن به آن»او پرسید: سپس چه معنى دارد، اى رسول خدا؟ پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم فرمود: «انتشار نمودن آن». همانطور که ملاحظه می شود علم، گوش فرادادن، به خاطر سپردن، عمل کردن به آن و انتشار نمودن آن موضوع می باشد.
گفتنی است واژه «علم» کاربردهای متفاوت دارد؛
1- گاهی منظور از «علم»، دانش تجربی و آگاهی حاصل از شناخت طبیعت و متکی بر تجربه و آزمون است (Science ) که نزد دانشمندان علوم کاربردی به این معنا بیشتر مراد می باشد.
2- گاهی منظور از علم، مطلق دانش است که شامل الهیات، ریاضیات و طبیعیات می شود(Knowledge ) که نزد دانشمندان علوم بنیادی و فلسفی بیشتر به این معنا مراد است.
3- گاهی منظور از «علم»، دانش خداشناسی و آنچه به ارتباط انسان با خدا مربوط می شود که نزد دانشمندان دینی بیشتر این معنا است. هنگامی که از تقابل علم و دین و یا علم و ایمان گفته می شود, بیشتر منظور علم به معنای اول(Science ) است. ویژگی علم به معنای گوناگون آن است که علم از مقوله ادراکات و عقل است. در حالی که ایمان از مقوله باور درونی است و جایگاه آن قلب است از این رو علم حصولی و علم حضوری چه بسا زمینه ساز ایمان شود البته گاهی شدت علم در کشف حقایق و رساندن انسان به حقیقت کامل و خداوند عالم به اندازه ای زیاد است که با تقویت ایمان و نورانیت دل همراه می شود که از آن به نور علم یاد می شود در این صورت از حیطه عقل و مقوله ادراکات فراتر می رود و به حیطه قلب و محبت وارد می شود.
تعریف تهذیب
لغت نامه دهخدا تهذیب را پاکیزه کردن، اصلاح کردن معنی کرده است.[3]و مُهذَّب کسی است که پیراسته از عیوب اخلاقی بوده و آراسته به اوصاف نیکو باشد. خودسازی همان پرورش اخلاق حمیده و محو رذایل ناپسند است که اساس رشدِ شخصیت انسانی هر فردی را تشکیل می دهد.
در بسیاری از آثار اخلاقی که در مورد خودسازی بحث شده اند، به عنوان تهذیب و تزکیه نفس پرداخته شده است.
اهمیت تزکیه و تهذیب نفس
در اهمیت تزکیه و تهذیب نفس همین کافی است که خداوند بر بندگان مؤمنش منت نهاده و پیامبری با هدف تزکیه نفوس برای آنها فرستاده است: قرآن مجید مى فرماید:«هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ»[4]«او است خدایى که به میان مردم امّى [پیامبرى] از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را براى آن ها بخواند و ایشان را تزکیه کند و کتاب و حکمتشان بیاموزد».
حضرت صادق علیه السلام در حدیثی نورانی می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَصَّ الْأَنْبِیاءَ علیهم السلام بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَمَنْ کَانَتْ فِیهِ فَلْیحْمَدِ اللَّهَ عَلَى ذَلِکَ وَ مَنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ فَلْیتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ وَ لْیسْأَلْهُ»[5]«خداوند متعال پیامبرانش را با مکارم اخلاق بر دیگران امتیاز بخشید. پس هر کس خود را آراسته به فضایل اخلاق یافت، خداوند را بر این نعمت بزرگ شاکر باشد و هر کس خود را از آن بی بهره یافت به درگاه خدا تضرع و زاری کند و آن را از او بخواهد.»
علیرغم بی توجهی هایی که در فرهنگ و مکتب های بشری نسبت به مسأله انسان سازی وجود دارد و غالبا از آموزش و پرورش، تنها به تعلیم و آموزش - آن هم در حوزه ای کاملا محدود - اکتفا می شود، در حوزه دین و به ویژه دین مقدس اسلام نه تنها مسأله اخلاق و سازندگی شخصیت معنوی فراموش نشده، بلکه از اولین و اساسی ترین مسائل به شمار می آید.
جایگاه علم از دیگاه اسلام
در مورد جایگاه و اهمیت علم در اسلام باید گفت که، در اسلام یکی از برترین ارزشها کسب علم و دانش است و راجع به علم و دانش بسیار سفارش و تأکید شده است. تا جایی که رفتن به دنبال کسب علم و دانش را یکی از واجبات به شمار می آورد. کسی که علم سودمندی را به دیگری می آموزد پاداش خود و پاداش همه کسانی که آن را می آموزند و آنهایی که پس از او به آن عمل می کنند، تا زمانی که آن علم باقی بماند و به آن عمل شود، پاداش نویسنده و نقل کننده آن باقی خواهد ماند. قرآن هم اولین مرتبه که نازل گردید سخن خود را با خواندن، علم و کتابت آغاز کرد و پیوسته مسلمانان را به تفکر و تدبر درهر چه آفریده شده است، فرا می خواند .افلا تتفکرون ؟ افلا تعقلون ؟
اسلام به نقش و منزلت علم در جهت تقویت جنبه عقلانی وخیرخواهی انسان اشاره نموده ومی فرماید:
«إِنَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعلماءُ»[6]«تنها آگاهان و دانشمندانند که براستی از خداوند می ترسند»
بدین معنی که تنها عالمان و آگاهانی که به مقام و منزلت خداوند آگاهی راستینی دارند، هراس ( انحراف از دین او را) در دل دارند. زیرا آگاهی حقیقی خشیت را در پی دارد.
همچنین خداوند متعال در جای دیگر می فرماید:
« قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ إِنَّمَا یتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ»[7]«بگو: آیا آنهایی که می دانند و آنهایی که نمی دانند مساویند؟ این تنها اندیشمندانند که متذکر می شوند».

اجرای علنی مجازات ها

اجرای برخی حدود و تعزیرات در ملأ عام طی سال‌های گذشته، یکی ازمباحث بحث برانگیز بوده و واکنش صاحب نظران مسائل شرعی، اجتماعی و حتّی سیاسی را برانگیخته است .

هیچ گونه دلیل شرعی بر وجوب و یا حتّی استحباب اجرای مجازات اعم از قصاص، حدود و تعزیرات در ملأ عام وجود نداشته و ادلّة فقهی مورد ادعا، صرفاً بر حضور عدّه‌ای معدود از افراد مؤمن و مورد اعتماد، دلالت دارد . فلسفة حضور این عدّه، به هنگام اجرای حد در برخی مجازات‌ها، گواهی دادن نسبت به اجرای حتمی و قطعی آن بوده و در برخی دیگر همچون رجم، مباشرت در اجرای آن است .

فصل اوّل: بررسی اقوال فقها و تحلیل ادلّة مورد استناد

فقهای اسلامی، اعم از امامیه و اهل سنّت، در خصوص وجوب و یا استحباب حضور عدّه‌ای به هنگام اجرای حد، اختلاف نظر دارند. لازم به ذکر است که این اختلاف اقوال، تنها در مورد اجرای حدّ زنا وجود داشته و در مورد سایر مجازات‌ها، اعم از قصاص و سایر حدود و تعزیرات مطرح نگردیده است .

برخی از فقها، حضور عدّه‌ای از مؤمنین را به هنگام اجرای حدّ زنا، در فرض درخواست حاکم شرع از آنان برای حضور، واجب دانسته‌اند و برخی دیگر به استحباب آن قائل شده اند .

با تأمّل در مطلب فوق در می‌یابیم که در اینجا دو بحث وجود دارد. اوّل این‌که ایا حاکم شرع، مکلّف به اعلان و احضار مؤمنین برای حضور در مکان اجرای حدّ زنا هست یا خیر؟ و دوم این‌که در صورت احضار مؤمنین توسط حاکم شرع، تکلیف مؤمنین چگونه است؟

با بررسی اقوال فقها، به این نتیجه می‌رسیم که فقها، نسبت به این‌که حاکم شرع هیچ الزامی به احضار مؤمنین ندارد، اتفاق نظر داشته وتنها آن را امری مستحبی شمرده‌اند و فقط در مورد تکلیف مؤمنین نسبت به حضور در محل اجرای حدّ زنا، پس از درخواست حاکم شرع، اختلاف رای و فتوا وجود دارد. در این مجال به بررسی اقوال فقهای اسلامی در این زمینه و بررسی ادلّة آنان می‌پردازیم .

گفتار اوّل: اقوال فقیهان

الف) قائلین به وجوب

برخی از فقهای عظام، حضور جمعی از مؤمنین را به هنگام اجرای حدّ جلد و رجم زانی و زانیه واجب می‌دانند. از آن جمله‌اند: شیخ مفید در «المقنعه»؛ ابن ادریس در «السرائر»؛ علامة حلّی در «قواعد الاحکام»و فاضل هندی در «کشف اللثام». مرحوم ایة الله خویی نیز وجوب حضور عدّه‌ای از مؤمنین را به هنگام اجرای حدّ زنا، استظهار نموده است.

فقهای مذهب حنبلی نیز با استناد به ظاهر ایة شریفة «الزّانِیةُ وَ الزّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأخُذْکُمْ بِهِما رَأفَةٌ فِی دِینِ اللهِ إنْ کُنْتُمُ تُؤمِنُونَ بِاللهِ و الْیومِ الآخِرِ وَلْیشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الُمؤمِنینَ» تصریح نموده‌اند که امر «وَلْیشْهَدْ» ظهور در وجوب عدّه‌ای از مؤمنان، هنگام اجرای حدّ زنا دارد.

ب) قائلین به استحباب

برخی دیگر از فقهای اسلامی، حضور عدّه‌ای را به هنگام اجرای حدّ زنا، مستحب دانسته‌اند که از آن جمله می‌توان به شیخ طوسی در «النهایه» و محقق حلی در «شرایع»؛شهید اوّل در «اللمعة الدمشقیه» و امام خمینی در «تحریر الوسیله» اشاره نمود .

از فقهای عامه نیز شافعی و مالکی و برخی از فقهای مذهب حنفی نیز قائل به استحباب حضور عدّه‌ای به هنگام اجرای حدّ زنا شده‌اند .

شیخ طوسی در «خلاف»، بر استحباب مذکور ادعای اجماع نموده است ، لکن با توجه به اختلاف نظری که در مسأله وجود دارد و همچنین تمسک ایشان به ظاهر ایه شریفه در اثبات این اجماع، به نظر می‌رسد ‌که اجماع ادعایی ایشان، اجماع بر استحباب در مقابل وجوب نیست، بلکه مراد اجماع بر رجحان در مقابل ترک می‌باشد چون استدلال به ظاهر ایه، برای اثبات استحباب در مقابل وجوب، با این‌که امر ظهور در وجوب دارد، امری پذیرفتنی نیست .

دلیل قائلین به استحباب، تمسک به اصالة عدم الوجوب و همچنین حمل امر «ولیشهد» در ایه شریفه بر استحباب می‌باشد، چون امر به معنای استحباب نیز به کار رفته و این ایه شریفه یکی از آن موارد می‌باشد .

گفتار دوم: تحلیل ایه و روایات مورد استناد :

در این گفتار، با تحلیل ایه شریفه «وَلْیشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الُمؤمِنینَ» و روایاتی که بر اساس آن حضرت پیامبر (ص) و علی(ع) از مردم برای حضور در صحنه اجرای مجازات رجم دعوت کرده‌اند، بررسی خواهیم نمود که ایا این ادلّه، اجرای مجازات در ملأ عام را به نحوی که امروزه مرسوم است، بر می‌تابد یا خیر؟

ابتدا لازم است تا عبارت «ملأ عام» را که بین قضات و مردم مصطلح شده است، تبیین نموده و سپس بررسی نماییم که ایا مبنای فقهی دارد یا خیر ؟ به عبارت دیگر، ایا موضوع حکم واقع شده است یا خیر ؟

آنچه از عبارت «ملأ عام» فهمیده می‌شود، عبارت است از مکانی که محل آمد و شد مردم بوده و تردد مردم در آن زیاد باشد؛ همچون میادین، بازار و خیابان‌های اصلی. بنابراین اجرای مجازات در ملأ عام به معنای آن است که که فرد محکومی را در محل تجمّع وآمد و شد مردم حاضر نموده و مجازات صادره را بر وی جاری سازند .

وقتی بخواهیم موضوعی را از دیدگاه فقهی مورد بحث قرار دهیم، ابتداء بایستی جستجو نماییم که ایا آن موضوع در کلام شارع آمده است یا خیر؟ با بررسی تمامی ادلّه‌ای که در این زمینه وارد شده است به این نتیجه می‌رسیم که در این ادلّه، لفظ «ملأ عام» و یا هر عبارت دیگری که این معنا را بفهماند وجود ندارد. همچنین با توجه به تعابیر فقها در این مسأله، در می‌یابیم که از این تعابیر، اجرای مجازات در ملأعام فهمیده نمی‌شود .

با توجّه به ظاهر ایة شریفة مورد استناد و قیودی که در آن به کار رفته است و همچنین تعابیر فقها در این زمینه، چنین به نظر می‌رسد که هدف اساسی از حضور طایفه‌ای از مؤمنین به هنگام اجرای حدّ زنا، شهادت دادن آنان نسبت به اجرای حدّ الهی است واین امر به عنوان تضمینی جهت اجرای حتمی و قطعی اجرای حدّ تشریع گردیده است. تأکید بر شهادت چند نفر عادل، به هنگام اجرای حدّ، علاوه بر این‌که مانع می‌گردد تا عدّه‌ای به لحاظ برخورداری از زر و زور، از تحمل مجازات رهایی یابند، تضمینی برای رعایت حقوق محکوم نیز به حساب می‌اید، چرا که زمینة شایعة عدم اجرای حدّ را نیز از بین برده و مانع تکرار مجازات وی خواهد گردید .

به علاوه با استقرا روایاتی که بر اساس آن، حضرت علی (ع) مردم را امر به خروج از شهر و شرکت در مراسم اجرای حدّ نموده‌اند، معلوم می‌شود که جملگی آن موارد، مربوط به اجرای رجم بوده و با توجّه به طبیعت حدّ رجم که برای اجرای آن ناگزیر از حضور و مشارکت مردم می‌باشد، بر حضور مردم نه به عنوان نظاره‌گر، بلکه به عنوان مجری حکم الهی تأکید گردیده است .

بنابراین، به نظر می‌رسد که هیچ گونه دلیل شرعی بر تایید این‌که باید و یا بهتر است که حدی از حدود الهی در ملأ عام اجرا گردد، وجود نداشته و هیچ گاه اسلام بر تجمع نمودن افراد به هنگام اجرای حدّ به عنوان نظاره‌گر اجرای آن و یا به تعبیری، اجرای مجازات در ملأ عام تأکید ننموده است .

برای اثبات این مدعا، می‌توان به ادلّه‌ای چند اشاره نمود :

1-طبق تصریح ایه شریفه، حضور «طایفه‌ای» از مردم کافی دانسته شده است. فقهای اسلام در خصوص این‌که مراد از «طایفه» چند نفر می‌باشد، اختلاف نظر دارند. عدّه‌ای قائلند که مقصود از «طایفه»، حدّاقل یک نفر می‌باشد .

این قول را محقّق حلّی در «مختصر النافع»؛ فاضل مقداد در «کنز العرفان»؛ فاضل مقداد در «مختصر الشرائع»؛ ایة الله خویی در «مبانی تکملة المنهاج» و دیگران پذیرفته‌اند. شیخ طوسی نیز در «نهایه» همین رای را اختیار کرده است. لکن در کتاب «خلاف»، از آن عدول کرده و اقلّ طایفه را ده نفر دانسته است. در فقه احمد بن حنبل نیز اقلّ طایفه یک نفر ذکر شده است و همین رای را ابن عباس نیز پذیرفته است.

این دسته از فقها، برای مدعای خود به چند دلیل تمسک کرده‌اند :

دشمن شناسی از نظر قرآن

در بحث «دشمن شناسی در قرآن» به جایگاه شناخت دشمن در قرآن پرداخته می شود و طی این شناخت به واژگانی برخورد می کنیم که شناخت دشمن را برای ما بهتر و راحت تر می نماید. در این نوشتار، بیان خواهیم کرد که اصل مطرح شده در قرآن در خصوص برخورد با دشمنان، یک اصل همیشگی و دائمی است و در تمام ادوار قابل استفاده است. در قرآن به انواع دشمنان و در واقع به مراتب دشمنی اشاره شده است. از این رو، هر دسته از دشمنان دارای خصوصیاتی منحصر به فرد می باشند و راهکارهای مبارزه مختص به خود دارند. پس برای مبارزه با آنها باید سیاست های اصولی خاصی را به کار گرفت و دچار افراط و تفریط نگردیم و تنها براساس موازین الهی عمل نماییم.

با پیروزی انقلاب اسلامی، دشمنان اسلام بیش از پیش خود را برای مقابله با اسلام ناب آماده کردند. آنها همواره سعی نمودند تا از راه های گوناگون کیان و عظمت اسلام را متزلزل سازند; بنابراین برای دفاع از حریم اسلام و انقلاب اسلامی در مرحله اول باید دشمن را شناسایی کرد و سپس با تاسی به اولیای الهی روش برخورد با آنان را آموخت; زیرا دشمن با چهره های گوناگون ظاهر می شود و برای هر زمانی باید سلاحی متناسب با آن زمان را به کار گرفت.

سوال هایی که در خصوص بحث «دشمن شناسی» در قرآن مطرح است، این است که آیا برای شناخت دشمن فقط باید به لفظ «عدو» بسنده کرد و یا این که الفاظ دیگری هم راهگشای این بحث است؟ آیا اصول بیان شده در قرآن در همه ادوار قابلیت اجرایی دارد؟ و آیا دشمنان در قرآن معرفی شده اند؟

 جایگاه شناخت دشمن در قرآن

شناخت دشمن نقش مهم و اساسی در رویارویی انسان با دشمنان دارد، چرا که، اگر توان انسان در رویارویی بسیار باشد ولی اطلاعات کافی را در دست نداشته باشد شکست خواهد خورد، هر موجود زنده ای دشمن دارد و به میزان گستردگی وجود خود با دشمن بیشتری رو به رو است.

جمهوری اسلامی ایران، حکومتی است با روشی نو و مستقل که مردمان آگاه و مستعد آن، این حکومت را پذیرفته اند و تا پای جان در حراست از آن می کوشند. چنان چه به چگونگی تشکیل این حکومت و ابعاد آن توجه کنیم در خواهیم یافت که جمهوری اسلامی ایران به حتم دشمنان فراوانی دارد چنان چه دشمن را به خوبی نشناسیم شکست ما حتمی خواهد بود; اما شناسایی دشمن جمهوری اسلامی ایران تا حدی دشوار است زیرا این حکومت نوپاست و دشمنان ما سال ها به اندوختن تجربه و آموزش در به کارگیری فنون استتار و اختفاء پرداخته اند، پر واضح است که کشف و شناسایی آنان به راحتی و از راه های معمولی امکان پذیر نمی باشد. پس در شناخت دشمن و اهداف و روش های آنان باید مسیر دیگری در پیش گرفت و آن، بهره جویی از معارف و هدایت قرآن کریم است که دشمن را به همراه نیرنگ های او به روشنی در برابر دیدگان ما به تصویر کشیده و راه مقابله و پیروزی را نیز تبیین نموده است.

نظر به این که قرآن هم جامعیت دارد و هم جاودانگی، در می یابیم که هیچ موضوع مهمی در راستای هدایت انسان نیست که در قرآن از آن صحبت نشده باشد به خصوص موضوع مهمی همچون ساختار جامعه اسلامی و عواملی که به طور مثبت یا منفی در ساختار آن موثر است. با تاملی دقیق در آیات در خواهیم یافت که تا چه اندازه قرآن کریم نسبت به «شناساندن دشمن» حساسیت نشان داده است; به طوری که بیش از هزار و پانصد آیه از آیات قرآن پیرامون دشمن شناسی است. این آیات، انواع دشمنان مومنان و نظام اسلامی، ابزار و شیوه های دشمن و راه های مقابله با آنان را به مسلمانان می آموزد. قرآن کریم چهار گروه از دشمنان را نام برده است: «شیطان و همراهان او»، «کفار»، «برخی از اهل کتاب خصوصا یهودیان» و «منافقین»، که ما از این چهار دشمن، به اسم دشمنان ایمانی، خارجی - سیاسی و داخلی - سیاسی نام خواهیم برد. اما قبل از ورود به بحث بیان چند نکته ضروری می نماید:

اصل مشابهت تاریخی اقوام

  ممکن است کسی بپرسد که مورد خطاب قرآن تنها اقوام گذشته بودند که در عصر نزول قرآن تا پایان آن دوره زندگی می کرده اند نه نسل های آینده، در نتیجه قرآن برای همه عصرها و نسل ها سودمند و هدایت کننده نخواهد بود. برخی گمان می کنند که هیچ ارتباطی بین شگردهای دشمنان در گذشته با آن چه که امروز اتفاق می افتد وجود ندارد و شناسایی روش دشمنان اوایل اسلام که در قرآن بیان شده است سودی برای شناخت تاکتیک های کنونی دشمن ندارد چه این که فاصله گذشته و حال از هر جهت، از زمین تا آسمان است. ولی حقیقت آن است که این یک برداشت سطحی است، چون قرآن علاوه بر این که همه مسائل را بیان کرده، فراتاریخی هم می باشد و قاعده «جری» و «انطباق;» این که قرآن کتابی همگانی و همیشگی است و در غایب مانند حاضر جاری است و به آینده و گذشته مانند حال منطبق می باشد، مورد تایید و قبول همه می باشد و در واقع، این کتاب آسمانی، صفت و اصل مهم «مشابهت تاریخی اقوام» را به رسمیت می شناسد. آیات سوره های بقره: /118 «و قال الذین لا یعلمون لولا یکلمنا الله او تاتینآ ءایه کذ لک قال الذین من قبلهم مثل...» مومنون/ 44 و 81، مومن/ 5، سبا/ 24 و قصص / 58 بیانگر اصل «مشابهت تاریخی اقوام» می باشند. از مجموع این آیات در می یابیم راهکارهایی که در قرآن برای شناسایی و برخورد با دشمنان بیان شده در هر زمانی کاربرد و قابلیت اجرایی دارد و با استعانت از آیات قرآن می توانیم موضع گیری مناسب و عاقلانه ای در برابر دشمن داشته باشیم.

واژه های کلیدی مرتبط با شناخت دشمن در قرآن

الف- عدو: در قاموس قرآن «عدو» به معنای دشمن است; آن هم دشمنی که هم در دل با انسان عداوت دارد و هم در ظاهر مطابق آن رفتار می کنند. به طور کلی، دو نوع دشمن وجود دارد: یکی آن که یک شخص به فرد دیگر عداوت دارد همراه با انگیزه عداوت و دشمنی. دیگری این که فرد با قصد و انگیزه عداوت نباشد بلکه دارای حالتی است که فرد مقابل از آن متاذی می شود.

  ب- مکر: به معنی خدعه و نیرنگ است. استاد مصطفی مراغی در تفسیر خود مکرر این گونه بیان کرده اند: «مکر در اصل تدبیر مخفی است که مکر شده را نسبت به آنچه که گمان نمی کرد می کشاند و غالبا در تدبیر سوء و ناپسند به کار می رود.»

ج- کید: به مفهوم حیله و نیرنگ، فریب دادن و کوشش کردن است. از این جهت، به جنگ «کید» گفته می شود. کید در هیچ زمانی بدون تامل و اندیشیدن به کار گرفته نمی شود.

د- خدع: به معنی فریب دادن و قصد بدی نسبت به دیگران داشتن است به گونه ای که از دید طرف مقابل پنهان باشد. مراغی در تفسیر این آیه «یخدعون الله و الذین ءامنوا...» می گوید تعبیر به «مخادعه» برای مبالغه است یا بیانگر تکرار و دوام «خدعه» و نیرنگ منافقان به مومنین است.

هـ نفاق: به مفهوم مخفی کردن، کفر و تظاهر به ایمان است. منافق کسی است که با روش مرموز در جامعه نفوذ کند و از طریق دیگر فرار کند. علاوه بر واژه های فوق «کفر، ضلل، صد و بطانه» هم به بحث دشمن و شناخت دشمن در قرآن مرتبط می باشد، همه این واژه ها بیش از هزار بار در قرآن مطرح شده است که هر کدام از این واژه ها و مشتقات آن ها به نوعی به شناخت دشمن مرتبط است و از طریق این واژه ها، راه برای شناسایی دشمن هموارتر می گردد. حال به بحث درباره انواع دشمن از نگاه قرآن می پردازیم:

1- دشمن ایمانی (شیطان و بعضی از همسران و فرزندان)

شیطان از ماده «شطن» به معنای فاصله گیرنده و دور شونده است، در لغت به هر موجود منحرف کننده، سرکش و اختلاف گر گفته می شود. شیطان با نام های ابلیس و خناس هم در قرآن مطرح شده، ابلیس از «بلس» به معنای مایوس شده و خناس به معنی پنهان شده و باز پس رفته می باشد. با تحلیل مفهومی از واژه شیطان و خناس در خواهیم یافت که این دشمن حالت تهاجمی دارد و فاصله گرفتن او مبنی بر واکنش آدمی است که با یاد خدا صورت می پذیرد. شیطان دشمن قسم خورده و دیرینه انسان است که با اهداف خاصی به میدان می آید و مبارزه اش حساب شده است، او از کمین گاه هایی که انسان در آن ها به دام می افتد آگاه است و به هیچ چیز جز به اسارت در آوردن آدمی قانع نیست. او در پی اغوای همه آدمیان جز مخلصان است.

قرآن به صراحت می فرماید: «ان الشیطن لکم عدو فاتخذوه عدوا...» این که شیطان دشمن آدمی است یک مطلب است و این که انسان باید متوجه باشد و با هوشیاری او را دشمن خویش بگیرد و در مقابل او ایستادگی و واکنش از خود نشان دهد، مطلب دیگری است. در بسیاری از آیات قرآن کریم از شیطان به عنوان دشمنی آشکار نام برده است.

  خصوصیات شیطان یا مهارت های او در به اسارت کشیدن انسان عبارتند از: زینت بخشی اعمال در نظر انسان (انفال/ 48، نحل/ 63;) القای وسوسه (انعام/ 121، اعراف/ 20 - 21، طه/ 120;) تباه کردن و گسستن پیوندها (اسراء/ 53;) راندن از پشت و زمامگیری از رو به رو (مجادله/ 19;) دستور دادن به منکرها (حشر/16، نور/ 21.)

اما در برابر مهارت های شیطان، انسان به یکسری سیاست های اصولی برای مبارزه با شیطان نیاز دارد: گام اول کاوش و بازنگری در حوزه جان است برای شناخت بیماری ها در بعد رفتاری و شناخت کاستی ها و ضعف ها در بعد اندیشه، گام دوم، درمان بیماری ها و تصحیح اندیشه ها و ارزیابی باورها و در نهایت پیش گیری از آسیب دیدن و تلاش در بالندگی و عروج روح می باشد. طبق آیات صریح قرآن انسان ابتدا باید نگهبان جان خویش باشد تا از شر دشمن ایمانی در امان باشد و در مرحله بعد باید واکنش مناسب در مقابل هر نوع وسوسه دشمن داشته باشد سپس استعاذه و استغفار را در درگاه خداوند ترک نکند. و در مرحله آخر پایداری و برخورد خصمانه با این نوع دشمن داشته باشد.

اما دشمن ایمانی در شیطان خلاصه نمی شود آیاتی از قرآن مجید بعضی از همسران و فرزندان را «عدو» معرفی کرده است. اما چرا بعضی از آن ها؟! مرحوم طبرسی(رحمه الله) در این باره بیان می دارند: «برخی از همسران و فرزندان آرزوی مرگ انسان را دارند تا ثروت او را به ارث برند و مسلما هیچ دشمنی برای انسان بدتر از آن نیست که آرزوی مرگ را برای انسان داشته باشد، برخی هم پدر و همسر را به خاطر سودجویی وسوسه می کنند تا دست به گناه و ستم زند و مقررات خدا را در جهت هواهای خود پایمال کند.» هم چنین علامه طباطبایی(رحمه الله)در این زمینه بیان کرده اند که «بعضی از زنانی که با همسران مومن خود دشمنی می ورزند بدان علت است که شوهرانشان ایمان دارند و عداوت به خاطر ایمان آن هاست، می خواهند شوهران خود را از اصل ایمان و یا از اعمال صالحه ای که مقتضای ایمان است منحرف کنند و شوهران زیر بار نمی روند، قهرا زنان با آنها دشمنی می کنند چون دوست می دارند شوهران به جای علاقه مندی به راه خدا و پیشرفت دین به اولاد و همسران خود علاقه مند باشند و برای تامین آسایش آنان به دزدی و غصب مال مردم دست بزنند. در حقیقت، دشمن ایمان پدران و همسران خود می باشند.» خداوند متعال مومنان را چنین مورد خطاب قرار می دهد که: «در حقیقت برخی از همسران و فرزندان شما دشمنان شمایند، از آنان بر حذر باشید...»

با این اوصاف دریافتیم که دشمن ایمانی دشمنی جدی است که ما چه بخواهیم چه نخواهیم با این نوع دشمن دست به گریبانیم، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در این باره می فرمایند: «الا ان اعقل الناس عبد عرف ربه فاطاعه، و عرف عدوه فعصاه; آگاه باشید! خردمندترین مردم بنده ای است که پروردگارش را شناخته، فرمانش برد و دشمنش را شناخته، نافرمانی اش کند.»

تعارض سازمانی

مقدمه

تعارض پدیده‌ای است که آثار مثبت و منفی روی عملکرد افراد و سازمان‌ها دارد . استفاده صحیح و مؤثر از تعارض موجب بهبود عملکرد و ارتقای سطح سلامتی سازمانمی‌گردد و استفاده غیر مؤثر از آن موجب کاهش عملکرد و ایجاد کشمکش و تشنج در سازمانمی‌شود. استفاده مؤثر از تعارض مستلزم شناخت و درک کامل ماهیت آن و همچنین علل خلقکننده و کسب مهارت در اداره و کنترل آن است که البته امروز به عنوان یکی از مهمترینمهارت‌های مدیریت به شمار می‌آید. توانایی برخورد با تعارض و اداره آن، در موفقیتمدیران سازمان‌ها نقش ارزنده‌ای دارد. اگر تعارض‌ها سازنده باشند، موجب بروز افکارنو و خلاق می‌شوند و زمینه تغییر و نوآوری و تحول سازنده را در سازمان فراهممی‌سازند و در نهایت به مدیریت کمک می‌کنند تا به اهداف سازمانی خویش نائل آید .

در این مقاله سعی نگارنده بر آن است تا مفهوم تعارض، دیدگاه‌های سنتی، روابطانسانی و تعاملی و انواع تعارض را تبیین و به مدیران سازمان‌ها کمک کند تا بامهارت‌های مدیریت تعارض آشنا و در مواقع لزوم آن را به کار گیرند .

مفهوم تعارض

در فرهنگ لغات فارسی، تعارض به معنای متعرض و مزاحم یکدیگر شدن، باهم خلاف کردنو اختلاف داشتن معنی شده است. رابینز در تعریفی می‌گوید: «تعارض فرآیندی است که درآن، شخص الف به طور عمدی می‌کوشد تا به گونه‌ای بازدارنده سبب ناکامی شخص در رسیدنبه علایق و اهدافش گردد». وی توضیح می‌دهد که در این تعریف، مفاهیم ادراک یا آگاهی (Perception) ، مخالفت (Opposition) ، کمیابی (Scarcity) و بازدارندگی (Blockage) نشاندهنده ماهیت تعارض هستند. سایر وجوه مشترک تعریف‌های واژه تعارض عبارت ازمخالفت، نزاع، کشمکش، پرخاشگری و آشوب است .

جایگاه تعارض در مدیریت

بنابر آنچه که گذشت نتیجه می‌گیریم آنچه که تعارض را ایجاد می‌کند، وجود نظراتمختلف و سپس ناسازگاری یا ضد و نقیض بودن آن نظریات است. درک نظرات مختلف به مدیرانکمک می‌کند تا شیوه مناسبی را برای حل تعارض انتخاب کنند. با توجه به سیر پیشرفتمکاتب فکری مدیریت در طول سالهای اخیر، سه نظریه متفاوت در مورد تعارض در سازمان‌هاوجود دارد. نخستین دیدگاه اعتقاد دارد که باید از تعارض دوری جست چرا که کارکردهایزیانباری در درون سازمان خواهد داشت، به این دیدگاه نظریه سنتی تعارض(تئوری یگانگی ) می‌گویند .

دومین دیدگاه، نظریه روابط انسانی است که تعارض را امری طبیعی می‌داند و در هرسازمانی پیامدهای حتمی و مسلمی خواهد داشت، ضرری ندارد و به طور بالقوه نیروی مثبتیرا برای کمک به عملکرد سازمان ایجاد می‌کند .

و سومین نظریه و مهمترین دیدگاه اخیر، مبنی بر این است که تعارض نه تنهامی‌تواند یک نیروی مثبت در سازمان ایجاد کند، بلکه همچنین یک ضرورت بدیهی برایفعالیت‌های سازمانی به شمار می‌آید که به این نگرش، نظریه تعامل تعارضمی‌گویند .

نظریه سنتی

بر اساس این نظریه، هیچ تضادی در سازمان وجود ندارد. چون سازمان را یک مجموعههماهنگ و منسجم می‌داند که برای یک منظور مشترک به وجود آمده است. از این رو ازکارکنان زیر دست هیچ انتظار اعتراض به تصمیمات مدیریت نمی‌رفت و اگر چنین می‌شد، آنرا یک ضد ارزش تلقی می‌کردند و خود به خود از سیستم خارج می‌شد. در این نظریه،تعارض یک عنصر بد و ناخوشایند است و همیشه اثر منفی روی سازمان دارد. تعارض را باواژه‌هایی چون ویران‌سازی، تعدد، تخریب و بی‌نظمی مترادف می‌داند و چون زیان آورهستند، لذا باید از آنها دوری جست و در نتیجه مدیر سازمان مسئولیت دارد سازمان رااز شر تعارض برهاند. این نحوه نگرش به مسئله تعارض از سال 1900 تا نیمه دوم دهه 1940بوده است .

نظریه روابط انسانی

این نظریه تعارض را یک پدیده طبیعی و غیرقابل اجتناب در همه سازمان‌ها می‌داندکه با موجودیت آن در سازمان موافق است. همچنین طرفداران مکتب مزبور عقیده دارند کهتعارض را نمی توان حذف یا از بین برد، حتی در موارد زیادی تعارض به نفع سازمان استو عملکرد را بهبود می‌بخشد. نظریه روابط انسانی از آخرین سالهای دهه 1940 تا نیمهدوم دهه 1970 رواج داشت .

نظریه تعامل

در حال حاضر تئوری تعارض حول محور دیدگاهی می‌چرخد که آن را مکتب تعاملمی‌نامند. اگرچه از دیدگاه روابط انسانی باید تعارض را پذیرفت ولی در مکتب تعاملبدین سبب پدیده تعارض مورد تأیید قرار می‌گیرند که یک گروه هماهنگ، آرام و بیدغدغه، مستعد این است که به فطرت انسانی خویش برگردد، یعنی احساس خود را از دستبدهد، تنبلی و سستی پیشه کند و در برابر پدیده تغییر، تحول و نوآوری هیچ واکنشی ازخود نشان ندهد .

نقش اصلی این شیوه تفکر درباره تعارض این است که این پدیده مدیران سازمان‌ها راوادار می‌کند که در حفظ سطحی معینی از تعارض بکوشند و مقدار تعارض را تا حدی نگهدارند که سازمان را زنده، با تحرک، خلاق و منتقد به خود نگه دارد .

تقسیم بندی تعارضات سازمانی

تعارض بر حسب طرف‌های تعارض

نوعی از دسته بندی تعارض، بر اساس طرف‌های تعارض در سازمان می‌باشد. بر این اساسشش نوع تعارض در سازمان‌ها مشاهده می‌شود :

  • تعارض درون فردی
  • تعارض میان افراد
  • تعارض درون گروهی
  • تعارض میان گروهی
  • تعارض میان سازمانها
  • تعارض میان اشخاص و گروه‌ها

تعارض سازنده در برابر تعارض مخرب

یک شکل دیگری از تعارض که در میان اشکال مختلف تعارض از عمومیت بیشتری برخورداراست خود به دو دسته تقسیم می‌شوند: تعارض سازنده در برابر تعارض مخرب. نظریه تعاملیبر این فرض استوار نیست که همه تعارض‌ها خوب هستند، بلکه بعضی از آنها از هدف‌هایسازمانی پشتیبانی می‌کنند، که به این نوع تعارضات، تعارض سازنده می‌گویند و برخیدیگر مانع تحقق اهداف سازمانی می‌شوند و حالت غیرسازنده‌ای دارند که به این نوع ازتعارضات، تعارض مخرب می‌گویند .

هیچ سطحی از تعارض نمی‌تواند در همه شرایط قابل قبول یا مردود باشد. امکان داردیک نوع یا یک مقدار از تعارض در یک شرایط موجب افزایش سلامتی و تحقق هدف‌هایسازمانی شود که در آن حالت تعارض سازنده است. ولی ممکن است در سازمان دیگری یا درهمین سازمان و در زمان دیگری بسیار مخرب باشد. ملاک تشخیص تعارض سازنده یا مخرب،عملکرد سازمان است .

با به کارگیری مفهوم مدیریت تعارض، ماهیت و کاربرد تعارض در سازمان بیش از پیشروشن می‌شود که مدیریت تعارض از یک سو به معنی به حداقل رساندن قدرت تخریبی تعارضاست و از سوی دیگر تعارض را به صورت یک پدیده اثربخش، خلاق، سازنده و سودمند مبدلمی‌سازد .

در موارد زیر تعارض می‌تواند سازنده باشد :

·  هنگامی که بتواند کیفیت تصمیمات را بهبود بخشد

·  زمانی که موجب ابتکار عمل و نوآوری و خلاقیت شود

·  هنگامی که مایه کنجکاوی و تشدید علاقه اعضای گروه به یکدیگر گردد

·  هنگامی که بتواند جو و محیط سیستم داوری و پدیده تحول را تقویت کند .

ارزیابی منشأ تعارضات سازمانی

منشأ تعارض را ارزیابی کنید. تعارض‌ها خود به خود به وجود نمی‌آیند، بلکه عواملیسبب آنها شده است. برای این که بهتر بتواند شیوه برخورد با تعارض را انتخاب کنید،نخست باید بدانید که منشأ بروز تعارض چه بوده است. به بیان دیگر لازم است منشأ ومنبع تعارض را تعیین کنید .

