close
تبلیغات در اینترنت

بهداشت روانی از نظر قرآن

رتبه در گوگل

تبلیغات



آرشیو

نویسندگان

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار


    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 2

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 485
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 155
    آي پي امروز آي پي امروز : 46
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 45
    بازدید هفته بازدید هفته : 724
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,188
    بازدید سال بازدید سال : 29,542
    بازدید کلی بازدید کلی : 540,913

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 52.91.90.122
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : چهارشنبه 21 آذر 1397

خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

تبلیغات

برترین محصولات فروشگاه

بهداشت روانی از نظر قرآن

بهداشت روانی از نظر قرآن

ـ اما این همه قدرت او موجب خودکامگى و هوس بازى و انحراف از حق نیست و به کسى ستم نمى کند: ان ربى على صراط مستقیم (هود:56 ); ان الله لا یظلم مثقال ذره ( نساء:40 );و لا یظلم ربک احدا (کهف:49)

ـ در حقیقت او مهربانى را بر خود واجب کرده است: کتب على نفسه الرحمه (انعام:12)

ـ درخواست بندگانش را مى پذیرد و به آنها نزدیک است: و اذا سئلک عبادى عنى فانّى قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان (بقره:186)

ـ از بسیارى از جرائم بندگان مى گذرد: او یوبقهن بما کسبوا و یعف عن کثیر (شورى:34)

ـ او توبه پذیر و مهربان است و کسانى که در صدد جبران بدى هاى خود برآیند مشمول گذشت و پذیرش او مى شوند: الا الذین تابوا واصلحوا و بیّنوا فاولئک اتوب علیهم و انا التواب الرحیم ( بقره:160)

ـ با این حال او در کمین ستم کاران است: انّ ربک لبالمرصاد (فجر:14)

ـ و خیانت کاران را موفق نمى کند: و ان الله لا یهدى کید الخائنین (یوسف:52)

ـ در او غفلت, خواب, فراموشى, اشتباه, زوال, و هر آن چه بوى عدم دهد, راه ندارد: فاعبده و توکل علیه و ما ربک بغافل عما تعملون ( هود:123); الله لا اله الا هو الحى القیوم لا تأخذه سنه و لا نوم (بقره:255 ); و ما کان ربک نسیّا (مریم:64 ); لا یضل ربى و لا ینسى ( طه:52 ); و توکل على الحى الذى لا یموت (فرقان:58)

ـ و بالاخره او برى از هر زشتى: سبحن الله عما یصفون (صافات:159); و منشاء هر زیبایى است: الحمدلله رب العالمین (حمد:2)

ج. نوع شناخت نسبت به محیط

ـ شخصیت سالم مجموعه جهان و وقایع آن را پوچ و باطل و بى هدف نمى داند: الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و على جنوبهم و یتفکرون فى خلق السموت والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار (آل عمران:191)

ـ دنیا را محل تلاش و کار و بهره بردارى صحیح مى داند: ومن رحمته جعل لکم اللیل والنهار لتسکنوا فیه ولتبتغوا من فضله ولعلکم تشکرون (قصص:73 ); واخرون یضربون فى الارض یبتغون من فضل الله (مزمل:20 ); وابتغ فیما اتیک الله الدار الاخره ولا تنس نصیبک من الدنیا ( قصص77)

ـ اما دنیا را شایسته دلبستگى نمى داند, زیرا مرحله اى موقتى بوده و در مقایسه با آخرت ناچیز است :ارضیتم بالحیوه الدنیا من الاخره فما متاع الحیوه الدنیا فى الاخره الا قلیل (توبه:38 ); ان الذین لایرجون لقاءنا ورضوا بالحیوه الدنیا واطمأنوا بها والذین هم عن ایتنا غافلون ( یونس:7 ); المال والبنون زینه الحیوه الدنیا والبقیت الصلحت خیر عند ربک ثوابا و خیر املا ( کهف:46)

ـ او بلایا را عامل امتحان و تکامل مى داند: واذ ابتلى ابراهیم ربه بکلمت فاتمهن قال انى جاعلک للناس اماما ( بقره:124 ); ولنبلونکم بشىء من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشر الصابرین ( بقره:155)

