loading...

امروز بوک | مرجع دانستنی ها

ـ اما این همه قدرت او موجب خودکامگى و هوس بازى و انحراف از حق نیست و به کسى ستم نمى کند: ان ربى على صراط مستقیم (هود:56 ); ان الله لا یظلم مثقال ذره ( نساء:40 );و لا یظلم ربک احدا (کهف:49) ـ در حقیقت

تبلیغات

برترین محصولات فروشگاه

بهداشت روانی از نظر قرآن

ادمین بازدید : 719 چهارشنبه 22 مرداد 1393 نظرات (0)

ـ اما این همه قدرت او موجب خودکامگى و هوس بازى و انحراف از حق نیست و به کسى ستم نمى کند: ان ربى على صراط مستقیم (هود:56 ); ان الله لا یظلم مثقال ذره ( نساء:40 );و لا یظلم ربک احدا (کهف:49)

ـ در حقیقت او مهربانى را بر خود واجب کرده است: کتب على نفسه الرحمه (انعام:12)

ـ درخواست بندگانش را مى پذیرد و به آنها نزدیک است: و اذا سئلک عبادى عنى فانّى قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان (بقره:186)

ـ از بسیارى از جرائم بندگان مى گذرد: او یوبقهن بما کسبوا و یعف عن کثیر (شورى:34)

ـ او توبه پذیر و مهربان است و کسانى که در صدد جبران بدى هاى خود برآیند مشمول گذشت و پذیرش او مى شوند: الا الذین تابوا واصلحوا و بیّنوا فاولئک اتوب علیهم و انا التواب الرحیم ( بقره:160)

ـ با این حال او در کمین ستم کاران است: انّ ربک لبالمرصاد (فجر:14)

ـ و خیانت کاران را موفق نمى کند: و ان الله لا یهدى کید الخائنین (یوسف:52)

ـ در او غفلت, خواب, فراموشى, اشتباه, زوال, و هر آن چه بوى عدم دهد, راه ندارد: فاعبده و توکل علیه و ما ربک بغافل عما تعملون ( هود:123); الله لا اله الا هو الحى القیوم لا تأخذه سنه و لا نوم (بقره:255 ); و ما کان ربک نسیّا (مریم:64 ); لا یضل ربى و لا ینسى ( طه:52 ); و توکل على الحى الذى لا یموت (فرقان:58)

ـ و بالاخره او برى از هر زشتى: سبحن الله عما یصفون (صافات:159); و منشاء هر زیبایى است: الحمدلله رب العالمین (حمد:2)

ج. نوع شناخت نسبت به محیط

ـ شخصیت سالم مجموعه جهان و وقایع آن را پوچ و باطل و بى هدف نمى داند: الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم و یتفکرون فى خلق السموت والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار (آل عمران:191)

ـ دنیا را محل تلاش و کار و بهره بردارى صحیح مى داند: ومن رحمته جعل لکم اللیل والنهار لتسکنوا فیه ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون (قصص:73 ); واخرون یضربون فى الارض یبتغون من فضل الله (مزمل:20 ); وابتغ فیما اتیک الله الدار الاخره ولا تنس نصیبک من الدنیا ( قصص77)

ـ اما دنیا را شایسته دلبستگى نمى داند, زیرا مرحله اى موقتى بوده و در مقایسه با آخرت ناچیز است :ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما متاع الحیوه الدنیا فى الاخره الا قلیل (توبه:38 ); ان الذین لایرجون لقاءنا ورضوا بالحیوه الدنیا واطمأنوا بها والذین هم عن ایتنا غافلون ( یونس:7 ); المال والبنون زینه الحیوه الدنیا والبقیت الصلحت خیر عند ربک ثوابا و خیر املا ( کهف:46)

ـ او بلایا را عامل امتحان و تکامل مى داند: واذ ابتلى ابراهیم ربه بکلمت فاتمهن قال انى جاعلک للناس اماما ( بقره:124 ); ولنبلونکم بشىء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین ( بقره:155)

ـ ارزیابى او از رویدادها به آرامش روانى وى آسیب نمى زند, زیرا مى داند که چه بسا وقایع ناخوشایند که خیر هستند و چه بسا امور دوست داشتنى که شرّند. به علاوه هیچ مصیبتى رخ نمى دهد مگر آن که قضاى الهى آن را از پیش مقدر کرده باشد: وعسى ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسى ان تحبوا شیئا و هو شر لکم ( بقره:216 ); ما اصاب من مصیبه فى الارض و لا فى انفسکم الا فى کتاب من قبل ان نبرأها ان ذلک على الله یسیر ( حدید:22)