استیفن رابینز بر اساس یافته‌های تحقیق، دلایل بروز تعارض را به سه دسته کاملاًمجزا تقسیم کرده است :

·  اختلاف‌های شخصی(تفاوت‌های فردی ):اولین منشأ تعارض،تفاوت‌های فردی یا اختلاف‌های شخصی است. تعارض می‌تواند ناشی از خصوصیات رفتاری،اخلاقی و نظام‌های مورد ارزش افراد باشد. عواملی از قبیل: تحصیلات، سابقه کار،تجربه و آموزش، هر فرد را به صورت یک شخصیت بی‌همتا با مجموعه ارزش‌های ویژه، ازدیگری متمایز می‌سازد. عدم درک این خصوصیات یا به عبارت بهتر عدم درک این تفاوت‌هایفردی اگر موجب تعارض گردد و نگرش‌های منفی را ایجاد کند، ممکن است عده‌ای را از سویدیگران به عنوان افرادی غیر قابل‌اعتماد، عجیب، ریاکار و فرصت طلب به حساب آورد وهمین دیدگاه موجب کشمکش و تعارض می‌شود .

·  اختلاف‌های ساختاری :اختلاف‌های ساختاری موجب عدم انسجام ویکپارچگی میان واحدهای سازمان می‌شود و زمانی به وجود می‌آید که روی اهداف سازمانی،شقوق تصمیم‌گیری، معیارهای عملکرد، تخصیص منابع، قوانین و مقررات و روش‌ها و رویهها، توافق وجود نداشته باشد. اینها باعث بروز تعارض در سازمان می‌شوند. به عنوانمثال، اگر سازمانی هدف‌های ناسازگاری را انتخاب کند. کارکنان نمی‌دانند در کدام جهتیا هدف گام بردارند .

·  اختلاف‌های ارتباطی :اختلاف‌های ارتباطی، عدم توافق‌هاییهستند که از پیچیدگی‌های علم معانی، عدم درک پیام و اختلاف در مجاری ارتباطی ناشیشده است. معمولاً تعارض‌های درون فردی ناشی از ضعف ارتباط است ولی تعارض‌های بینفردی و درون گروهی ناشی از تفاوت در انتظارات نقش سازمانی، شخصیت و نظام ارزشی یاعوامل مشابه است که دلیل آن فزونی ارتباطات است، که ممکن است این ارتباطات،رابطه‌ای مؤثر و صمیمی نباشد .

خانه های قدیمی چند شهر ایران

آدرس : خیابان شریف واقفی - خیابان ملک محله شیخ یوسف

در زمان سلطنت نادرشاه افشار باغ انگوری که متعلق به مردم اصفهان بود به عنوان مالیات از آنها گرفته شد و به تصرف دولت درآمد. در زمان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار به تصرف مسئول امورمالی حکومت اصفهان درآمد و بعدها فرزند این شخص به نام حاج محمدابراهیم خان که لقب ملک التجار داشت بنای انگورستان را احداث کرد و به برگزاری مراسم عزاداری و تعزیه اختصاص داد. معمار سازنده این بنام استاد حسین چی است و تاریخ وقف نامه آن سال 1341 هجری قمری است.

در طول زمان قسمت های مختلفی از این انگورستان تخریب شد و بخش هائی از آن در سال 1333 هجری شمسی در تعریض خیابان ملک از بین رفت.

آنچه از این بنا باقی مانده است یک حیاط وسیع است که در شمال واقع شد و یک سفره خانه که مساحت تقریبی آن با حیاط یکی است. این سفره خانه تمامی جبهه حیاط را در بر می گیرد.

فضای سفره خانه بوسیله یک ارسی هفت دهنه به حیاط جنوبی باز می شود. بعدها حیاط خانه نیز مسقف شده بطوری که از ارسی های سفره خانه و حیاط سرپوشیده و پشت بام و فضاهای سه جبهه ساختمان برای تعزیه استفاده می شده است.

در سقف حیاط یک نورگیر زیبای 8 ضلعی به همراه پنجره های سراسری بالای دیوار حیاط روشنائی فضای تعزیه را تامین می کند. تالار پنج دری زیبائی که در جبهه شمالی حیاط سرپوشیده قرار دارد محل دفن مرحوم ملک التجار و همسر اوست که بنا به وصیت وی در این محل به خاک سپرده شده اند.

مجموعه فضاهای حیاط سرپوشیده، سفره خانه، اتاق مقبره و دیگر اتاقهای اطراف حیاط دارای تزئینات فراوان گچبری، آینه کاری و کاشیکاری هستند.

ستون هائی که در وسط فضای سفره خانه و حیاط هستند دارای روکش های چوبی می باشند اما پایه و سرستونها دارای تزئینات می باشند. در زیر فضای سفره خانه زیرزمینی وجود دارد که نورگیرهای مشبک نور آن را از حیاط جنوبی تامین می کنند. در گوشه جنوب شرقی بنا حمامی واقع شده است که سقف گنبدی بسیار زیبائی دارد و سکوهائی در اطراف آن تعبیه شده اند. ازاره جبهه شمالی و شرقی این خانه دارای نقوش حجاری هستند.

انگورستان ملک از بناهای بسیار زیبای دوران قاجاریه است که در حال حاضر در اختیار سازمان اوقاف می باشد و به برگزاری مسابقات قرائت قرآن و تعزیه و عزاداری اختصاص دارد. تزئینات این بنا بیانگر هنر گچبری و آینه کاری و کاشیکاری هنرمندان خلاق و مبتکر اصفهانی می باشد.

سرتیپی

آدرس : خیابان ملک بن بست عبدالهی کوچه پاقلعه

مجموعه فضاهای این خانه در سه جبهه قرار گرفته اند که در دو جبهه شمالی و جنوبی از جبهه سوم مرتفع تر هستند، مهمترین قسمت خانه تالار جبهه شمالی است. که با شکل نیم صلیبی خود با دو اتاق سه دری طرفین ارتباط دارد.

دیوارهای این تالار دارای تزئینات فراوان نقاشی روی گچ هستند. علاوه بر آن دو ردیف قطاربندی نیز در این در و دیوارها وجود دارد. سقف تالار حاوی نقاشی های پرکاری است که از نقاشی های اروپائی تاثیر گرفته اند.

جبهه جنوبی شامل سه اتاق سه دری و دو فضای کفش کن در بین آنهاست. در جبهه غربی دو اتاق وجود دارد که با دری کوچک به حیاط باز می شود. دالانی که از طریق آن به حیاط خانه وارد می شوند در میانه این جبهه قرار گرفته است. در گوشه جنوب شرقی نیز ورودی دیگری به چشم می خورد. نماهای خانه سرتیپی پوشیده از اندود ساده گچ است و فقط در نمای سه دری های جبهه شمالی تزئینات گچبری به چشم می خورد.

ازاره جبهه شمالی و شرقی این خانه دارای نقوش حجاری هستند. خانه سرتیپی اصفهان نمونه دیگری از خانه های قدیمی اصفهان است که به دلیل وجود ویژگی های هنری و معماری مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته اس

اعلم

آدرس : خیابان عبدالرزاق – محله پشت بارو – بن بست زرگرها

در خیابان عبدالرزاق و در کوچه ای روبروی تل عاشقان و در قلب بافت قدیم اصفهان خانه ای قرار گرفته که به لحاظ زیبایی و تزئینات پرکار و ویژگیهای هنری و نقاشی روی گچ و روی آینه و صنایع چوبی و حجاری در عداد بناهای شاخص اصفهان به شمار می رود.

این خانه که سالها از طرف مالکان بلا استفاده رها شده بود، پس از خریداری مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.

متأسفانه قسمت‌هائی از این بنای جالب به وسیله افراد سودجو که وجود این اثر نفیس را مزاحمتی برای اهداف سودجویانه خود می‌دانستند تخریب شده است. از جمله آتش‌سوزی سردر بسیار زیبای خانه و تخریب طاقی که بر روی گذر شمالی ساخته شده بود و به صورت پشت بندی محکم و استوار خانه را حفظ می کرد.

آنچه در خانه اعلم جلب توجه می کند، تنوع تزئینات و نقاشی ها و گچبری های آن است. اتاق پنج دری خانه اعلم همچون آلبوم نفیسی از آینه کاری،‌ نقاشی، گچبری و منبت کاری هنرهای تزئینی دوران قاجار را رو در روی بیننده قرار می دهد.

طرحهای متعددی که از کاخ های زیبای اصفهان و مناظر ایرانی و اروپائی تهیه شده به همراه گل و بوته و شیشه های رنگی میتواند الگوی بسیار مناسبی برای هنرهای تزئینی دوران قاجار شد. علاوه برآن، تزئینات این خانه بیانگر توجه مجدد هنرمندان دوران قاجار به هنرهای دوران صفویه است

شیخ الاسلام

آدرس : چهارراه تختی کوچه هتل پرشیا

خانه شیخ الاسلام که عنوان تکیه شیخ الاسلام برای آن مناسب تر است در خیابان چهارباغ پایین، چهارراه تختی واقع شده است. این اثر بسیار زیبا که با معماری خاص دوره قاجار از آثار نفیس اصفهان به شمار می رود، جزئی از مجموعه خانه های شیخ الاسلام است که از نظر معماری دارای دو جبهه ساختمان در شمال و جنوب است.

قسمت جنوبی که مهمترین بخش خانه می باشد دارای یک ایوان با سقف مقرنس کاری و تزئینات نقاشی گل و بوته و دو ستون و یک حوض سنگی در وسط ایوان می باشد. در این ایوان 2 عدد پنجره مشبک چوبی بسیار زیبا با شیشه های رنگی و دیوارهائی که با نقاشی و گچبری تزئین شده اند به زیبائی خانه می‌افزایند. اتاق کوچکی که در عقب این ایوان وجود دارد با مجموعه‌ای از هنر گچبری و مقرنس کاری یکی دیگر از قسمت های بسیار جالب خانه می باشد.

این خانه زیبا از قدیم الایام برای برگزاری مراسم عزاداری حضرت سیدالشهداء (ع) و تعزیه مورد استفاده قرار می گرفت. در سالهای قبل از انقلاب به علت عدم توانائی مالکین در حفظ و نگهداری آن و همچنین به دلیل زوال تدریجی تزئینات قابل توجه و ارزش های معماری و به لحاظ جلوگیری از تخریب و انهدام بنا، ساختمان خانه شیخ الاسلام در اختیار وزارت فرهنگ و هنر وقت قرار گرفت.

از همان زمان اقدامات مرمتی بخصوص در قسمت تزئینات و ساخت درهای مشبک بوسیله استادکاران متخصص آغاز شد و همه ساله مراسم تعزیه و عزاداری توسط هیات های محلی و زیر نظر ارشاد اسلامی در آن برگزار می شد.

تغذیه در ورزش

بسیاری از ورزشکاران بالاخص آنهایی که در رشته های بدنسازی فعالیت می کنند علاقمند به مصرف مکمل های غذایی هستند. مکمل های غذایی چند نوع است: گروهی مربوط به پیش سازهای پروتئینی که همان اسیدآمینه ها را شامل می شوند، بوده و تحت عنوان پودرهای کراتین هستند. گروه دیگر مکمل های هورمونی هستند که به وفور مورد مصرف قرار می گیرند البته موارد دیگری نیز هستند که در ترکیباتشان ویتامین ها و املاح مختلف وجود دارد. گروه دیگر که تحت عنوان مکمل های هورمونی است شامل گروه های مختلف هورمون ها از جمله هورمون رشد (سوما توتروپین) هستند ولی بایستی توجه داشت با توجه به بسته شدن صفحات رشد بعد از بلوغ، مصرف بیش از حد این هورمون باعث افزایش پهنای استخوان ها از جمله صورت، دست و لگن شده که اشکال ناخوشایندی را به ورزشکاران می دهد.

مصرف مکمل های غذایی در بین ورزشکاران زن و مرد روز به روز در حال افزایش است. زنان ورزشکاری که از مکمل های هورمونی استفاده می کنند باید این مسئله را همیشه به خاطر داشته باشند که گروهی از این مکمل ها که حاوی هورمون های جنسی مردانه از جمله ترکیبات تستسترون است سبب افزایش موهای زائد بالاخص در خانم ها، کلفت شدن صدا و بالاخره خصوصیات مردانه خواهد شد. مصرف درازمدت داروهای هورمونی حتی ممکن است منجر به عقیمی گردد. مکمل هایی از نوع ترکیبات ویتامین و املاح مدنی نیز قابل تامل است.

ویتامین های محلول در آب مثل ویتامینهای گروه B و C در بدن به میزان کافی به صورت ذخایر ویتامین موجود هستند و در صورت مصرف بیش از حد،آنها از بدن از طریق ادرار دفع می شوند. ویتامینهای گروه محلول در چربی مثل A ، D ، E و K نیز در صورت مصرف بیش از حد ممکن است ایجاد مسمومیت هایی کند که هر کدام علامت خاص خود را داشته و بحث در باره عوارض و علایم ناشی از مسمومیت با این گروه در مجال این مقاله نیست. سوال اساسی این است که مصرف این مکمل های غذایی کی و به چه مقدار مجاز است؟ در پاسخ بایستی گفت که اگر بدن شما دچار کمبودهای خاص یا حساسیت های خاصی نسبت به مواد غذایی خاصی است میتوانید مکمل مصرف کنید.به طور مثال اگر یک فرد دچار بیماری «کمبود آنزیم لاکتات» باشد که در حقیقت نمی تواند شیر و فرآورده های آنرا هضم و جذب کند بایستی از مکمل های کلسیم استفاده کند، البته در قدم اول به آنها توصیه میشود که ابتدا کلسیم خود را از سایر منابع طبیعی مثل اسفناج، کلم و باقلا بگیرند و در صورت ناکافی بودن به مکمل های دارویی روی بیاورند چرا که اینها افرادی هستند که در صورت مصرف شیر و فرآورده های آن دچار نفخ و درد شکم می شوند.

مصرف مکمل های غذایی در افرادی که از رژیم های تک خواری مثل گیاه خواری استفاده می کنند نیز توصیه می شود چرا که برخی از مواد مورد نیاز بدن از جمله ویتامین B 12، روی، آهن و کلسیم در منابع گیاهی به میزان کافی وجود ندارد و در درازمدت این افراد دچار کمبودهایی از نظر مواد فوق الذکر می شوند.بالاخره این سئوال پیش می آید فردی که می خواهد ورزش کند چه باید بخورد و چگونه باید بخورد؟

برای پاسخ به این سئوال فعالیت بدنی را در سه زمان صبح، ظهر و عصر مورد بررسی قرار میدهیم. اگر مقرر است برنامه ورزشی در فاصله زمانی صبح انجام شود بایستی سعی شود شب قبل در وعده شام از غذای پرکربوهیدرات استفاده شود. صبح روز بعد کمی زودتر از خواب برخاسته و صبحانه سبک مصرف شود. به طور مثال حدود دو ساعت قبل از ورزش نان یا مقداری غلات همراه با آب میوه و یا چند عدد میوه مصرف شده و بعد از آن حدود دو ساعت فعالیت ورزشی انجام شود.

در حالت دوم اگر قرار است فعالیت ورزش بعدازظهر انجام شود بایستی یک صبحانه مفصل حاوی نان، شیر یا فرآورده های آن مثل پنیر، میوه یا آب میوه مصرف شود و در هنگام ناهار یک غذای سبک مثل یک ساندویچ همبرگر کوچک و میوه میل شود و بایستی به خاطر سپرد که دو ساعت قبل از ورزش سعی شود غذایی خورده نشود.در حالت سوم اگر ورزش برای عصر تنظیم شده است بایستی صبحانه و ناهار مفصل خورده شود و سپس بین ناهار و شروع فعالیت ورزشی یک میان وعده پرکربوهیدرات مصرف شده و شام بعد از فعالیت ورزشی میل شود.

در هر سه مورد مذکور همان طور که اشاره شد توجه به این نکته ضروری است که تا دو ساعت قبل از شروع ورزش از خوردن مواد غذایی پرهیز کرده و در فاصله این دو ساعت فقط آب است که می توان مصرف کرد.این را نیز به یاد داشته باشید که نیاز غذایی هر ورزشکار بسته به فعالیت بدنی اش متفاوت است، پس همیشه به یاد داشته باشید که ورزش بدون تغذیه مناسب ممکن است اثرات مفیدی که قابل انتظار است را نداشته باشد. به طور مثال بسیاری از ورزشکاران که فعالیت های سنگینی از جمله بدنسازی و یا وزنه برداری و یا حتی سایر ورزش های استقامتی انجام می دهند اگر تغذیه مناسبی نداشته باشند ممکن است بدن در حالت ورزش به جای استفاده از کربوهیدرات ها و چربی ها به عنوان منبع انرژی از پروتئین ها استفاده کرده که در نهایت باعث تحلیل توده های عضلانی و اثر معکوس می شود.

● نقش تغذیه در ورزش

رژیم غذایی یک ورزشکار باید در یک مطلب اساسی با رژیم غذایی فرد عادی تفاوت داشته باشد . ورزشکاران علاوه بر احتیاجات زندگی روزمره ، نیاز به سوخت برای تمرین و مسابقه دارند غذا سوخت لازم برای ورزشکاران را تأمین می کند ولی اغلب ورزشکاران از سوختی که در مخازن خود میریزند غافلند . پروتئین ، چربی و کربو هیدراتها سوخت بدن ( انرژی ) شما هستند . همه غذا ها ترکیب یکسانی از نظر محتوا ندارند . همانگونه که ماشینهای مسابقه نیاز به بنزین با درجه اکتان بالا دارند. ورزشکاران نیز نیاز به مواد غذایی دارای درجه کربوهیدرات بالا دارند .

▪ کالری:یک ورزشکار نوجوان ( به خصوص فردی که در حال رشد است ) نسبت به هر زمان دیگری از زندگی نیاز بیشتری به کالری دارد . انرژی مورد نیاز همچنین به نوع ورزش تخصصی و برنامه تمرین شما بستگی دارد . یک دختر نوجوان با جثه متوسط که دارای فعالیت متوسط و هنوز در حال رشد است به حدود 2200 کالری در روز نیاز دارد ، حال آنکه یک دختر 15 ساله با جثه کوچک که رشدش کامل شده به حدود 1800 کالری یا کمتر نیاز دارد . پسران نوجوان بالاخص نیاز بسیاری به کالری دارند . یک پسر نوجوان در حداکثر رشد ممکن است به 4000 کالری در روز احتیاج داشته باشد . میزان کالری که در ورزش نیز می سوزد متفاوت است تمرین پیش از یک فصل در یک تیم فوتبال ممکن است در روز 500 کالری یا بیشتر بسوزاند.

▪  کربوهیدراتها:کربوهیدراتها بهترین سوخت برای ورزشکاران هستند.چرا که در مقایسه با چربی و پروتئین برای سوختن نیاز به اکسیژن کمتری دارند.در صورتی که به اندازه کافی از کربوهیدراتها استفاده کنید قادر خواهد بود شدیدتر ورزش کنید.(چه در هنگام ورزش و چه در مسابقه)یک رژیم پر کربوهیدرات به شما اجازه میدهد که به خاطر بازسازی ذخایر کربوهیدراتی و کاهش زمان بازگشت به حالت اولیه سخت تر تمرین نمایید.رژیم غذایی در زمان تمرین به ویژه حائز اهمیت است.چرا که اگر شما قادر به تمرین شدیدتر باشید،در طی مسابقه نیز به سطوح بالاتری از کارایی می رسید.هر بادی60-50 در صد کالری مصرفی خود را از کربوهیدراتها تأمین کند.به عنوان یک ورزشکار شما حتی به مقادیر بیشتری در حد 70-60 در صد کالری مصرفی 10-6 گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن نیاز خواهد داشت.در صورتی که یک ورزشکار استقامتی هستید،نیاز شما به کربوهیدرات میتواند تا 90-70 در صداز کالری مورد نیاز روزانه شما افزایش یابد.غذاهای کم محتوا ذخایر کربوهیدرات بدن شما را کاهش خواهد داد و انرژی شما را تحلیل خواهند برد.به نحو مشابه،در صورتی که به جای کربوهیدراتها از غذاهای پرچرب و پر پروتئین استفاده کنید،نخواهید توانست انرژی مناسب برای تمرین و مسابقه مطلوب را تأمین نماید.

تفسیر سوره نور از نظر شیعه

تفسیر نصیرى طوسى

از شـیـخ مـحـمـد تقى ( زنده در 1083 ق ) فرزند عبدالحسین نصیرى طوسى , از علماى کلام و حکمت که در عصر صفوى در اصفهان بوده است .

مفسر تفسیر خویش را در یک جلد بزرگ به زبان عربى تالیف نموده و داراى ده مقدمه است .

سـپس به تفسیر کلیات در ترتیب قرآن و ذکر شرح حال انبیاء از آدم تا حضرت محمد (ص ) که در قرآن مجید از آنان نام برده شده پرداخته است .

و بعد شروع به تفسیر حمد کرده است و تا آخر قرآن سوره ناس پایان یافته و شیوه او در تفسیر پس از ذکر چند آیه از قرآن مجید به تفسیر آیات یاد شده مى پردازد و سبک او ادبى و کلامى مى باشد و نـیـز مـفسر خود را از احفاد شیخ الطائفه شیخ طوسى و از اسباط خواجه نصیرالدین طوسى و در نتیجه نصیرى طوسى معرفى مى کند و از آثار دیگر وى العقال فى مکارم الخصال و المبدء و المعاد.

نسخه نفیسى از این تفسیر که از روى خط مصنف نگاشته شده و در خدمت مؤلف خوانده و مقابله گردیده است از مخطوطات کتابخانه کاتب این سطور در کربلا موجود است .

منبع : اصل نسخه تفسیر طوسى , الذریعة الى تصانیف الشیعة , 5/280, 19/250.

خزائن جواهر القرآن

اثر شیخ على قلى خان ( 1020 - زنده در 1083 ) فرزند قرچغاى خان ترکمانى متولد در اصفهان , از فلاسفه و حکماى متالهین و تولیت آستانه حضرت معصومه (ع ). تفسیر مورد بحث به شیوه فلسفى و عرفانى با بهره از روایات ائمه معصومین (ع ) نگاشته شده و در نوع خود بى نظیر است .

مـفـسر به چند دسته از آیات خاص قرآن که عبارتند از: آیات توحید و ایمان و آیات احکام و قصص قرآن و آیات مواعظ و حکم و آفرینش زمین و آسمان و آیات کیفیت رجعت و احوال برزخ و حشر و نـشـر و بـهـشـت و دوزخ تـوجه داشته و آنها را استخراج و جمع نموده سپس به احادیث مرویه و تحقیق کلمات و تفسیر جمله به جمله آن پرداخته است .

ایـن تـفـسیر که در چهار مجلد تالیف گردیده مجلد اول آن را با تفسیر آیات توحید آغاز نموده و مجلد چهارم را با تفسیر آیات بهشت و دوزخ پایان بخشیده است .

و شـیـوه مفسر در هر مجلد بر اساس خزائن ترتیب یافته که هر خزینه به شصت فصل و هفت باب تقسیم گشته است .

نـسـخه منحصر به فرد خط مؤلف را فرزند مفسر شیخ مهدى قلى خان پس از بناء مدرسه خود در قـم و تاسیس کتابخانه مدرسه وقف خاص ساکنین مدرسه خویش نموده است این مدرسه تا عصر حاضر به نام وى مشهور است .

منابع : اعیان الشیعة , 8/302; الذریعة , 7/154; الروضة النضرة , 410; معجم الدراسات القرآنیة , 147.

مجمع البحرین

از ضـیـاءالـدیـن مـحـمد یوسف ( زنده در 1083 ق ) فرزند میرزا حسین خان شریف وزیر توپچى قزوینى , حکیم مفسر و عالم محقق .

در ایـن تـفـسیر که دو جلد و به زبان عربى است تمام قرآن مورد بحث قرار گرفته است و مفسر مـى نـویـسد که این تفسیر جمع بین دو تفسیر امین الاسلام شیخ طبرسى مجمع البیان و جوامع الـجـامـع مـى بـاشد و در واقع تلخیص این دو تفسیر است با اضافات و استدراکات نافع به شیوه و سبک روان و در کمال اختصار بدین جهت این تفسیر را مجمع البحرین نامیده است که جمع بین دو تفسیر طبرسى است .

چند دوره از این تفسیر در دست مى باشد از جمله نسخه خط مفسر در کتابخانه مدرسه سپهسالار ( شماره 1955 ) که دو سرلوحه زیبا دارد و تمام صفحات مجدول به طلاست .

و یـک دوره داراى حـواشى ( منه دام ظله ) در کتابخانه کاتب این سطور در کربلا و یک دوره در کتابخانه مرکزى آستان قدس رضوى ( به شماره 10415 ) موجود است .

مـنـابع : الذریعة , 20/23; فهرست الفبائى کتب خطى کتابخانه مرکزى آستان قدس رضوى , 496; فـهـرست مدرسه سپهسالار, 1/167; معجم الدراسات القرآنیه عند الشیعة الامامیه , 262; مفسران شیعه , 143.

غریب القرآن طریحى

از شیخ فخرالدین ( 979 - رماحیه 1085 ق ) فرزند شیخ محمد على نجفى آل طریحى , از مفسران شیعه و علماى لغت و نحو ( - آل طریحى ). تـفـسـیر مورد بحث شامل یک مقدمه کوتاه سپس داراى بیست و هفت باب و هر باب منشعب به چند نوع تحت عنوان النوع الاول و النوع الثانى .

این تفسیر شرح تفسیر قرآن و بیان آیات بر تفسیر غریب القرآن سجستانى است .

اصـل نـسـخـه خـط مؤلف در کتابخانه وقفى شیخ محمد صالح برغانى حائرى در کربلا و نیز این تـفـسـیر در سال 1372 ق در نجف اشرف به تحقیق و مقدمه شیخ محمد کاظم طریحى به چاپ رسیده است .

تالیفات دیگرى از شیخ فخرالدین آل طریحى نقل کرده اند که عبارتند از: 1) کشف غوامض القرآن , که در مشکلات و غوامض آیات و کلمات بحث کرده است .

رنگ لباس در اسلام

 طبیعت، آمیخته و جلوهاى ازرنگهاى بسیار متنوع و گوناگون اشیا و گیاهان و جانوران است که خداوند رحمان دراختیار انسان قرار داده و استفاده از این نعمتها را روا دانسته است .
 
به نظر مىرسد که اسلام در وهله اول در مورد بهره گیرى از تمامى رنگهاى طبیعى ـ حتى سیاه ـنظر مثبت دارد و حکم به حرمت و یا کراهت استفاده از هیچ رنگى را صادر نکرده است،مگر در موارد ذیل :
 1
ـ اگر رنگى مخصوص و یا ترکیبى از دو یا چند رنگ به سبک وفرمى خاص، شعار و علامت دشمنان اسلام و یا گروهى از آنان ـ گرچه در مقطعى از زمانباشد ـ تا وقتى که آن رنگ و یا ترکیب مخصوص به عنوان ویژگى آن گروه است، استفاده ازآن جایز نیست. براى مثال در روایتى مى بینیم که امام على ـ علیهالسلام ـ استفاده ازپوشش سیاه را به این دلیل که لباس فرعون بوده، نهى فرموده است .
 2
ـ اگر کسى بااستفاده از رنگ و یا ترکیب خاصى از رنگها و علامتها خود را انگشت نماى دیگران کند وبه اصطلاح اقدام به پوشیدن لباس شهرت نماید، دچار عمل حرام شده و بایستى از آن دورىورزد .
 3
ـ برخى از رنگها اثر روحى و روانى نامطلوبى بر انسان ـ گرچه در مقطع ویا مقاطع خاصى از زمان ـ و یا بر اعمال عبادى او مى گذارند که بشر ممکن است ازفلسفه و حکمت آنها بى اطلاع باشد. براى نمونه استفاده از لباس سیاه در نماز و اعمالحج و عمره این گونه است. همچنین پوشیدن لباس زرد و زعفرانى، بلکه به طور کلىلباسهاى رنگى در نماز، خوشایند نیست و کراهت دارد .
 4
ـ رعایت شؤون اجتماعى اسلامو عرف مذهبى ایجاب مى کند که انسان از پوشیدن لباسهاى رنگینى که سَبُک و زنندهمحسوب مى شوند، اجتناب نماید و براى هر جایى پوشش خاصى داشته باشد و از هر نوع لباسزیبایى در انظار عمومى بهره نبرد .
 
در روایتى از امام صادق ـ علیهالسلام ـ خطاببه عبید بن زیاد آمده است :
 «
ایاک ان تزین الا فى احسن زىّ قومک »
 «
خود راتزیین مکن جز به مثابه و فرم کسانى که با آنان زندگى مى کنى
 
در حدیث دیگرىاز همان بزرگوار آمده است :
 «
خیرُ لِباسِ کلِ زمان لباسُ اَهْلِهِ »
 «
بهترینپوشش در هر عصرى، لباس مردم همان زمان است
 
لازم به توضیح نیست که فرمودهامام در صورتى است که فرهنگ و نحوه پوشش مردم متأثر از فرهنگ بیگانه و یا با بىتوجهى به عرف اصیل آن جامعه نباشد; چون در آن صورت شامل گفته ایشان نمى شود .
 
علامه مامقانى در این زمینه گوید :
 «
آنچه از پارهاى از روایات استفاده مىشود، این است که بهترین و زیباترین لباس از لحاظ جنس و ویژگى، آن است که به سانلباسهایى که میان متدینین متعارف است، باشد. و شایسته ترین لباس هر دوره، پوشش مردمآن عصر است
 
بنابراین انسان متعهد باید از عرف زمان و مکانى که در آن زیست مىکند، پیروى کند و در کیفیت تزیین و رنگ لباسهاى خود با توجه به متعارف گام بردارد . از همین روست که در برخى از عرفها و حتى برخى از دورهها بعضى از لباسهاى رنگى،شایسته است، اما در جوامع و یا اعصار دیگر همان لباسها را سبک و دور از شأن یکمسلمان به شمار مى آورند. حتى مى بینیم در یک زمان و بین متدینین، استفاده از لباسىیا رنگى مخصوص را براى محیط خانه و یا محیط کار، مناسب مى دانند، اما براى خیابان ومجامع عمومى نه .
 
در روایتى در مورد مسأله اخیر از امام باقر ـ علیهالسلام ـآمده است :
 «
کنا نلبس المعصفر فى البیت
 «
ما لباس زرد رنگ را در منزل مىپوشیم

  پوشش زرد در روایات
 
در روایات اسلامىبه استفاده از پوششهاى زرد توصیه و ترغیب و بهره گیرى از آنها بلامانع دانسته شدهاست. در روایتى امام باقر ـ علیهالسلام ـ فرموده است: «ما لباسهاى زرد رنگ و گلگونمى پوشیم
 
در حدیث دیگرى محمد بن مسلم از امام باقر یا امام صادق ـعلیهماالسلام ـ نقل کرده که امام فرمود: «در پوشیدن لباس زرد اشکالى وجود ندارد

نقش زن در خانواده از دیدگاه شهید مطهری

زن, به عنوان نیمی از بشریت و عضوی جدّی و غیرقابل چشم پوشی در کانون بزرگ جامعه انسانی و نیز به عنوان یکی از دو رکن پدیدآورنده بنیان خانواده, در طول تاریخ, داوری های گوناگونی را نسبت به خود دیده است و شرایط بسیار ناهمگون و نامساعدی را پشت سر نهاده است. نگاهی گذرا به تاریخ چنین می نماید که زن در بیشتر مقاطع و در بیشتر جوامع از نوعی محرومیّت رنج برده است و حقوق انسانی او تحت سلطه و سیطره مردان و فرهنگ مردسالاری تضییع شده است.

این برداشت, اگر همه جانبه و دقیق نباشد, امّا با آنچه رخ داده است یکسره ناسازگار نیست. چنان که مانند این تضییع حقوق را در مورد کودکان و نیز طبقات ضعیف اجتماعی نیز می توان مشاهده کرد. و چه بسا بتوان ادّعا کرد, ستمی که بر صالحان و مصلحان و پیامبران و دادخواهان حقوق انسان در تاریخ بشر رفته است, بیشترین و طاقت فرساترین بوده است, امّا نمی توان از نظر دور داشت که هرکدام از این ستمدیدگی ها دلایل خاص خود را داشته است.

اگر بخواهیم عوامل تأثیرگذار بر حقوق زنان در جوامع بشری را به اجمال مورد توجّه قرار دهیم, بخشی از آنها در زمره عوامل طبیعی و برخی در قلمرو شرایط اجتماعی و کارکردی جای می گیرد و بعضی به باورها و انگاره های فرهنگی باز می گردد.

تحقیق درباره این عوامل و سهم هریک در شکل گیری حقوق انسانی و اجتماعی زنان, خود نیاز به پژوهشی جداگانه دارد و ما در این نوشته تنها درصدد این هستیم که موضوع حقوق زن را در آثار استاد مطهری(ره) مورد بررسی قرار دهیم, آن هم از زاویه استنادهای ایشان به قرآن و باورهای وحیانی, چرا که آیات قرآن و نظریه های اسلامی در زمینه شخصیت و حقوق زن, خود تشکیل دهنده فرهنگ یا بخش مهمّی از فرهنگ جوامع اسلامی است.

چنان که اشاره شد, شرایط اجتماعی و فرهنگی از جمله عوامل مهمّ رویکرد به حقوق زن و نوع نگرش و پردازش به آن است, و این امر سبب شده است تا موضوع (حقوق زن) در عصر حاضر با توجّه به دگرگونی های مهمّ اجتماعی و فرهنگی با شدّت و جدّیت بیشتری مطرح شود, و گاه با (فمنیسم) به نگرش ها و اظهارنظرهای افراطی بینجامد!

در این فضای پرتحوّل که بیشتر ابعاد زندگی و فرهنگی و روابط انسانی و اجتماعی دستخوش تغییرات و تجدیدنظرهای بنیادی قرار گرفته است, بی تردید نگاه عطشناک و تحوّل طلب و انتقادگر نسل حاضر متوجّه آموزه های دینی و قرآنی نیز شده است و تلاش می کند تا پاسخ پرسش های زیر را بیابد:

1) از دیدگاه قرآن, زن چگونه موجودی است؟

2) آیا زن از جهت شرافت و حیثیّت انسانی با مرد برابر است؟

3) دین برای زن و مرد, یک نوع حقوق و وظیفه و یا کیفر قرار داده یا تبعیض و تفاوت قائل شده است؟

4) آیا وضع قوانین نسبت به زن و مرد یکسان و مشابه است؟

5) نگرش دین به زن, نگرشی همراه با تکریم است یا تحقیر؟

6) آیا وضع مقررات ویژه ای مانند مهریه, وجوب نفقه زن بر مرد, حق مرد در طلاق, نصف بودن ارث زن, جواز تعدّد زوجات برای مردان, شهادت دو زن به جای یک مرد, ریاست خانوادگیِ مرد, حق حضانت کودک و… نشانگر نگاه دین به زن به عنوان موجودی ضعیف تر و پایین تر نیست و این تفاوت ها اهانت به زن و تضییع حقوق او نیست؟

7) حضور کم رنگ زن در عرصه های سیاسی, اجتماعی و فرهنگی و قرار گرفتن او در حجاب و عفاف, مانع دست یابی او به حقوقش نیست؟

این بحث ها در زمان مرحوم شهید مطهری مطرح بوده است, امّا نه به اندازه امروز که گروه های فمنیست تلاش های جدّی دارند و تشکل هایی را پدید آورده اند که زنان را به گزینش صفات مردانه تشویق می کنند, و سعی در جایگزینی زن به جای مرد در همه عرصه ها دارند, و برای دست یابی به برابری زن و مرد خواستار تجدید ساختار جامعه شده اند, زیرا نظام کنونی جامعه به گمان آنها حاصل قرن ها تسلط مردانه است. اینان خواستار نابودی گرایش ها و پندارهای سنّتی هستند و راه حلی که برای احقاق حقوق زن پیشنهاد می کنند, یک نوع راه حل ضدّدینی است که باید هرگونه توصیه ای که دین, طبیعت, سنّت یا خانواده ارائه می دهد در آن نادیده گرفته شود.

بدون شک همان گونه که در گذشته دیدگاه های مردسالاری و تحقیرآمیز نسبت به زنان, به زیان هم مردان و هم زنان انجامیده است, باورهای افراطی فمنیسم با ایده زن سالاری و زن مداری نیز بیش از پیش به زیان زن و مرد خواهد بود. نگرش متعادل قرآن, نه آن تفریط را برمی تابد و نه این افراط را, از نظر قرآن زن و مرد در انسانیّت برابرند, ولی از دو گونه خصلت برخوردارند. این دوگانگی از ساختار جسمانی و عاطفی آن دو سرچشمه گرفته است, همان گونه که آزادی و برابری انسان ها از طبیعت آنها الهام گرفته, دوگانگی کارآیی و وظایف آنها نیز از ساختمان وجودی آن دو ریشه یافته است و به تعبیر استاد مطهری:

اثر زلزله روی سازهای خاص

هنگامی که زلزله اتفاق می افتد از خود آثاری به جا می گذارد، این آثار به شرح زیر است :

لرزش زمین وتخریب ساختمانها :

در اثر زلزله زمین به ارتعاش در می آید وهنگامی که ارتعاشات شدید باشد ،باعث تخریب ساختمانها می گردد . میزان تخریب ساختمانها تابع کیفیت کارهای ساختمانی ، ترکیب خاک ،خصوصیات تکانهای زمین لرزه ، نیرو وجهت تکان می باشد. تکانهای قائمی که درمرکز بیرونی در نزدیکیهای آن مشاهده می شود ، کمتر از قطار امواجی که از مشخصات نواحی مجاور است ، موجب خسارت می گردد .امواج تولید شده به شدت به ساختمانهای ، بویژه دیوارهایی که به موازات آن است آسیب می رساند . این امواج دیوارها را بالا برده وبه آنها پیچ وتاب می دهد . امواجی که تحت زاویه 45 تا55 درجه به زمین می رسند خرابیهای شدیدی معمولاًبه بار می آورد .

سرعت موج در سنگهای سخت خیلی بیشتر از سنگهای سست ونرم است . امواج در طبقات ضخیم سنگهای سست ونرم مانند آبرفتهای دره ها ضعیف می گردند و حتی ممکن است از بین بروند .اما طبقه نازکی از سنگهای سست بر روی سنگهای سخت نمی تواند لرزه ها وامواج را مستهلک کند لذا طبقه مزبور ازروی سنگی که برروی آن قرار گرفته است بطور ناگهانی جستن می کند .در این صورت میزان تخریب بیشتر از ساختمانهایی است که روی طبقه سخت است . ساختمان سنگ نیز برروی موج می تواند بدینگونه تاثیر داشته باشد که امواج در جهت چین ها وطبقات سریعتر از جهت عمود بر آن انتشار می یابند. معمولاًخطرناکتر ازهمه کهریزهای سنگ ، طبقات نازک آبرفتها در ته دره ها ،سپس باتلاقها ، توربزارها ودر یاچه هایی که گیاهان آن را فراگرفته اندمی باشد . خطر زمین های خشک از زمین های اشباع شده از آب کمتر است.جنس مصالح ساختمانی نیز موثر است . ساختمانهای خشتی در مقابل ساختمانهایی که از آجر وملاط خوب ساخته شده باشند مقاومت کمتری از دارند. اسکلت بندی ، نوع مصالح ساختمانی ،طراحی ساختمان نیز از عوامل موثر در میزان تخریب ساختمان هستند .