ـ ارزیابى او از رویدادها به آرامش روانى وى آسیب نمى زند, زیرا مى داند که چه بسا وقایع ناخوشایند که خیر هستند و چه بسا امور دوست داشتنى که شرّند. به علاوه هیچ مصیبتى رخ نمى دهد مگر آن که قضاى الهى آن را از پیش مقدر کرده باشد: وعسى ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسى ان تحبوا شیئا و هو شر لکم ( بقره:216 ); ما اصاب من مصیبه فى الارض و لا فى انفسکم الا فى کتاب من قبل ان نبرأها ان ذلک على الله یسیر ( حدید:22)

ـ مشکلات و سختى ها را قرین و مقدمه آسایش و گشایش مى داند و همواره امیدوار است: ان مع العسر یسرا ( شرح:6 ); سیجعل الله بعد عسر یسرا ( طلاق:7 ); و لا تیأسوا من روح الله انه لا ییأس من روح الله الا القوم الکفرون ( یوسف:87)

ـ نیایش و دعا را در رویدادهاى جهان مؤثر مى داند: وقال ربکم ادعونى استجب لکم ( غافر:60 ); امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء ( نمل:62)

ـ ثروت و امکانات مادى را به خودى خود عامل خوش بختى نمى داند: فلا تعجبک امولهم ولا اولدهم انما یرید الله لیعذبهم بها فى الحیوه الدنیا و تزهق انفسهم وهم کفرون ( توبه:55)

ـ نژاد و قومیت را عامل برترى نمى داند: یا ایها الناس انّا خلقناکم من ذکر و انثى و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ان الله علیم خبیر ( حجرات:13)

 د. نوع شناخت نسبت به خود

ـ محدودیت هاى خود را مى پذیرد و از خود به اندازه توانش انتظار دارد و همین دیدگاه را نیز نسبت به دیگران دارد: لاتکلف نفس الا وسعها (بقره:233)

ـ در عین حال خود و هر انسان دیگر را مسئول اعمال خویش مى داند: الا تزر وازره وزر اخرى وان لیس للانسان الا ما سعى ( نجم:38 و39)

ـ خود را مبرى از عیوب نمى داند و نقاط ضعف خود را مى پذیرد: وما ابرىء نفسى ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربى ان ربى غفور رحیم ( یوسف:53)

ـ در عین حال به ارزش وجودى خود احترام مى گذارد و خود را جانشین خداوند در زمین مى داند. خود و سایر هم نوعان خود را موجودات تصادفى ندانسته, بلکه موجوداتى ارزش مند, انتخاب شده, برگزیده, و داراى رسالت مى داند: انى جاعل فى الارض خلیفه (بقره:30)

ـ خودشناسى داشته و ویژگى هاى خود را شناسایى مى کند و دچار خود فراموشى و از خود بیگانگى نمى شود: و فى الارض ایات للموقنین و فى انفسکم افلا تبصرون ( ذاریات:20 و21 ); ولا تکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفسقون ( حشر:19 ); یا ایها الذین امنوا علیکم انفسکم ( مائده:105) .

ـ حیات خود را هدف مند مى داند و نه پوچ و بى هدف و رنج و تعب را به عنوان امور اجتناب ناپذیر زندگى مى پذیرد: یا ایها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه ( انشقاق:6)

ـ او مرگ را پایان زندگى نمى داند, بلکه آن را یک مرحله طبیعى و اجتناب ناپذیر از زندگى محسوب مى کند و معتقد است که مرگ به دنبال یک زندگى سالم چیز ترسناکى نیست: کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون ( عنکبوت:57 ); اینما تکونوا یدرککم الموت ولو کنتم فى بروج مشیّده ( نساء:78 ); ولئن قتلتم فى سبیل الله او متّم لمغفره من الله و رحمته خیر مما یجمعون. ولئن متّم او قتلتم لالى الله تحشرون ( آل عمران: 157 و158 ); ایجب الانسان الّن نجمع عظامه بلى قادرین على ان نسوى بنانه ( قیامه:3و4 ); کیف تکفرون بالله وکنتم امواتا فأحیکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون ( بقره:28)  