ـ مشکلات و سختى ها را قرین و مقدمه آسایش و گشایش مى داند و همواره امیدوار است: ان مع العسر یسرا ( شرح:6 ); سیجعل الله بعد عسر یسرا ( طلاق:7 ); و لا تیأسوا من روح الله انه لا ییأس من روح الله الا القوم الکفرون ( یوسف:87)

ـ نیایش و دعا را در رویدادهاى جهان مؤثر مى داند: وقال ربکم ادعونى استجب لکم ( غافر:60 ); امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء ( نمل:62)

ـ ثروت و امکانات مادى را به خودى خود عامل خوش بختى نمى داند: فلا تعجبک امولهم ولا اولدهم انما یرید الله لیعذبهم بها فى الحیوه الدنیا و تزهق انفسهم وهم کفرون ( توبه:55)

ـ نژاد و قومیت را عامل برترى نمى داند: یا ایها الناس انّا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ان الله علیم خبیر ( حجرات:13)

 د. نوع شناخت نسبت به خود

ـ محدودیت هاى خود را مى پذیرد و از خود به اندازه توانش انتظار دارد و همین دیدگاه را نیز نسبت به دیگران دارد: لاتکلف نفس الا وسعها (بقره:233)

ـ در عین حال خود و هر انسان دیگر را مسئول اعمال خویش مى داند: الا تزر وازره وزر اخرى وان لیس للانسان الا ما سعى ( نجم:38 و39)

ـ خود را مبرى از عیوب نمى داند و نقاط ضعف خود را مى پذیرد: وما ابرىء نفسى ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربى ان ربى غفور رحیم ( یوسف:53)

ـ در عین حال به ارزش وجودى خود احترام مى گذارد و خود را جانشین خداوند در زمین مى داند. خود و سایر هم نوعان خود را موجودات تصادفى ندانسته, بلکه موجوداتى ارزش مند, انتخاب شده, برگزیده, و داراى رسالت مى داند: انى جاعل فى الارض خلیفه (بقره:30)

ـ خودشناسى داشته و ویژگى هاى خود را شناسایى مى کند و دچار خود فراموشى و از خود بیگانگى نمى شود: و فى الارض ایات للموقنین و فى انفسکم افلا تبصرون ( ذاریات:20 و21 ); ولا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفسقون ( حشر:19 ); یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم ( مائده:105) .

ـ حیات خود را هدف مند مى داند و نه پوچ و بى هدف و رنج و تعب را به عنوان امور اجتناب ناپذیر زندگى مى پذیرد: یا ایها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه ( انشقاق:6)

ـ او مرگ را پایان زندگى نمى داند, بلکه آن را یک مرحله طبیعى و اجتناب ناپذیر از زندگى محسوب مى کند و معتقد است که مرگ به دنبال یک زندگى سالم چیز ترسناکى نیست: کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون ( عنکبوت:57 ); اینما تکونوا یدرککم الموت ولو کنتم فى بروج مشیّده ( نساء:78 ); ولئن قتلتم فى سبیل الله او متّم لمغفره من الله و رحمته خیر مما یجمعون. ولئن متّم او قتلتم لالى الله تحشرون ( آل عمران: 157 و158 ); ایجب الانسان الّن نجمع عظامه بلى قادرین على ان نسوى بنانه ( قیامه:3و4 ); کیف تکفرون بالله وکنتم امواتا فأحیکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون ( بقره:28)  

2. ویژگى هاى عاطفى

ـ شخصیت سالمى که مورد نظر قرآن کریم است شرط شاد بودن را نداشتن مشکل نمى داند, اما در عین حال چیزى او را ذوق زده و مغرور نمى کند به عبارت دیگر از دست دادن و به دست آوردن او را چندان دچار استرس نمى کند: لکیلا تأسوا على ما فاتکم ولا تفرحوا بما اتیکم والله لا یحب کل مختال فخور ( حدید:23 ); فلمّا جائهم رسلهم بالبینات فرحوا بما عندهم من العلم وحاق بهم ما کانوا به یستهزئون ( غافر:83)

ـ سرخوش و ذوق زده و مانیاک (manic) نیست لذا تفکر بزرگ منشى و فخرفروشى ندارد: اذ قال له قومه لا تفرح ان الله لا یحب الفرحین ( قصص:76 ); انه لفرح فخور ( هود:10 ); لاتحسبن الذین یفرحون بما أتوا و یحبون ان یحمدوا بما لهم یفعلوا فلا تحسبنهم بمفازة من العذاب و لهم عذاب الیم ( آل عمران:188 ); والله لا یحب کل مختال فخور (حدید:23)