معمولاً تخریب ساختمانها به صورتهای مختلف صورت می گیرد مثل فرو افتادن کتیبه ها ، دود کش ها ، بالکن ها ، تیغه ها تغییر شکل و فروافتادن بام پوش ها ، جابجائی تیرهای اصلی بام، ستونها ، چدا شدن اتصالات ، ترک خوردن دیوارها بصورت افقی،عمودی، قطری ، فروریختن راه پله ها ،بالکن ها و غیره .

تخریب ساختمانها ممکن است همراه با ایجاد حریق و آتش سوزی بر اثر انفجار لوله های گاز ،اتصالات برقی باشد . بنابراین آثار تخریبی ساختمانها در هنگام زلزله نتیجه ارتعاشات سطح زمین ومربوط به نتایج غیر مستقیم آن است . چراکه اگر مرکز زلزله در مکانهای بسیار دور از مکانهای جمعیتی اتفاق افتد هیچ تخریب وحسارتی نخواهد داشت. همه تلفات وخسارات نتیجه آثار ثانوی زلزله است یا نتیجه تخریب ساختمانها و زیر آوار ماندنها است یا حریقهای بعداز زلزله است .

صداهای زلزله :

دراغلب موارد زلزله ها با صداهای خاصی همراه است که ایجاد وحشت می کند البته این صداها به غیر از صدای ناشی اززلزله است. تولید صداهای زلزله بخاطر ایجاد امواج ارتعاشی است که در اثرزلزله بوجود می آیند .صداهای زلزله در بعضی موارد شبیه رعد ، صدای صفیر باد یا خمپاره ، غلغل آب جوش ، انفجار گلوله های بزرگ توپ ، چرخهای قطار می باشد .صداهای زلزله گاهی جلوتر از موجهای زلزله است ولی ممن است نسبت به آن تاخیر داشته باشد .ممکن است صدای شدید زیر زمین هیچ زلزله ای را در پی نداشته باشد یا همراه زلزله ای خفیف باشد .

نورهای زلزله :

در هنگام وقوع بعضی زلزله ها آثار نورانی مختلفی از خود مثل نور افشانی آسمان برق ، جرقه های نور وامثال ان دیده شود. اگر چه پاسخ مناسبی برای آن داده نشده ویا نیافته اند همانند نورهای که در مناطق کوهستانی ویا سطح دریا ها که جمعیت نیست مشاهده شده است ولی به عقیده دانشمندان این نورها اثرات ثانوی زلزله است به خصوص در سطح مراکزمسکونی وشهرها .

لرزش های دریا یا تسونامی :

زمانی که کانون زلزله در کف دریا یا نزدیک آن باشد ، امواج متعددی را درآب تولید می کند که به نام تسونامی معروف است . این امواج به بدنه کشتی ها برخورد وموجب ارتعاش آنها می گردد.اگر تکان قائم باشد ، کشتی ناگهان بالاآمده وبعد پایین می رود وتحدبی درآب مشاهده می شود . اگر مرکز بیرونی نزدیک کرانه باشد ، درهنگام نخستین تکان آب دریا عقب می رود وسپس با موجی قوی به ساحل می ریزد وموجب تخریب و زیانهای شدید می شود .

تغییر مشخصات آب چشمه ها :

به علت وقوع زلزله معمولاً در وضع چشمه ها وچاهها تغییراتی بوجود می آید . چراکه بر اثر ارتعاش مجاری زیررمینی آب تنگ یا گشاد ویا مسدود می گردد . چراکه هنگام زلزله طبقات زمین جابجا می گردد . ممکن است چشمه ها ی جدید ایجاد گردد یا به علت لغزش های زمین ممکن است مجاری قدیمی آب بسته شود ودر جائی دیگر جاری شود یا طبقات نفوذ ناپذیری که طبقات آبدار روی آنها قرار دارد شکاف بردارد وآب به اعماق زمین رفته وموجب خشکیدن چشمه ها گردد .
دمای آب چشمه ها ممکن است براثر مخلوط شدن با چشمه های معدنی دیگر تغییر نماید چنان که در سوئیس اتفاق افتاد .
ایجاد شکاف وگسل :

هرنوع زلزله ای ، هراندازه کم اهمیت باشدباز شکافهایی در پوسته زمین ایجادمی کند ودر ناحیه مرکز زلزله بیشتر مشاهده می شود .شکافها گاهی بصورت شعاعی از یک مرکز می باشد اما بیشتر بی نظم بوده ودر جهات مختلف پراکنده است.شکاف دردامنه کوهها در جهت دامنه ودر کرانه ودر طول آن ایجاد می شود . پهنای شکافها از 20سانتیمتر تا 10یا15 متر هم مشاهده شده است وطول چند کیلومتر .این شکافها با نخستین تکانها بوجود می آید وممکن است در تکانهای بعدی بیشتر شود .گاهی گسله ها ی هم ایجاد شده است نمونه گسل سن اندریاس 1906 .
اگر شکافها از آبرفتهای کف دره یا دشت عبور کند در عمقی از این آبرفت آب وجود داشته باشد با خود گل وگاهی گازهایی راکه در هوا مشتعل می گردد ،خارج می شود .
زمین لغزش :

این پدیده عمدتاً توسط زلزله ایجاد می شود ودر اثرآن حجم بزرگی از خاک وسنگ در مناطق دارای شیب تند به سمت پائین حرکت می کند البته بعضی از آنها ناشی از اشباع منطقه از آب می باشد . این پدیده می تواند خطرات زیادی مثل مدفون نمودن روستاها یا شهرها زیر خروارها خاک وسنگ ایجاد نماید .( زمین لغزه پورت رویال جامائیکا 1962 )در بعضی مناطق زمین لرزه منجر به فرونشستن زمین به عمق 60 متر هم شده است در لیسبون در 1755اسکله ای با جمعیت زیاد فرو نشست . سنگریزش هم گاهی وقتها ناشی از زلزله است .

واقع گرایی اخلاقی درقرآن کریم

چکیده

آگاهی انسان ازمبانی و اعتبار قواعد و معیارهای اخلاقی که جهت و روش زندگی او را تعیین می کنند،مهمترین نیاز درون ذاتی هر فرد بوده و حائزاهمیت بسیاری است. بررسی مکاتب مختلف اخلاقی نشان می دهد که مجموعه ی ارزش ها و بافت و ترکیب ،آنها بیش از هرچیز، نتیجه ی مبانی جهان شناسی وانسان شناسی آنهاست.برخی ازمکاتب دراین باره الگو و معیارهای عینی و روشنی ارائه می دهند هرچند که مبانی نظری آنها با اشکالات فراوانی روبروست و برخی برای اخلاق واقعیتی قائل نیستند و آن را نتیجه شرایط و مقتضیات می دانند.محققان،دسته اول را مکاتب اخلاقی واقع گرا و دسته دوم را مکاتب غیرواقع گرا می نامند.مکاتب اخلاقی واقع گرا درتعریف واقعیات و نحوه استنباط بایدها ازآنها،استدلال ها و روش های متفاوتی را ارائه می دهند.مطالعه آراء و نظرات متفاوت و گاه متناقض،نشان از سرگشتگی و نیازمندی انسان به راهنمایی و هدایت الهی دراین باره دارد. ازاین رو بی تردید می بایست واقع گرایی را اساس تعالیم و آموزه های نظام اخلاقی اسلام دانست. دراین نوشتار سعی برآن شده است تا خطوط اصلی این مسأله مطرح و جامعیت و اتقان آموزه های وحی درارتباط با این موضوع با رعایت اختصار اثبات گردد.
کلید واژه ها: واقع گرایی اخلاقی، اخلاق درقرآن، مبانی اخلاقی،هست ها،سعادت.

 

 

مقدمه

واقع گرایی یا رئالیسم (Realism ) از ریشه ی (Real ) و معادل فارسی آن حقیقی،واقعی،موجود،طبیعی،صحیح، ضروری،دارای واقعیت می باشد. (1)
ترکیب این واژه با پسوند (
ism ) اصطلاحی را می سازد که درحوزه های گوناگون درمقابل ایدآلیسم (Idealism ) به معنای غیرواقع گرایی،انکار وجود خارجی اشیاء وخیال اندیشی به کارمی رود. (2)
مهمترین حوزه هایی که این مفهوم درآنها به کار می رود عبارت است ازفلسفه،اخلاق، سیاست، هنرو ادبیات. در یک تعریف کلی که وجه مشترک حوزه های مختلف باشد، می توان گفت «واقع گرایی یا رئالیسم عبارت است از دیدگاهی که به امورخارج ازذهن و درمتن واقع و به اصلاح امور (
Objective ) (عینی ) معتقد است و درمقابل آن غیر واقع گرایان به اموری که به حالات درونی مدرک وابسته است یعنی امور (Subjective ) (ذهنی) اهتمام می ورزند». (3)
منظور ازواقع گرایی در حوزه ی اخلاق (
Moral Realism ) این است که «جمله های اخلاقی صرف نظر از خواست و احساس و قرارداد،حکایت از واقعیات خارجی دارند».
ریچارد میلر درمقاله واقع گرایی اخلاقی دردایره ی المعارف فلسفه اخلاق (
The Encyclopedia of Ethics ) می گوید:
«واقع گرایان اخلاقی براین باورند که احکام اخلاقی، گزاره های صادق اند.آنان مدعی آنند که آدمیان اغلب در مقام ارائه و بیان آن احکامند. به علاوه،واقع گرایان اخلاقی این عقیده را که گزاره ها و احکام اخلاقی و یا توجیه آنها درابتدا به باورها و احساسات گوینده و اظهارکننده ی آن احکام و نیز آداب و رسوم جاری درفرهنگ آنان وابسته است را نمی پذیرند». (4)
درکتاب بصیرت اخلاقی آمده است:«واقع گرایی اخلاقی اصرار می ورزد که واقعیات اخلاقی به طور مستقل از باورهای اخلاقی ما وجود دارندو تعیین می کنندکه آن باورها صادق اند یا کاذب.این دیدگاه قائل است که صفات اخلاقی، صفات حقیقی چیزها یا کارها هستند. به تعبیری مجاری این صفات جزو اثاثیه و اجزای عالم هستند. ممکن است ما
نسبت به برخی صفات حساس باشیم یا نباشیم اما وجود یا عدم آن صفات بستگی به این ندارد که ما چگونه فکرمی کنیم». (5)
با توجه به مطالب و تعریف فوق می توان دیدگاه واقع گرایی اخلاقی را به اختصاراینگونه بیان نمود:
الف. حقایق اخلاقی درعالم،وجود دارند و به تبع آن حقایق، اوصافی نظیرخوب و بد،درست و نادرست نیز وجود دارند.
ب.این حقایق مستقل ازحالات و باورها و احساسات و امیال ما هستند.
ج. گزاره های بیانگراین حقایق قابلیت تصدیق و تکذیب دارند؛ یعنی احکام و گزاره های اخلاقی یا صادق اند و یا کاذب.

شیوه های ترویج فرهنگ مطالعه بین قشرهای مختلف مردم

مقدمه

شکی نیست که در فرآیـند توسـعه فرهنـگی وسیـاسی کشورمان کـتاب وکـتابـخوانی دارای نقشـی بزرگ وغـیر قابل اغـماض می باشد . کهبدون در نظر داشتن آن اساسا امـکان دستـیابی به توسعه مـطلوب از مـیان می رود اماامروز آنچه بـیش از بـیش قابل توجه می نماید پرهیز جدی دست اندرکاران از ایرادآرمانهای دوردسـت ویا دسـت نیافتــنی وبه جای آن اهتمام عملی به حل بحران موجود میباشد .

جای بسی سرشکـستگی است که ملـت ایران که دراعصار گذشـته صاحب یکی از بزرگـترین تـمدـنهای جـهان وقابـل ستایش بوده وهست هم اکنون شـاهد بی رغبتی وبیتوجهی شدید جوانانش به امر کتابخوانی با شد تا جایی که تیـتراژ کتابها ی مربوط به کـشورهای تازه به استقلال رسیده  با جمـعیتی غیر قابل مقایسه با ایران چـند ین برابر از تــیتراژ کتابهای کشور ما شده است .

قبل از برشـمردن برخی از معـضلات مربوط به امر کتاب و کتابـخوانی و همچنیـن ارائه پیشـنهاداتی در راسـتای رفع آنها لازم اسـت بر این نکـته تاکـید فراوان نمود که بدون تردیـ ایــجاد یک مرکز مطـالـعات و تحـقیـقات قدرتمـند با به کارگیری روانشناسان ، جامعه شناسان وسایر کارشناسان متفکر ومبــتکردر راسـتای ریــشه یابی معضـلات کــتاب ،مطالعه در خصوص شـناسایی راهـکارها بسیار ضروری است چرا که تصــمیم گیری وبرنامه ریــزی در این زمــینه  به حـدی حساس  وسـرنوشــت ساز است که نمی توان آن را ســاده انگاشــته وبدان به صورت سطحی ،سلـیقه ای ویا مقطعی نگاه کرد

در این بـین تـشویق  وترغیـب ناشــران و سایر دست اندرکاران امر نــشر در راسـتای رفع معـضلات امـری لازم و ضروری است ونمی توان به تحقق اهداف مزبور بدون مشارکت آنان امیدوار بود .

 

 

چکیده :

برای گسترش کتاب وکتابخوانی در بین قشره های مختلف جامـعه باید به این مسـئله به عنوان یک فرایـند دراز مدت توجه کنیم و از کتاب وکتابخوانی تنها راه برای پر کردن اوقاغت فراغت استفاده نکنیم وهـمواره باید سـعی کرد که مطالعه به صورت کیفی مد نظر باشد .اگر بتوانیم مـطالعه را در انسـان به صـورت عادت در آوریم دیـگر ارتباط او با جهان دانش و آگاهی سخت نخواهد بود و بدون هیچ زحمتی خواهد توانـست درک خود را نسبـت به جهان هستی تعالی بخشد اما باید توجه داشت که ایـجاد عادت به مـطالعه باید از دوران طفـولیت ـشروع شود و عوامل موثر در این زمینه عبارتند از : خانواده ،مدرسـه، جامـعه ونـقش وسایل ارتبـاط جمـعی وغیره...واینــها عوامـلی هسـتند که در ایـجاد علاـقه کودکـان ونوجوانـان به مـطالعه نقـش بسـزایی دارند . در ضـمن راهـهای  مختـلفی  برای علاقمند کردن افراد  برای مطالعه وجود دارد که ما در اینـجا به چند نمونه از آنها اشاره کرده ایم .

و همچنین نمونه های عینی اجرا شده جهت ترویج فرهنگ مطالعه نیز وجود دارد که در این مقاله به آنها به طور مختصر اشاره شده است

 

 

کلید واژه

- مطالعه

ـ کتاب

ـ کتابخوانی

ـ فرهنگ

ـ خانواده

ـ مدرسه

ـ خواندن

ـ کتابخانه

ـ کودکان

 

فرهنگ مطالعه وکتابخوانی

حضرت علی ( ع ) می فرماید در عجبم از مردمی که به غذای جسم خویش اهمـیت میدهند اما نســبت به کــتاب ومطالعه برای تغذیه روح آنان است این چنین بی اعتنا وبی توجه هستند !

کتاب دریچه ایی است به سوی جهان شگفت انگیز علم ومعرفت و مطالعه راهی است بسـیار سـاده و عـملی برای پرورش استعدادهای خداداد انسان و آموزش علوم وفنونی که او را در مـســیر رشد وتکامــل راهنـمایی کند اگر بتوانیم  مطالعه را درانسان به صـورت عادت درآوریم دیگر ارتـباط او با جـهان دانـش و آگاهی سـخت نخـواهد بود و بدون هیچ زحمت ومرارتی خواهد توانـست از راه مطالعه درک واندیـشه خود را نـسـبت به جـهان هستی رشد و تعالی بخـشد اما باید توجه داشت که تـبدیل این علاقه به عادت از دوران طــفولیت انـسان شـروع شـود پایین بودن سـطح مطالعه درکـشور ما ناشی از ناآشـنایی و عـادت نداشـتن به مـطالـعه ار دوران کودکی است ما می توانیم مطمئن باشیم چنانچه فرزندانـمان از کودکی شوق به خواندن پیـدا کـنند وانگـیزه مطالعه کردن در آنان به وجود آید ومـطالعه کردن را جزئی از زندگی خود بدانند بـدون شـک در هر دوره از زندگــی خود به هـر طریق که شده مواد و مطالب مورد نیاز را بدست آورده ومطالعه میکنند

کودکی که خیلی زود راه صـحیح مطالعه را فرا میگیرد وبه عنوان یک فعالـیـت پرثمردر جسـتجوی آن است ، به محض اینکه مـطالعه بتواند رضـایت وی را تامـین کند خود به خود یاد میگـیرد که بهـتر وباز هم بهـتر بخواند .

از طرفی دیـگرکودکی که در خوانـدن بااشـکالاتی مواجـه می شـوداز مطـالعه دوری میـکـند وحتی امـکان دارد از کتاب متنفرشود .

اصول و کاربرد حسابداری در سازمانهای دولتی و موسسات غیر انتفاعی

مدیریت فرآیند تصمیم گیری است و تصمیم گیری نیازمند اطلاعات است. از میان اطلاعات گوناگونی که مدیران برای اخذ تصمیمات خود بدان نیازمندند، اطلاعات مالی جایگاه ویژه ای دارد، چرا که اکثر قریب به اتفاق تصمیمات مدیران مستقیما آثار و پیامدهای مالی داشته و یا بطور غیر مستقیم وضعیت مالی موسسه را تحت تاثیر قرار می دهند. اطلاعات مالی و حسابداری ابزار ارزشمندی جهت تصمیمات مربوط به تامین، تخصیص و کنترل منابع اقتصادی در اختیار مدیران قرار می دهد.
 هر یک از دستگاههای اجرایی کشور عهده دار انجام برخی از وظایف دولت هستند و لذا برای ایفای وظایف محوله، بودجه ای در قالب اعتبار مصوب از محل بودجه کل کشور در اختیار آنها گذاشته می شود تا پس از تخصیص اعتبار و دریافت وجه از خزانه براساس مقررات موضوعه و جهت تحقق اهداف معین دستگاه آن را به مصرف برسانند.
حسابداری فقط با وقایعی که بتوان آن را با پول اندازه گیری کرد، سروکار دارد. باین ترتیب بسیاری از رویدادها و واقعیتهای مهم یک سازمان که قابل بیان به زبان پول نیستند در دفاتر مالی آن ثبت و ضبط نمی شوند.
  حسابداری یک نظام اطلاعاتی مالی است:
 این نظام اطلاعات مالی مجموعه ای از روشها و قواعدی است که از طریق آن اطلاعات مالی مربوط به یک موسسه، جمع آوری، طبقه بندی و به نحو قابل فهم و ساده ای در قالب گزارشهای مالی خلاصه و گزارش می شود تا بتواند در تصمیم گیریهای مدیران و در تحقق اهداف موسسه مورد استفاده قرار گیرند.
نتیجه آنکه حسابداری ابزار تصمیم گیری و مدیریت است و نظام حسابداری هر سازمان تابع نیازهای اطلاعاتی آن سازمان می باشد.
تعریف حسابداری دولتی:
حسابداری دولتی نظامی است که اطلاعات مالی مربوط به فعالیتهای وزارتخانه ها و موسسات دولتی را بمنظور تصمیم گیری صحیح مالی و کنترل برنامه های مصوب بودجه سالانه و منابع مالی مورد استفاده دولت، جمع آوری، طبقه بندی، تلخیص و گزارش می نماید.
 در تعریف بالا تاکید بر برنامه های مصوب سالانه و منابع مالی دولت شده است به دلیل آنکه کنترل بودجه و منابع مالی دولت از اصول بنیادین حساباری دولتی است.
در حسابداری دولتی مراحل حسابداری برای کنترل برنامه مصوب سالانه و نیز جلوگیری از تداخل منابع مالی مورد استفاده به کار گرفته می شود. پس کنترل بودجه از اصول بنیادی حسابداری دولتی است .
مشخصات یک موسسه دولتی:
موسسه دولتی بایستی حتما همه مشخصات ذیل را داشته باشد وگرنه موسسه دولتی نیست:
1-
 تشکیلات و سازمان مشخصی داشته باشد.
2-
 به موجب قانون تشکیل شده باشد.
3-
 زیر نظر یکی از قوا باشد.
4-
 عنوان وزارتخانه نداشته باشد.
شرکت دولتی : به واحد سازمانی مشخصی گفته می شود که با اجازه قانون تشکیل شده و بیش از پنجاه درصد از سرمایه آن متعلق به دولت باشد.
تفاوت سازمانهای انتفاعی و بازرگانی با سازمانهای غیر انتفاعی دولتی:
1-
 انگیزه: هدف اصلی تشکیل سازمانهای بازرگانی عموما سود است اما سازمانهای دولتی بنا به ضرورتهای اجتماعی و قانونی تاسیس می شوند و سود نمی تواند انگیزه ای برای تشکیل آنان باشد.
2-
 مالکیت: مالکیت سازمانهای دولتی اصولا عمومی است و سهامداران آن همه مردم کشور می باشند و مالکیت فردی یا بصورت سهام قابل خرید و فروش در سازمانهای دولتی وجود ندارد.
3-
 منابع مالی :
 در موسسات دولتی عموما از طریق مالیات تامین می شود.
در موسسات بازرگانی از طریق سهامداران خصوصی تامین می شود.
4-
 در سازمانهای دولتی هزینه ها با درآمدها مربوط نیستند.
5-
 هدف از وصول مالیات بیشتر توسط دولت تمرکز ثروت نیست بلکه هدف توزیع عادلانه ثروت و تقویت بنیه مالی برای خدمات بیشتر به جامعه است.
 مقایسه حسابداری دولتی و حسابداری بازرگانی :
الف- موارد افتراق :
1-
 صورتهای مالی آنها با هم متفاوت است چون انگیزه تاسیس سازمانهای بازرگانی تحصیل سود است و لذا صورت سودو زیان یکی از صورتهای مالی اساسی موسسات بازرگانی است، در حالیکه در حسابداری موسسات دولتی به صورت دریافت و پرداخت یا صورت درآمد و هزینه اکتفا می شود. همچنین در حسابداری بازرگانی، ترازنامه وضعیت دارائیها و بدهیها و حقوق صاحبان سهام را در یک تاریخ معین نشان می دهد، در حالیکه در حسابداری دولتی دارائیهای ثابت به محض خرید به حساب هزینه منظور می شوند و انعکاس آنها در ترازنامه میسر نیست لذا این ترازنامه نمی تواند وضعیت مالی موسسه را در یک تاریخ معین نشان می دهد.
2-
 لزوم رعایت کنترل بودجه ای : در حسابداری دولتی نگهداری حساب درآمد و هزینه عمدتا به منظور کنترل بودجه مصوب صورت می گیرد، لذا اهمیت کنترل بودجه در سازمانهای دولتی کمتر از اهمیت اندازه گیری سود ویژه در حسابداری بازرگانی نیست. کنترل بودجه در موسسات بازرگانی به اندازه حسابداری موسسات دولتی قابل ملاحظه نمی باشد.

راهی به سوی دولت الکترونیک

مقدمه

سازمان الکترونیکی یکی از جدیدترین و کلیدی ترین دستاوردهای عصر دیجیتال محسوب می شود .این دستاورد پایه ای ترین فعالیتهای سازمانها و شرکتها را هدف قرار داده و می کوشد با بهینه سازی فعالیتهای موجود و ارائه خدمات از طریق اینترنت به شهروندان و فراهم آوردن امکان خدمت رسانی به پرسنل سازمان بر بستر اینترانت و برپایی اتوماسیون اداری ، سازمان را به بالاترین سطح کارائی ممکن برساند .

این کار به سازمان این امکان را می دهد تا بدون توجه به گستردگی و توزیع مکانی ، تعداد نیروی انسانی و حجم تراکنش های آن سازمان به برنامه ریزی و طراحی وپیاده سازی محیط های عملیاتی در سازمان بپردازد .

در راستای رسیدن به دولت الکترونیک ، شرکت مخابرات استان تهران بر آن است تا با راه اندازی پرتال شرکتی ،دامنه فعالیتهای خود را منطبق با برنامه های کلان جمهوری اسلامی گسترش دهد و بستر خود را برای چنین توسعه ای آماده کند .

در این مقاله سعی شده است ضمن تعریف پرتال سازمانی (پرتال انواع مختلف دارد که بحث ما در این مقاله بر روی پرتال های سازمانی می باشد ) مسائل و موانع موجود در راه رسیدن به پرتال سازمانی بیان گردد .عمده ترین موانع مربوط به قوانین حقوقی و آیین نامه های سازمانی و تامین اعتبارمالی جهت بستر سازی و پیاده سازی این طرح می باشد. پیشبرد تجارت الکترونیک در سازمانی با ابعاد شرکت ما ،هزینه بسیاری در بر دارد .به گزارش شرکت گارتنر که یک شرکت بزرگ معتبر و جهانی و مشاور در زمینه IT می باشد ، راه اندازی تجارت الکترونیک در سازمانها با توجه به اندازه آنها در سال 2003 بین 3 میلیون تا 15 میلیون دلار برای سازمانها هزینه در بر داشته است.لذا در صورتیکه ضرورت رسیدن به دولت الکترونیک و پیاده سازی پرتال سازمانی در شرکت پذیرفته شده است ، می بایست برای ایجاد این تحول در ITشرکت اعتبار مالی مناسبی در نظر گرفته شود .همچنین باید اقرار نمود که برخی از قوانین حقوقی ونیز آیین نامه های شرکت از قبیل قوانین مربوط به احراز هویت در واگذاری ،مالکیت ریز مکالمات و سایر موارد مشابه و نیزعدم وجود قانون جامع حمایت از داده / حریم خصوصی ، موانع مستحکمی درراه رسیدن به تجارت الکترونیک و رشد ITدر سازمان می باشد.لذا قبل از هر چیز وظیفه مسئولین تدوین آیین نامه های شرکت است که با بازنگری آیین نامه هایی که بعضا عمر آنها به درازای عمر وزارت پست و تلگراف و تلفن !!! می باشد و تنظیم آیین نامه های جدید در راستای ارائه خدمات از طریق اینترنت ، گامی موثر در راستای دولت الکترونیک بر دارند .حتی در تصویب نامه هیئت وزیران به شماره 31766/ت 33229ه مورخ ././84 یکی از وزارتخانه هایی که به عنوان متولی اصلاحات از آن نام برده شده است وزارت ارتباطات و فن آوری اطلاعات می باشد .به امید آن که مدیریت شرکت مخابرات استان تهران ، به عنوان یکی از بزرگترین شرکتهای تابعه وزارت، پیشگام در این امر مهم باشد.

2. تعریف پرتال سازمانی

پرتالها در حقیقت رابط های مبتنی بر وب هستند که با اتصال به منابع اطلاعاتی مختلف و دریافت اطلاعات ، آنها را در یک چهارچوب منسجم و ساخت یافته در اختیار کاربران قرار می دهند .پرتال سازمانی درگاهی است که از طریق آن دستیابی توزیع شده به اطلاعات و خدمات و سرویسها برای کاربرانی که خواهان این اطلاعات و خدمات هستند به سادگی و با سرعت کافی امکان پذیرمی باشد .یکی از انواع پرتالهای سازمانی پرتالهای مبتنی بر نقش کاربران می باشد.در این نوع پرتالها که پیاده سازی آن در شرکت مد نظر اداره کل رایانه می باشد ،تمامی کارمندان و مشتریان با مراجعه به پرتال و ورود نام و رمز کاربری خود وارد صفحه شخصی خود شده و با توجه به نقش و حقوق تعریف شده در پرتال ،به اطلاعات ، خدمات و سرویسهای مختلف دستیابی پیدا می نمایند.برای مثال یک شهروند به اطلاعات و اخبار عمومی و امکانات درخواست تلفن ثابت و سایر سرویسهای مخابراتی امکان دسترسی داشته و با استفاده از بکارگیری ابزار مدیریت جریان در سیستمهای مکانیزه ،همواره از طریق صفحه شخصی در جریان مراحل انجام تقاضای خود در شرکت قرار خواهد گرفت .همچنین کارمندان با ورود به پرتال و صفحه شخصی می توانند کلیه درخواستها و وظایف سازمانی خود را انجام دهند .

3. اهداف پرتال

· هماهنگ سازی و مجتمع کردن خدمات و اطلاعات درون سازمانی و برون سازمانی

· ارتقا ظرفیت جهت استفاده از اطلاعات و تکنولوژی اطلاعات در بین بخشهای مختلف

· ساده و موثر کردن خدمات دولتی در راستای ایجاد دولت الکترونیکی

· ارتقا کیفیت ارائه خدمات به عموم مردم

· ارتقا کارایی و اطمینان

4. ارتباطات در پرتال شرکت مخابرات استان تهران

از آنجائیکه پرتال سازمانی درگاهی است که می بایست بتوان از طریق آن خدمات و سرویسهای شرکت را ارائه نمود ، می بایست سرویس گیرندگان و سرویس دهندگان در ارتباطات پرتال مشخص و امکانات و وظایف هر یک مشخص گردد.

استراتژی و تاکتیک نظامی حضرت علی

نویسندگان بسیارى درباره ابعاد گوناگون زندگى امام على ـ علیه السلام ـ پژوهش هاى زیادى انجام داده اند. آنان در خلال پژوهش هاى دامنه دارشان (که پایانى نیز براى این گونه پژوهش ها وجود ندارد) از ویژگى هاى منحصر به فرد و پسندیده اى که در وجود آن امام همام متجلى است, پرده برداشته, سپس این ویژگى ها و صفات را با دلایل و شواهد آشکار به صورت کتاب درآورده, فراروى دیده جهانیان گذاردند; به طورى که این کتاب ها در هر کتابخانه اى یافت مى شود.
[در این زمینه], برخى از نویسندگان, درباره شجاعت آن حضرت نگاشتند و برخى درباره عدالت و پایدارى وى سخن راندند; پاره اى از آنها درباره نوع دوستى و عرب بودنش مطالبى به رشته تحریر در آوردند; و دسته اى هم عنان قلم را به سوى زهد حضرت کشاندند[ .این پژوهش ها ادامه یافت] تا آن جا که صفات حمیده و پسندیده اى باقى نماند, مگر این که حضرت, نمونه بارز و برجسته آن به شمار مى رفت.
اما به رغم آن که درباره ایشان آثار فراوانى نگاشته شده, جنبه هاى مهمى در زندگى ایشان همچنان باقى مانده, که به طور کامل مورد بررسى و مداقه قرار نگرفته است; تا توانایى ها, استعدادها, و درک عمیق آن حضرت, در این بعد از زندگیشان را به منصه ظهور برساند. یکى از آن وجوه فراموش شده, فرماندهى و مدیریت و برنامه ریزىهاى جنگى آن حضرت مى باشد.
علت این بى توجهى را مى توان این گونه توجیه کرد که بررسى کنندگان و پژوهشگران زندگى آن حضرت, در این زمینه, آن چنان که شایسته و بایسته است مهارت نداشتند تا در آن توغل کرده, پرده از گنج هاى گرانبهاى آن بر دارند. به این معنا که هر کس بنا بر تخصصى که داشت, پیرامون امام على ـ علیه السلام ـ و موضوع تخصصى خود بررسى و تعمیق کرده, به دنبال آن هم دستاوردها و نظریات نیکو و مهمى را استخراج مى نمود. اما بعد نظامى زندگى حضرت احتیاج به فردى داشت که در این عرصه از تخصص کافى بر خوردار بوده, تا بتواند بحث و بررسى کرده و این جنبه مهم زندگى امام را آشکار نماید; جنبه اى که مالامال از مبارزه و جهاد ایشان در راه دفاع از ارزش هاى اسلامى و انسان دوستانه (حتى تا آخرین روز زندگى شرافتمندانه اش) بود و سرانجام هم جان خود را در این راه فدا کرد.
کتاب هاى تاریخى عربى و اسلامى سرشار از صحنه هاى منحصر به فرد و درخشانى درباره این بعد زندگى امام مى باشد, که سزاوار است به آنها توجه نموده و با زدودن گرد و غبار[ گذشت] زمان, لباس امروزى بر آن پوشانده و به گونه اى عرضه کنیم که هم با ذوق و سلیقه یک فرد نظامى, و هم مطابق با ذوق و سلیقه یک فرد غیرنظامى, سازگارى باشد.
یکى از دلایلى که افراد را از نوشتن درباره این بعد[ مبارزاتى] امام رویگردان کرده است, ممکن است داخلى بودن جنگ هاى حضرت على ـ علیه السلام ـ باشد که کاوش در آن, موجب برانگیخته شدن احساسات و تعصبات عده اى مى شود. اما ما این مطلب را توجیه مناسبى براى بى تفاوتى نسبت به این میراث گرانمایه آکنده از مهارت و خبرگى[ امام على ـ علیه السلام ـ] و مواهب خداوندى نمى دانیم.
هدف ما[ در این مقاله] صرفا پژوهشى است; بدون جانبدارى از فرقه یا گروه یا عقیده اى خاص, و به دور از کاوش در دلایل به وجود آورنده این جنگ ها (که مسلمانان در برابر آن مواضع گوناگونى اتخاذ کرده اند و همچنان جزیى از اسباب اختلاف و تفرقه میان آنان مى باشد).
البته سخن ما نه به این معناست که به طور کلى اسباب و علل به وجود آورنده این جنگ ها (که اسباب و عللى سیاسى است) را به کنارى نهاده ایم; چرا که در صورت کنار گذاشتن این اسباب و علل, مطمئنا به طور کامل موفق به دستیابى یک تحقیق استوار و واقع گرا نخواهیم شد (زیرا اساسا جنگ یکى از ابزارهاى سیاسى, بلکه آخرین وسیله آن است و لذا جزیى از آن به شمار مىآید). در نهایت تلاش ما بر این پایه استوار است که از مطرح کردن دیدگاه ها و موضعگیرىهاى برانگیزنده یا کمک کننده به پیدایش اختلاف و نزاع پرهیز نماییم; زیرا اساسا هدف ما چیزى جز این است.

[اینک] به استراتژى و تاکتیک نظامى حضرت على ـ علیه السلام ـ مى پردازیم.

استراتژى و تاکتیک حضرت على ـ علیه السلام ـ
قدرت امام على ـ علیه السلام ـ و بینش استراتژیکى وى ضمن حرکت عظیم او در رإس نیروهایش از کوفه به صفین کاملا به چشم مى خورد. حضرت از محل تجمع نیروهایش به طور دقیق در منطقه ((نخیله)) (واقع در بیست کیلو مترى جنوب کربلا) تا منطقه صفین, مسافتى[ به طول] حداقل هزار کیلومتر راه را از میان دره ها, دشت ها و بیابان ها با بیش از پنجاه هزار نیرو پشت سر گذارد و این در حالى بود که حضرت خواسته ها و احتیاجات این نیروى عظیم را (با همه تفاصیل آن) در این مسیر طولانى مهیا و آماده کرده بود.
[همانطور که مى دانید] هر یک از دو عامل اطلاعات و امنیت, از مهم ترین پایه هاى موفقیت یک حرکت نظامى مى باشد. این امر هم از دید تیزنگر امام به هیچ وجه پنهان نماند. امام به بررسى زمین (که کلید پیروزى عملیات است) پرداخت و طبق مشخصات آن, برنامه اى تنظیم کرده و آن را به همراه دو عامل فوق الذکر در برابر دیدگان خود قرار داد.
سرزمینى که امام تصمیم به عبور از آن را داشت, از ناحیه غرب هم مرز با صحرایى بایر و بىآب و علف بود, که به سرزمین شام[ پایگاه خلافت معاویه] منتهى مى شد.
امام این احتمال را از نظر دور نکرد که ممکن است دشمن با روى آوردن به شرق, روبه سوى فرات (که البته مستلزم گذشتن از بیابان ها و صحراهاست) با حمله اى سنگین, صفوف نیروها را آشفته کند. از این رو, نیرویى دوازده هزار نفره از سواره نظام را به عنوان پیشرو و طلایه دار جدا ساخته, آنها را به موازات کرانه راست رود فرات همراه با سفارش ها و توصیه هایى روشن, درباره وظایف و روش هاى کارشان راهى کرد. این سفارش ها, بهترین توصیه ها از این دست مى باشد که یک رهبر, خطاب به بخشى از نیروهایش جهت انجام صحیح مإموریت ویژه اشان مى کند.
امام قبل از راهى نمودن این نیروى پیشرو, دسته اى را به فرماندهى مالک اشتر ارسال کرده بود, که از ((مدائن)) سیر خود را آغاز کرده, به موازات رود دجله روبه سوى ((موصل)), ((یعنین)) و ((دارا)) حرکت نموده, سپس با تغییر مسیر به موازات رودخانه ((خابور)) به حرکتشان ادامه داده با عبور از کوه هاى ((سنجار)) به ((عنه)) و ((هیت)) گام بردارند. این کار امام اقدامى بود براى آن که امنیت نیروهاى پیشرو را, که به سوى شمال طى طریق مى کردند, تإمین کند.
بعد از آن که این نیروها در مناطق ((موصل)) و ((الجزیره))(1) و در فرازه جاى فرات حضور یافتند, ارتش امام مى توانست به دور دست ترین منطقه اى که قلمرو حکومت در سمت شمال بدانجا کشیده شده بود برسد. مالک اشتر هم توانست خود را به مناطق ((حران)) و ((رقه)) و ((قرقیسیا)), که معاویه بر آنها حکم مى راند, برساند.
این پیشروى تإثیر زیادى بر روحیه مردم آن مناطق گذاشته, و آنها را از هر گونه اقدام در مخالفت با حکومت[ على ـ علیه السلام ـ] باز داشت.

ارتداد

برخى از مخالفان اسلام و گروهى از روشن فکران مى گویند: اگر در اسلام آزادى عقیده وجود دارد پس چرا کسانى که از اسلام بر مى گردند، به ارتداد محکوم شده و حکم قتل آنها واجب مى شود؟ مگر انسان در انتخاب دین، آزاد نیست؟ به فرض، اگر کسى با مطالعه و تحقیق - هر چند سطحى - به این نتیجه برسد که مسیحیت دین معقولى نیست و به مکتب مادى گرایش پیدا کند، آیا اشکال دارد؟ مگر نتیجه تحقیق و تفحص براى هر کسى حجت نیست؟

این پرسش ها و اعتراض ها ایجاب مى کند که موضوع «ارتداد» را از ابعاد مختلف بررسى کنیم تا پاسخى شایسته به آن داده شود.

ارتداد از نظر لغت و اصطلاح

«ارتداد» از ماده «رد» گرفته شده است. در لغت، به معناى مطلق رجوع از چیزى به چیز دیگر است و در اصطلاح، به معناى بازگشت از اسلام به کفر مى باشد. راغب اصفهانى در کتاب «المفردات» خود «ارتداد» را به دو معنا گرفته است: یکى، به مفهوم مطلق رجوع و دیگرى، بازگشت از دین به کفر.

از نظر فقهاى شیعه و سنّى، ارتداد عبارت است از: بازگشت به کفر بعد از اسلام. بنابر تعریف راغب اصفهانى، هر ارتدادى از نظر اسلام موجب کفر نیست، چرا که ممکن است ارتداد، بازگشت از کفر به ایمان باشد که از نظر اسلام مطلوب است، و یا رجوع از یک مرام سیاسى به مرام سیاسى دیگر باشد

ارتداد از نظر قرآن

در قرآن کریم، غالباً ارتداد به مفهوم لغوى آن آمده است؛ چنان که در آیات ذیل مى خوانیم:

1 - «فلما ان جاء البشیر القاه على وجهه فارتدّ بصیراً؛ هنگامى که مژده دهنده آمد و پیراهن یوسف را بر صورت یعقوب انداخت، چشمانش به حالت اولیه برگشت (بینا شد).»

2 - قرآن در باره اصحاب کهف مى فرماید: «فارتدّا على آثارهما قصصاً؛ از طریق نشانه ها، از همان راهى که رفته بودند، برگشتند.»

در قرآن فقط دو آیه به ارتداد از دین اشاره کرده، ولى بقیه آیات ارتداد، در باره بازگشت به دوران جاهلیت و یا مطلق رجوع به کار رفته است. آن دو آیه عبارت اند از:

الف - «یا ایها الذین آمنوا من یرتدّ منکم عن دینه فسوف یأتى الله بِقومٍ یحبّهم و یحبّونه؛  اى کسانى که ایمان آورده اید، هر یک از شما از دینش برگردد چه باک ؛ خداوند به زودى گروهى را جاى گزین خواهد کرد که پروردگار آنان را دوست مى دارد و آنان نیز خدا را دوست مى دارند.»

ب - «و من یرتدد منکم عن دینه فَیَمُت و هو کافر فاولئک حبطت اعمالهم فى الدنیا و الاخرة؛ از میان شما آنان که از دینشان برگردند و کافر بمیرند، اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شده و جاودانه در جهنم باشند.»

در این دو آیه، سخن از مجازات مرتدان به میان نیامده و اصولاً در قرآن حکم مرتد اعلام نشده است؛ آن چه بیان شده، نابودى اعمال آنان و یا جاى گزینى مؤمنان بهتر و برتر است؛ در صورتى که مجازات محاربان با خدا و رسول، صریحاً مشخص گردیده است.

ارتداد در نگاه سنّت

روایات ارتداد نیز مانند آیات ارتداد، دو گونه اند: دسته اى، ارتداد را به مفهوم مطلق بازگشت از چیزى به چیز دیگر بیان کرده اند و دسته اى دیگر، بازگشت از دین به کفر را معناى ارتداد دانسته اند. هم چنین در این روایات، گاهى حکم مرتد بیان گردیده و در بعضى، فقط به ارتداد و کفر افراد مرتد اشاره شده است.

الف) دسته اول، روایاتى است که ارتداد را مطلق رجوع گرفته و نامى از متعلق و مورد آن ذکر نکرده است. در این قسمت، روایات فراوان است که به یک مورد اکتفا مى شود:

ابا بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «ارتدّ الناس بعد رسول الله الا ثلاث: ابوذر، سلمان و مقداد»؛ در این حدیث، مقصود از ارتداد، بدون شک ارتداد از دین نیست، بلکه ارتداد سیاسى و اجتماعى است. از این رو هیچ فقیهى با استناد به این روایت و روایاتى مانند آن، فتوا به کفر مرتدان سیاسى نداده است.

ب) دسته دوم، روایاتى است که ارتداد را به معناى بازگشت از دین گرفته است، که به ذکر دو نمونه بسنده مى شود:

1 - امام صادق (ع) فرمود: «من جحد اماماً مِنَ الله و برى ء منه و من دینه، فهو کافر مرتد عن الاسلام؛ هر یک از شما امام و پیشواى الهى را منکر شود و از او و دینش بیزارى جوید، پس او کافر است و از اسلام خارج مى باشد». این حدیث، خطاب به شیعیان است که به امامت دوازده امام معتقدند.

2 - در حدیثى دیگر مى فرماید: کسى که از دین اسلام برگردد و یا آن چه بر پیامبر نازل شده، پس از مسلمان شدن کفر بورزد، توبه او پذیرفته نمى شود.

برخى از روایات، حکم مرتد را به گونه مبسوط بیان کرده اند که فقط به یک نمونه بسنده مى شود: کسى که از اسلام برگشته باشد، زنش جدا مى شود، ذبیحه او حرام مى گردد و قاضى سه روز به وى مهلت مى دهد تا بیندیشد و آگاهانه توبه کند؛ اگر توبه نکرد، روز چهارم کشته مى شود و اموالش به ورثه مسلمانش مى رسد.

تاریخچه ارتداد

تاریخ پیدایش ارتداد به آغاز پیدایش اسلام بر مى گردد. گروهى از ترس و تهدید مخالفان در حالى که هنوز ایمان در قلب آنها رسوخ نکرده بود، به هنگام پیروزى مقطعى مشرکین و یا در شرایط خفقان، از آیین اسلام بر مى گشتند؛ چنان که یک عده نیز تا سر حدّ جان پایدار مى ماندند و بر سر پیمان خویش جانشان را فدا مى کردند؛ مانند: یاسر، سمیه، بلال حبشى و حبیب بن زید انصارى که به وسیله مسیلمه کذاب دست گیر شد و وقتى از او پرسیدند: آیا به رسالت حضرت محمد (ص) گواهى مى دهى؟ گفت: بلى. گفتند: به رسالت مسیلمه نیز شهادت مى دهى؟ گفت: حرف شما را نمى شنوم. پیروان مسیلمه او را قطعه قطعه کردند. البته عده اى نیز از تقیّه استفاده مى کردند و به حسب ظاهر از پیامبر برائت مى جستند و آزاد مى شدند.

این موضوع در میان عقلاى دنیا معمول است که مجاهدان جامعه براى نابود ساختن قدرت هاى ستم گر باید از روش «مخفى کارى» استفاده کرده و راز خود را پنهان نگه دارند تا گروه خود را بیهوده از دست ندهند. امام صادق فرمود: «التقیة ترس المؤمن و التقیة حرز المؤمن؛(9) تقیه، سپر و حصار حفاظتى مؤمن است.»

برخى در باره تقیّه عمار اظهار داشتند که او از ایمان خارج شده است، ولى رسول اکرم (ص) فرمود: من عمار را خوب مى شناسم؛ از فرق سر تا قدم، پر از ایمان است و ایمان با گوشت و پوستش آمیخته است.

البته گروهى بودند که از اول ایمان نیاوردند و چون قصد توطئه داشتند، به حسب ظاهر مسلمان مى شدند و سپس از اسلام بر مى گشتند و علیه آن تبلیغ مى کردند. یک دسته هم به طمع مقام و جاه مسلمان شده بودند، اما به کفر برگشتند. قرآن هر دو گروه را افشا و رسوا ساخت: «و قالت طائفةٌ من اهل الکتاب آمِنوا بالذى انزل على الذین آمَنوا وجهَ النهار و اکفروا آخره لعلّهم یرجعون؛ جمعى از اهل کتاب به یارانشان گفتند: شما در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز برگردید و کافر شوید تا شاید مسلمانان متزلزل شوند و از ایمانشان برگردند.»

گروهى از منافقان هم براى ایجاد اختلال در حکومت اسلامى، در فرصت هاى مناسب همین شیوه را پیش گرفتند، ولى با افشاى این توطئه، مسلمانان آنان را سرکوب کرده و مرتد اعلام گردیدند.

موجبات ارتداد

از کلمات فقیهان اسلامى و برخى از نصوص دینى استفاده مى شود که علل و عوامل ارتداد، متعدد است که به بعضى اشاره مى کنیم:

بازاریابی سیاسی

بازاریابی یعنی جلب توجه بوسیله ارائه یک ارائه ارزشمند، این ارائه می تواند در تمامی زمینه ها مورد توجه واقع شود. یکی از مهمترین جنبه های که امروزه از مفاهیم بازاریابی در آن استفاده می شود مبارزات سیاسی و انتخاباتی است. امروزه مبارزات انتخاباتی بخش عمده ای از فعالیتها و هزینه های احزاب سیاسی را تشکیل می دهد. به منظور موفقیت در مبارزات انتخاباتی، بسیاری از احزاب در سالهای اخیر در بیشتر کشورها به استفاده از تکنیکهای بازاریابی رو آورده اند تا با استفاده از فنون و تکنیکها  و حتی ادبیات بازاریابی در جلب توجه و ارائه هر چه بهتر حزب و یا نماینده خود در انتخابات استفاده نمایند. با توجه به اهمیت این شیوه استفاده از بازاریابی، در این مقاله به بررسی و نحوه استفاده از بازاریابی مرسوم، در امور مربوط به مبارزات انتخاباتی پرداخته می شود و سعی می شود تا با ارائه مدلهایی از نحوه بخش بندی بازار و جایگاه یابی در عرصه سیاست، استفاده از فنون و تکنیکهای بازاریابی در عرصه سیاست را تشریح نماییم.

تمرکز این مقاله روی آن سطح صنعت است که درآن خصوصیات خاص بازاریابی در حوزه سیاسی به طور واضح برای مفاهیم استراتژیک‏شان استخراج می‏شوند.

لمات کلیدی: بازاریابی سیاسی، مبارزات سیاسی، جایگاه یابی

1-  مقدمه

بهترین و کارآمدترین شیوه پیاده سازی دموکراسی در جوامع امروزی، انتخابات است که در آن رقیبان حاضر در آن (کاندیدها) برای انتخاب شدن از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند. در سالهای اخیر بسیاری از احزاب و کاندیداهای انتخاباتی برای رقابت در این عرصه به استفاده از تکنیکهای بازاریابی روی آورده اند. به همین سبب است که اصطلاحاتی چون بازاریابی شخصی، بازاریابی سیاسی و بازاریابی مبارزاتی در این بین بسیار مورد استفاده واقع می شوند.

بازاریابی سیاسی عبارتست از تلاش برای حفظ یا تغییر طرز تفکر و برداشت رقبا و جامعه (رای دهندگان) نسبت به فرد، حزب و یا یک گروه. البته پر واضح است که در این نوع بازاریابی باید حد اعتدال را در نظر گرفت و با ترفندها، فنون و شیوه های اجرایی آن آشنا بود تا بتوان بهتر تواناییها و قابلیتهای خود را به افرادی که نیازمند و خواهان آن هستند ارائه داد(2004 Worcester   ).

افراد و گروههای سیاسی بسیاری بوده اند که دارای توانایی های بسیاری به منظور انتخاب شدن در یک مبارزه انتخاباتی بوده اند ولی به دلیل عدم آشنایی با تکنیکهایی که بتوانند خود را بهتر به جامعه هدف معرفی نمایند، نتوانسته اند در انتخابات توفیقی را بدست آورند.

استفاده از تکنیکهای بازاریابی به منظور موفقیت در مبارزات انتخاباتی در ابتدا در کشورهایی چون انگلستان و آمریکا و بعد از آن در سراسر دنیا رواج یافت.

با توجه به اهمیت این موضوع در کشور و استفاه مناسب از تکنیکهای بازاریابی در مبارزات انتخاباتی در این مقاله سعی شده است تا با معرفی هر چه بیشتر بازریابی سیاسی، چگونگی استفاده از آن را تشریح کرده  و با ارائه مدلهایی از تطبیق بازاریابی تجاری و بازاریابی سیاسی زمینه استفاده از آن را در کشور به منظور استفاده کاندیداها و افراد در انتخابات فراهم نمود.

معرفی فروشگاه معتبر اینترنتی دنیا کامپیوتر

فروشگاه معتبر اینترنتی دنیا کامپیوتر از سال 1390 فعالیت خود را به طور رسمی آغاز نموده است ، آدرس رسمی فروشگاه معتبر اینترنتی دنیا کامپیوتر (http://www.donyacomputer.com) میباشد. فروشگاه معتبر دنیا کامپیوتر ؛ جزو معدود فروشگاه هایی میباشد که از همان آغاز به کار دارای نماد اعتماد الکترونیکی معتبر از وزارت بازرگانی بوده و پس از مدت یک سال از فعالیت رسمی موفق به اخذ اولین پروانه کسب اینترنتی از اتحادیه امور صنفی و رایانه ای استان تهران شد. اما افتخارات دنیا کامپیوتر بدین جا ختم نمیشود در سال 1392 موفق به کسب گواهی الکترونیک کیفیت برتر دنیا کامپیوتر شده ایم.

از دیگر ویژگی های فروشگاه معتبر دنیا کامپیوتر دارا بودن شعبه فیزیکی در مرکز کامپیوتر ایران استان تهران میباشد . ( آدرس فروشگاه دنیا کامپیوتر: ایران ، تهران ، خ ولیعصر ، بالاتر از چهارراه طالقانی ، مرکز کامپیوتر ایران ، طبقه زیر همکف ، واحد B66 )

تبلت

اگر قصد خرید تبلت را دارید و نیاز به کسب اطلاعات در زمینه قیمت تبلت را دارید و اطلاع کافی را ندارید ، پیشنهاد ما به شما : تبلت سامسونگ ، تبلت ایسوس ، تبلت آینول ، تبلت لنوو و ...

لپ تاپ

اگر قصد خرید لپ تاپ را دارید و نیاز به قیمت روز لپ تاپ را دارید ، پیشنهاد ما به شما : مشاهده لیست قیمت لپ تاپ ، لیست قیمت لپ تاپ ایسوس و ...

گوشی موبایل

اگر قصد خرید گوشی موبایل را دارید و در انتخاب بهترین گوشی موبایل مشکل دارید ، پیشنهاد ما به شما : به وب سایت دنیا کامپیوتر مراجعه کنید. (آدرس سایت ما : http://www.donyacomputer.com )

و سایر قطعات کامپیوتری را نیز از ما بخواهید برای خرید و کسب اطلاعات بیشتر به آدرس رسمی دنیا کامپیوتر مراجعه بفرمایید. ( تلفن دنیا کامپیوتر 02188916292 )

اقلیم شهرسازی

یک امر کلی که تقریباً در رابطه با کلیه ساختارهای ایران صدق می‌کند، همگونی آنها و محیط مسکونی با عوامل اقلیمی است. این مطلب را در سواحل دریای خزر، کرانه خلیج فارس و دریای عمان، دامنه قلل مرتفع و حاشیه کویر مرکزی می‌توان مشاهده نمود.

بافت شهری فرم بنا و نوع مصالح در هر یک از این مناطق در تطبیق کامل با شرایط اقلمیی می‌باشند.

عواملی که بر شرایط اقلیمی یک منطقه تأثیر می‌گذارد و شامل زاویه تابش خورشید، عرض جغرافیائی (دوری یا نزدیکی از خط استوا) شدت جریان و جهت بادهای فصلی و جو، رطوبت و گیاه در منطقه و درآخر ارتفاع از سطح دریا و ناهمواریهایی سطح زمین می‌باشد.

1ـ زاویه تابش خورشید

کره زمین دارای محور دوران ثابتی است که نسبت به خط عمود بر صفحه گردش زمین به دور خورشید انحراف دارد. از آنجائیکه این انحراف محور، نقاط مختلفی از کره زمین را در فصول مختلف مقابل خورشید قرار می‌دهد، لذا حرارت و آب و هوای کره زمین در هر منطقه بنا بر زاویه تابشی خورشید نسبت به زمین فرق می‌کند و این مطلب باعث ایجاد فصول مختلف در هر ناحیه از کره زمین می‌باشد. به دلیل انحراف محور زمین، زاویه تابش آفتاب نسبت به زمین و همچنین مکان طلوع و غروب آفتاب در فصول مختلف فرق می‌کند.

زاویه تابش در زمستان کمتر و در تابستان بیشتر است. بطوری که زاویه تابش آفتاب در تابستان هنگام ظهر تقریباً عمودی است ولی در زمستان آفتاب با زاویه کمتری می‌تابد.

از این خاصیت در ضلع جنوبی ساختمان می‌توان استفاده کرد. بطوری که با قرار دادن یک سایه‌بان بالای پنجره‌های این ضلع می‌توان از ورود تابش آفتاب و گرم شدن ساختمان در تابستان جلوگیری نمود. اما در فصل زمستان به دلیل اینکه زاویه تابش آفتاب کمتر است، تابش خورشید به داخل اتاق نفوذ می‌کند.

جهت استفاده از انژری خورشیدی در طراحی، معمار باید موقعیت خورشید در آسمان و جهت قرارگیری وجوه مختلف ساختمان نسبت به آنرا بداند.

در فصل تابستان که خورشید تقریباً عمودی می‌تابد، بام ساختمان بیش از سایر سطوح انرژی کسب می‌کند. در فصل زمستان نیز چون خورشید مایل می‌تابد، دیوار جنوبی ساختمان بیش از سایر سطوح انژی کسب می‌کند.

دیوارهای شرقی و غربی در تابستان تقریباً دو برابر زمستان انرژی خورشیدی جذب می‌کنند و این به دلیل آن است که آفتاب مسیر طولانی‌تری می‌پیماید و مدت بیشتری به دیوارهای شرقی و غربی می‌تابد.

در تابستان قسمتهائی از ساختمان که بیشتر در مقابل تابشی آفتاب قرار دارند باید در مقابل انرژی حرارتی خورشید محافظت شوند.

در زمستان که امکان کسب بیشترین انرژی از طریق دیوار جنوبی و پشت بام می‌باشد. باید بوسیله پنجره و دیگر وسایل حداکثر استفاده از انرژی خورشیدی صورت گیرد.

بهترین طرز قرارگیری ساختمان در مقابل آفتاب در جهت شرقی ـ غربی است یعنی طول ساختمان باید در این جهت و عرض بنا در جهت محور شمالی ـ جنوبی باشد. زیرا دیوار جنوبی در زمستان بیشترین مقدار انرژی را کسب می‌کند و این دیوار را توسط سایه‌بان می‌توان در تابستان محافظت نمود.

دیوار‌های شرقی ـ غربی که در تابستان مقدار بسیار زیادی انرژی کسب می‌کنند، باید حتی‌المقدور سطح کمتری داشته باشد بهتر است که این دیوارها زیر سایه درختان و یا ساختمان‌های جانبی قرار گیرند ولی قابل ذکر است که چون در طی روز در اثر تابشی آفتاب درجه حرارت محیط افزایش می‌یابد و هوا و محیط اطراف ساختمان در بعداز ظهر، گرمتر از صبح هنگام می‌باشد لذا بهتر است جهت ساختمان توری رو به شرق بچرخد تا آفتاب تابستان کمتر بطور مستقیم به سطح غربی ساختمان بتابد.

2ـ باد

در ایران باد از طرف دریای مدیترانه و اقیانوس هنر می‌وزد. جریان باد دیگری هم از سمت شمال می‌وزد که با خود مهرهای زیاد به همراه دارد. در جنوب ایران بادهای صحرائی عربستان می‌زود که مانع تجمع ابرهای باران‌خیز در این منطقه می‌شود.

بادهای محلی نیز در هر ناحیه وجود دارد که از جهات مختلف می‌وزد. بعضی از این بادها مرطوب و خشک می‌باشد و در بعضی گرم همراه با گرد و غبار هستند.

تعداد زیادی از شهرها و روستاهای ایران در نواحی کویری و حاشیه کویری تا حد زیادی بر حسب موقعیت باد طراحی و بنا شده‌اند بدین ترتیب که کل شهر، ساختمان‌ها، بازشوها و بادگیرها به سمت باد مط‌لوب و خنک بنا شده است و پشت به باد گرم و پر گرد و غبار می‌باشند.

 با این روش، باد مطلوب به داخل شهر و ساختمان‌های آن کشیده می‌شود و از خشکی و گرمای هوا می‌کاهد.

در نزدیکی سواح دریاها و دریاچه‌های بزرگ نیز یک باد محلی وجود دارد که چون جهت آن مشخص است میتوان از آن جهت تهویه ساختمان و محوطه اطراف آن استفاده نمود.

ارزیابی جهت و شدت باد در طراحی شهری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار سات. باد در انتقال صوت، آلودگی هوا، بو بسیار موثر است لذا قسمتهائی از شهر که عامل تولید آلودگی‌های فوق می‌باشند مانند فرودگاهها، کارخانجات و محل دفن زباله نه تنها باید در خارج از شهر بلکه در سمتی باشد که باد غالب منطقه ابتدا از سطح شهر عبور کند و بعد به این قسمت‌ها برسد.

استفاده از باد در طراحی محوطه و ساختمان نیز باید نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد و باد باید بطور صحیح هدایت و کنترل شود. در اقلیم سرد باید جلوی بادهای سرد زمستانه می‌شود و در اقلیم گرم باید از بادهای خنگ حداکثر استفاده صورت گیرد این کار باطراحی صحیح محوطه و فرم بنا امکان‌پذیر است.

ردادن درختان سوزنی برگ، بادشکن، پستی و بلندی زمین و یا ابنیه مجاور می‌توان جلوی باد مزاحم را گرفت و بهمین طریق با استفاده از عوارض زمین، گیاه و ابنیه مجاور، می‌توان باد مطلوب و مساعد منطقه را به سمت دلخواه هدایت نمود.

 

تاثیر فرهنگ اسلامی بر پیدایش شهرها

اسلام تنها به شبه جزیره عربستان محدود نشد بلکه ابعاد مختلف زندگی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع مختلف خارج از شبه جزیره را نیز تحت تاثیر قرار داد. ایده ئولوژی اسلامی در واقع زمینه ساز تمدنی شکوفا گردید که در شهرها و روستاها جنبه های مختلف زندگی مردمان بسیاری را دگرگون کرد. صرف نظر از تاثیرات شگرف فرهنگ اسلام بر ساختار، بافت، سیما و نقش شهرها، وجه نامگذاری شهرها و روستاها، خود شایان بحثی در خور تامل است. «چه بسیار مکانهایی که بعد از ظهور و گسترش اسلام در معرض تحول قرار گرفته و نقشی نو یافته اند. وجود القاب ویژه در فرهنگ اسلام که بر برخی از مکانها نهاده شده است همچون «زیارتگاه »، «امامزاده »، «شهید»، «پیر»، «قدمگاه » و... همه نشانگر تاثیر انکارناپذیر اسلام در نام و نشان مکانهاست .»

در مقاله ای دیگر اشاره هایی به مکانهای ملقب به مشهد در ایران کرده ایم . (1) و اینک برآنیم تا تاثیر اسلام، این آیین مقدس را در بنا، نامگذاری و القاب و عناوین آبادیها پی گیریم .

بطور کلی تاثیر اسلام بر فرهنگ آبادیها را می توان به چند دسته تقسیم کرد و آنها را بررسی نمود :

الف: شهرهای جدید اسلام در عین جهانشمولی آن، به طور عمده در شهر پدید آمد و در آن گسترش یافت. در سیر تاریخی پیشرفت اسلام، در قلمروهای اسلامی شهرهای بزرگی پدید آمدند که شهرهای کانونی اسلام را از هر حیث شت سر نهادند و شمار شهرهای کوچک و متوسط نیز افزونتر شد . (2) بطور کلی شهرهایی را که در دوران اسلامی بنا گردیدند به دو دسته تقسیم می شوند :

1 - شهرهایی که علت اساسی پیدایش آنان وجود زیارتگاهها و قبور مقدس پیشوایان بزرگ اسلامی بوده است همانند مشهد، کربلا، و نجف اشرف. در این گونه شهرها زیارتگاهها به عنوان قلب و هسته هویت شهر و گسترش آن به شمار می آید. در چنین شهرهایی زیارتگاههای گوناگون در نقشه شهر مؤثر می افتد و چشم انداز عمومی شهر را به خود اختصاص می دهد. چنین بناهایی گاه در مرکز واقعی شهر قرار می گیرد و دامنه شهر همچون حلقه ای، به فاصله هایی تقریبا یکسان از مرکز یعنی زیارتگاه قرار می گیرند . (3)

این گونه شهرها عمدتا از طرف شیعیان بنا می گردیدند و به صورت ضد قدرت عمل می کردند و خلفا و پادشاهان را با دشواریهای سیاسی روبرو می ساختند. بارزترین نمونه این گونه شهرها کربلاست. سرزمینی که تا سال 61 ه . ق بیابان بود اما در پی شهادت حسین بن علی علیه السلام بتدریج مورد توجه شیعیان قرار گرفت و پس از بنای مرقد شهدا مرکز جمعیت گردید و امروزه یکی از شهرهای مهم جهان اسلام است. در اخبارالطوال در بیان شرح واقعه کربلا آمده است که : حر و یارانش مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند و آنان را از حرکت بازداشتند و گفتند همین جا فرود آیید که رود فرات به شما نزدیک است. امام پرسیدند نام این سرزمین چیست؟ گفتند کربلا، فرمود آری سرزمین سختی و بلاست، پدرم هنگام جنگ صفین از این منطقه گذشت و من همراهش بودم، ایستاد و از نام آن پرسید و چون نامش را گفتند فرمود این جا محل فرود آمدن ایشان است و محل ریخته شدن خونهای ایشان و چون معنی این سخن را پرسیدند فرمود گروهی از خاندان محمدصلی الله علیه وآله این جا فرود می آیند. آنگاه امام حسین علیه السلام دستور داد بارها را همان جا فرود آوردند. و آن روز چهارشنبه اول محرم سال 61 ه بود و آن حضرت روز دهم عاشورا به شهادت رسیدند . (4) توسعه و گسترش مرقد مطهر آن حضرت هسته اولیه بنیان این شهر را فراهم ساخت .

2 - شهرهای نوبنیاد که در دوره اسلامی بنا گردیدند که علت اساسی بنای آنها وجود زیارتگاه و قبور مقدس پیشوایان بزرگ اسلامی نبوده است ولی در دوره اسلامی و به دست مسلمین بنا گردیده اند. نخستین شهرهایی که پس از اسلام احداث شدند اردوگاههایی بودند که برای استقرار سپاهیان مسلمان و مهاجران تاسیس شده بود، بعضی از این قرارگاههای کوچک بعدها به شهرهای بزرگی مبدل شده و جای شهرهای بزرگ قدیمی را گرفتند. قاهره یکی از این شهرها است ابتدا شهری به نام فسطاط در کنار نیل به صورت قرارگاهی بنا شد ( Fassation در زبان یونانی و لاتین به معنی محاصره شده به وسیله خندق است) فسطاط امروزه در 5/2 کیلومتری قاهره بر ساحل راست نیل قرار گرفته یکی از محلات بزرگ قاهره است. بانی آن عمروبن عاص فاتح مصر است . (5) دوم بصره در روزگار عمر بنا شد و در سال سوم کوفه که سعدبن ابی وقاص در سال هفده یا پانزده آن را بنیاد نهاد . (7) بنیانگذاری شهر کوفه به سال 17 ه (638 م) بدون تردید نتیجه مستقیم فتح عراق به دست اعراب بوده است و این مهم در زمانی صورت گرفته که آنها کار تسلط بر عراق را به پایان برده، بازمانده نیروهای ساسانی را به فلات ایران عقب راندند، و جلولا و مداین را گرفته و موفق شده بودند سرتاسر «سواد» را متصرف شوند. در این هنگام آنها لزوم برپایی یک «دارالهجرة » را در حاشیه سرزمینهای فتح شده احساس کردند تا هم کانونی باشد برای مهاجران از راه رسیده و هم پایگاهی نظامی برای مقابله با دشمن . (8) از هفت شهر بزرگی که در دوران اسلامی پدید آمد «رمله » چهارمین آن است: شهر رام الله که در قرن دوم ه . ق در زمان خلیفه اموری سلیمان (99-97 ه . ق) بر سر راهی که از بیت المقدس به دریا منتهی می باشد بنا گردید. به رغم اهمیت دینی بیت المقدس برای مسلمانان، شهر جدید در اندک زمانی موقعیت ممتازی پیدا کرد و مقام شهر بزرگ فلسطین را به خود اختصاص داد. گویند نام قدیم (رام الله - رمله) «آریمانا» بود . (9) پنجم «واسط » عراق است که حجاج در سال هشتادوسه یا هشتادوچهار به قول احمدبن یحیی آن را بنا کرد و مسجد و قصر آن و قبه خضراء را در آن ساخت و چون قبلا نیستان بود آن را «واسط القصب » نامیدند. ششم مدینة السلام است که بنای آن به ابوجعفر منصور منسوب بود (مدینه ابی جعفر) در سال 145 در طرف غربی بغداد آغاز نمود و سپس در سال 146 بنای آن را به انجام رسانید و آن را مدینة السلام نامید. هفتم «سرمن رای » است که معتصم بنا کرد . (10) تعدادی از این شهرها در کنار شهرهای قدیم، قلاع، نقاط استراتژیک و در جهت اهداف اسلامی بنا گردیدند .

تشکیل حکومت وسیع اسلامی موجب ایجاد شهرهای جدید نیز گردید که از آن جمله می توان از بغداد مرکز روحانی و سیاسی خلفای عباسی نام برد. جیهانی در اشکال العالم گوید: بغداد شهری است نو در اسلام، در آنجا عمارت نبود منصور جعفر دوانقی آنجا را بنا نهاد و در جانب دجله به جهت حواشی و بندگان و خدم خویش، بعد از آن عمارت کرد و بناها نهادند. تا آن که مهدی لشگرگاه خویش در جانب شرق دجله آورد و دارالخلافه به این جانب نقل افتاد . (11) بنای شهرهای فاس در مغرب (مراکش) را در اواخر قرن دوم و شهر گنجه در قفقاز در قرن سوم ه . ق را نیز به مسلمانان نسبت می دهند .

ب: دسته آبادیهایی هستند که در بدو امر توسط مسلمین بنا نگردیدند لیکن در ادوار بعد چون محل و مدفن بزرگان دینی قرار گرفته مورد توجه و گسترش واقع شدند، گسترش یافتند و اغلب تغییر نام داده اند. بارزترین نمونه این شهرها در ایران شهر آستانه اشرفیه در استان مازندران و شهر آستانه در استان مرکزی می باشد. توضیح آن که آستانه اشرفیه در قدیم «کوچان » نام داشته است. این شهر اکنون مرکز شهرستان است و در تلفظ محلی به آن «پیله آسونه » گفته می شود . کاشانی در تاریخ الجایتو از «کوچیان » نام برده که احتمالا صورت دیگر همین نام است. پس از به خاک سپردن آقا سید حسن یا سید ابراهیم معروف به سلطان جلال الدین اشرف علیه السلام فرزند امام موسی کاظم علیه السلام در آنجا بتدریج نام کوچیان فراموش گردید و نام آستانه اشرفیه متداول شد. رابینو نیز از آستانه نام برده و شرحی درباره آن به دست داده است. به گفته او هر سال در فصل ابریشم از ایران به سوی این زیارتگاه سرازیر می شده اند و بازار بزرگی که در شهر ساخته شد منبع سود زیادی برای صاحبان آن بوده است . (12) نام قدیم آستانه در استان مرکزی نیز «کرج » بوده است. شاه اسماعیل صوفی در سال 908 ه . ق سلطان مراد بایندری از مدعیان حکومت در منطقه را شکست داد و در پی این پیروزی دستور داد در کرج، آستانه امامزاده سهب بن علی را بخوبی تعمیر کنند و برای آن گنبد و بارگاهی بزرگ بسازند از آن تاریخ شهر کرج را آستانه نامیده اند. نام اولیه آستانه «بویین کرج » بوده که به آن بویین کره نیز می گفتند این شهر در دوران ستیز مامون و امین عباسی اعلام بی طرفی کرد و همین امر باعث ویرانی آن گردید و بقایای آن در زمان حمله مغول ویران شد. پس از پاشیده شدن بویین کره عده ای از اهالی آن کرج نزدیک تهران را به وجود آوردند و عده ای دیگر بویین زهرا را ساختند و گروهی در ادریس آباد (شاه زند کنونی) ساکن شدند . (13)

رشد جمعیت و مشکلات ناشی از آن

سهم کشورهای در حال توسعه از مجموع رشد جهانی ، رقمی قابل ملاحظه را تشکیل می دهد . در حال حاضر نیمی از رشد جمعیت جهان مربوط به فقط 6 کشور هند ، چین ، پاکستان ، نیجریه ، بنگلادش و اندونزی است . بر اساس آخرین آمارهای موجود 9/4 میلیارد نفر ( 3/80  درصد ) از مردم جهان در مناطق در حال توسعه زندگی می کنند و حال آنکه سهم کشورهای توسعه یافته از کل جمعیت جهان 2/1  میلیارد نفر است .

بطور کلی ، در حالیکه روند صعودی رشد جمعیت در کشورهای در حال توسعه صورت گیرد ، در مناطق توسعه یافته تر این روند بطئی شده و حتی در برخی ممالک رشد منفی وجود دارد . علیرغم کاهش نرخ باروری در جهان و این واقعیت که در طی دوره 1995 تا 2000  نرخ کلی باروری کمتر از میزان جانشینی بوده است ، جمعیت جهان در سالهای آینده همچنان روند صعودی را خواهد داشت و ارقام مطلق جمعیت ، بویژه در مناطق در حال توسعه رشد چشمگیری خواهد داشت که این امر ناشی از بزرگی جمعیت پایه و رشد فزاینده تعداد جوانان می باشد .

سرشماری در سالهای 1345 و 1355 جمعیت کشور را به ترتیب حدود 26 و 5/33 میلیون نفر نشان میدهد . جمعیت در سال 1365 به حدود 50 میلیون و در سال 75 به بعد به حدود 67 میلیون نفر رسیده است و پیش بینی می شود که در صورت ادامه روند رشد فعلی جمعیت کشور در سال 1400 به بیش از 100 میلیون نفر برسد .

بر اساس آمار سال 1375 ،  5/45 درصد از جمعیت ایران زیر 15 سال دارند و از این رو کشور ما در زمره کشورهایی محسوب میشود که دارای جمعیت جوان است . بدیهی است تامین غذا ، کار ، مسکن ، بهداشت ، آموزش و غیره برای جمعیتی که پیوسته افزوده میشود یکی از مشکلات اساسی در راه توسعه اقتصادی و تأمین اجتماعی است .

چشم انداز جمعیتی

در انتهای هزاره دوم ، جمعیت دنیا به 6 بیلیون نفر رسید و این بیشتر از 2 برابر جمعیت دنیا در نیم قرن اخیر می باشد . در سال 1950 جمعیت جهان 5/2  بیلیون نفر بوده و در 50 سال اخیر شاهد بیشترین میزان رشد جمعیتی که تاکنون اتفاق افتاده است ، بوده ایم .

این رشد زیاد در نتیجه افزایش امید زندگی ، کاهش مرگ و میرکودکان و برابری تعداد آنها با تعداد والدین ایجاد شده است . ولی هنوز کاهش باروری کلی ، کاملاً اتفاق نیافتاده است .

براساس پیش بینی های جاری ، افزایش جمعیت کلی جهان تا 50 سال آینده ادامه خواهد داشت و افزایش به میزان نصف جمعیت فعلی موجب می شود که تا سال 2050 جمعیت جهان به بیش از 9 بیلیون نفر برسد .

مسن شدن جمعیت یک پدیده جهانی است که بیانگر روند تغییرات جدید در ساختار سنی جمعیت فعلی می باشد و بنظر می رسد که این روند در قرن بیست و یکم بسیار چشمگیر باشد که همانطور که اشاره شد در نیتجه تغییر باروری کلی و کاهش مرگ و میر در دنیا است . روند سریع مسن شدن جمعیت یک تغییر قابل توجه جمعیتی است که در تعدادی از کشورهای صنعتی که امید زندگی بالا و روبه افزایش و میزان باروری پایین می باشد ، به چشم می خورد .

مقایسه دو سبک رهبری خدمتگزار و تحول گرا دو محیط، دو سبک رهبری

اهمیت موضوع رهبری در سازمانها، باعث شد که اندیشمندان و محققان مدیریت در پی کشف ویژگی ها و خصوصیات رهبران موفق در سازمانها بر آیند و همواره در تلاش باشند تا مشخصات رهبر موفق را در سازمان ذکر کنند .