ـ افسردگى و اضطراب ندارد: فإما یأتینکم منى هدیً فمن تبع هداى فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ( بقره:38 ); بلى من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون ( بقره:112 ); و ما نرسل المرسلین الا مبشرین و منذرین فمن أمن و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ( انعام:48 ); الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون ( یونس:62)

ـ در مجموع از احساس امنیت و آرامش برخوردار است: الذین امنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون ( انعام:82)

ـ مهار تمایلاتش را در دست دارد: و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى ( نازعات:40)

ـ لذا مى تواند خشم خود را خاموش کند, از خشونت بپرهیزد, از بدى هاى دیگران بگذرد و حتى در مقابل, به آنها نیکى کند و کینه در دل نگیرد: و الکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین ( آل عمران:134)

ـ حسادت نمى کند و کمال گرا و برترى طلب نیست: ام یحسدون الناس على ما اتیهم من فضله ( نساء:54 ); ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم على بعض ( نساء:32 ); و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفین ( یونس:83)

ـ تملق پذیر نیست: یریدون ان یحمدوا بما لم یفعلوا ( آل عمران:188)

ـ احساس گناه (guilt feeling) از نوع تخریبى ندارد, زیرا راه جبران اشتباهات را مسدود نمى داند, لذا احساس گناه او از نوع سازنده و در جهت جبران خطاها است: و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله و لم یصرّوا على ما فعلوا و هم یعلمون ( آل عمران:135 ); ان الحسنات یذهبن السیئات ( هود:114 ); قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم ( زمر:53)

ـ به توانایى ها و امکانات خود مغرور نیست و احتمال عدم موفقیت را در نظر مى گیرد: ولا تقولن لشىء انى فاعل ذلک غدا الا ان یشاء الله ( کهف: 23 و24)

ـ اگر چیزى را فراموش کرد مضطرب یا اندوهناک نمى شود: لایکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت ربنا لاتؤاخذنا ان نسینا او اخطأنا ( بقره:286 ); واذکر ربک اذا نسیت و قل عسى ان یهدین ربى لاقرب من هذا رشدا ( کهف:24 ) که بر طبق برخى از تفاسیر این آیه نیز به همین معنا است .

ـ احساس حقارت ندارد, بلکه احساس ارزش مند بودن دارد, ارزیابى وى از خود (self steam) مثبت است و در نتیجه به خود و دیگران احترام مى گذارد: لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم ( تین:4 ); ثم انشأناه خلقا اخر فتبارک الله احسن الخالقین ( مؤمنون:14 ); انى جاعل فى الارض خلیفه ( بقره30)

ـ اما این احساس ارزش مند بودن منجر به خود بزرگ بینى نمى شود: انه لا یحب المستکبرین ( نحل:23 ); ساصرف عن ایاتى الذین یتکبرون فى الارض بغیر الحق ( اعراف:146 ); کذلک یطبع الله على کل قلب متکبر جبار ( غافر:35 ); ان الذین یجادلون فى ایات الله بغیر سلطان اتیهم ان فى صدورهم الا کبر ما هم ببلغیه فاستعذ بالله انه هو السمیع البصیر ( غافر:56)

ـ به طور کلى دیگران را دوست دارد و مهربان, خیرخواه و خوش نیت است: وتواصوا بالمرحمه (بلد:17 ); رحماء بینهم ( فتح:29 ); ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفظوا من حولک ( آل عمران:159)

ـ به خدا اعتماد و توکل دارد: و ما عندالله خیر وابقى للذین امنوا وعلى ربهم یتوکلون ( شورى:36)

ـ خداوند را به شدت دوست دارد: والذین امنوا اشد حبا لله ( بقره:165)

ـ با پدیده سوگ (grief reaction) کنار مى آید: الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون ( بقره:156)

ـ مسئله مرگ براى او حل شده و در او اضطراب ایجاد نمى کند :ولئن متم او قتلتم لالى الله تحشرون ( آل عمران:1589)  

3.ویژگى‌هاى رفتارى

ـ از اظهارنظر درباره چیزى که نمى داند پرهیز مى کند: اذ تلقونه بالسنتکم و تقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هیناً و هو عندالله عظیم ( نور:15 ); فلم تحاجّون فیما لیس لکم به علم ( آل عمران:166 ); و ما لهم به من علم ان یتبعون الاّ الظن و ان الظن لا یغنى من الحق شیئاً ( نجم:28 ); و قالوا ما هى الاّ حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلکنا الاّ الدهر و ما لهم بذلک من علم ان هم الاّ یظنون ( جاثیه:24)