این مقاله به بررسی دو سبک از سبکهای جدید رهبری یعنی سبک رهبری خدمتگزار و سبک رهبری تحولگرا، که می تواند به مدیران در اتخاذ سبک رهبری مناسب کمک کند، می پردازد. سبکهای رهبری خدمتگزار و تحول گرا که از سبکهای نوین رهبری هستند، به دلیل ریشه و مبنای یکسان از شباهتهای زیادی برخوردارند که این مقاله ضمن تبیین تعریف و بیان هر سبک، به بیان ویژگیهای این دوسبک می‌پردازد و در پایان، جهت درک بیشتر این دو سبک، به مقایسه این دوسبک می پردازد .
● مقدمه
رهبری همواره با انسان عجین بوده است. از زمانی که انسان بصورت بدوی و با شکار حیوانات روزگار می گذرانید، زمانی که دوام و بقای او به توان وی در هدایت نیرو در شکارگاه و شکار بستگی داشت و یا زمانی که گروههایی از خانواده های صحرانشین برای منبع تامین غذا، نقل و مکان می کردند، همواره رهبری وجود داشته است.(کیپن برگر، 2002،ص3 )
اهمیت موضوع رهبری در سازمانها، باعث شد که اندیشمندان و محققان مدیریت در پی کشف ویژگی ها و خصوصیات رهبران موفق در سازمانها بر آیند و همواره در تلاش باشند تا مشخصات رهبر موفق را در سازمان ذکر کنند. در پی این تلاشها در دهه های اخیر مکاتب رهبری و نظریات متعددی در زمینه رهبری شکل گرفته و به جامعه علمی معرفی شده است .
نخستین دیدگاهها درباره رهبری را می‌توان در یک متن چینی با عنوان «برنامه بزرگ» که احتمالا در سال 1120 قبل از میلاد نوشته شده است، یافت. این متن، رهبری خوب را مستلزم داشتن قواعد روشنی می‌داند که مبتنی بر محیط و با توجه به شرایط، با مهربانی یا با قدرت اعمال می‌شود، همچنین اعلام می کند که رهبران باید نمونه در عمل باشند.(استار بورک، 1997، ص144 )
در پی این تلاشها، دیدگاههای جدیدی در رهبری شکل گرفتند که از جدیدترین این دیدگاهها به رهبری می توان دیدگاه رهبری خدمتگزار و دیدگاه رهبری تحول گرا را نام برد. این دو سبک رهبری امروزه به سرعت توجه نظریه پردازان، دانشمندان، محققان و کارگزاران مدیریت را به خود جلب کرده است و مراکز و گروههای متعددی برای تبیین و تعیین ابعاد مختلف این نظریات شکل گرفته اند و در تلاش هستند تا مفاهیم این نظریات را بطور گسترده ای در سازمانها بکار ببرند .
رهبری خدمتگزار و تحول گرا مانند سایر مطالعات پیرامون رهبری با محدودیتهایی مواجه شده اند. نویسندگانی که در این مقوله قلم می زنند، دقت لازم را برای تعریف و تبیین ابعاد این مفاهیم انجام نداده اند. «جوزف راست» در کتاب رهبری برای قرن 21، ضمن ارائه گفته هایی در مورد مطالعات رهبری از عدم ارایه تعاریف دقیق، روشن و قابل استفاده در مقوله رهبری توسط محققان، نویسندگان و کارگزاران رهبری انتقاد می کند.(لوب، 2004، ص1 )
بنابراین هدف این مقاله بررسی مبانی، تشابهات و تفاوتهای موجود در زمینه رهبری خدمتگزار و رهبری تحول گرا و ارایه چارچوبی برای تعیین تفاوتهای این دو سبک رهبری است .
● رهبری خدمتگزار
رهبری همانند زیبایی است. نمی توان آن را تعریف کرد، ولی هنگام دیدن، انسان در می یابد که از وجود آن آگاه است و آن را می شناسد .
برای تعریف رهبری خدمتگزار نخست لازم است تا رهبر، رهبری، پیرو و مدیریت را تعریف نمائیم .
▪ رهبر :
رهبر شخصی است که یک چشم انداز را می بیند و اقدامات لازم را برای رسیدن به آن چشم انداز انجام می دهد و دیگران را به عنوان شریک در تعقیب و انجام تغییر همراه می کند. (لوب، 2004، ص5 )
ویژگیهای اساسی یک رهبر را می توان، داشتن چشم انداز، اقدام (عمل)، همراهی کردن، دانست .
▪ رهبری :
رهبری فرایند تغییر هدف داری است که از طریق آن رهبر و پیروان از طریق مقصود مشترک به هم می پیوندند و حرکت به سمت چشم انداز را آغاز می کنند. (لوب، 2004، ص7 )
▪ پیروان :
افرادی که به طور فعال و داوطلب در فرایند رهبری در پاسخ به پیشقدمی رهبر در تعیین هدف مشترک، چشم انداز و اقدام برای تغییر درگیر می شوند .
▪ مدیریت :
مدیریت عبارتست از دستیابی به اهداف سازمان به شیوه ای موثر و کارا از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، کارمندیابی، هدایت و کنترل منابع سازمانی .
تعیین تفاوت بین رهبری و مدیریت بسیار مشکل است. رهبری به اقدام به سمت تغییر بر می گردد در حالی که مدیریت اجرای فرایند در سازمان به شیوه ای خوب و حفظ این تعادل برای کارکردن موثر است. (لوب، 2004، ص8) تفاوت مدیریت و رهبری در شکل 1 نشان داده شده است .
رابرت گرین لیف برای نخستین بار مفهوم رهبری خدمتگزار را در میان تئوری پردازهای مدرن مدیریت بیان نمود. مفهوم رهبری خدمتگزار را در سال 1987 بنا نهاد. بر اساس گفته گرین لیف، رهبر باید در ابتدا نیازهای دیگران را مورد توجه قرار دهد. علاوه بر گرین لیف، نویسندگان دیگری رهبری خدمتگزار را تئوری معتبر و مدرن در زمینه رهبری سازمان ذکر کرده اند . رهبری خدمتگزار برابری انسانها را ارج نهاده و در سازمان بدنبال توسعه فردی اعضای سازمان می گردد(راسل، 2001، ص 78 )
بنابراین رهبری خدمتگزار عبارتست از درک و عمل رهبر به گونه ای که منافع دیگران را بر تمایل و علاقه شخصی خویش مرجح می داند . (لوب، 2004، ص8 )
بنابراین در رهبری خدمتگزار، رهبر باید یک مجموعه از ذهنیاتی که مبتنی بر ارزش دادن به افراد و توجه به افراد است را داشته باشد. تمرکز رهبر در این سبک رهبری بر افراد و پیروان است، و رهبر باید علائق شخصی خویش را زیر پا بگذارد .
در رهبری خدمتگزار محرک و انگیزه اولیه باید مطلوبیت برای خدمت کردن باشد.( گرین لیف1997، سنگه1995، بلاک 1993، باتن 1997 و دیگران) سبک رهبری خدمتگزار، وقتی که رهبر خود را در موقعیت خدمت کردن به پیروان و کارکنان زیر دست قرار می دهد، قابل تصویر است. خود خدمتی نباید محرک و انگیزه برای رهبر باشد بلکه او باید بر قله برنامه انگیزشی بالاتر یعنی توجه و تمرکز به نیاز دیگران صعود کند.(راسل و استون، 2002، ص145 )

نایر(1994) بیان می کند که تا زمانی که قدرت، تفکر غالب بر ما در رهبری باشد ما نمی توانیم به سطح بالاتری از استاندارد در رهبری حرکت کنیم. ما باید خدمت را در هسته و مرکز قرار دهیم. اگرچه قدرت همراه با رهبری می آید ولی تنها استفاده مشروع دارد و آن خدمتگزاری است. (راسل و استون، 2002، ص145 )

نقش فقر بر افزایش آسیب های اجتماعی

با  گرسنگی  قوت  پرهیز  نماند  اخلاص عنان ازکف  تقوی  بستاند

اگر زنان شکم آدمی نباشد سیر  حدیث وموعظه در وی نمیکندتاثیر

   با گرسنگی  قوت  پرهیز  نماند     اخلاص عنان ازکف  تقوی  بستاند

  اگر زنان شکم آدمی نباشد سیر  حدیث وموعظه در وی نمیکندتاثیر

مسائل اقتصادی یکی از موضوعاتی است که ازدیر زمان به صور مختلف همیشه مورد بحث محققان وروشنفکران ومتفکران بوده وبارها در اطراف آنها اظهار نظرهای گوناگونی بعمل آمده ورابطه شان با بزهکاری مورد بررسی وسپس تائید قرار گرفته است .شاید کمتر نوشته وکتابی یافت شود که نسبت به این امر اشاره ای نداشته واقتصاد این پدیده قوی را نادیده انگاشته باشد وکمتر دانشمند ومحققی یافت شود که رابطه میان اقتصاد و بزهکاری را نفی کند یا تحقیقات دیگران را مورد انتقاد واعتراض قرار دهد . بنابر این این دو پدیده وابستگی کامل به هم دیگر دارند که مورد قبول همگان است و اگر گاهی اختلاف مشاهده می شود مربوط به نحوه تاثیر جنبه های مختلف شرایط اقتصادی بر جرم است. بدینصورت که عده ای بدبختی و فقر برخی میل ثروتمند شدن و تجمل پرستی یا بعضی تضاد طبقاتی و عدمتوزیع عادلانه ثروت دسته ای ترس ار دست دادن آنچه که دارند گروهی بیکاری وقرض و عدم قدرت وتوانایی لازم برای برآوردن خواسته ها ونیازها و بالاخره برخی حرص و آز وبعضی بحرانهای اقتصادی و نوسانات قیمتها و قحطی و گرسنگی را ریشه بزهکاری دانسته وعلت اساسی جرائم مختلف مخصوصا سوء قصد علیه اموال ومالکیت بشمار آمده اند . اقتصاددانان و بعضی از جامعه شناسان با مطالعاتی که انجام داده اند منشا، عمده انحرافات اجتماعی را در عوامل اقتصادی اعلام کرده اند . از جمله اینکه بروموباتاگلیا ناراحتیهای مختلف را که خود از عوامل سازنده جرم است ،  بوضع  اقتصادی  نسبت میدهد و می گوید: 

((یکی از عوامل آفریننده  جرم تربیت بد است که خود ناشی از بدبختی و فقر ناشی میشود . و معتقد است که کلیه نابسامانیها ، نابهنجاریها ، اشتباهها و خطاها ،بی نظمیها و آشفتگیها که در محیط خانوادگی در کشور و در روابط اجتماعی ومذهبی و … وجود دارد . دارای ریشه مادی و مربوط به شرایط اقتصادی اجتماع زمان است)) . و همچنین ناپلئون گولاژانی به اثر عوامل اقتصادی بر جرم شدیدا ایمان داشته و معتقد است که بزهکاری همیشه بوسیله شرایط شوم مادی آفریده میشود . بدنبال این بیانات دانشمندان دیگری از جمله بونکر، مارکس ، انگلس وتوماس موروس بر تاثیر شرایط و عوامل اقتصادی در وقوع بزهکاری توجه کرده و برای پیشگیری از بزهکاری ، بهبود وضع اقتصادی ، تعدیل ثروت ، رفع اختلافات طبقاتی ، اشتغال بکار بیکاران و بزهکاران را تاکید نموده اند . باید متذکر شد که اقتصاد تنها عامل نیست و هر نوع جرمی که بوقوع بپیوندد محصول اقتصاد نیست. چنانکه دوگریف در این زمینه می گوید: ((ارایه دقیق تاثیر وضع اقتصادی در بروز بزهکاری امر مشکلی است)).

شریح انواع حملات ایجاد اختلال در ارائه سرویس

چکیده

حملات واپس زنی سرویس به ھکر اجازه نمیدھد که به سیستم دسترسی پیدا نماید و به ھکر اجازه میدھد تا از دسترسی صحیح ودرست کاربران به سیستم ممانعت به عمل آورد . در حالی که به طور تکنیکی زیبا نمیباشند حملات داس به طور

شدید روی شرکت یا سازمان تاثیر میگذارد و دفاع ھای نسبتا مھمی را میسازند. این حملات در دو گروه عمده قرار میگیرد :

1- متوقف سازی سرویس و تخلیه منابع. ھر یک از این طبقات حمله میتوانند به طور محلی یا از طریق شبکه آغاز شوند.

2- تکنیک دیگر داس تخلیه منابع از لحاظ محلی میباشد. حملات در این قلمرو شامل پر نمودن جدول فرآیند استفاده از کل سیستم فایلی یا تخلیه اتصالات ارتباطات خروجی میباشد.

کلمات کلیدی :

DOS Attack & D.DOS پروتکل TCP -  SYN flood - Land Attack -  Smurf Attack - Teardrop Trinoo Attack Stacheldraht Attack =

مقدمه

همانطور که در روش های معمول حمله به کامپیوترها اشاره مختصری شد، این نوع حمله باعث از کارافتادن یا مشغول شدن بیش از اندازه کامپیوتر می شود تا حدی که غیرقابل استفاده می شود. در بیشتر موارد، حفره های امنیتی محل انجام این حملات است و لذا نصب آخرین وصله های امنیتی از حمله جلوگیری خواهند کرد. شایان گفتن است که علاوه بر اینکه کامپیوتر شما هدف یک حمله DoS قرار می گیرد، ممکن است که در حمله DoS علیه یک سیستم دیگر نیز شرکت داده شود. نفوذگران با ایجاد ترافیک بی مورد و بی استفاده باعث می شوند که حجم زیادی از منابع سرویس دهنده و پهنای باند شبکه مصرف یا به نوعی درگیر رسیدگی به این تقاضاهای بی مورد شود و این تقاضا تا جایی که دستگاه سرویس دهنده را به زانو در آورد ادامه پیدا می کند. نیت اولیه و تأثیر حملات DoS جلوگیری از استفاده صحیح از منابع کامپیوتری و شبکه ای و از بین بردن این منابع است.

فصل اول :

حملات عدم پذیرش سرویس و حملات گسترده عدم پذیرش سرویس(D.o.S & D.D.o.SAttack )

 

حملات عدم پذیرش سرویس و حملات گسترده عدم پذیرش سرویس(D.o.S & D.D.o.SAttack )

علیرغم تلاش و منابعی که برای ایمن سازی علیه نفوذ و خرابکاری مصروف گشته است، سیستم های متصل به اینترنت با تهدیدی واقعی و مداوم به نام حملات DoS مواجه هستند. این امر بدلیل دو مشخصه اساسی اینترنت است:

1-1- منابع تشکیل دهنده اینترنت به نوعی محدود و مصرف شدنی هستند.

زیرساختار سیستم ها و شبکه های بهم متصل که اینترنت را می سازند، کاملاً از منابع محدود تشکیل شده است. پهنای باند، قدرت پردازش و ظرفیت های ذخیره سازی، همگی محدود و هدف های معمول حملات DoS هستند. مهاجمان با انجام این حملات سعی می کنند با مصرف کردن مقدار قابل توجهی از منابع در دسترس، باعث قطع میزانی از سرویس ها شوند. وفور منابعی که بدرستی طراحی و استفاده شده اند ممکن است عاملی برای کاهش میزان تاثیر یک حمله DoS باشد، اما شیوه ها و ابزار امروزی حمله حتی در کارکرد فراوان ترین منابع نیز اختلال ایجاد می کند.

1-2- امنیت اینترنت تا حد زیادی وابسته به تمام عوامل است.

حملات DoS معمولاً از یک یا چند نقطه که از دید سیستم یا شبکه قربانی عامل بیرونی هستند، صورت می گیرند. در بسیاری موارد، نقطه آغاز حمله شامل یک یا چند سیستم است که از طریق سوءاستفاده های امنیتی در اختیار یک نفوذگر قرار گرفته اند و لذا حملات از سیستم یا سیستم های خود نفوذگر صورت نمی گیرد. بنابراین، دفاع برعلیه نفوذ نه تنها به حفاظت از اموال مرتبط با اینترنت کمک می کند، بلکه به جلوگیری از استفاده از این اموال برای حمله به سایر شبکه ها و سیستم ها نیز کمک می کند. پس بدون توجه به اینکه سیستم هایتان به چه میزان محافظت می شوند، قرار گرفتن در معرض بسیاری از انواع حمله و مشخصاً DoS ، به وضعیت امنیتی در سایر قسمت های اینترنت بستگی زیادی دارد.

شکل (1): حمله بسته ها

مقابله با حملات DoS تنها یک بحث عملی نیست. محدودکردن میزان تقاضا، فیلترکردن بسته ها و دستکاری پارامترهای نرم افزاری در بعضی موارد می تواند به محدودکردن اثر حملات DoS کمک کند، اما بشرطی که حمله DoS در حال مصرف کردن تمام منابع موجود نباشد. در بسیاری موارد، تنها می توان یک دفاع واکنشی داشت و این در صورتی است که منبع یا منابع حمله مشخص شوند. استفاده از جعل آدرس IP در طول حمله و ظهور روش های حمله توزیع شده و ابزارهای موجود یک چالش همیشگی را در مقابل کسانی که باید به حملات DoS پاسخ دهند، قرار داده است.

تکنولوژی حملات DoS اولیه شامل ابزار ساده ای بود که بسته ها را تولید و از «یک منبع به یک مقصد» ارسال می کرد. با گذشت زمان، ابزارها تا حد اجرای حملات از «یک منبع به چندین هدف»، «از چندین منبع به هدف های تنها» و «چندین منبع به چندین هدف»، پیشرفت کرده اند.

امروزه بیشترین حملات گزارش شده به CERT/CC مبنی بر ارسال تعداد بسیار زیادی بسته به یک مقصد است که باعث ایجاد نقاط انتهایی بسیار زیاد و مصرف پهنای باند شبکه می شود. از چنین حملاتی معمولاً به عنوان حملات طغیان بسته (Packet flooding ) یاد می شود. اما در مورد «حمله به چندین هدف» گزارش کمتری دریافت شده است.

افزایش بیکاری چه رابطه ای با بزهکاری دارد

مقدمه

بی‌کار در اقتصاد به فردی گفته می‌شود که در سن کار(15 تا 65 سال)و جویای کار باشد اما شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند.کودکان و افراد مسن از آن جهت که قادر به انجام کار نیستند؛ جزو جمعیت فعال به حساب نمی‌آیند.زنان خانه‌دار و دانشجویان نیز اگر جویای کار نباشند؛جزو جمعیت فعال شمرده نمی‌شوند. جمعیت بی‌کار به تعداد افراد بی‌کار گفته می‌شود. بی‌کار از منظر مرکز آمار ایران، فردی بالای 10 سال است که در هفته‌ی قبل از آمارگیری فاقد کار باشد، و در آن هفته یا بعد از آن آماده‌ی کار باشد و در آن هفته و سه هفته قبل از آن در جستجوی کار باشد. همچنین افرادی که به دلیل آغاز به کار در هفته‌ی آینده یا انتظار بازگشت به شغل قبلی جویای کار نیستند، بی‌کار محسوب می‌شوند. بحران بیکاری بیش از همیشه ثبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران را تهدید میکند .

اهداف تحقیق

هدف از این تحقیق بررسی عوامل موثر و مختلف تاثیرگذار بر بزهکاری در جامعه میباشد که یکی از این موارد بیکاری میباشد بی شک بیکاری تاثیری مهم و اجتناب ناپذیر در مورد مسئله جرم و جنایت دارد در جوامعی که بیکاری زیاد میباشد مسلماً جرم و جنایت نیز افزایش می یابد و عکس این مسئله نیز صادق است با حل مشکل اشتغال بخصوص اشتغال جوانان تا حد زیادی میتوان از بروز مسائل وناهنجاریهای اجتماعی جلوگیری کرد هدف از این تحقیق بررسی عوامل افزایش جرم و جنایت در جوامع و راههای پیشگیری از جرم و ارائه راهکارهای مورد نیاز به منظور پیشگیری از جرم و جنایت میباشد

 

شرح و بیان مسئله

طبق آمار رسمی، نرخ بیکاری در ایران بالغ بر 16% میباشد. برای کنترل و کاهش نرخبیکاری به سطحی قابل پذیرش، نرخ رشد اقتصاد ایران طی دهه آینده میبایست حداقل دوبرابر شود. انجام این کار در چارچوب مناسبات اقتصادی موجود، اگرغیر ممکن نباشد،بسیاردشوار خواهد بود. با توجه به ابعاد گسترده بیکاری پنهان، در بهترین شرایط، بهویژه بالا بودن درآمد صادرات نفت، حتی حفظ شرایط موجود برای اقتصاد نا به هنجارایران چالشی عظیم خواهد بود. در مجموع، حل معضل بیکاری بدون تغییرات بنیادی درساختار اقتصاد سیاسی کشور میسر نخواهد بود .

از مهمترین عوامل بزهکاری، فقر اقتصادی و طبعا بی کاری است که باید فقر فرهنگی را نیز به آن اضافه نمود.

معضل بی کاری خاص یک کشور نیست. در عموم کشورها به رغم برنامه ریزی های کوتاه مدت و ایجاد شغل های غیرپایدار و نیز برنامه ریزی های بلند مدت، شتاب بی کاری به اندازه ای است که مرکب تندپای برنامه ریزان نمی تواند به آن برسد.

وجود این معضل در کشورهای جهان سوم عمدتا به دلیل توسعه ناکافی است. بیش از بیست و پنج درصد از کسانی که توانایی انجام کار دارند و عموما در مقاطع سنی پانزده تا بیست وچهار سال قرار دارند، با این معضل درگیر هستند. به این تعداد بایستی کسانی که دچار اشتغال ناقص هستند، نیز اضافه شود. این افراد اگرچه از شغلی برخوردارند، اما فرصت وامکانات برای افزایش درآمد در اختیارشان نیست و در مقایسه با افرادی که در مشاغلی بهتر مشغولند و طبعا از درآمدی متناسب با نیازهایشان بهره مندند، در سطحی پایین تر قرار دارند. اشتغال خصوصا در کشورهای جهان سوم مجموعه ای است از مسائل مرتبط به یکدیگر که بعضا شرایط حادتری از بی کاری را ایجاد می کنند و بعضا نقش کمتری دارند.

این مؤلفه ها را عمدتا می توان سه مورد عنوان کرد:

کمبود فرصت های کاری، کم کاری و استفاده ناکافی از نیروی کار (علاوه بر بی کاری آشکار) و بالاخره انتظارات شغلی خصوصا در میان جوانان تحصیل کرده. توضیح اینکه عموم تحصیل کرده ها از شغلی که به آن می پردازند، انتظارات خاص دارند و بعضا از این انتظارات با آنچه در توسعه ملی ضروری می نماید، مغایر است.

فرضیه های تحقیق

بین بیکاری و افزایش جرایم در جامعه رابطه وجود دارد

بین بیکاری و گرایش به فعالیت های مخاطره آمیز رابطه وجود دارد

بیکاری با افزایش معضلات اجتماعی ارتباط مستقیمی دارد

بیکاری با گرایش به اعمال انحرافی ارتباط مهمی دارد

ناهنجاریهای اجتماعی ارتباطی مستقیم با بیکاری دارد

متغیرهای مستقل و وابسته

در مورد مسئله بیکاری عوامل و متغیرهای مختلف متاثر از این امر میباشد که یکی از این موارد افزایش جرم و بزهکاری میباشد که ارتباطی مستقیم با فرایند بیکاری دارد در این بررسی مسئله بیکاری متغیر مستقل فرایند میباشد که جرم و بزهکاری متاثر از آن میباشد که بعنوان متغیر وابسته در نظر گرفته میشود

رابطه بیکاری و جرائم

تأثیر عواملی مانند فقر اقتصادی و بی کاری بر ایجاد جرائم و ناهنجاری های اجتماعی موضوعی است که از یک صدسال پیش مورد بحث جامعه شناسان از یک سو و روان شناسان و جرم شناسان از سویی دیگر بوده است. با توجه به نتایج گوناگونی که از پس این تحقیقات به دست آمده، نمی توان نقاط مشترک آن ها را نادیده انگاشت.

به عنوان مثال در شرایطی که اقتصاد عموم جوامع با بحران خاصی رو به رو گردیده است، برخی جرائم مانند ولگردی و سرقت شیوع یافته اند. (اگرچه در قرن بیستم این نظریه با تردید رو به رو گردیده است؛ به طوری که برخی نظریه پردازان مانند «انریکو فری» اذعان داشتند که بعضی بحران ها در کاهش تبهکاری نقش عمده داشته و برعکس ثروت و تجمع آن خود یک عامل جرم زا بوده است.)

نکته دیگر آن است که بروز بی کاری و فقر اقتصادی در ایجاد جرائم و بزهکاری ها چگونه قابل تبیین است؟ برخی روان شناسان بر این اعتقادند که بی کاری و فقر اقتصادی به دلیل فشاری که بر دستگاه های روانی فرد وارد می کند، او را مستعد تبهکاری می سازد و به سمت بزهکاری سوق می دهد.

ضرورت شناخت قرآن و شناخت‏ پذیرى آن

مقدمه

«قرآن مشعلى است که نور آن هرگز خاموش نمى‏گردد، چشمه زاینده‏اى است که واردان از آن نمى‏کاهند، نشانه‏هایى است که روندگان بى‏آن‏ها راه نمى‏یابند، دلیل کسى است که به آن سخن گوید، فیروزى کسى است که آن را حجت آورد، نگه‏دارنده کسى است که به آن عمل کند، سپر کسى است که آن را دربرگیرد، دانایى کسى است که آن را در گوش دارد. همانا قرآن کان ایمان و کانون آن، سنگ‏هاى بناى اسلام و پایه آن، میدان‏هاى حق و راه‏هاى آن است.» (1)

ضرورت شناخت قرآن و شناخت‏پذیرى آن

نخست دلایل ضرورت شناخت قرآن و امکان بررسى، تدبر و تفکر درباره آن را با دقت‏بررسى مى‏کنیم، سپس به پژوهش و جست وجوى راه کارها و ابزارهاى فهم صحیح این کتاب با عظمت مى‏پردازیم.

دلایل ضرورت شناخت و شناخت‏پذیرى قرآن و جست و جوى راه‏کارهاى تفسیر و تحصیل مقاصد خداوندى را در یک نگاه کلى، مى‏توان موارد ذیل دانست:

1- قرآن کریم، تنها معجزه جاویدان و سند حقانیت اسلام و گواه صدق رسول خاتم(ص) است که طى آیاتى، جن و انس را به هماوردى فراخوانده، (2) عدم امکان آن را اعلام داشته است و ضرورت آشنایى با موارد یاد شده، لزوم شناخت قرآن و امکان شناخت آن را ضرورى مى‏نماید.

2- قرآن خود را برابر نوامیس فطرت معرفى کرده(روم:30) و بشر را به شناخت آن فرامى‏خواند. جست و جوى فطرت ضرورت شناخت قرآن را لازم و امکان‏پذیرى آن را آشکار مى‏سازد.

3- با توجه به اینکه راه‏کارهاى شناخت‏بشرى (حس، تجربه، عقل، شهود و...) در عرصه جهان‏شناسى و حقایق نهفته در آن ناتوان است، تنها راه‏کار مطمئن و دقیق، روزنه حقیقت‏نماى وحى است که انسان را بدان رهنمون مى‏گردد. (3)

4- با توجه به خدشه‏دار شدن سنت رسول خدا(ص) در جریان نامبارک سقیفه، (4) این تنها قرآن است که از صدر اسلام تاکنون و تا ابد، از گزند تحریف مصون بوده و آیینه تمام‏نماى اسلام است. از این‏رو، شناخت آن ضرورى مى‏باشد.

5- از آن‏جا که قرآن کریم در تمام عرصه‏هاى زندگى بشرى، قوانین جاویدان حیاتى عرضه کرده، (5) شناخت کامل آن ضرورى است.

6- قرآن کریم داراى اعجاز بیانى است و از این ره‏گذر، عقول و دل‏هاى بزرگ و والا را چون نیروى مغناطیسى مجذوب خویش مى‏سازد. از این‏رو، براى فراهم آوردن زمینه چنین جذبه و گرایشى براى عشاق انوار ربوبى، شناخت قرآن ضرورى مى‏نماید. (6)

7- از آنجا که انسان همواره براى نیل به جوار قرب حق در حرکت‏بوده (7) و حرکت نیز به شناخت ژرف و دقیق نیازمنداست (8) و از سوى دیگر، قرآن کریم در ضمن آیه‏هایى، همگان را به تدبر و تفکر و اندیشه در آیات خود دعوت کرده، (9) بى‏توجهى بدان را گناه شمرده و غافلان از آن را مورد نکوهش قرار داده، همچنین قرآن خود را «تبیان کل شى‏ء» معرفى کرده و همه اهل عالم را بدان نیازمند مى‏داند، (10) این موارد، شناخت آن را ضرورى و لازم مى‏گرداند.

8- قرآن کریم از سوى پروردگار بى‏نیاز فرود آمده و از هر نوع کلام بشرى بى‏نیاز بوده و دیگر دانش‏هاى بشرى بدان نیازمند است. بنابر این، شناخت قرآن از نیازهاى ضرورى و اصیل بشرى است. (11) از یک‏سو، در حوزه اسلامى، ارزیابى هراندیشه‏اى، حتى سنت رسول خدا(ص)، به قرآن واگذار شده و این خود مساله شناخت قرآن را ضرورى مى‏نماید. (12) از سوى دیگر، در قرآن کریم به فرض نزولش بر مردگان و جمادات بى‏روح، از تسلیم‏پذیرى آنان سخن گفته، در مقام نکوهش انسان برآمده و از سرپیچى و تمرد وى شکوه نموده است. بنابراین، بر اساس عقل، کتاب، سنت، تاریخ، تجربه، حس و فطرت سلیم بشرى، شناخت قرآن لازم بوده و هیچ‏کس در هیچ زمان و هیچ شرایطى، از آن بى‏نیاز نیست.

قرآن در آیینه قرآن

قرآن کریم در یک فراخوانى عمومى، جن و انس را به مطالعه و فهم خود دعوت کرده و خود را شناخت‏پذیر و قابل فهم معرفى مى‏نماید، چنان که در آیاتى خود را چنین معرفى مى‏کند:

راهنماى مردمان; (13) خودنما و دیگر نما; (14) روشنگر مردمان; (15) داور میان متخاصمان; (16) نشانه بزرگ حق; روشنى‏بخش جامعه; (17) فرقان و فاصل حق و باطل; (18) مایه بیدارى و هوشیارى مردم; (19) مایه تفکر و شکوفایى عقل; (20) زمینه تدبر ژرف; مایه تذکر و پندآموزى بشر; (21) راهى استوار به سوى حق، تقواپیشگى و حیات معقول معنوى; (22) نورى روشنگر از سوى پروردگار عالم و پیام ربوبى (23) معرفى کرده و براى اثبات دعوى خود، اقامه برهان مى‏نماید; و تبیان همه اشیا و حقایق، بیان کننده هر خشک و تر و جامع همه مفاهیم حقوقى در گستره خود.

قرآن اصول تفسیر خود را در سه اصل اساسى مى‏داند: قرآن با قرآن، قرآن با عقل، و تدبر و تفکر و بررسى. (24)

راه‏کار تفسیرى از دیدگاه قرآن

قرآن کریم راه‏کار تفسیرى خود را طى آیاتى، چنین بیان کرده است: «ان علینا جمعه وقرآنه فاذا قراناه فاتبع قرآنه ثم ان علینا بیانه‏» (قیامت:17-19); به راستى، گردآورى و تلاوت قرآن برعهده ماست. پس هنگامى که آن را مى‏خوانیم تو قرائت ما را پیروى کن، آن‏گاه در بیان مقاصد و مفاهیم آن، از ما پیروى نما. (25)

فساد اداری

 با توجه به مصادیق و عناصر تشکیل دهنده فساد اداری، منظور از فساد اداری و فساد، آن چیزی است که مخالف و متضاد با سلامت و سالم باشد، به تعبیر دیگر، می توان گفت فساد و فاسد به آن چیزی گفته می شود که مخرب و مخل نظم و انسجام یک ساختار می شود و کارکرد جهت مثبت آن را به کارکرد منفی تغییر داده و یا حد اقل دچار تقلیل، کاهش، اختلال و انحراف می کند. ساختار سالم و سلامت ساختاری به این معناست که، عناصر درونی آن ساختار هماهنگ و منسجم برای تامین مقاصد و اهداف منظور شده از آن ساختار عمل می نمایند و کارکرد مطلوبی را از خویش ارائه می نماید و در صورتی که اهداف و مطالبات معینه از آن ساختار بر آورده نشود، بدین معنی است که در کارکرد و کارایی آن ساختار فساد رخنه کرده و کارکرد آن را فاسد ساخته است.

بنابراین، فساد به عنوان یک عنصری خارجی به درون یک ساختار نفوذ می کند و کارکرد آن به نحوی تغییر می دهد که مورد نظر و مقصد نبوده است.

قابل ذکر است که فساد به عنوان یک کلمه عام دارای عناصر و مصداق های زیادی است که می بایست در حین بحث و تعریف آن مورد توجه قرار گیرد و در غیر آن رهیافت مقابله و درمان آن دچار اختلال و اشکال خواهد شد.

نتیجتا اینکه، بحث فساد اداری یک مقوله ای است که کاملا نیازمند ارائه تعریف دقیق و تعیین مصادق آن می باشد و تخصیص و انحصار این کلمه تنها به ارتشاء، بوروکراسی، نقض قانون، و یا حتی استعمال آن از باب غلبه بر این موارد گمراه کننده و ابهام ساز است و نیاز دارد تا به صورت جدی روی تعریف فساد اداری و تعیین مصادیق آن کاری دقیق و اصولی انجام شود و این مقال در صدد چنین امری نیست، چرا که تحقق چنین مسئله ای نیازمند کار گروهی و جمعی از نخبگان و مطالعات دقیق دارد و به تنهایی از عهده این گفتار مختصر بر نمی آید، ولی عجالتاً فساد اداری را این طور تعریف می کنیم که: "فساد اداری عبارت است از ایجاد اختلال در کارکرد مطلوب و مقصود ساختار ادارات". کلمه اختلال نشانگر بر هم خوردن نظم و انسجام است که توسط عناصر و عوامل مختلف، چه به شکل متفاوت و چه به صورت بهم پیوسته و مرتبط صورت گرفته است و درمان آن و اصلاح آن ساختار مستلزم آن است که در قدم نخست عوامل نفوذی شناسائی و در مرحله دوم راهها و شیوه های درمان آن بررسی و ارزیابی گردد.

از آنچه گفتیم به این نتیجه می رسیم که، مبارزه با فساد اداری در افغانستان مستلزم تعیین مصادق و فکتورهای بوجود آورنده آن است و متعاقبا می طلبد که راهکارهای مقابله و مبارزه با آن ها جستجو شود. به نظر می رسد گذشته از عمق و گستردگی فساد اداری در سطوح مختلف ادارات دولتی، ابهام و اشتباه در تشخیص عناصر و عوامل فساد اداری یکی از عوامل عدم توفیق نهادهای مسئول و موظف، خصوصا ریاست مبارزه با ارتشاء و فساد اداری بوده است و در عین حال اتخاذ خط مشی محافظه کارانه و مصلحت گرایانه نیز در رشد و ریشه دوانی آن تاثیر چشم گیری داشته است و در صورتیکه این امر مورد توجه قرار نگیرد، نمی توان به حصول دست آوردهای قابل قبول، چندان دلخوش و امیدوار بود.

به هر حال، همانطوری که تذکر داده شد، در این مجال اندک و نیز عدم توانائی علمی نگارنده، تعیین و تذکر تمام عناصر و عوامل بوجود آورنده فساد اداری به تنهایی کار دشوار و بسا ناممکن خواهد بود، ولی در حد مقدور به اختصار به بخشی عناصر که در شکل گیری، توسعه و تداوم فساد اداری در کشور نقش دارد، و راههای مقابله با آنها به صورت مختصر اشاره می شود:

1. نبود سیستم و نظام اداری: وجود سالهای متمادی جنگ، شالوده نظم و سیستم از هم پاشیده است و این امر باعث آن شده است تا با تغییر و جابجایی اشخاص کلیدی در ادارات، سیستم و نحوه کار نیز دچار دگرگونی شود و در نهایت تمام حساب و کتاب و جوابگویی بهم می خورد و این مسئله زمینه را برای بی نظمی و اختلال در کارکرد فراهم می سازد و هیچ کس مورد پرس و جو قرار نمی گیرد. بناءً ایجاد سیستم و نظم برای محاسبه کاری و ثبات در کارکرد هدفمندانه اداری، الزامی و اساسی است.

2. در بعد فرهنگی به نظر می رسد ارتکاب فساد اداری در حال از دست دادن قبح اخلاقی خویش در جامعه افغانستان است و کارمندان در سطوح مختلف بدون احساس شرم و خجالت در حضور عام مرتکب فساد می شود. لذا تبلیغات در مذمت و نکوهش آن گسترش و وسعت داده شود و رذالت اخلاقی آن به نحوی گوشزد که گردد که کارمندان به راحتی در انظار عام و علنا از نظر روحی وروانی نتوانند مرتکب آن شوند.

3. سلامت روانی: ایجاد فضا برای حفظ سلامت روانی اشخاصی که از جنگ های گذشته متاثر شده اند و اولویت استخدام اشخاص سالم در کاهش و جلوگیری از فساد اداری نقش تعیین کننده دارد. نبود سلامت روانی در گروهی قابل ملاحظه ای از مامورین و کارمندان، به شکل ناراحت کننده باعث عدم رعایت تعهدات و مسئولیت پذیری در قبال سرنوشت کشور شده است.

عاشورا و ادب معاصر

از آنجا که جوهره حرکت عاشورا، حرکتی سیاسی بود، نگاه سیاسی، مبارزاتی و اصلاح طلبانه بدان از دیرباز در بین صاحبان اندیشه و قلم رواج داشته است. شاعران بسیاری نیز به بعد اجتماعی ـ سیاسی عاشورا توجه کرده در کنار سروده های پرسوز و نوحه های جانگداز بر مصائب سیدالشهداء و یاران آن حضرت، بعد حماسی و انقلابی آن را مورد توجه خاص قرار داده اند. عناصری چون ذلت ناپذیری و عزت نفس، ظلم ستیزی، افشای ستم جائران، عدالت و برابری، اصلاح جامعه و پیکار با مفاسد، و الهام گیری آزادگان از مکتب عاشورا از جمله محورهای سروده های انقلابی و سیاسی بوده است .
نویسنده در این مقاله بعد از توجه به بعد سیاسی حماسه عاشورا و ذکر محورهای اندیشه سیاسی در نهضت کربلا، گلگشتی در بوستان شعر شاعران داشته، آنها را با عناوین: آزادی و حریت، نپذیرفتن ذلت، عدالت و آزادی، مکتب مبارزه، جاودانگی در تاریخ و... سامان داده است .

نگاه سیاسی به عاشورا

اهل ادب و قلم و شاعران و نویسندگان، به حادثه عاشورا از زاویه های مختلف نگریسته اند و به تبع آن «زاویه نگاه » ، آثار شعری و ادبی آنان نیز همان صبغه و درونمایه را یافته است .
جوهره حرکت عاشورا، حرکت سیاسی بود. امام حسین(ع) از موضع امامت مسلمین، با نپذیرفتن بیعت یزید و نامشروع دانستن حکومت امویان و ادّعای اینکه امامت و خلافت و رهبری حق مسلّم، مشروع و مغصوب اهل بیت است، از مدینه بیرون شد و چند ماه در مکّه اقامت گزید و در آن مدّت، مواضع سیاسی خویش را نسبت به حکومت، با مردم در میان گذاشت و در پاسخ به «استنصار » مردم کوفه و نامه های دعوت کوفیان و بصریان، مسلم بن عقیل را به نمایندگی به عراق فرستاد و پس از دریافت گزارش مساعد از اوضاع کوفه و بیعت هزاران نفر هوادار مسلّح، به قصد تشکیل حکومت اسلامی و برپایی عدل و برانداختن سلطه ستم و ریشه کن ساختن غدّه شوم بنی امیه، عازم سرزمین عراق شد .
مبارزه با سلطه یزیدی و تلاش در راه احقاق حق ائمه و اهل بیت، حرکتی سیاسی الهی و از شؤون امامت بود که آن حضرت بدان پرداخت. این، نگاه واقع بینانه به حرکت عاشورا است .

امامت امّت «قدس سره » ، در بعد سیاسی حرکت عاشورا سخنان فراوانی دارد که جهت نمونه به این فراز دقّت کنید : «تکلیف بود آنجا که باید قیام بکند و خونش را بدهد، تا اینکه این ملّت را اصلاح کند، تا این که این عَلَمِ یزید را بخواباند و همین طور هم کرد و تمام شد ». «تکلیف الهی خودش را تشخیص داد که باید نهضت کند و راه بیفتد، برود و مخالفت بکند و اظهار مخالفت و استنکار کند، هر چه خواهد شد .». «آن حضرت به فکر آینده اسلام و مسلمین بود، به خاطر اینکه اسلام در آینده و در نتیجه جهاد مقدس و فداکای او در میان انسان ها نشر پیدا کند و نظام سیاسی و نظام اجتماعی آن در جامعه ما برقرار شود مخالفت نمود، مبارزه کرد و فداکاری کرد
نگاه سیاسی و مبارزاتی و اصلاح طلبانه به قیام عاشورا، از دیرباز بین اهل اندیشه و قلم، کم و بیش بوده است، چرا که خود سیدالشهدا(ع)، خروج خویش را برای مبارزه با ظلم و بدعت و جهت احیای قرآن و حق و به قصد امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امّت معرفی کرده است : «...انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدّی ...»

شاعران بسیاری هم به بُعد اجتماعی و سیاسی آن نهضت مقدس توجه داشته و آن را سروده اند، هر چند در سالهای نزدیک به انقلاب اسلامی، این نگرش، روشن تر و جدّی تر بوده است و پس از انقلاب، چنین رویکردی عمق و شفّافیت بیشتری یافته و این از برکات این نهضت است . به تعبیر مقام معظم رهبری :
«
امروز هم شاعران و گویندگانی هستند که برای ظلم، و فساد شعر می گویند و اگر انقلاب ما و این تحوّلی که در همه ارکان ملّت ما پیدا شد به وجود نمی آمد، معلوم نبود که چه می شد و به کجا می رسید؟ »

نقش مدیریت در پیشبرد اهداف آموزشی

نقش مدیریت در پیشبرد اهداف آموزشی

مقدمه

اشخاص، بنا به زمینهٔ تحصلی و کاری، در حوزهٔ علمی فعال هستند. مدیرهای مدرسه هم از این قاعده مستنثی نیستم. اگر بپذیریم که مدیر مدرسه باید زبانی بیاموزد، بدون شک آن زبان، زبان مدیریت خواهد بود.

مدیریت اثربخش، به درک نقش‌ها و کارکردهای مدیر، فرآیند مدیریت و تقسیم اختیار بستگی دارد و عامل مهم، دستیابی به پاسخ‌گوئی و نتیجه است.

طبق تعریف از نظر انجمن مدیریت آمریکا از این قرار است: ”مدیریت عبارت است از کار از طریق افراد دیگر برای دست‌یابی به اهداف سازمان و اعضاء آن.“

اما ”کیمبل وایلز“ در کتاب ”مدیریت و رهبری آموزشی“ می‌گوید: ”نقش مدیر یا رهبر آموزشی عبارت است از حمایت، تقویت، یاری، کمک و در نتیجه همکاری با کارکنان، نه دستور دادن و هدایت کردن. مقام مدیریت و رهبری آموزشی، به منظور در اختیار قرار دادن امکانات رشد و نمو از طریق قبول مسئولیت و بروز ابتکار و خلاقیت به‌کار برده می‌شود.“

چکیده :

مدیریت مدارس فرایندی پیچیده و تاثیر گذار در پیشبرد آموزش مدارس میباشد مدیریت جنبه ها متنوع و گوناگونی را در بر میگیرد که ضرورت حیطه یک مدیر مدبر و متعهد به تمام موارد فوق را ایجاب میکند . ارتباط مستمر با دانش آموزان و اولیای آنها و ارتباط صمیمانه با کادر آموزشی مدرسه و رسیدگی به مشکلات و در خواست های مطرح شده از جمله مواردی میباشد که یک مدیر میبایستی با آنها در ارتباط باشد.

مدیر به عنوان یکی از ارکان اصلی مدرسه میبایستی تمام جنبه ها ومسائل و موانع را با دیدی ژرف اندیش و تیزبینانه مورد بررسی قرا داده و از تمام توان و درایت خود به منظور اداره کارآمد محیط تحت مدیریت خود استفاده نماید.

این مقاله مسئله مدیریت مدرسه را با دیدی دقیق و همه جانبه و فراگیر مورد بررسی و توجه قرار داده است و سعی شده است انواع فعالیت های مدیران و فرایند مدیریت به طور دقیق مورد بررسی و توجه قرار گیرد.

● فعالیت‌های مدیریت:

این فعالیت‌ها، شامل به‌دست آوردن نتیجه به‌وسیلهٔ دیگران و از طریق فرآیند تقسیم کردن و سپردن اختیارها به افراد است.

● فعالیت‌های فنی:

کارکردهای ویژهٔ یک فرد که از رشتهٔ حرفه‌ای خاص برمی‌آید، با پیشرفت فرد در سازمان و افزایش فعالیت‌ها و نیازها در تقاضاهای مدیریتی، پرداختن یا درگیر شدن با فعالیت‌های فنی و حرفه‌ای کاهش می‌یابد. مثال: فروشنده‌ای که مدیر فروش می‌شود، زمان کمتری برای فروش صرف می‌کند و بیشتر به مدیریت می‌پردازد.

● فرآیند مدیریت:

فرآیند مدیریت، چه با زمینهٔ فنی و چه حرفه‌ای، شامل مرحله‌های زیر است:

1) تعیین هدف‌ها (هدف‌گذاری).

2) تعیین مسئولیت و تقسیم اختیار.

3) تشخیص منابع.

4) طراحی، کنترل و شیوه‌های پایش پیشرفت.

5) حل مسائلی که پیش می‌آیند.

6) ارزشیابی عملکرد و برون‌داد.

● نتیجه و پاسخگوئی

یک مدیر، نتیجه‌ها را به‌وسیلهٔ دیگران و از طریق فرآیند تقسیم کار به‌دست می‌آورد. اگر چه او نمی‌تواند مسئولیت نهائی را به دیگران واگذار کند اما می‌تواند به دیگران از طریق سهیم کردن آن‌ها در مسئولیت‌ها و از راه تعیین و تقسیم کار اختیار بدهد.

با سهیم کردن افراد در مسئولیت‌ها و از راه تعیین و تقسیم اختیار، مدیر می‌تواند افراد سایر سطوح سازمان را برای انجام دادن امور پاسخ‌گو کند. مسئولیت، تعهد به انجام دادن وظایفی معین است و برای پاسخ‌گوئی باید به نتیجه‌ها توجه نمود. افراد صاحب‌نظر علم مدیریت آموزشی در بحث نقش مدیرها به شش وظیفهٔ عمده و اساسی تأکید کرده و برای هر یک، فعالیت‌های ویژه‌ای را مطرح کرده‌اند که عبارتند از:

1) برنامهٔ آموزشی و تدریس:

در این زمینه، مدیرها می‌بایست با هدف‌های کلی نظام آموزشی آشنائی داشته باشند و آن‌ها را به هدف‌های فرعی در سطح مدرسه و کلاس درس و محتوای درس‌ها تقسیم و تبدیل نمایند و مواد و محتوای درسی، روش‌های تدریس و ارزشیابی را در تهیه و توسعهٔ برنامهٔ آموزش و درسی مورد توجه قرار دهند.

2) امور دانش‌آموزان:

در این زمینه، مدیرها می‌بایست نسبت به پذیرش ثبت‌نام، گروه‌بندی دانش‌آموزها و نگه‌داری سوابق و اطلاعات شخصی و تحصیلی آن‌ها و هم‌چنین شناسائی توانائی‌ها، علاقه‌ها و نیازهای دانش‌آموزان و رشد و پرورش آن‌ها اقدام لازم را انجام دهند.

3) امور کارکنان آموزشی:

همان‌طور که گفته شد معلم‌ها، مربی‌ها، مشاورها و راهنماهای آموزشی از جمله افرادی هستند که نقش‌های مهمی را در مدرسه ایفا می‌کنند، از این‌رو مدیر می‌بایست برای جذب، استخدام، تربیت، به‌کارگیری و نگه‌داری آن‌ها ضوابط مشخصی را در نظر گرفته و در نهایت، اقدام‌های خاصی را برای ارتقاء، ترفیع، تشویق، خدمات رفاهی و افزایش مهارت‌های آن‌ها انجام دهد.

4) روابط مدرسه ـ اجتماع:

برقراری روابط مؤثر میان مدرسه و اجتماع، امری ضروری و اجتناب‌ناپذیر است و هدف آن، ایجاد اعتماد متقابل از طریق اطلاع‌رسانی به مردم دربارهٔ وضعیت کار مدرسه است تا به این وسیله حمایت آن‌ها را برای حل مشکل‌ها جلب نماید.

تشکیل شوراهای آموزشی محلی، انجمن‌های اولیاء و مربیان، برقراری ارتباط با مؤسسه‌های فرهنگی، دینی، رسانه‌های گروهی، کتابخانه‌ها و سایر مراکز خدمات فرهنگی و اجتماعی می‌تواند مدیران را در این زمینه یاری نماید.

تعریف تکنولوژی آموزشی

برای شناخت دقیق تعریف و قلمرو تکنولوژی آموزشی ریشه یابی معنا و مفهوم کلمه «تکنولوژی» ضروری می نماید.

 این واژه از کلمه «تکنولوژیا» گرفته شده است. معنای آن در یونان باستان انجام دادن یک هنر یا حرفه بوده است. بخش اول این کلمه (techne ) تلفیقی از معنای یک هنر و یک تکنیک مشتمل بر دانش مربوط به اصول و توانایی دستیابی به نتایج مورد نظر است. به عبارت دیگر تکنیک به معنای مهارتهای عملی شامل دانستن و انجام دادن است. کلمه (Logos ) نیز به معنای استدلال، تبیین، اصل و ارائه دلیل است. بنابراین تکنولوژی به معنای به کارگیری مستدل یا منطقی دانش خواهد بود (فردانش، 1378). به عبارتی به تبدیل دانش از مرحله پدیده ها یا تبدیل کشف روابط جدید میان پدیده ها، تکنولوژی گفته می شود که در آن از نتایج و یافته های علمی استفاده می شود.
لغتنامه لاتین وبستر نیز در تعریف واژه تکنولوژی این توضیح را می دهد:
«کاربرد دانش برای مقاصد علمی»
از واژه «آموزش»، تعاریف متعددی به عمل آمده است که به برخی از آنها اشاره می گردد:
آموزش، از نظر لغوی به معنی انتقال دانش است. از نظر «دوبوا» آموزش، به معنی مرتب کردن و منظم ساختن دقیق محیط فراگیر به منظور دستیالی به نتایج مورد نظر در وضعیت های مشخص می باشد. آلن گانیه آموزش را روند حل مسائل می نامید که هدف از آن تسهیل یادگیری فراگیران است و معلم مسؤل آموز تلقی می گردد. وی اصطلاح تدابیر آموزشی را در این زمینه بکار می برد که منظور از آن تصمیمات واعمالی است که معلم به منظور تسهیل یادگیری شاگرد از مواد آموزشی اتخاذ می کند. هدف از آموزش دستیابی هر چه بیشتر فراگیر به اهداف آموزشی است و آموزش موفق، آموزشی است که مبتنی بر خط زنجیره ای «طراحی، اجرا و ارزشیابی» می باشد.
دکتر فردانش نیز آموزش را چنین تعریف کرده است؛ «مجموعه تصمیمات و اقداماتی که یکی پس از دیگری اتخاذ می شود یا انجام می گیرد و هدف آن دستیای هر چه بیشتر فراگیر به اهداف آموزشی است» (همان ص 14).
اکنون به تعاریف « تکنولوژی آموزشی» می پردازیم.
در مورد تکنولوژی آموزشی نیز تعاریف گوناگونی ارائه شده است که هر کدام با توجه به سیر تکنوینی و نوع رویکردهای این رشته تدوین یافته اند.
در بدو پیدای و گسترش تکنولوژی آموزشی آن را عبارت از: یک سلسله از فعالیتهای نظام مند می دانستند که ماشین، مواد و تکنیک را برای رسیدن به اهداف آموزشی به یکدیگر نزدیک کند (شیخیان، 1353).
تعریفی که کمیته ویژه تکنولوژی در آکادمی ملی مهندسی آمریکا از تکنولوژی آموزشی می کند، عبارت است از؛ «مجموعه ای از معلومات ناشی از کاربرد علوم آموزی و یادگیری در دنیای واقعی کلاس درس، همراه با ابزار و روشهایی که کار بردن علوم ذکر شده را تسهیل می نماید (علی آبادی، 1379).
تعریف جیمز براون از تکنولوژی آموزشی که مورد پذیرش عده کثیری از صاحبنظران است، عبارت است از: « طراحی، اجرا و ارزشیابی نظام مند کل فرایند یاددهی یادگیری بر اساس هدفهای مشخص و نتایج تحقیقات در زمینه های یادگیری انسانی و ارتباطات و همچنین به کار گرفتن مجموعه ای از منابع انسانی و غیرانسانی به منظور ایجاد آموزش مؤثرتر، عمیق تر و پایدار.» (احدیان،1379).
دکتر فردانش در کتاب «مبانی نظری تکنولوژی آموزشی » پس از بررسی و بیان مقدماتی ماهیت تکنولوژی آموزشی تعریف زیر را استنتاج نموده است.


« تکنولوژی آموزشی» عبارت است از : مجموعه روشها و دستورالعملهایی که با استفاده از یافته های علمی برای حل مسائل آموزشی اعم از طرح، اجرا و ارزشیابی در برنامه های آموزشی به کار گرفته می شد».
آخرین تعریف مورد توافق صاحبنظران تکنولوژی آموزشی از سوی انجمن تکنولوژی و ارتباطات آمریکا(AECT ) چنین بیان شده است:
« تکنولوژی آموزشی عبارت است از نظریه و عمل طراحی، تولید، کاربرد، مدیریت و ارزشیابی فرایندها و منابع یادگیری».(فردانش،1378).
بنابراین با توجه به تعاریف ذکر شده، تکنولوژی آموزشی بر خلاف تصور متداول در جامعه ما، صرفا به معنی استفاده از وسایل و رسانه های آموزشی در فرایند آموزش – یادگیری نیست، بلکه همچنان که از تعاریف مختلف آن بر می آید معنای بس وسیع تری را شامل می شود. تکنولوژی آموزشی روش مبتنی و متکی بر رویکرد سیستمی و کاربرد نظریه عمومی سیستمها است. ذکر این نکته ضروری است که تکنولوژی آموزشی با بهره گیری از یافته های تمام علوم به حل مسائل آموزشی می پردازد. البته بدیهی است که از برخی علوم که سنخیت بیشتر و ارتباط نزدیک تری با مباحث این رشته دارند، بیشتر استفاده می نماید.

بهداشت روانی از نظر قرآن

مسائل و موضوعات روانی انسان ها در عصر حاضر، یکی از مهم ترین و پیچیده ترین مشکلات پیش روی بشر است، برای رفع این ناراحتی ها و یافتن الگوی مناسب روانی، به کنکاش در کلام خدا می پردازد

بهداشت روانی به معنای سالم نگه داشتن روان از هر گونه آسیب روانی است و هدف اصلی آن پیشگیری از به وجود آمدن ناراحتی‌های روانی می‌باشد به عبارت دیگر بهداشت روانی علمی است برای بهزیستی و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از محیط خانه گرفته تا مدرسه، دانشگاه ، محیط کار و غیره را در بر می‌گیرد

حتى یک نگاه اجمالى و سطحى به آیات قرآن نشان مى دهد که سلامت روانى انسان یک موضوع بسیار اساسى در سراسر این کتاب الهى است. اما براى اثبات این که هدف گیرى اصلى قرآن, بهداشت روانى است لازم است به نکات زیر توجه شود :  

1. شرط رستگارى اخروى بهداشت روانى است :

یوم لا ینفع مال ولا بنون الا من اتى الله بقلب سلیم (شعراء:89); روز جزا آن روزى است که مال و فرزندان سودى نمى بخشد و تنها آن کس که با سلامت روانى به نزد خدا آمده باشد این امر به حال او فایده خواهد داشت .

ییا ایتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضیه مرضیه فادخلى فى عبادى وادخلى جنتى(فجر: 27 تا30 ); اى روان آرام به سوى پروردگار خود بازگرد در حالى که راضى هستى و از تو رضایت وجود دارد و به جمع بندگان خاص من و به بهشت من داخل شو .

قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها (شمس: 9و10); هرکس که جان خود را از انحراف پیراست رستگار شد و هرکس که آن را بیالود زیان کار شد .

2. قرآن فلسفه ایمان و هدف آن را (رشد عاطفى و عقلانى) معرفى مى کند و خلاف آن را قرین عقب افتادگى عاطفى و عقلانى مى داند :

 فلیستجیبوا لى و لیؤمنوا بى لعلهم یرشدون(بقره:186); بندگان باید مرا اجابت کنند و به من ایمان بیاورند تا رشد یابند .

و من یرغب عن مله ابراهیم الا من سفه نفسه(یقره: 130); چه کسى از آیین ابراهیم روگردان مى شود جز آن که جان خود را به ورطه بى خردى انداخته باشد .

3. سرشت انسان الهى است, لذا به پرستش خداوند نیاز دارد و این نیاز در طول زمان تغییر نمى کند, نادیده گرفتن نیازهاى سرشتى نیز به سلامت روانى آسیب مى زند. از این رو فلسفه پرستش خدا پاسخ به یک نیاز سرشتى و حفظ و ارتقاء بهداشت روانى است : فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التى فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله(روم: 30); پیوسته رو به سوى دین پاک خداوند داشته باش که انسان ها را بر آن سرشته است و خلقت خدا مبدل نخواهد شد .

4. حتى دستوراتى مانند بخشش به دیگران نیز داراى فلسفه بهداشت روانى است :

الذین ینفقون امولهم ابتغاء مرضات الله و تثبیتاً من انفسهم(بقره: 265); آنان که اموال خود را براى خشنودى خدا و ثبات روانى خویش انفاق مى کنند .

5. از آن جا که انسان و حیات او یکى از محورهاى اساسى بحث در قرآن کریم است, لذا نمى تواند نسبت به روان شناسى و بهداشت روانى انسان فاقد موضع باشد. در واقع قرآن را باید کاتالوگ انسان دانست که از سوى خالق انسان فراهم شده است. به زبان علوم بهداشتى, این کتاب یک راهنماى اسلوب زندگى (life style) براى دست یابى به سلامتى به طور اعم و سلامت روانى به طور اخص مى باشد :

لقد انزلنا الیکم کتاباً فیه ذکرکم افلا تعقلون (انبیاء:10); به واقع کتابى را به سوى شما فرو فرستادیم که یاد شما در آن است آیا تعقل نمى کنید؟

6. علم به کلیه حقایق در نزد خداست و اگر مبحث بهداشت روانى شاخه اى از علوم و معارف است لاجرم به طور اکمل و به نحو صحیح در نزد خدا موجود است :

قل انما العلم عند الله و انما انا نذیر مبین(ملک:26 ); بگو حقیقت آن است که تمامى دانش در نزد خداست و من ترساننده اى هستم و بس .

روان شناسى شخصیت سالم در قرآن

اساساً ویژگى هاى شخصیتى را در سه بخش مى توان مطالعه کرد :

1.ویژگى هاى شناختى (cognitive)

2. ویژگى هاى عاطفى (emotional)

3.ویژگى هاى رفتارى (behavioral)

ویژگى هاى شناختى شامل نگرش ها, اعتقادات, جهان بینى, و اصول تفکر هستند. ویژگى هاى عاطفى که بر مبناى ویژگى هاى شناختى پدید مى آیند شامل عواطف, هیجانات, احساسات, گرایش ها, و دلبستگى ها مى باشند. ویژگى هاى عاطفى به نوبه خود زمینه و علت بروز ویژگى هاى رفتارى و الگوهاى عمل کرد هستند. اینک ویژگى هاى شناختى, عاطفى و رفتارى شخصیت سالم را از نظر قرآن بررسى مى کنیم .

  1. ویژگى هاى شناختى

این مبحث را مى توان در چهار قسمت کلى بررسى کرد: ویژگى هاى شناختى و شیوه هاى استنباط, نوع شناخت نسبت به مبداء جهان, نوع شناخت نسبت به محیط (جهان پیرامون), و نوع شناخت نسبت به خود .  

الف. ویژگى هاى شناختى و شیوه هاى استنباط

ـ پیرو ظن و گمان نیست: ان الظن لایغنى من الحق شیئا (یونس:36 ); و لا تقف ما لیس لک به علم(سراء :36)

ـ از بدگمانى پرهیز مى کند و پارانوئید نیست: یا ایها الذین امنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم (حجرات:12)

ـ اهل تعقل, تحلیل, و استنتاج منطقى است: قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تتفکروا ( سباء:46 ); و یریکم ایاته لعلکم تعقلون (بقره:73 ); ان شر الدواب عندالله الصم البکم الذین لایعقلون ( انفال:22)

ـ اهل تحقیق, بحث, تضارب آراء و گفت وگوى سالم به منظور کشف حقیقت است: الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوالالباب (زمر:18)

ـ به حق اصالت مى دهد نه به اکثریت: و ان تطع اکثر من فى الارض یضلوک عن سبیل الله ان یتبعون الا الظن و ان هم الا یخرصون ( انعام:116 ); انه الحق من ربک و لکن اکثر الناس لایؤمنون( هود:17)  

ب. نوع شناخت نسبت به مبدأ جهان

ـ به بیان قرآن, شخصیت سالم جهان را داراى منشاء واحدى مى داند که نه تنها آن را به وجود آورده: الله خالق کل شىء (زمر:62), بلکه به طور لایزال آن را اداره مى کند: وهو على کل شىء وکیل (زمر:62 ); و هو رب کل شىء (انعام:164)

ـ به این منشاء مى توان اتکاء کرد, اما به غیر او نمى توان: و توکل على الله وکفى بالله وکیلا (نساء:81)

ـ او مظهر قدرت و مهربانى است, لذا مى توان بر او اعتماد کرد: و توکل على العزیز الرحیم (شعراء:217)

ـ او درستى را بر نادرستى ترجیح مى دهد در نتیجه اگر فرد درستى پیشه کند خدا او را موفق مى کند: انى توکلت على ربى و ربکم ما من دابه الا هو اخذ بناصیتها ان ربى على صراط مستقیم ( هود:65)

ـ او بر چنین کارى قادر است, زیرا سررشته همه کارها در دست اوست: ربنا علیک توکلنا و الیک انبنا و الیک المصیر :(ممتحنه:4 ); الا الى الله تصیر الامور (شورى:53 ); ولله غیب السموات والارض و الیه یرجع الامر کله فاعبده و توکل علیه و ما ربک بغافل عما تعملون (هود:123)

ـ تسلط او به جهان چنان است که حد و مقدار هر چیز را او تعیین مى کند :و ان من شىء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم (حجر:21 );انا کل شىء خلقناه بقدر ( قمر:49)

ـ او فعال بلامنازع است: ان الحکم الا لله علیه توکلت و علیه فلیتوکل المتوکلون (یوسف:67 ); ویفعل الله ما یشاء (ابراهیم:27)

ـ در افعال خود به کسى حساب پس نمى دهد, اما همه باید حساب کارهاى خود را به او پس دهند :لایسئل عما یفعل و هم یسئلون (انبیاء:23)

سقط جنین از دیدگاه اسلام

یکی از مسائل مستحدثه علم فقه مسئله حرام بودن سقط جنین است. مسئله مستحدثه به هر موضوع جدیدی می گویند که حکم شرعی طلب می کند خواه این که این مسئله در سابق و گذشته نبوده باشد و یا اینکه در گذشته بوده ولی بعضی از قیود و شرایط آن تغییر پیدا کرده باشد و مسئله سقط جنین از جمله مسائلی است که قبلاً و گذشته بوده ولی الان بعضیاز قیود و شرایط آن تغییر پیدا کرده است.

ادله ای که دلالت می کند بر حرام بودن سقط جنین یا شرعی هستند مثل قرآن و سنت و اجماع و یا عقلی هستند. اما قرآن؛ خداوند در قرآن می فرماید و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق(اسراء آیه 33) هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آن که به حکم حق مستحق قتل شود. در زمان جاهلیت مردم پسران و دختران را از ترس فقر و ناموس به قتل می رساندند و خداوند بعد از بعثت پیامبر این آیه را نازل فرمودند که دست از قتل و کشتار فرزندان خود بردارند و این پندارهای شیطانی را از سر بدر کنند و تلاش و کوشش کنند هر چه بیشتر برخیزند خدا هم کمک نموده و زندگی آن ها را اداره می کند. قابل توجه این که ما از این جنایت زشت و ننگین وحشت می کنیم در حالی که همین جنایت به شکل دیگری در عصر ما و حتی به اصطلاح در مترقی ترین جوامع انجام می گیرد و آن اقدام به سقط جنین است که در مقیاس بسیار وسیع و به خاطر جلوگیری از افزایش جمعیت و کمبودهای اقتصادی و جسمی صورت می پذیرد(تفسیر نمونه، ج12، ص 101.) در جایی دیگر خداوند در قرآن می فرمایند؛ من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا(سوره مائده، آیه 32. )هر انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسانها را کشته.
احترام خون انسان ها و حرمت قتل نفس از مسائلی است که همه شرایع آسمانی و قوانین بشری در آن متفقند و آن را یکی از بزرگترین گناهان می شمارند ولی اسلام اهمیت بیشتری به آن داده و کشتن یک نفر را مساوی با کشتن تمام انسان ها قرار داده است، همچنان که در آیه قبل ذکر شد حتی در بعضی از آیات قرآن دائمی بودن در آتش جهنم را که مخصوص کافران می باشد برای قاتل تعیین کرده است.(تفسیر نمونه، ص 103)
  مثلااین آیه: «و من یقتل مومناً متعمدا فجزاوه جهنم خلداً فیها...( قرآن، سوره نساء، آیه 93)و هر کس مومنی را به عمد بکشد مجازات او آتش جهنم است که در آن جاوید خواهد بود و خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید بر او مهیا سازد. از نظر اسلام نه تنها قتل نفس بلکه کوچکترین آزار یک انسان از نظر اسلام حرام است و مجازات دارد. و قرآن در سوره شوری: می فرمایند: (سوره شوری، آیه 42. ) تنها راه مواخذه برای آنهایی است که به مردم ظلم کنند و در روی زمین به ناحق شرارت انگیزند و بر آن ها عذابی دردناک است. اما عقل: عقل دلالت می کند بر حرام بودن سقط جنین به این صورت که عقل می گوید ظلم قبیح است و ناپسند است و سقط جنین هم ظلم فاحش است بلکه فاحش ترین ظلم هاست چون که سقط جنین ظلم و ستم بر کسی است که قدرت دفاع بر نفس خود را ندارد.( بحوث فقهیةهامةحضرت آیه الله مکارم شیرازی، ص 274)

از نظر عقل ظلم بدو ناپسند است زیرا ظلم،حق مظلوم را پایمال می کند حق چیزی است که یک موجود استحقاق آن را دارد و باید آن را دریافت کند مثلا حیات حق هر انسانی است اگر حیات از کسی گرفته شود به او ظلم می شود و حق او پایمال می شود(عدل الهی شهید مطهری، انتشارات اسلامی، سال 1361، ص 131 و 132. )و جنین هم اگر سقط شود چون حق حیات دارد سقط او ظلم در حق او محسوب می شود و حق حیات او پایمال می شود. مرگ از دست دادن است نه بدست آوردن لذا جسمی که صفت حیات را از دست می دهد و به جمادی تبدیل می شود تنزل یافته نه ترقی و در حقیقت چیزی که ذاتاً بد است مرگ و سلب حیات از دیگری است چون که مرگ موجب تنزل می شود و جلوی ترقی انسان را می گیرد.( دل الهی، شهید مطهری، ص 130، ناشر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین.)و سقط جنین هم جلوی ترقی افرادی را که حق ترقی و به کمال رسیدن دارند را می گیرد. اما جواب از این که آیا جنین بدنیا بیاید و بدبخت گردد بهتر است یا این که سقط شود؟ حالات جنین: 1. خلقت او تمام شده ولی روح در بدن دمیده نشده، 2. خلقت او تمام شده و روح در بدن او دمیده شده. (که معمولا در چهار ماهگی صورت می پذیرد) 3. خلقت او تمام نشده است. امام قسم اول که خلقت او تمام شده و روح در آن دمیده نشده: بر این جنین عنوان انسان مرده صادق است بخاطر بعضی شباهت ها که با انسان مرده دارد و همان گونه که آزار رساندن به میت در اسلام حرام می باشد سقط جنین هم چون نوعی آزار رساندن به جنین است حرام می باشد چون که شارع مقدس حکم به اتحاددیه سقط جنین و دیه جنایت بر میت بخاطر شباهت آن ها به هم نموده است.

اما قسم دوم که روح در بدن آن دمیده شده است: سقط آن حرام می باشد چون که در این صورت جنین نفس هست و انسان محسوب می شود و قتل نفس هم قطعا در اسلام حرام می­باشد و به عبارتی دیگر سقط جنین ظلم و جنایت بر نفس است و ظلم و جنایت بر نفس دیگران هم حرام می باشد(بحوث فقهیةهامةحضرت آیت الله مکارم شیرازی و کتاب مسائل مستحدثه، محمد صادق حسینی روحانی، ناشر موسسه دار الکتب، قم، ص 9.)و از طرفی چون عنوان انسان بر او صادق است همان گونه که جایز نیست قتل انسان ناقص الخلقه بعد از تولد مثل مجنون و قطع نخاع و ... سقط جنین هم جایز نخواهد بود چون که حرمت قتل مومن شامل انسان سالم و مجنون و ... خواهد بود پس این حرمت شامل سقط جنین هم نخواهد بود. اما قسم سوم که جنین تام الخلقه نشده باشد (نطفه و ... علقه و ... باشد) در این قسم هم سقط جنین بدون دلیل شرعی جایز نخواهد بود(بحوث فقهیةهامةحضرت آیت الله مکارم شیرازی.)اما جواب قسمتی که گفته سقط آن بهتر است یا این که انگ حرام زادگی به او بزنند:

سقط جنینی که از راه حرام به وجود آمده باشد حرام است چون این که این نوع جنین هم در حکم ملحق به مسلمان می شود و همان گونه که قتل مسلمان حرام می باشد و سقط جنین مسلمان نیز حرام می باشد قتل ولدزنا و سقط جنین حاصله از راه زنا نیز جایز نمی باشد.( بحوث فقهیه عامةحضرت آیت الله مکارم شیرازی...)

اگر به انواع مختلف سقط جنین - که در دنیای امروز شایع است - توجه کنید, این حقیقت را خواهید پذیرفت که ((عقل )) در همه این موارد, مستمسک کار بوده است و در این بین بسیاری از ارزش ها - از جمله ارزش انسان و حیات او - دستخوش بسیاری از صلاحدیدهای دیگر شده است . این از افتخارات اسلام است که برای انسان حتی در موقعیت نطفه نیز ارزش ویژه قائل است و اجازه نمی دهد حرمت و کرامت انسانی شکسته شود و هر کس به انگیزه ای این موجودارزشمند را به مسلخ بفرستد.

هنرسفالگری در ایران

هنرسفالگری در ایران

چکیده

سفال یکی از قدیمیترین ساخته‌های دست بشر است که در تمام طول عمر وی از قدیمیترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است . به این جهت درگاهنگاری دورانهای پیش از تاریخ نقش مهمی دارد. ساخت سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگهای پیش از تاریخی و تجربه اندوزی اقوام بشری از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییراتی چشم گیر شده است. این تغییرات عاملی تعیین کننده در تقسیم بندی انواع سفالهای پیش از تاریخی و بعد از آن در مورد چگونگی ساخت اولین سفال بدست انسان نظرات مختلفی ارائه شده است. عده‌ای ریشه سفال را در صنعت سبد بافی می‌دانند و معتقدند برای اولین بار گلهای اندود کننده کف سبدهای گیاهی پس از خشک شدن و یا قرار گرفتن در آتش و سوختن چوبهای سبد، الهام بخش سفال سازی بوده است. عامل پیدایش صنعت سفال سازی هر چه باشد در این مورد شکی نیست که سفالهای اولیه دست ساز و خشن و ماده چسبندگی آنها شن و گیاهان خرد شده بود است.

مقدمه

در حدود ده هزار سال پیش که انسان‌های ساکن بین النهرین زندگی غار نشینی و دوران جمع آوری غذا را پشت سر گذارده و به دوران تولید غذا شروع نموده بودند و در پهنه دشت بصورت اجتماعات اولیه کشاورزی مستقر شده بودند، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن ساخت سفال های ظریف و زیبای نخودی و قرمز رنگ است. این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در این منطقه شکوفا گردید و به تدریج در دنیای پیش از تاریخ در منطقه وسیعی گسترش یافت. آثار و بقایای این نوع سفال از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند در حفاری های باستان شناسی در مناطق باستانی آشکار گردیده است.

تاریخچه سفالگری

یکی از سنتهای مشخص سفالگری فلات ایران سفال قرمز رنگ منقوش می‌باشد که در طول هزاره‌های ششم و پنجم ق.م. در حاشیه کویر در فلات مرکزی ایران شکل گرفت و متداول شد. این سفال ها دست ساز و برنگ قرمز و دارای خمیری مخوط با پودر شن یا گیاهان خرد شده می‌باشد. این نوع سفال طی حفریات باستان شناسی از محوطه‌های باستانی چشمه علی، قره تپه شهریار ، اسماعیل آباد ، تپه زاغه ، سیلک و حصار شناسائی شده اند.

مهم‌ترین تحمل در صنعت سفالگری که این صنعت را بکلی دگرگون ساخت اختراع چرخ سفالگری است که در هزاره چهارم ق.م. اتفاق افتاده سفالگران ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی استفاده کرده و سپس به چرخهای پرسرعت و تند گردش که امروز نیز مورد استفاده کارگاه‌های سفالگری سنتی است دست یافتند.

از اوائل هزاره سوم ق.م. نوع دیگری سفال از مناطق شمال فلات ایران به سمت داخل فلات نفوذ می‌کند که به سفال خاکستری معروف است. این نوع سفال چرخساز می‌باشد و از نظر سبک ساخت و تزیینات تحت تأثیر ظروف فلزی هم عصر خود قرار گرفته است . سفال خاکستری با تکنولوژی بالا و در کوره‌ای مخصوصی که سفالگر بخوبی در آن کنترل حرارت و میزان اکسیداسیون فعال را اعمال می‌کرده است پخته شده اند. فرهنگ سفال خاکستری از اوائل هزاره سوم ق.م. در مناطق باستانی یانیک تپه اردبیل ، تورنگ تپه گرگان ، تپه حصار دامغان شناسائی شده است. سفال خاکستری براق در طول عصر آهن یعنی از اواسط هزاره دوم ق.م. به بعد در اکثر نقاط فلات ایران گسترش یافت و در همین دوره به اوج زیبائی ، ظرافت و پیشرفت تکنیکی در ساخت و پخت و و تزیین رسید. از نیمه‌های هزاره اول ق.م. با رونق فلزکاری صنعت سفالگری رو به افول می‌رود بطوریکه در دوران تاریخی سفالهای ساخته شده عمدتاً بسیار خشن و بدون نقش هستند و از ظرافت سفالهای پیش از تاریخی خبری نیست.

کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست که هـمانـند قـدیمیتـرین ظروف سفالی است کهن در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است. نخـستیـن ظرفـهـای سفالیکه با روش کربن 14 تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـیش از میـلادمسیح است در بـین النهـرین یافت شده است. کهـنـتـرین سفالی که در ایران یافت شدهمـتعـلق به هـمان دوره است. این ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدایی به دنـبال خود ظرفیسرخ با لکـه های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشـت. پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزهگری سبب بوجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تـغـیـیرات و وقـفـه هایی که داشتبـیش از 2000 سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد .

فلات ایران با تنوع اقلیمی خود باحتمال زیاد یکی از مهمترین خاستگاههای اصلی پیدایش و گسترش صنعت سفالگری در آسیای غربی می باشد. روند رو به رشد سفالگری در طول هزاران سال، در هیچ منطقه ای از آسیای غربی مثل ایران نبوده است. نقاط عطف این روند بدون تردید در پیدایش سفال در حدود هزاره هشتم پ.م در منطقه زاگرس مرکزی و پیدایش چرخ سفالگری و تعامل کوره های سفال پزی در هزاره چهارم پ.م نمود پیدا کرده است.

سفال (سفالینه). این اصطلاح، بنابر تعریف لغتنامه‌ها عموما به معنی اشیا ساخته شده از گل پخته هستند، مانند کاسه، کوزه، و غیره... همچنین سفالینه، سفال ساخته شده را می‌گویند. سفالین نیز شامل انواع اشیایی است که از سفال می‌سازند. اصطلاح اروپایی" سرامیک" نیز داری مفاهیم سفال در زبان فارسی است، که از واژه یونانی (Keramikos ) که خود از (Keramon ) به معنی خاک رُس گرفته شده است. بنابراین سفالگری نیز به هنر یا صنعت ساخت ظروف و اشیا گلی پخته اطلاق می‌شود. معمولا محصولات را اگر بدون لعاب باشند سفال و اگر لعابدار باشند بر حسب گل و لعابی که در آنها به کار رفته بدل چینی می‌نامند. سفال در واقع نخستین محصول هنری و صنعتی مردمان اولیه و حاصل نیاز و شعور آدمی، در به کار گیری عوامل طبیعت است، و از آنجا که مواد اولیه آن شامل: خاک، آب، و آتش در سرزمین‌های محل سکونت بشر یافت می‌شده است، نشانه‌های تولید آن را در تمامی نقاط مسکونی انسان مشاهده می‌کنیم. کهنترین اشیا سفالی بدست آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی ایران مربوط گنج دره در استان کرمانشاه است؛ که تاریخ آن به هزاره هشتم پیش از میلاد می‌رسد.

نقش سیستمها و روشها در ارتقا بهره وری

اصلاح سیستم ها و روش ها

1ـ اهمیت و ضرورت موضوع:

اهمیت و نقش اصلاح و بهبود روشها در نظام اداری انکار ناپذیر است. هم ‎اکنون به خوبی مشهود است که سازمانهای ما در تحقق اهدافشان چنانکه باید موفق نیستند در حالیکه به لحاظ منابع و امکانات نه تنها کمبودی نیست بلکه اغلب، منابع به هدر می ‎رود.

بررسی مطالعات محققین و تجارب مدیران موفق در کشورهای پیشرفته و یا در حال توسعه مبین آنست که اصلاح و تجدیدنظر مستمر در سیستم ها و روشهای انجام کار با توجه به پیشرفت علوم و فن ‎آوری امری اجتناب‏ناپذیر است چرا که در غیراینصورت سیستم پاسخگوی نیازهای جامعه نبوده و محکوم به زوال خواهد بود. سیستم ‎ها و روشهای انجام کار از جمله عوامل نرم ‎افزاری بهره ‎وری هستند که در اثر بهبود و اصلاح مستمر قابلیت انطباق با تغییرات محیط را در سازمانها امکانپذیر نموده و آن را در مقابله با مشکلات اجرایی یاری می ‎نمایند.

در مجموع تأثیر مستقیم اصلاح و بهبود سیستم ‎ها و روشها در بهبود عملکرد و فعالیت ‎های دستگاهها به ‎گونه ‎ای است که در صورت غفلت و کم توجهی امکان استفاده از توانمندیهای موجود به حداقل ممکن تقلیل یافته و عملاً منجر به عقب ‎افتادگی نظام اداری کشور می ‎گردد، کما اینکه مقایسه فاصله ایجاد شده ما بین نظام اداری موجود سیستم های اداری پیشرفته و یا حتی در حال توسعه متأسفانه مبین نگاه سطحی ما به این مهم است حال آنکه نیروی انسانی و منابع و امکانات بالقوه کشور کاملاً پاسخگوی این امر خواهد بود تنها چنانچه خواست و اراده راستین مدیریت عالی دستگاهها و توان بالفعل اجرای ان با هماهنگی لازم به مرحله بروز و ظهور برسد.

چالشهای موجود:

ـ روشها و رویه ‎های موجود عموماً قدیمی بوده و مدت زیادی از طراحی آنها می ‎گذرد . در این مدت تلاش برای ایجاد هماهنگی بین روشهای انجام کار متناسب با تحولات اجتماعی، نیازهای مردم و ضرورت تسریع در انجام امور کمتر صورت گرفته است.