ـ تشنه آموختن به منظور رشد (self actualization) است: قال له موسى هل اتبعک على ان تعلمن مما علّمت رشدا ( کهف:66)

ـ پیش داورى نمى کند و اهل تحقیق است: الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ( زمر:18)

ـ حق را مخفى نمى کند و مى گوید حتى اگر بر علیه خود یا نزدیکانش باشد: ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق وانتم تعلمون ( بقره:42 ); یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو على انفسکم او الوالدین والاقربین ( نساء:135); و اذا قلتم فاعدلوا ولو کان ذا قربى ( انعام:152)

ـ رفتار وى با شناخت و عواطف او هماهنگى و سازگارى دارد لذا دو رنگى, ریا و نفاق ندارد. رو راست و راست گو است: لیجزى الله الصادقین بصدقهم ( احزاب:24 ); یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون کَبُر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون ( صف:2و3 ); یقولون بافواههم ما لیس فى قلوبهم والله اعلم بما یکتمون ( آل عمران:167)

ـ اهل رعایت حد و مرزها و قوانین است: ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون ( نحل:128 ); و لو اَنّ اهل القرى امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض ( اعراف:96)

ـ حتى اگر در تنگنا بیفتد دست به ستم یا قانون شکنى نمى زند: ومن یتق الله یجعل له مخرجا ( طلاق:2)

ـ در مشکلات وقار و صبر خود را از دست نمى دهد: والصابرین فى البأساء والضراء و حین البأس ( بقره:177 ); فصبر جمیل ( یوسف:18 ); فاصبر صبرا جمیلا ( معارج:5 ).

ـ ضمن سازگارى با محیط در حد توان به رفع اشکالات محیط مى پردازد: ان ارید الا الاصلاح ما استطعت ( هود: 88)

ـ براى جبران اشتباهاتش تلاش مى کند: انما التوبه على الله للذین یعملون السوء بجهاله ثم یتوبون من قریب ( نساء:17)

ـ رفتار متکبرانه ندارد: ولا تصعّر خدّک للناس ولا تمش فى الارض مرحا ان الله لایحب کل مختال فخور ( لقمان:18)

ـ در حفظ حریم و احترام دیگران کوشا است, لذا غیبت, تمسخر, عیب جویى, و هرزه زبانى نمى کند حتى به بهانه شوخى: ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا ( حجرات:12 ); یا ایها الذین امنوا لایسخر قوم من قوم عسى ان یکونوا خیرا منهم ( حجرات:11 ); ولا تلمزوا انفسکم و لا تنابزوا بالالقاب ( حجرات:11)

ـ آن چه از دیگران انتظار دارد خودش عمل مى کند: اتأمرون الناس بالبر وتنسون انفسکم ( بقره:44)

ـ در تعامل با دیگران منصف است: و یا قوم اوفوا المکیال والمیزان بالقسط ولا تبخسوا الناس اشیائهم و لا تعثوا فى الارض مفسدین ( هود:85)

ـ کم فروشى یا کم کارى نمى کند: ویل للمطففین الذین اذا اکتالوا على الناس یستوفون و اذا کالوهم او وزنوهم یُخسِرون ( مطففین: 1تا3)

ـ مردم آزار و ضد اجتماعى (antisocial) نیست, از خشونت پرهیز مى کند و رفتار نرم و توأم با مهربانى دارد: والذین یؤذون المؤمنین والمؤمنات بغیر ما اکتسبوا فقد احتملوا بهتانا و اثما مبینا ( احزاب:58 ); فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفظوا من حولک ( آل عمران:159 ); والکاظمین الغیظ ( آل عمران:134)

ـ آرام سخن مى گوید و آرام رفتار مى کند: واقصد فى مشیک واغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر ( لقمان:19)

ـ آسایش دیگران را بر آسایش خود ترجیح مى دهد: ویؤثرون على انفسهم ولو کان بهم خصاصة ( حشر:9)

متن کامل این مقاله که در سی و شش صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    تبلیغات


    آمار سایت
  • کل مطالب : 283
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 3
  • آی پی امروز : 75
  • آی پی دیروز : 118
  • بازدید امروز : 296
  • باردید دیروز : 229
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 1,173
  • بازدید ماه : 3,824
  • بازدید سال : 25,577
  • بازدید کلی : 759,133