ـ به رغم تلاش سازمان مدیریت و برنامه ‎ریزی کشور در راستای مأموریتهای شورای عالی اداری، بهبود روشهای عمومی و مشترک منجر به نتایج مورد نظر نگردیده است و به تبع آن تلاش برای بهبود روشهای اختصاصی نیز بعضاً با مقاومت دستگاهها روبرو شده است.

ـ کارکنان دستگاههای اجرایی با روشها و رویه ‎های موجود و نیز به صورت کامل آشنایی نداشته و آموزشهای لازم را برای اجرای صحیح و آنها قرار نگرفته‏اند. ضمن اینکه این روشها مضبوط و مدون هم نیست.

ـ توسعه فن‏آوری اداری و استفاده از فن‏آوری اداری از منطق مشخصی تبعیت نمی ‎کند و در توسعه و ترویج آنها دیدگاه هزینه ـ منفعت حاکم نیست.

ـ مفهوم اصلاحات و تحول در نظام اداری کمتر به بخش فن‏آوری (روشها ـ رویه‏ها) تسری پیدا کرده و علم تحول و اصلاح در این بخش دیگر قسمتهای نظام اداری را به شدت متأثر نموده است.

ـ با توجه به تأکید مستمر در مورد کاستن از حجم تصدی دولت، لغو و کاهش انحصارات دولتی و واگذاری امور به بخش غیردولتی، ضرورت بازنگری در فن‏آوری انجام کارها شدیداً احساس می ‎گردد که با توجه به مقاومت طبیعی کارکنان و مدیران در این موارد، روشها و رویه ‎های مورد عمل نیز به شدت مورد دفاع قرار می‏گیرد و هر ‎گونه تغییر در این موارد با مقاومت شدید مواجه می ‎شود.

گنبد در معماری ایران

در تعریف هندسی ، گنبد مکان هندسی نقاطی است که از دوران چِفدی مشخص حول یک محور قائم به وجود می آید . اما در زبان معماری : گنبد پوششی است که بر روی زمینه ای گرد برپا شود .
گنبد از سه قسمت تشکیل شده است :
1ـ گنبد خانه یعنی زمینه گنبد
2ـ بَشن = هیکل یعنی قسمتی که روی زمینه ته رنگ به صورت مکعب بالا می آید و یک یا دو طرف آن باز است ( در گنبدهای قبل از اسلام هر چهار طرف به دهانه های باز منتهی می شد . )
3ـ چپیره = جمع شده
از آنجائیکه در معماری ایرانی به ندرت به ته رنگ گرد بر می خوریم و معمولاً قسمت انتهائی بشن به شکل ، مربع و گاهی مستطیل است با چپیره کردن آنرا تبدیل به دایره می کنند بعد گنبد روی آن سوار می شود . به همین دلیل مرحله چپیره شدن در گنبدسازی شایان توجه است زیرا امکان داشتن زمینه گرد است که اجرای نهایی پوشش گنبد را میسر می سازد .
معمولاً در نقشه هائی که پوشش به صورت گنبد طراحی می شود زمینه را به شکل مربع در نظر می گیرند تا به سادگی بتوان آنرا تبدیل به 8 و 16 و 32 و بالاخره دایره کرد .
گنبد سازی در ایران به ندرت روی زمینه مستطیل نزدیک به مربع هم اجرا شده است در این صورت مستطیل تبدیل به 6 و 12 و سپس بیضی نزدیک به دایره می شود و گنبد روی بیضی قرار می گیرد . به این نوع گنبد که مقطع افقی آن به جای دایره بیضی است کمبیزه گفته اند . از نمونه های این نوع گنبد با ته رنگ بیضی مسجد حاج رجبعلی تهران و امامزاده زید بن علی در ورامین قابل ذکرند .

چپیره

چپیره سازی در گنبد به دو بخش عمده تقسیم می شود :
ـ گوشه سازی = گوشه بندی
ـ شکنج = چین و چروک
ـ گوشه سازی یا گوشه بندی یعنی ساختن و تبدیل کردن شکل چهار گوشه بشن به هشت گوشه و به ترتیب 16 و 32 و 64 گوشه و بالاخره دایره و با تبدیل کردن شکل مستطیل نزدیک به مربع به 6 و 12 گوشه و بالاخره بیضی است . در حالت اخیر مستطیل بشن باید نسبت اندازه های اضلاعش طوری باشد که به راحتی قابل تبدیل به شش گوشه شود مثلاً نسبت 4 و 4/3 قابل تقسیم است . البته با استفاده از کاربندی انواع زمینه های مرسوم در معماری ایرانی را می توان به نحو مطلوب تبدیل به دایره کرد که در مباحث آینده جداگانه بررسی خواهد شد .
گوشه سازی خود شامل دو بخش است :
1- اسکنج یا سِکُنج
2- ترمبه یعنی جمع شده
اولین گوشه سازیها توسط چوب انجام شده و حتی خود گنبد هم با چوب اجرا گشته است . بهترین موارد مثال را در ابیانه می توان دید .
دراراک هم در کاروانسرای حاج علیقلی نمونه دیگریست . کاروانسرای کاشانی هم ( در اراک ) به هـمین طـریقه سـاخته شده است . طـرز اجـرا چنین بوده که چـوبها را در گوشـه های بـشن سوار می کردند و هـمین طور روی هم می چیدند تا مثل سبد جمع می شد و به صورت گنبد چوبی در می آمد .
در معماری ارمنی از این نوع گنبد زیاد به چشم می خورد . فضای زیر این گنبدها را معمولاً بزرگترین اطاق تشکیل می دهد . در خانه های روستائی نیز پوشش بزرگترین اطاق که معمولاً تنور هم در آن قرار دارد به صورت گنبد چوبی است .

بهبود مدیریت و سازمان

هدف  این مقاله بررسی روابط و وابستگیهای موجود بین بهبود مدیریت و سازمان است به نحوی که این امر بتواند مدیران و متخصصان را در بهبود سازمان نسبت به تهیه طرح و برنامه با حداکثر سودبخشی رهنمون باشد .

طی بیست سال گذشته، مفهوم بهبود مدیریت انتظار مختلف را به خود جلب کرده است بهبود مدیریت شامل یک سلسله فعالیتهای گوناگون مانند کارآموزی ، مشاوران ، آموزش ، مرخصی از کار برای مدت معین و برنامه ریزی شغلی می باشد .در این مقاله بهبود مدیریت اساسا ازنقطه نظر تعلیم و تربیت مورد بحث قرارمی گیرد .

هر چند بهبود سازمان مفهوم جدیدی است معذالک تاکنون توجه و علاقه بسیاری را به خود معطوف کرده است .

اساس و ماخذ هر دو روش  بهبود مدیریت و بهبود سازمان ، بر این فرضیه بنا شده است که موثرترین فرد در سازمان کسی است که بطور دائم به آموزش ادامه می دهد و نظرات ، دانش و مهارتهای خود را توسعه و بهبود می بخشد. اولین سوالی که پیش خواهد آمداین است که : تحت چه شرایطی می توان به بهترین وجه اطلاعات لازم ، مفاهیم و مهارتهای گوناگون را برای رسیدن به بالاترین درجه اثر بخشی آموخت ؟

تربیت مدیران اصولا بر مبنای فرد استوار است ، بدین ترتیب که مدیران به منظور شرکت در سمینارهای مدیریت و یا کارآموزیهای آزمایشگاهی برای مدتی محل کار خود را ترک می کنند و هر فرد بر اساس تخصصهای خود در دوره ای شرکت می جوید ودر نتیجه تغییراتی در آنها پدیدار می شود که اثرات مفیدی مانند بهبود روابط مدیران با یکدیگر و کارمندان آنها و اصلاح روشهای تصمیمگیری خواهد داشت . از جمله اثرات دیگری که پدیدار می شود، عکس العمل کارمندانی است که در سمینارهای مذکور شرکت نکرده اند ، برای این کارمندان قبول و درک روانی تغییرات مدیران مربوط بسی دشوار می نماید . بسیاری از مواقع کارمندان به علت عدم سازش با موقعیت جدید در صددبر می آیند که بنحوی از کارها و تصمیمات جدید مدیر جلوگیری به عمل آورند . مدیران پس از آموختن و به دست آوردن اطلاعات جدید ، احتمالا متوجه می شوند که استفاده از منابع تازه بسیار دشوار خواهد بود و چون امکان دارد به علت عدم درک روشهای جدید اعضای سازمان و همکاران آنها را نپذیرند ، برای مدیران ساده تر است که برای تطبیق با انتظارات کارمندان به ادامه روشهای قدیم و استفاده از اطلاعات قبلی بپردازند.

در صورتی که همکاران و اعضای سازمان درک کنند که مدیران به چه نحو تصمیم دارند محیط کار و روابط افراد را بهبود بخشند ، از آنها حمایت و پشتیبانی کرده و کارآموزی در محیط بهتری انجام می گیرد ودر نتیجه اثرات مفیدتری برای سازمان خواهد داشت . برای تغییر و بهبود وضع یک سازمان ، پشتیبانی کارمندان یکی از شرایط لازم به شمار می رود ، در غیر ایصورت ، کارآموزی شخص مدیر به تنهائی بی تاثیر بوده و یا اثر بخشی اندکی در توسعه یک سازمان خواهد داشت .بنابراین برای توسعه سازمان به وجود آوردن نظامی که از احتیاجات آن سازمان حمایت کند ، از ضروریات به شمار می رود.

این نظام بر اثرات کارآموزی برروی افراد سازمان ، شامل بوجود آوردن محیط بهتری برای روابط بین افراد هم می باشد . برای مثال در نتیجه کارآموزی و بهبود روابط انسانی ، گروهها احتمالا کارمفید تری انجام خواهند داد، به مسائل مختلف با دید بازتری خواهند نگریست و قوه خلاقه ای را بوجود خواهند آورد .همینطور تشکیل گروه در کارآیی سازمان اثر بسیاری دارد ، ولی باید در نظر داشت که موثر بودن سازمان احتیاج به شرایط و ضوابطی بشتر از موثربودن گروه دارد . بنابراین لازم است که به تعریف معنی کلیتری از بهبود سازمان بپردازیم . بهبود سازمان چیست ؟ بهبود سازمان فرآیندی است که افزایش اثر بخشی سازمان را از طریق توام کردن هدفهای فرد و سازمان عملی می سازد .

 

تاریخ زبان فارسی از آغاز تا اسلام

فارسی زبانی است که امروز بیش تر مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان و بخشی از هند، ترکستان، قفقاز و بین النهرین بدان زبان سخن می گویند، نامه می نویسند و شعر می‌سرایند. تاریخ زبان ایران تا هفتصد سال پیش از مسیح روشن و در دست است و از آن پیش نیز از روی آگاهی های علمی دیگر می دانیم که در سرزمین پهناور ایران - سرزمینی که از سوی خراسان (مشرق) به مرز تبت و ریگزار ترکستان چین و از جنوب شرقی به کشور پنجاب و از نیمروز (جنوب) به سند و خلیج پارس و بحر عمان و از شمال به کشور سکاها و سارمات ها (جنوب روسیه امروز) تا دانوب و یونان و از مغرب به کشور سوریه و دشت حجاز و یمن می پیوست مردم به زبانی که ریشه و اصل زبان امروز ماست سخن می‌گفته‌اند.

زرتشت پیامبر ایرانی می گوید که ایرانیان از سرزمینی که «اَیْرانَ وَیجَ» نام داشت و ویژه ی ایرانیان بود، به سبب سرمای سخت و پیدا آمدن ارواح اهریمنی کوچ کردند و به سرزمین ایران درآمدند. دانشمندان دیگر نیز دریافته اند که طایفه ی «اَیْریا» از سرزمینی که زادگاه اصلی آنان بود، برخاسته گروهی به ایران، گروهی به پنجاب و برخی به اروپا شتافته اند و در این کشورها به کار کشاورزی و چوپانی پرداخته اند و زبان مردم ایران، هند و اروپا همه شاخه هایی هستند که از آن بیخ رسته و باز هر شاخ شاخه ی دیگر زده و هر شاخه  برگ و باری دیگرگون برآورده است. ما را این جا به سایر زبان ها کاری نیست، چه آن علم خود به دانستنی های دیگر که آن را زبان ‌شناسی و فقه اللغه گویند باز بسته است. ما باید بدانیم که تاریخ زبان مادری ما از روزی که نیاگان ما بدین سرزمین درآمده اند تا به امروز چه بوده است و چه شده است و چه تطورها و گردش هایی در آن راه یافته است، از این رو به قدیم ترین زبان های ایران باز می گردیم.

زبان مادی

قدیم ترین یادگاری که از زندگی نیاگان باستانی ما باقی است «نُسک های اَوسْتا» است که شامل سروده های دینی، احکام مذهبی و محتوای تاریخ هایی است که شاهنامه ی فردوسی نمودار آن است و مطالب تاریخی آن کتاب از «کیومرث» تا زمان «گشتاسب شاه» می پیوندد، و پادشاهی اَپَرداتَه (پیشدادیان)،کَویان (کیان) و زمانه ی هفت خدایی را با هجوم بیگانگان، مانند: اژیدهاک (ضحاک) و فراسیاک تور (افراسیاب) ترک تا پیدا آمدن زردتشت سپیتمان شرح می دهد. این روایت ها همه جا می رساند که رشته ی ارتباط سیاسی، اجتماعی و ادبی ایران هیچ وقت نگسسته و زبان این کشور نیز به قدیم ترین زبان های تاریخی یا پیش از تاریخ می پیوندد و «گاثه ی زردشت» نمونه ی کهن ترین آن زبان هاست.

اما آن چه از تاریخ های ایران، روم، نوشته های سمگ و تاریخ های دیگر مردم همسایه بر می آید، دوران تاریخی ایران از مردم «ماد» که یونانیان آن را مدی و به زبان دری «مای» و «ماه» گویند برنمی‌گذرد، و پیداست که زبان مردم ماد یا ماه زبانی بوده است که با زبان دوره ی  پس از خود که زبان پادشاهان هخامنشی باشد، تفاوتی نداشته، زیرا هرگاه زبان مردم ماد که بخش بزرگ ایرانیان و مهم ترین شهرنشینان آریایی آن زمان بوده اند با زبان فارسی هخامنشی تفاوتی می‌داشت. آن گاه «کورش»، «داریوش» و غیره در کتیبه های خود که به سه زبان فارسی، آشوری و عیلامی است، زبان مادی را هم می افزودند تا بخشی بزرگ از مردم کشور خود را از فهم آن نبشته ها ناکام نگذارند، از این رو مسلم است که زبان مادی، خود، زبان فارسی باستانی یا نزدیک بدان و لهجه ای از آن زبان بوده است و از نام پادشاهان ماد مانند «فراَ اوَرْت»،  «خشِثَرْیت»، «فْروَرَتْیش»، «هُووَخشَثْرَهْ»، «آستیاک اژی دهاک»، «اَرتی سس- اَرته یس- اَرته کاس آ» به لفظ «اَرْتَ» آغاز می شود و «اِسْپادا» که سپاد و سپاه باشد نیز یکی از این دو زبان معلوم می گردد.

«هرودوت» در جایی که از دایه ی کورش اول یاد می کند می گوید، نام وی «سْپاکُو» بوده، سپس آورده است که «سپاکو» به زبان مادی، سگ ماده را گویند و معلوم است که نام سگ «سپاک» بوده است و (واو) آخر این کلمه حرف تأنیث است که هنوز هم این حرف در واژه ی بانو و در پسرو، دادو، دخترو و کاکو به عنوان تصغیر یا از روی عطوفت و رأفت باقی است، یکی از رجال آن زمان نیز (سپاکا) نام داشته است که واژه ی نرینه ی سپاکو باشد.

برخی از دانشمندان را عقیده چنان است که گاثه ی زردشت به زبان مادی است و نیز برخی برآنند که زبان کردی که یکی از شاخه های زبان ایرانی است از باقی مانده های زبان ماد است به طوزر کلی چون تا امروز هنوز کتیبه ی سنگی یا سفالی از مردم ماد به دست نیامده است نمی توان زیاده بر این درباره ی آن زبان چیزی گفت مگر از این پس چیزی کشف گردد و آگاهی بیش تری از این زبان بر آگاهی های بشر چهره گشاید.

اوستا و زند

زبان دیگر زبان «اَوِسْتا» است. اوستا در اصل «اَوْپِسْتاکْ» است به معنی بنیان جا افتاده و محکم، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پابرجای و به صیغه ی صفت مشبهه است، در «تاریخ طبری» و دیگر متقدمان از مورخان عرب «ابستاق» و «افستاق» ضبط شده است و در زبان دری «اُوسْتا - اُسْتا - وُسْت - اُسْت» به اختلاف دیده می شود و همه جا با لفظ «زند» ردیف آمده است - کاف آخر «اوپستاک» که از قبیل کاف «داناک» و «تواناک» است در زبان دری حذف می شود و تلفظ صحیح این کلمه بایستی «اوْپِستا» باشد ولی به تقلید شعرایی که به ضرورت این کلمه را مخفف ساخته اند ما آن لفظ را «اوْسِتْا» خوانیم. ولی لفظ زند از آزنتی «Azanti » و به معنی گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتاب های پهلوی است که نخستین بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف «پات زند» است که با پیشاوند «پات» ترکیب یافته و به معنی گزارش دوباره یا ترجمه و برگردانیدن زند است به زبان خالص دری. پازند عبارت است از نُسک هایی که زند را به خط اوستایی و به زبان فارسی دری ترجمه کرده باشند و از این رو متأخران خط اوستایی را خط پازند نامند و ما باز از آن گفت و گو خواهیم کرد.

بخشی از اوستا عبارت بوده است از قصیده هایی (سرودهایی) به شعر هجایی در ستایش اورمزد و سایر خدایان اَرْیایی (امشاسپنتان) که سمت زیردستی یا مظهریت نسبت به اورمزد و خدای بزرگ یگانه داشته اند و اشاره هایی داشته در بیان بنیان آفرینش و وجود کیومرث و گاو نخستین «ایوداذ» و کشته شدن گاو و کیومرث به دست اهرمن و پیدا شدن نطفه ی کیومرث در زیر خاک به شکل دو گیاه که نام آن دو (مهری و مهریانی - مردی و مردانه - ملهی و ملهیانه - میشی و میشانه - به اختلاف روایات) بوده است و تاریخ دانان آن را از جنس «ریواس» دانند و ظاهرن مرادشان همان «مهر گیاه» معروف باشد. و نیز مطالبی داشته در پادشاهی هوشنگ (هوشهنگ)، طهمورث، جمشید، ضحاک (اژدهاک)، فریدون، سلم، تور، ایرج، منوچهر، کیقباد، کاوس، سیاوخش، کیخسرو، افراسیاب، لهراسب، گشتاسب، زرتشت، خانواده ی زرتشت، گروهی دیگر از وزیران و خاندان های تورانی و ایرانی و نیز اوراد، دعاها، نمازها، احکام دینی، دستورالعمل های پراکنده در آداب و اصطلاحات مذهبی و مانند این ها و پیداست که این کتاب از اثر فکر یک نفر نیست و یا بخش هایی از اوستا بعدها نوشته شده است و چنین گویند که «گاثه» قدیم ترین بخش اوستا است و دیگر بخش ها به آن کهنگی نیست. اینک شرحی که درباره ی گرد آوری اوستا از روایت های گوناگون و از اسناد پهلوی در دست است یادآوری می نماییم :

گویند اوستای قدیم دارای 815 فصل بوده است بخش شده به 21 نسک یا کتاب و در عهد ساسانیان پس از گردآوری اوستا از آن جمله 348 فصل به دست آمد که آن جمله را نیز به 21 نسک بخش کردند و دانشمندان محقق 21 نسک ساسانی را به 345٧00 کلمه برآورد کرده اند و از این جمله امروز83000  کلمه در اوستای فعلی موجود و باقی به تاراج رویدادها رفته است. در کتب سنت از جمله در «دینکرت» روایتی آورده اند و در نامه ی «تنسر» به شاه مازنداران نیز بدان اشاره شده و مسعودی مورخ عرب و گروهی دیگر از تاریخ دانان اسلامی هم نقل کرده اند که «اسکندر» پس از فتح «اصطخر» اوستا را که بر دوازده هزار پوست گاو نوشته بودند برداشت و مطالب علمی آن را از پزشکی، نجوم و فلسفه به یونانی ترجمه کرد و به یونان فرستاد و خود آن کتاب را بسوزانید. گویند نخستین کسی که پس از اسکندر ملعون از نو «اوستا» را گرد آورد و آیین دیرین مزدیسنا را نو کرد «وُلَخْش» اشکانی بود (51-٧8 م) ولخش همان است که ما او را «بلاش» خوانیم. در میان اشکانیان پنج شهنشاه به این نام شناخته اند، دار مستتر گوید، کسی که اوستا را گرد کرده است باید ولخش نخستین باشد، زیرا او مردی دین دار بوده است. و برخی گمان کرده اند که این شهنشاه ولخش سوم است که از (148تا 191م) پادشاهی کرده است. پس از ولخش اشکانی اردشیر پاپکان بنبادگذار دولت ساسانیان بنای سیاست و پادشاهی ایران را بر مذهب نهاد و دین و دولت را به یکدیگر ترکیب داد و آیین زرتشت را که غالبن ظن قوی بر آن است که اشکانیان هم دارای همان آیین بوده اند - آیین رسمی کشور ایران قرارداد، و این کار او بسیار عاقلانه بود، زیرا آن دوره به سبب نیرو گرفتن دین مسیحی در انحاء کشور ایران و روم، دوره ی نیروی دین و آغاز نفوذ دین داری به شمار می آمد، چنان که بعد هم دیده شده که از سویی مانی پدید آمد و سپس مزدک ظهور کرد و چندی نگذشت که محمد بیرون آمد.

یک علت دیگر تعصب دینی اردشیر آن بود که پدران و نیاگان او به گفته ای امیران و رییسان دین زرتشتی بوده اند، «پاپک» که به قولی پدر و به قولی پدر ِمادر اردشیر بوده است، از امیران محلی پارس و از آن بزرگانی بود که بازمانده ی امیران و شاهان «پَرَتَه دار» فارس بودند. پادشاهان پرته دار فارس که نخستین آنان «بَغَ کْرِتَ» و سپس (بَغَ دَاتَ) و آخر آنان «پاپک» است همه در فارس و بخشی از هندوستان ریاست و بزرگی داشته اند، و سکه زده اند و روی سکه ی آن ها نقش آستانه ی آتشکده و درفش (چهارگوشه) که شاید همان درفش کاویان باشد دیده شده است و پادشاه با «پنام» که سرپوش ویژه ی عبادت است در پیشگاه آتشکده به حال خشوع ایستاده است. این پادشاهان دست نشانده ی اشکانیان بوده اند و از عهد اسکندر و خلیفه های اسکندر به ریاست مذهبی و کم‌کم به پادشاهی گماشته می شدند و اردشیر چنان که گذشت یا پسر پاپک آخرین شاهان مذکور و یا پسر ِدختر او بوده است و چون پدران و نیاگان اردشیر جنبه ی مذهبی داشته اند، از سکه های آن ها این جنبه به خوبی دیده می شود. خود او هم در استواری بنیاد دین کوشید و دین و دولت را با هم کرد و به وزیر خود (تنسر) هیرپدان هیرپد امر کرد که اوستای پراکنده را گرد آورد و خود را در سکه ها خداپرست و خدایی نژاد خواند.

در عهد «شاهپور» پسر اردشیر و جانشینان وی نیز در گردآوری اوستا و تهیه ی فقه و دیگر احکام و عبادت های زرتشتی توجه و اعتنای کامل به عمل آمد و در پشتیبانی از این آیین کار به تعصب کشید از آن جمله مانی پیر فدیک سخن گوی و مصلح بزرگ ایرانی به اعتماد آزادی مذهبی که پیش از ساسانیان در ایران موجود و برقرار بوده است، در عصر شاپور اول پیدا شد و شاهپور را دعوت کرد. شاپور با او به عادت قدیم رفتار نمود و مانی کتابی از کتاب های خود را به نام شاپور نوشت و نام آن را «شاهپو هرگان» نهاد، لیکن در زمان بهرام پسر هرمز، وی را برخلاف وصیت زرتشت و برخلاف اصول دینی که در ایران مرسوم بود، کشتند.

خلاصه، بخشی از اوستا در زمان شاپور اول به دست آمد و در عصر شاپور دوم «آذر پاذمار سپندان» - که موبدی بزرگ و سخن گویی گران مایه بود و برخی تاریخ دانان عرب او را زرتشت ثانی نامیده اند و واقعه ی ریختن مس گداخته بر سینه ی زردشت منسوب به اوست، خرده اوستا را آورد و چنان به نظر می رسد که همه ی اوستا را به دست آوردند و یا مدعی شدند که اوستا جملگی به چنگ آمده است و دانشمندی دیگر موسوم به «ارتای ویراف» نیز در عالم خواب، سیری در بهشت و دوزخ کرد و احکامی دیگر پیدا آورد که در کتاب «ارتای ویراف نامک» نوشته است، و نیز تفسیرهای اوستا از این پس به زبان پهلوی رایج گشت. در سده ی نهم میلادی و دوم هجری مؤلف دینکرت - که تفسیری از اوستا و مهم ترین کتاب های فقه، عبادت و احکام مزدیسنی است - گوید اوستا دارای 21 نسک است، و نام های آن ها را می آورد و مجموع 21 نسک را به اصطلاح زبان پهلوی به سه قسمت بخش می نماید به قرار ذیل :

الف- گاسانیک، ب- هاتَکْ مانْسَریک، ج- داتیک

گاسانیک یعنی بخش «گاثه» که سرودهای دینی و منسوب است به خود زرتشت و محتویات آن ستایش اهورامزده و مراتب دعاها و مناجات ها است. هاتک مانسریک، مخلوطی از مطالب اخلاقی و قوانین و احکام دینی است. داتیک، فقه و احکام و آداب و معاملات است.

ولی پس از این تاریخ (یعنی پس از سده ی سوم هجری) معلوم نیست چه وقت بار دیگر اوستا دست خورده و بخشی از آن از میان رفته است. باری آن چه امروز از این کتاب در دست ما باقی است پنچ جزو یا پنج بخش است و به این نام معروف :

1- یَسْنا - که گاثه جزو آن است، و معنی آن ستایش است.

2- ویسپَرَذ ْ- که آن هم از پیوست های یسنا و در عبادات است و معنی آن  «همه ی ردان و پیشوایان» است.

3- وَنْدایداذ - که در اصل وندیودات بوده است، یعنی دعاها و وردها بر ضد دیوان و اهریمنان.

4- یَشْت - که بخش تاریخی اوستا از آن دریافت می شود، آن هم از ماده ی یسنا و به معنی عبادت و ستایش است.

5- خرده اَوِستا - یعنی اوستای مختصر یا مسایل مختصر و خرد اوستا، و آن عبارت است از عبادت های روزانه، ماهیانه، سالیانه، عیدها، جشن ها، طریقه ی زردشتی گری، کُشتی بستن، آداب زناشویی، عروسی، سوگواری و غیره.

زبان اوستایی هم یکی از اصول و پایه های زبان ایران است. این زبان به ویژه بخش های قدیم آن «گاثه»، بسیار کهنه به نظر می رسد و مانند زبان سنسکریت و عربی دارای اعراب است، یعنی پایان کلمه ها از روی تغییر عوامل تغییر می کرده است و حرکت های گوناگون به خود می گرفته است، همچنین دارای نشانه های جنسی و تثنیه بوده است.

زمان زرتشت

اگر گاثه را از زرتشت معاصر «ویشتاسپ شاه» بدانیم زمان نزول آن سخنان را باید بین سال (630قبل از میلاد) - یعنی سی سال بعد از زمان تولد زردشت و چند سال پیش از سال 583  قبل از میلاد که زمان شهادت زردشت باشد - دانست، چه برحسب روایات پهلوی زردشت در سی سالگی برگزیده شده است.

فارسی باستان

دیگر زبان فارسی باستان است که آن را «فرس قدیم» نامیده اند.  این همان زبانی است که بر سنگ های «بیستون»، «اَلَوَنْد»، صد ستون «تخت جمشید»، دخمه های هخامنشی، لوح های زرین و سیمین بُنلاد تخت جمشید و جاهای دیگر کنده شده است و مهم تر از همه نبشته ی بیستون است که داریوش شاهنشاه هخامنشی تاریخ بیرون آمدن و به شهنشاهی رسیدن و کارنامه های خود را در آن جا گزارش داده است و خطی که آثار نام برده بدان نوشته شده است، خط میخی است.
این زبان نیز یکی دیگر از زبان های قدیم ایران است و با اوستایی فرق اندک دارد و آن نیز چون اوستایی دارای اعراب و تذکیر و تأنیث است؛ خط میخی برخلاف اوستایی و پهلوی از چپ به راست نوشته می‌شده است.

پهلوی

دیگر زبان پهلوی است، این زبان را "فارسی میانه" نام نهاده اند و منسوب است به «پرثوه» نام قبیله ی بزرگی یا سرزمین پهناور که مسکن قبیله ی پرثوه بوده و آن سرزمین خراسان امروزی است که از مشرق به صحرای اتابک (دشت خاوران قدیم) و از شمال به خوارزم و گرگان و از مغرب به قومس (دامغان کنونی) و از نیمروز (جنوب) به سند و زابل می پیوسته است. مردم آن سرزمین از ایرانیان (سَکَه) بوده اند که پس از مرگ اسکندر یونانیان را از ایران رانده دولتی بزرگ و پهناور تشکیل کردند و ما آنان را اشکانیان گوییم و کلمه ی پهلوی و پهلوان که به معنی شجاع است، از این قوم دلیر که غالب داستان های افسانه ی قدیم شاهنامه ظاهرن از کارنامه های ایشان باشد، بر جای مانده است. زبان آنان را زبان «پرثوی» گفتند و کلمه ی پرثوی به قاعده ی تبدیل و تقلیب حروف، «پهلوی» گردید و در زمان شهنشاهی آنان خط و زبان پهلوی در ایران رواج یافت و نوشته هایی از آنان به دست آمده است که قدیم ترین همه دو قباله ی ملک و باغ است که به خط پهلوی اشکانی بر روی ورق پوست آهو نوشته شده و از «اورامان کردستان» به دست آمده است و تاریخ آن به 120پیش از میلاد مسیح می کشد.

زبان پهلوی زبانی است که دوره ای از تطور را پیموده و با زبان فارسی دیرین و اوستایی تفاوت هایی دارد، به ویژه آثاری که از زمان ساسانیان و اوایل اسلام در دست است به زبان دری و فارسی پس از اسلام نزدیک تر است تا به فارسی قدیم و اوستایی، چنان که پس از این در جای خود بدان اشاره خواهد شد.

زبان پهلوی از عهد اشکانیان زبان علمی و ادبی ایران بود و یونان مآبی اشکانیان به گفته ی پژوهشگران، صوری و بسیار سطحی بوده است و از این رو دیده می شود که از اوایل سده ی نخست میلادی به بعد این رویه تغییر کرده سکه ها، کتیبه ها، کتاب های علمی و ادبی به این زبان نوشته شده و زبان یونانی متروک گردیده است و قدیم ترین نوشته ی سنگی به این خط کتیبه ی اردشیر اول در نقش رستم و شاپور اول است که در شهر شاپور اخیرا بر روی ستون سنگی به دو زبان پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی کشف گردیده است. زبان پهلوی و خط پهلوی به دو قسمت تقسیم شده است:

1- زبان و خط پهلوی شمالی و شرقی که خاص مردم آذربایجان و خراسان کنونی (نیشابور- مشهد - سرخس - گرگان - دهستان - استوا - هرات - مرو) بوده و آن را پهلوی اشکانی یا پارتی و برخی پهلوی کلدانی می گویند.

2- پهلوی جنوب و جنوب غربی است که هم از نظر لهجه و هم از نظر خط با پهلوی شمالی تفاوت داشته و کتیبه های ساسانی وکتاب های پهلوی که بر جای مانده به این لهجه است و به جز کتاب «درخت اسوریک» که واژه هایی از پهلوی شمالی در آن موجود است، دیگر سندی از پهلوی شمالی در دست نیست، مگر کتیبه ها و اوراقی مختصر که گذشت؛ با این حال لهجه ی شمالی از میان نرفت و در لهجه ی جنوب لغت ها و فعل ها زیادی از آن موجود ماند که به جای خود خواهیم گفت.

در وجه تسمیه ی پهلوی اشاره کردیم که این کلمه همان کلمه ی «پرثوی» است که به قاعده و چم تبدیل حروف به یکدیگر حرف (ر) به (لام) و حرف (ث) به (ه) بدل گردیده و «پلهوی» شده است، پس به قاعده ی قلب لغت هایی که در همه ی زبان ها جاری است چنان که گویند قفل و قلف و نرخ و نخر و چشم و چمش، این کلمه هم مقلوب گردیده «پهلوی» شد. این لفظ در آغاز نام قومی بوده است دلیر که در (250 ق م) از خراسان بیرون تاخته یونانیان را از ایران راندند و در (226 م) از میان رفتند - و آنان را پهلوان به الف و نون جمع و پهلو و پهلوی خواندند، و مرکز حکومت آنان ری، اصفهان، همدان، ماه نهاوند، زنجان و به گفته ای آذربایجان بود که پس از اسلام مملکت پهلوی نامیدند - در دوره ی اسلامی زبان فصیح فارسی را پهلوانی زبان و پهلوی زبان خواندند و پهلوی را برابر تازی گرفتند نه برابر زبان دری و آهنگی را که در ترانه های «فهلویات» می خواندند نیز پهلوی و پهلوانی می گفتند؛ پهلوانی سماع و لحن پهلوی و گلبانگ پهلوی اشاره به فهلویات است.

مسعود سعد گوید : بشنو و نیکو شنو نغمه ی  خنیاگران  به پهلوانی سماع به خسروانی طریق

خواجه گوید : بلبل به شـاخ سرو به گلبانگ پهلوی  می خواند دوش درس مقامـات معنوی

شاعری گوید : لحــن او را مــن و بیـــت پــــهلـــوی  زخــمــه ی  رود و ســرود خســـروی

زبان سُغدی

دیگر زبان سُغدی است، سُغْد نام ناحیه ای است خرم، آباد و پر درخت که «سمرقند» مرکز آن است و در قدیم همه ی ناحیه ی میان «بخارا»، «سمرقند» و حوالی آن ایالت را سُغد می خوانده اند - این نواحی در اوایل اسلام به سبب خوبی آب و هوا و نعمت فراوان مشهور شده یکی از چهار بهشت دنیا به شمار می آمده است- . این نام در کتیبه ی بزرگ داریوش به نام (سوگدیانا) آمده است و از شهرستان های مهم ایران شمرده می شد و زبان مردم آن نیز لهجه یا شاخه ای از زبان ایرانی و به سغدی معروف بوده است، این زبان در طول خطی متداول بوده است که از دیوار چین تا سمرقند و آسیای مرکزی امتداد داشته و مدت چند سده در آسیای مرکزی زبان بین المللی به شمار می رفته است. هنوز یادگار این زبان در آن سوی جیحون و دره ی زرافشان و نواحی سمرقند، بخارا، بلخ و بدخشان باقی است و یادگار دیگری نیز از آن در ناحیه ی «پامیر» متداول است و قدیم ترین نمونه ایی که از این زبان به دست ما رسیده برگ هایی است که از کتاب های مذهبی مانی پسر فدیک، پیامبر مانویان به خط آرامی، و این برگ ها در سال های نزدیک، به دست کاوش کنندگان آثار قدیم که در ترکستان چین به کاوش و پژوهش پرداخته بودند از زیر خرابه های شهر ویران «تورفان» و سایر بخش های های ترکستان چین پیدا آمده است و چون آن را خواندند، دانستند که سرودهای دینی مانی و شعرهایی است که در کیش مانوی گفته شده و از آیه های کتاب های نام برده است و نیز برخی سندها از کیش بودایی و فصلی از عهد جدید ترسایان و مطالبی که هنوز حل نشده است، در میان آن ها است.

هرچند این آیه ها و شعرها پاره پاره، جدا جدا و شیرازه فرو گسسته است و گویا باز مانده و مره ریگی است از کتاب های پارسی مانی «شاپورگان» و کتابی دیگر که نام آن «مهرک نامه» بوده است. اما با وجود این به تاریخ تطور زبان پارسی یاری بزرگی کرده و بسیاری از لغت های فارسی را که با لغت های اوستا، فارسی باستانی و پهلوی از یک جنس ولی به دیگر لهجه است به ما وانمود می سازد و بنیاد قدیم زبان سغدی و بلکه ریشه و پایه ی زبان شیرین «دری» را که زبان فردوسی و سعدی است آشکار می کند؛ و نیز از کشفیات به زبان های آریایی دیگری که زبان «تخاری» و زبان «سکایی» باشد می توان پی برد و اکنون مشغول حل لغات و تدارک صرف و نحو آن زبان ها هستند.

ستاره پیامک ، راهی نو به آینده ای روشن

ستاره پیامک از کی شروع به کار کرده ؟
سامانه پیامکی ستاره ( ستاره اس ام اس خودمون ) از پنجشنبه 19 تیر سال 93 شروع به کار کرده و تنها هدف خودش هم اینه که در طول این مدت کوتاه افتتاح رضایت مشتریان رو به خوبی جلب کنه و اعتماد اونا رو بدست بیاره.
خب شاید بپرسین برای جلب اعتماد ما چی کار کرده ؟

خب ما هم جواب میدیم ! ما پنل های خودمون رو با کمترین قیمت که نظیر نداره ارائه میدیم، کمترین قیمت تعرفه ، کمترین قیمت ارسال ، کمترین قیمت خود پنل و بیشترین امکانات رو ستاره پیامک در اختیارتون می ذاره. خب اعتمادتون به ما کامل شد ؟

امکانات پنلهای ستاره پیامک چیه ؟

عرض به حضور که چون امکانات فراوان هست به نسخه پیشفرض برین و بیشتر در جریان امکانات پنلها قرار بگیرین.ورود به سامانه
ثبت نام در سامانه

User: demo , Password: demo

تعرفه هامون تو سایت موجوده می تونین تشریف بیارین از نزدیک ببینیند.
به زودی هم پنل پیامک رایگان و نمایندگی پیام کوتاه رایگان نیز داده میشه که یه فرصت استثنایی از دست ندینا، همین روزا استارت میخوره فروش پنل رایگان !
خب موقعشه تشریق بیارین سایتمون تا هم یه کپ و گفتی داشته باشیم هم پذیرایی کنیم با پنلامون !
ستاره پیامک

دانستنی هایی در مورد دگرگونی سنگ ها

بسیاری از سنگهایی که امروز ، در سطح زمین دیده می‌شوند، آثار و شواهدی بروزمی‌دهند که نشان می‌دهد پس از نهشته‌ شدن به صورت سنگ رسوبی ، یا تبلور به صورتسنگ آذرین ، دچار تغییرات دیگری نیزشده‌اند. در نگاه اول برخی از این سنگها شبیه به سنگهای آذرین بلور شده بنظرمی‌‌رسند، اما دقت بیشتر نشان می‌دهد که دانه‌هایکانیسازنده آنها بطرزخاصی به صورت صفحه‌ای قرار گرفته‌اند. برخی دیگر از این سنگها آثار خمیدگی شدید ازخود نشان می‌دهند. تعدادی دیگر ممکن است دارای ترکیب شیمیایی مشابهسنگ آهکباشند. اما بنظر می‌رسد که دانه‌های کانی تشکیل‌ دهنده آنها بسیار بیشتر ازدانه‌های سنگ آهک رشد کرده است. بالاخره در این میان سنگهایی هم یافت می‌شود که باسنگهای رسوبی و آذرین تفاوت دارند. تمام این سنگها را سنگهای دگرگونی می‌نامند .

دگرگونی در درونپوسته زمین ، در زیر ناحیههوازدگی ، سیمانی شدن و بالاتر از ناحیه ذوب مجدد به وقوع می‌پیوندد. در این محیط سنگهابرای تطبیق با شرایطی که شرایط تشکیل‌ آنها متفاوت است، دچار تغییرات شیمیایی وساختاری می‌شوند. از آنجایی که دگرگونی معمولا در درون پوسته زمین رخ می‌دهد،مطالعه مستقیم آن به آسانی مطالعه هوازدگی ،رسوبگذاریو فعالیت آذرین نبوده و با مشکلات بیشتری همراه است .

عوامل دگرگونی

دما

دما یکی از مهمترین عوامل دگرگونی است. دمای لازم جهت دگرگون شدنسنگ‌ها به یکی از روش‌های زیر تامین می‌شود .

ازدیاد دما در اثر شیب زمین گرمایی :

دمای زمیننسبت به عمق بر اساسشیب زمین گرماییافزایش می‌یابد. بطور متوسط در هر 30 متر عمق یک درجه به دمای زمیناضافه می‌شود. در این صورت در اعماق 10 تا 20 کیلومتری ، دما بین 35 تا 65 درجهسانتیگراد خواهد بود، که این دما برای دگرگون کردن سنگ‌ها در بعضی موارد کافیاست .

·  ازدیاد دما در اثر عوامل تکتونیکی

تغییر شکل پوسته جامد زمین بههنگام تشکیلچین‌‌هاوگسل‌هاباعث بالا رفتن دما درمحل می‌شود. در مواردی که حرکات تکتونیکی به کندی انجام می‌گیرد، گرمای حاصله فرصتتجمع ندارد و پراکنده می‌شود. ولی اگر حرکات شدید باشد، گرما و در نتیجه دمای حاصلهقابل توجه است .

حرارت ناشی از توده‌های ماگمایی :

 

هنگامی کهماگمابطرف بالاحرکت می‌کند، دمای ناشی از آن ، باعث دگرگون شدن سنگ‌های درونگیر می‌شود .

فشار

فشارهای موثر در دگرگونی را به انواع زیر تقسیم می‌کنند .

·  فشار ناشی از وزن طبقات

·  این فشار در اثر وزن طبقات رویی بوجودمی‌آید و میزان آن تقریبا 250 تا 300 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع به ازای هر کیلومترعمق است. فشار ناشی از وزن طبقات تقریبا خواص فشار هیدرواستاتیک را داراست و بهحالت ایزوتروپ بر سنگ‌ها وارد می‌شود. بنابراین ، در اثر این نوع فشار ، ساخت توجیهشده‌ای در سنگ‌ها بوجود نمی‌آید. بطور کلی نتیجه این فشار ، تشکیل کانی‌هایی است کهوزن مخصوص بیشتری دارند .

ویژگی های طراحی ساختمان مهد کودک

در طراحی ساختمان مهد کودک ،کودک محوری اولویت دارد. به این معنی که ساختمان باید برای نگهداری موقت کودکان طراحی شود

نادیده گرفتن عادتمان شده است. حتی اگر پای کودکانمان درمیان باشد. شاید در این هنگام بیشتر از مواقع دیگر. چه کودکان زبان اعتراض ندارند .
شهر باید انسان محور باشد. این را بیشتر کارشناسان شهری می گویند. شهر بزرگ شده ، رشد پیدا کرده اما توسعه هنوز غایب است . زنان، راهی محیط های کاری شده اند، اما از ملزومات حضور اجتماعی آنان در شهر خبری نیست .
کودک جزیی از جامعه انسانی شهرنشین است و توجه به او از اصول شهرنشینی. با این حال گویا این بخش از جامعه در شهرهای ما چندان جدی گرفته نمی شوند. مگر به مناسبت روز جهانی کودک آن هم با پخش چند کارتون. از آموزش اصول شهروندی گرفته تا رعایت ضوابط استاندارد محیط های ویژه آنها. چند مدرسه یا مهد کودکرا سراغ دارید که با شرایط جسمی کاربر آن یعنی کودک همخوانی داشته باشد؟

ضوابط مهد کودک سازی

شورای عالی معماری و شهرسازی سال قبل ضوابطی را برای طراحی مهد کودک به تصویب رساند .
شاید این تنها ضابطه موجود از سوی متولیان امر ساختمان برای ساخت مهد کودک به عنوان فضای مختص کودکان باشد. گو این که بر این ضابطه نیز نقدهای فراوانی وارد است، با این حال همین ضوابط ناقص نیز اغلب نادیده گرفته می شود. چه بیشتر مهدکودک ها، خانه های قدیمی هستند که تنها با رنگ کردن و چسباندن چند نقاشی به در و دیوار تغییر کابری داده اند .
در این ضابطه که با نام ضوابط طراحی معماری مهد کودک نامیده می شود، آمده است،« اجرای مصوبه حاضر و پیوست آن در تمام طرح های آتی و در دست تهیه انواع مهد کودک اعم از دولتی ، خصوصی و خود کفا از این تاریخ ( 14/2/1383) در سرار کشور الزامی بوده و تمام مراجع مسوول تهیه، بررسی و تصویب و اجرای طرح های مهد کودک موظفند در مراحل مختلف تصویب ، صدور پروانه ونظارت بر اجرا ضوابط مذکور را رعایت کنند
با این همه از تصویب ضوابط طراحی مهد کودک تاکنون اتفاق خاصی در زمینه ساخت مهد کودک نیافتاده است .
هر چند بندها ی این مصوبه چندان با شرایط کودکان انطباق ندارد .
علاوه بر ضوابط شورای عالی شهرسازی و معماری سازمان بهزیستی نیز ضوابطی را برای ساختمان مهد کودک لحاظ کرده که در اغلب بند های‌ آن با عنوان کلمه " حتی المقدور " بیشتر جنبه توصیه ای پیدا کرده تا مصوبه ای .
برای مثال در این ضوابط آمده است : ساختمان مهد کودک حتی المقدور یک طبقه باشد. در غیر این صورت طبقه دوم به نگهداری شیرخواران و اطفال نوپا اختصاص یابد .

هر آنچه در مورد نحوه قالب بندی فونداسیون باید بدانیم

قالب بندی برای ساختمان ها از نظر بزرگی و کوچکی ساختمان متفاوت است . در ساختمانهای کوچک معمولا برای قالب بندی فونداسیون از آجر استفاده میشود . بدین طریق که بعد از خاک برداری و تعیین محورها اندازه پی ها را با آجر چیده و بعد از آن شناژ ها را به آن متصل مینمایند . ضخامت این آجر چینی میتواند حتی تا 10 سانتیمتر نیز باشد . بهتر است برای این آجر چینی از ملات گل استفاده شود زیرا در این صورت بعد از سخت شدن بتن میتوان آجر ها را برداشته و مجددا استفاده کرد , ولی با تمام این وجود در این روش ممکن است در موقع بتن ریزی دیوار های قالب تحمل وزن بتن را ننموده و از همدیگر متلاشی شود که در این صورت میباید قبل از بتن ریزی پشت کلیه قالب ها با خاک و یا آجر و یا مصالح دیگر بسته شود به طوری که بدون هیچ مشکلی بتواند وزن بتن را تحمل نماید . اساسی ترین مشکل در این نوع قالب بندی این است که آجر آب بتن مجاور خود را مکیده و ان را خشک نموده و فعل و انفعالات شیمیایی را در ان متوقف مینماید و در نتیجه حدود 5 سانتیمتر بتن مجاور خود را فاسد میکند . برای جلوگیری از این کار بهتر است که رویه آجر با یک ورقه نایلونی پوشانده شود تا آجر و بتن مستقیما در تماس نباشند . مزیت دیگر این عمل آن است که بعد از سخت شدن بتن آجرها به راحتی از قالب جدا شده و میتواند در محل های دیگری مورد استفاده قرار گیرند . به تصور عوام میتوانیم قبل از بتن ریزی قالب های آجری را با پاشیدن آب کاملا سیراب نمود به گونه ای که آجرها آب بتن را جذب نکنند . این تصور کاملا بی اساس میباشد زیرا اولا با پاشیدن آب آجر کاملا سیراب نمیشود و حتی مقدار زیادی آب در قالب جمع شده که خارج کردن ان از قالب بسیار مشکل و گاهی غیر ممکن میباشد . و این آب موجود در داخل پی جای بتن را گرفته و موجب پوکی قطعه میشود . در ساختمانهای بزرگ قالب پی ها را با تخته های تهیه مینمایند ع بدین طریق که ارتفاع پی ها را که روی نقشه مشخص میباشد تعیین نموده و با کنار هم قرار دادن تخته ها به همان اندازه و اتصال آنها با یکدیگر به وسیله چوب های چهار تراش قالب پی و یا هر قسمت دیگر را میسازند . البته باید توجه داشت که تخته ها باید آنچنان به یکدیگر اتصال داشته باشند که بتوانند وزن بتن و ضربه ها و ارتعاشات بو جود آمده بوسیله ویبراتور را تحمل نمایند .

در مورد ضوابط قطع میلگرد و نحوه مهار آن بیشتر بدانیم

ضوابط قطع میلگرد و نحوه مهار آن

1- کلیات

هر نوع فولاد به صورت میلگرد یا سیم که به عنوان آرماتور در بتن مسلح به کار می‌رود باید مطابق استانداردهای معتبر تولید شده و دارای برگ شناسایی کارخانه سازنده باشد.

2- انواع فولاد

انواع فولاد مصرفی در بتن مسلح از نظر روش تولید، جوش‌پذیری، شکل‌پذیری، شکل رویه و قطر اسمی به شرح زیر می‌باشند.

... روش تولید

الف:  فولاد نورد شده در حالت گرم (گرم نورد شده).

ب:  فولاد اصلاح شده در حالت سرد به وسیله عملیات مکانیکی از قبیل پیچاندن، کشیدن، نورد کردن یا گذراندن از حدیده (سرد اصلاح شده).

پ:  فولاد ویژه که با گرمایش و آبدادگی سخت شده است (گرم عمل آمده).

... جوش‌پذیری

فولاد از نظر جوش‌پذیری به سه رده زیر طبقه‌بندی می‌شود.

الف:  فولاد جوش‌پذیر که با تجهیزات و روشهای متداول قابل جوشکاری است.

ب:  فولاد جوش‌پذیر مشروط که در شرایطی معین با تجهیزات و روشهای معین قابل جوشکاری است.

پ:  فولاد جوش‌پذیر که با وسایل متعارف قابل جوشکاری نیست.

... شکل‌پذیری

فولاد از نظر شکل‌پذیری به سه رده زیر طبقه‌بندی می‌شود.

الف:  فولاد نرم که منحنی تنش - تغییر شکل نسبی آن دارای پله تسلیم مشهود است.

ب:  فولاد نیم‌سخت که منحنی تنش - تغییر شکل نسبی آن دارای پله تسلیم بسیار محدود است.

پ:  فولاد سخت که منحنی تنش - تغییر شکل نسبی آن فاقد پله تسلیم است.

معنی عرفان در نزد شاعران چیست؟

از بین راههای خداشناسی، عارفان، راه انفسی را برتر از راه آفاقی می‌دانند خودشناسی امکان رسوخ بی واسطة بشر به تجلی الهی و درک آن را برای او میسر می‌سازد بعلاوه می‌توان با آینه قرار دادن صفات انسانی برای صفات الهی، شناختی نزدیکتر از اسماء الهی بدست آورد. عارفان مسلمان براساس الهامی که از آیات و احادیث بویژه حدیث« من عرف نفسه (فقد) عرف ربه» گرفته‌اند. به تبیین انواع راههای ارتباط بین خودشناسی و خداشناسی پرداخته‌اند. ابن عربی عارف برجسته قرن هفتم حدود ده تقریر را که از تقریر امتناع معرفتی آغاز و به تقریر عینیت معرفتی می‌انجامد برای این حدیث و ارتباط مزبور بیان نموده که مقالة حاضر عهده دار تبیین مبانی معرفتی بینش وی و نیز شرح و بررسی تقریرهای مزبور می‌باشد.

معرفت نفس همواره یکی از مهم‌ترین مباحث و مسائل هر نظام عرفانی تلقی می‌شده و در غالب مسالک عرفانی، معرفت حق و معرفت نفس‌قرین و همدوش دانسته شده تا آنجا که عارف را هم می‌توان خود آگاه و هم می‌توان خدا آگاه ترجمه نمود عارفان وصول به خداشناسی بدون گذر از خودشناسی را ناممکن تلقی کرده‌اند.

  توکه در کار خود زبون باشی  عارف کردگار چون باشی؟

در متون مقدس نیز همواره «معرفت انفسی» در کنار «معرف آفاقی» راهی مطمئن و ثمر بخش بلکه نزدیکتر و دقیق‌تر برای خداشناسی دانسته شده است.

در قرآن کریم که الهام بخش عارفان مسلمان است آیاتی همچون سنریهم آیاتنا فی الآ فاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق (فصلت/53) نیز یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم... (مائده/ 105) همچنین وفی الارض آیات للموقنین و فی انفسکم افلاتبصرون (ذاریات/ 20) به آنچه گفته شد دلالت دارد همچنانکه در سنت نبوی که دیگر منبع معرفتی نقلی برای عارفان مسلمان بوده است حدیث مشهور «من عرف نفسه (فقد) عرف ربه» و «و اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه» به چشم می‌خورد که همواره مطمح نظر عارفان، حکیمان، مفسّران متکلمان و دیگر دانشمندان بوده است و بر آن شرح‌های فراوان نگاشته‌اند.

ابن عربی (م638 هـ) از مشهورترین عارفان مسلمان که مؤسس مکتب غالب و مقبول درعرفان نظری در بین عارفان پس از خود بوده نیز به ارتباط دو معرفت، و نحوة دلالت حدیث و استفاده از آن در مباحث معرفتی اهتمامی ویژه داشته تا بدانجا که بیشترین رقم استفاده و استشهاد در فتوحات .

مکیة وی مربوط به همین حدیث شریف است ابن عربی بر خلاف مشی محدثان و علمای رجال به وجه سندی حدیث نپرداخته و صدور آن را از منبع معصوم مسلم می‌داند. او اساساً چندان نگران وجهة سندی احادیث مورد استفاده خود نیست، گاه به احادیث معتبر موجود در صحاح و دیگر مدارک روایی استناد می‌کند و گاه به احادیثی که بحسب ظاهر سند قابل اعتمادی ندارد. او مدرک خویش را الهام و فهم مستند به ذوق و کشف می‌داند  از دیدگاه او کشف و شهود برای صرف (گرداندن معنای) حدیث از مدلول ظاهری آن، قرینه می‌باشد تا بدانجا که شهود عینی را بمانند حکم عقلی قطعی به منزلة علامتی محکم می‌داند که توانایی تاویل به مجاز یا خلاف ظاهر بردن احادیث صحیح (به لحاظ سند) یا حکم به صحت احادیث مشکوک و ضعیف (به لحاظ سند) را دارد

بهر حال وجهة همت اصلی او درایه (درک) حدیث و وجه دلالتی آن بوده که مباحثی گسترده و عمیق را در مورد آن پیش کشیده که در ضمن مبیّن نظرگاه مکتب وی در باب نحوة ارتباط معرفت نفس با معرف ربّ نیز می‌باشد برای پرداختن به نحوة رویکرد او بخش مقدماتی را به مبادی معرفت شناختی او اختصاص داده‌ایم و در بخش دوم به تجزیه و تحلیل ابن عربی از ربط خود آگاهی و خدا آگاهی در پرتو تفسیر و شرح حدیث مزبور اختصاص یافته که خود دو فصل عمده دارد:

تجزیه و تحلیل معنایی و عرفانی حدیث که خود مشتمل بر دو مبحث است:

الف- توضیح قواعد عرفانی مرتبط با بحث.

ب- تقریرهای گوناگون ابن عربی ازحدیث که مهمترین بحث این مقال و شامل 10 تقریر مختلف برگرفته از آثار گوناگون ابن عربی است.

1-  تشریح نکات لفظی و دلالی حدیث

2-  در بخش سوم نیز جنبة عملی این ارتباط (حیطة عرفان عملی) از دیدگاه ابن عربی مطرح شده است.

بخش یکم: مباحث مقدماتی معرفت شناختی:

1-  امتناع معرفت ذات: ابن عربی سنگ بنای هر گونه بحث در باب حق متعال را امتناع و ناممکن بودن فهم عقلی و شهود قلبی ذات حق می‌داند و می‌گوید این نکته هم در قالب نهی شرعی از نقل به ما رسیده است که: لا تفکروا فی ذات الله و هم از طریق عقل زیرا عقلاً فهم و شناخت، مبتنی بر وجود ارتباط و مناسبتی بین مدرِک و مدرَک است حال آنکه غنی محض یعنی ذات هیچ ربط و مناسبتی با ماسوی ندارد. آنچه با ما سوی مربوط است ذات از حیث اتصاف به اسما و صفات است (نه ذات بما هی ذات) و در واقع جهان بازتاب اسما و صفات اوست نه ذات او. بعلاوه در مقام ذات تعینی نیست حال آنکه اولاً عارف، خود یک تعین است و ثانیاً معلوم بودن نیز تعینی دیگر است. خواهیم دید این ویژگی از جمله مشترکات بحث معرفت نفس و خداشناسی است.

درد و اندرزهای سیاسی در حدیقه و دیوان سنایی

عنوان این مقاله، درد و اندرزهای سیاسی در دیوان و حدیقه­ی سنایی است. دردهای سیاسی، از بی­عدالتی­ها، ناامنی­ها و ظلم و جور حاکمان روزگار، ناشی می­شود و باعث درد و رنج اقشار مختلف جامعه می­شود. عارفان بزرگ، همه­ی انسان­ها را مخلوق خدا دانسته و حاکمان و قدرتمندانی را که در راه کسب منافع خویش بودند، مورد انتقاد قرار داده و از حقوق ضعفا، دفاع می­کردند و این امر را جزء رسالت­های اجتماعی خویش می­دانستند. حکیم سنایی، شاعر و عارفی است نگران پیرامون خویش، او از نزدیک، ناهنجاری­ها را لمس کرده و با تازیانه­ی  سلوک، برگرده­ی حاکمان عصر، کوبیده است. او گاهی مستقیماً رویاروی مظالم  کلام عصر ایستادگی می­کند و زمانی، با پند و اندرزهای سیاسی،  به تشویق حکّام، برای عدالت ورزی و رعیت پس روزی می­پردازد. او منتقدی است سیاسی، با دیدگاههای آرمان گرایانه،  که هدفش شورش مردم علیه حکومت نیست بلکه اصلاح اوضاع سیاسی و اصلاح فرد و جامعه است.

کلمات کلیدی: دردهای سیاسی، اندرزهای سیاسی، ظلم، عدالت، دیوان و حدیقه­ ی سنایی

 مقدمه

نیمه­ی دوم قرن پنجم و تمام قرن ششم و آغاز قرن هفتم، دوران تاخت و تاز غلامان زردپوست ( ترک) است که باعث نابسامانی اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران می­شود، از میان همین غلامان معمولاً دسته­یی بر دیگران، به رتبه و درجه، تفوّق می­یافتند و کم کم به امارت می­رسیدند، آنان، در دوره­های مملوکی، با سختی روزگار سپری کرده و بعد از به قدرت رسیدن، از سر کینه توزی، به فساد و تباهی در جامعه می­پرداختند، اینان با همه­ی تظاهر به دینداری، مردمی فاسد، شرابخواره و قتال بودند و ظلم و ستمگری پیشه­ی ایشان بود. شاعران، به دلیل داشتن روح حساس و طبع لطیف، بهتر از همه می­توانند زبان حال عموم گردند و درد و رنج­های مردم را بیان کنند. حکیم سنایی که معاصر سلطان مسعودبن ابراهیم، بهرامشاه بن مسعود و سلطان سنجربن ملکشاه بود، از نزدیک، ناهنجاریها را لمس کرده و با تازیانه سلوک، برگرده­ی حاکمان عصر، کوبیده است و در آثارش، هر جا که فرصت یافته، به اعتراض پرداخته و زشتیها را افشاء کرده است. فریاد اعتراض او انعکاس احوال بد زمانه و نمایانگر تاریکی نظام طبقاتی است. از دیدگاه حکیم سنایی، بدترین موجودات روی زمین آنهایی هستند که در آزار بی­گناهان می­کوشند و حقوق دیگران را زیر پا می­گذاردند.

من ندانم ز جمله­ی اشرار
هر که اندر جهان ستم جویند

 

پر گناهی چوبی گناه آزار
درد دیوان آدمی رویند
  ( سنایی، 1377: 397)

دردهای سیاسی در دیوان و حدیقه­ی سنایی

شیوه­های مبارزاتی حکیم سنایی متفاوت است:

مبارزه مستقیم:

حکیم سنایی، در ظلم ستیزانه ترین قصیده­اش که در تاریخ شعر فارسی، کم نظیر است، مستقیماً رویاروی مظالم حکّام عصر ایستادگی کرده و می­گوید:

ای خداوندان مال! الاعتبار الاعتبار
سر به خاک آورد امروز آنکه افسر داشت دی
گر مخالف خواهی ای مهدی بیا درآر از آسمان!
یک طپانچه­ی مرگ وزین مردار خواران، یک جهان

 

ای خدا خوانان قال! الاعتذار الاعتذار!
تن به دوزخ برد امسال، آنکه گردن بود پار
ور موافق خواهی ای دّجال یک ره سر برآر
یک صدای صور وزین فرعون طبعان، صدهزار
   (سنایی، 1380: 184- 182)

 

متن کامل این مقاله که در شانزده صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!

 

مطالعه و بررسی تطبیقی دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی و کلبرگ

این مقاله با روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی تربیت اخلاقی از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و کلبرگ در سه بخشِ مبانی، هدف و روش‌های تربیت اخلاقی می‌پردازد. مبنای تربیت اخلاقی از دیدگاه کلبرگ، درک و استدلال مخاطبان بوده که شش مرحله را در رشد اخلاقی معرفی کرده، ولی از دیدگاه خواجه نصیر، نفس انسانی مبنای تربیت اخلاقی است. هدف تربیت اخلاقی از دیدگاه خواجه نصیر، رسیدن به قرب الاهی ولی از دیدگاه کلبرگ، دست یافتن به عدالت برای همه مردم و تحقق ارزش‏های عالی انسانی در زندگی آنهاست. روش تربیت اخلاقی از نظر کلبرگ، تربیت اخلاقی نه به وسیله آموزش، بلکه انتقال دانش‏آموز از مرحله‏های پایین رشد اخلاقی به مرحله بالاتر از طریق وادار کردن آنها به بحث درباره مشکلات اخلاقی است. ولی خواجه نصیر تأدیب، عادت دادن و بهره بردن از تشویق و تنبیه را اساسی‏ترین روش‏های تربیت، و روش‏های عام شامل، پرهیز از گوش دادن به حرف‏های ناشایست، برقررای اعتدال در دو قوه شهویه، غضبیه و روش‏های خاص شامل معالجه برخی رذایل می‌داند.

مقدمه

یکی از مسائل مهم، که تعلیم و تربیت معاصر با آن رو به‏روست، مسئله تربیت اخلاقی است. اهمیت تربیت اخلاقی در نظام‌های آموزشی و پرورشی، امری بدیهی و غیر قابل انکار است. اصولاً اخلاق و تربیت اخلاقی، یکی از ارکان اساسی فرهنگ بشری را تشکیل می‏دهد. به همین دلیل، این موضوع از دیرباز در فرهنگ اسلامی مورد توجه بوده و امروزه نیز در بسیاری از کشورها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.1

به نظر می‌رسد، در حوزة تعلیم و تربیت یکی از مهم‌ترین، تأثیرگذارترین و در عین حال، دشوارترین مباحث، تربیت اخلاقی و اخلاقی بارآوردن کودکان است. از این‌رو، پرداختن به مباحث مربوط به اخلاق و به تبع آن تربیت اخلاقی از جایگاه رفیعی برخوردار است. به عبارت دیگر، سازندگی درونی انسان و اصلاح و تهذیب نفس او در سعادت فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی او نقش بسزایی دارد، به طوری که اگر انسان تمامی علوم را تحصیل کند و کلیة نیروهای طبیعت را به تسخیر خویش در آورد، اما از تسخیر درون و تسلط بر نفس خود ناتوان باشد، از رسیدن به سعادت و نیل به کمال باز می‌ماند. تمامی پیشرفت‌های علمی و صنعتی در صورتی که با اصلاح درون انسان همراه نباشد، کاخ‌های سر به فلک کشیده‏ای را می‌مانند که بر فراز قله آتشفشان بنا شده باشد. از این‌رو، تربیت روحی و اخلاقی انسان و «برنامه انسان‌سازی» برای هر جامعه‌ای امری حیاتی است. با وجود این، نگاهی به اوضاع جوامع بشری نشان می‌دهد آنچه قبل از همه به دست فراموشی سپرده شده، تربیت اخلاقی و معنوی انسان است.2

انسان شدن آدمی، در گروه رسیدن به قلمرو اخلاق و بازشناسی نیک از بد است. به همین دلیل، در قلمرو اخلاق و تربیت اخلاقی، دیدگاه‌های متفاوتی به وجود آمده است. با این همه، با اینکه بشر امروزی در عرصه‌های گوناگون، به ویژه در قلمرو علم و فن‌آوری به موفقیت‌های چشم‌گیر دست‏ یافته است، اما در مقولة «اخلاق» و «تربیت اخلاقی» با چالش‌ها و مشکلات زیادی دست به گریبان است. وجود مسایل و چالش‌های گوناگون غیر اخلاقی در جوامع بشری، پرداختن به دیدگاه‌ها و اندیشه‌های جدید و تلاش برای حلّ کردن این مسایل را ضروری می‌نماید.

با توجه به اهمیت تربیت اخلاقی، همچنین از آنجا که این موضوع هم از سوی دانشمندان مسلمان و هم اخیراً از سوی دانشمندان غربی مورد توجه قرار گرفته است، این مقاله به مقایسه تطبیقی تربیت اخلاقی از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و کلبرگ اختصاص یافته است. پیداست از آنجایی که طرح و بررسی همه دیدگاه‌های این دو اندیشمند در زمینه تربیت اخلاقی ممکن نیست، در این مقال به بررسی آرای این دو اندیشمند در سه بخش مبانی، هدف و روش‏های تربیت اخلاقی می‌پردازد.

اهمیت حفظ و گسترش زبان شیرین فارسی

میدان عمل زبان را نه تنها در ایجاد ارتباط مابین انسانها که همچنین در قابلیت ایجاد امکان برای اندیشیدن، شکل گیری شخصیت، ساخت هویت فردی و اجتماعی، ایجاد فرهنگ و در نهایت شکل دهی به مفهوم اجتماع انسانی ِ متحول شده به یک جامعهء مشخص باید در نظر گرفت .
زبان پدیده‌ای متحول و زنده است که دائمأ در حال بازسازی خویش می‌باشد. دلیل آن نیز روشن است؛ این پدیده بر بستر وجود زندهء انسانی و ارتباطات و گسترهء عمل اجتماعی حرکت می‌کند، در نتیجه در یک رابطهء دائمی با بستر خویش متأثر از دیالکتیک تکامل و قوانین حاکم بر حرکت جامعه است .
بر اساس آنچه آمد، اکنون باید دید چه عواملی در تکامل زبان و ظرفیتهای بیانی آن و همچنین شکل ادای آن موثرند؟ همچنین چه عواملی ضامن بقای یک زبان و یا فنای تدریجی آن هستند؟

ابتدا به پرسش اول می پردازیم :
بر ‍پایهء رابطهء نسبتأ مستقیمی که بین سطح تکامل اجتماعی انسان و تکامل زبان وجود دارد، اولین عامل مرکب رشد زبان میزان رشد مدنیت و طبیعتأ قدمت آن است. گسترش و سطح پیچیدگی رابطهء اقتصادی، علمی، فرهنگی و... مستقیمأ زبان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنرا پیچیده و کامل می‌کند. این سطح پیشرفت سطح اندیشه ورزی را نیز بدنبال خود ارتقاء می‌دهد و متقابلأ ارتقاء سطح اندیشه ورزی منجر به تکامل روابط انسانی و ارتقاء سطح دانش اجتماعی و علوم در عرصه‌های مختلف می‌شود. البته این روند یک روند ثابت در یک سطح و در همهء عرصه‌ها به یک میزان نیست، بلکه می‌تواند تحت تأثیر عوامل بسیاری همچون تحولات سیاسی، وقایع طبیعی، وقوع جنگها و نابودی تمدنها و از همه مهمتر هدایت آگاهانهء زبان توسط انسان قرار گیرد و در امر پیشرفت خلل وارد کرده یا آنرا منحرف سازد و مسیری منحنی را به آن تحمیل کند و یا حتی آنرا متوقف سازد !

انواع درد در دیوان سنایی

عنوان این مقاله  انواع درد در دیوان سنایی» است.بخش گسترده ای از شعر و ادب ما بیان دردها و رنج هاست و درد و اندوه مردم را شاعران و ادیبان، به دلیل روح حساس و طبع و ذوق لطیف، بهتر از دیگران می­توانند بیان کنند و زبان حال عموم گردند. درد و رنج هایی که در اشعار شاعران دیده می­شود، متفاوت است و هر یک، زبان و بیانی خاص می­طلبد. «درد»، در معنی الم روحی که در ادبیّات، اصالتی بی­چون و چرا دارد؛ نزد نویسندگان و شعرای متمایل به صوفیّه، خصوصاً حکیم سنایی، آمادگی روحی برای پذیرش امور ذوقی و حقایق روحانی و هر آن چیزی است که می­تواند انگیزه­ی حرکت سالک، به سوی مقصود گردد. گاهی نیز در دیوان حکیم سنایی، در معنای عشق به کار رفته است. درد در دیوان وی انواع مختلف دارد: دردهای شخصی، اجتماعی، سیاسی، دینی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و عاشقانه، که حکیم سنایی، با بیانی زیبا و دلنشین به آنها پرداخته و هر یک جلوه­ای خاصی، به سروده­­های وی بخشیده است. سنایی مبتکر شعر سیاسی و اجتماعی،  در قالب زهد و عرفان و اخلاق است. وی چون روشنفکری دردمند، نگران انحرافات فردی، اجتماعی، سیاسی جامعه­ی خویش بوده، به همین دلیل، او را بزرگترین سراینده­ی «شعر اجتماعی»  دانسته­اند، که چون منتقدی اجتماعی و سیاسی از دردهای جامعه­ی خویش می­نالد و با شجاعت، با بیداد زمانه می­ستیزد. تصوّف سنایی، رنگ دین به خود می­گیرد و حماسه­ی صوفیانه، از سنایی آغاز می­گردد که می­توان او را قافله سالار شعر صوفیانه دانست. شعری که بیان دردهای مردم، با آمیزه­ای از همه­ی سایه های روحی و فرهنگی آنهاست.

آیین ها و آداب دیرینه و کهن در داستان سیاوش

کتاب ارزشمند و کم نظیر شاهنامه اثر جاودانه حکیم و فرزانه توس سرشار از آداب و آئین های کهن ایرانیان در قرون و اعصار گذشته بوده است. فردوسی در این اثر حماسی و سترگ این رسوم دیرین را در میان داستانهای شور انگیز شاهنامه احیا نموده وآن را به انسانهای بعد از خود و نسل های آینده تقدیم کرده است. در این اثر بی نظیر به آداب و سنن زیادی اشاره گشته است که هر کدام از این آیین ها در خور تأمل و تدبّر می باشد. ما دراین مجال بر آنیم آیین ها و آداب ورسومی را که در داستان سیاوش از آن سخن به میان آمده ، مورد بازبینی و بررسی قرار دهیم و برای برخی از این آداب از سایر داستانهای شاهنامه نیز شواهدی ذکر گردیده است . در این مقاله به بحث در پیرامون پنج آیین مهم که نیاکان دیرین ما بدان پای بند بوده اند ، می پردازیم واین آیین ها عبارتند از : 1- آیین تشخیص گنهکاران و خطا کاران . 2- آیین باده نوشی 3- آیین سـوگــواری 4- آیین شکار کردن 5- آیین نامه نگاری 1- آیین تشخیص گنهکاران و خطا کاران:
در روزگاران کهن و باستان ،برای تشخیص عاصیان و مجرمان و برای شناختن نیکان وپاکان از گنهکاران وآلوده دامنان از شیوه ها ی متعدد و مختلفی بهره می برده اند و مشهورترین رسم و آیینی را که کاوس پادشاه بلند آوازه ایران ، به دنبال نواخته شدن طبل رسوایی سیاوش آن شاهزاده نگون بخت از جانب سودابه ی فسونگر ،به کار می بندد گذر از آتش تند و تیزی است که فرد خطاکار فقط می تواند در صورت بی گناهی و پاک بودن از حرارت سوزنده وشعله های کشنده و مهیب آن رهایی یابد. گذشتگان بر این باورندکه :« بر بی گناهان نیارد گزند ». اینک پادشاه بزرگ و بلند آوازه ی ایران ، در مقابل ماجرای نفرت انگیز و چنـدش آوری قرار گرفته است که در صورت عـدم شناسایی مجـرم و مجازات آن لکه ی ننگی بر پیشانی عظمت خاندان و شکوه سلطنت وی خواهد نشست که تا ابد دربرابر چشمان تیز بین مردمان جاودانه خواهد ماند. کاوس در اندیشه و نگران آن است که اگر از یک سو سودابه نیک نژاد ، دختر شاه هاماوران که همسر و ندیم او گشته و از سوی دگر سیاوش آن جگر بند و شاهزاده نجیب ، عاصی وخطا کار باشند ،زدودن این لکه ی ننگین از دامان سلطنت و حکومتش بسیار دشوار خواهد بود. برای این که کاوس از این تشویش و دلهره عظیم آسوده شود با موبدان به رأی زنی و مشاوره پرداخته و چاره ی این کار پیش آمده را از ایشان جویا می گردد.

بررسی نگهداری و تعمیرات در صنعت برق از دیدگاه علمی تخصصی

تعمیرات اساسی در صنعت برق کشور به ویژه در نیروگاهها از اهمیت خاصی برخوردار است. از سوی دیگر در صنعت برق بحث چگونگی از بین بردن ضایعات در تولید و یا بهره گیری مجدد از آنها نیز مطرح است. 

تعمیرات اساسی در صنعت برق کشور به ویژه در نیروگاهها از اهمیت خاصی برخوردار است. از سوی دیگر در صنعت برق بحث چگونگی از بین بردن ضایعات در تولید و یا بهره گیری مجدد از آنها نیز مطرح است. در مقاله زیر که به وسیله مهندس معصومه لاجوردی کارشناس شرکت مهندسین دانشمند اصفهان به رشته تحریر درآمده است راهکارهای حذف ضایعات در تولید، موضوع نگهداری و تعمیرات و ... مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

در چند دههٔ گذشته، فلسفهٔ نگهداری و تعمیرات بتدریج تغییر کرد و روشهای تعمیراتی دارای تغییر و تحولات زیادی شده است، به طوری که در صنعت برق و به ویژه در نیروگاهها، دارا بودن یک سیستم مناسب نگهداری و تعمیرات همگام با توسعه و افزایش حجم واحدها در حال فزونی است.

وجود یک سیستم نگهداری و تعمیرات از آن جهت الزامی است که کنترل مستمر و اطلاع کامل از اوضاع و نحوهٔ عملکرد واحدهای عملیاتی و تأسیساتی وابسته و سرویسهای لازم را امکان پذیر می سازد.

در حال حاضر شرکتها و نیز واحدهای تعمیراتی در نیروگاهها، امر نگهداری و تعمیرات را بر عهده داشته و نوعی تفکیک نیروی کار در صنعت برق مشاهده می شود.

● تعریف نگهداری و تعمیرات

براساس تعریف استاندارد DIN ،نگهداری وتعمیرات عبارت است از: تمامی فعالیتهای انجام شده در جهت حفاظت یا اعادهٔ وضع یک جزء و یا کل سیستم موجود، به طوری که نگهداری و تعمیرات صحیح ، افزایش ارزشها ی زیر را در برداشته باشد:

1) افزایش کارآیی و بهره وری

2) افزایش ایمنی کار و محصول

3) افزایش طول عمر دستگاهها و تجهیزات و جلوگیری از فرسودگی آنها

4) کاهش ساعات توقف کار

5) کاهش هزینه های بهره برداری

6) کاهش مصرف قطعات یدکی

7) پیش بینی میزان و زمان مصرف قطعات

8) بازسازی مصرف مجدد قطعات

9) تأمین کیفیت مناسب کار یا محصول تولیدی

● هدف تعمیرات (Maintenance Target )

هدف تعمیرات عبارت است از : طولانی کردن عمر کارخانه با حداقل هزینه و بیشترین بهره وری (طول عمر از زمان نصب ماشین آلات در طول زمان تولید تعریف می شود.)

● وظایف تعمیرات (Maintenance Responsibility )

جهت دستیابی به هدف ذکر شده سه وظیفهٔ عمده به شرح زیر بر عهدهٔ تعمیرات قرار می گیرد:

1) تنظیم و بهینه سازی

2) جلوگیری از استهلاک

3) موقع بازسازی و جایگزینی

● انواع تعمیرات

انواع تعمیرات مطابق دیاگرام نشان داده می شود که شامل موارد زیر است:

1) تعمیرات اصلاحی (روتین):

این تعمیرات شامل نقایص جزئی و غیرقابل پیش بینی بوده که در زمان بهره برداری عادی قابل رفع است و در صورت نیاز به توقف اجرای کار در ردیف تعمیرات دوره ای قرار می گیرد و توسط پیمانکار انجام می شود. کارکنان مورد نیاز در این بخش با توجه به آمار درخواستهای تعمیرات نیروگاهها بیش از 10 نفر در دوره های کارشناسی و تکنسینی نیستند.

2) تعمیرات ادواری:

از این تعمیرات می توان تا برقراری کامل سیستم به صورت هوشمند استفاده کرد. این تعمیرات براساس دستورالعملهای سازنده و تجربیات نیروگاه به صورت دوره ای در زمان بهره برداری عادی و یا توقف واحد انجام می شود. این سیستم برای سهولت برنامه ریزی و کنترل ، قابل مکانیزه شدن است. کارکنان مورد نیاز در این بخش براساس ماهیت کار تعیین می شود.

 

 

متن کامل این مقاله که در یازده صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!