2. ویژگى هاى عاطفى

ـ شخصیت سالمى که مورد نظر قرآن کریم است شرط شاد بودن را نداشتن مشکل نمى داند, اما در عین حال چیزى او را ذوق زده و مغرور نمى کند به عبارت دیگر از دست دادن و به دست آوردن او را چندان دچار استرس نمى کند: لکیلا تأسوا على ما فاتکم ولا تفرحوا بما اتیکم والله لا یحب کل مختال فخور ( حدید:23 ); فلمّا جائهم رسلهم بالبینات فرحوا بما عندهم من العلم وحاق بهم ما کانوا به یستهزئون ( غافر:83)

ـ سرخوش و ذوق زده و مانیاک (manic) نیست لذا تفکر بزرگ منشى و فخرفروشى ندارد: اذ قال له قومه لا تفرح ان الله لا یحب الفرحین ( قصص:76 ); انه لفرح فخور ( هود:10 ); لاتحسبن الذین یفرحون بما أتوا و یحبون ان یحمدوا بما لهم یفعلوا فلا تحسبنهم بمفازة من العذاب و لهم عذاب الیم ( آل عمران:188 ); والله لا یحب کل مختال فخور (حدید:23)

ـ افسردگى و اضطراب ندارد: فإما یأتینکم منى هدیً فمن تبع هداى فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ( بقره:38 ); بلى من اسلم وجهه لله و هو محسن فله اجره عند ربه و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون ( بقره:112 ); و ما نرسل المرسلین الا مبشرین و منذرین فمن أمن و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون ( انعام:48 ); الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون ( یونس:62)

ـ در مجموع از احساس امنیت و آرامش برخوردار است: الذین امنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون ( انعام:82)

ـ مهار تمایلاتش را در دست دارد: و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى ( نازعات:40)

ـ لذا مى تواند خشم خود را خاموش کند, از خشونت بپرهیزد, از بدى هاى دیگران بگذرد و حتى در مقابل, به آنها نیکى کند و کینه در دل نگیرد: و الکاظمین الغیظ والعافین عن الناس والله یحب المحسنین ( آل عمران:134)

ـ حسادت نمى کند و کمال گرا و برترى طلب نیست: ام یحسدون الناس على ما اتیهم من فضله ( نساء:54 ); ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضکم على بعض ( نساء:32 ); و ان فرعون لعال فى الارض و انه لمن المسرفین ( یونس:83)

ـ تملق پذیر نیست: یریدون ان یحمدوا بما لم یفعلوا ( آل عمران:188)

ـ احساس گناه (guilt feeling) از نوع تخریبى ندارد, زیرا راه جبران اشتباهات را مسدود نمى داند, لذا احساس گناه او از نوع سازنده و در جهت جبران خطاها است: و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله و لم یصرّوا على ما فعلوا و هم یعلمون ( آل عمران:135 ); ان الحسنات یذهبن السیئات ( هود:114 ); قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم ( زمر:53)

ـ به توانایى ها و امکانات خود مغرور نیست و احتمال عدم موفقیت را در نظر مى گیرد: ولا تقولن لشىء انى فاعل ذلک غدا الا ان یشاء الله ( کهف: 23 و24)

ـ اگر چیزى را فراموش کرد مضطرب یا اندوهناک نمى شود: لایکلف الله نفسا الا وسعها لها ما کسبت و علیها ما اکتسبت ربنا لاتؤاخذنا ان نسینا او اخطأنا ( بقره:286 ); واذکر ربک اذا نسیت و قل عسى ان یهدین ربى لاقرب من هذا رشدا ( کهف:24 ) که بر طبق برخى از تفاسیر این آیه نیز به همین معنا است .

ـ احساس حقارت ندارد, بلکه احساس ارزش مند بودن دارد, ارزیابى وى از خود (self steam) مثبت است و در نتیجه به خود و دیگران احترام مى گذارد: لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم ( تین:4 ); ثم انشأناه خلقا اخر فتبارک الله احسن الخالقین ( مؤمنون:14 ); انى جاعل فى الارض خلیفه ( بقره30)

ـ اما این احساس ارزش مند بودن منجر به خود بزرگ بینى نمى شود: انه لا یحب المستکبرین ( نحل:23 ); ساصرف عن ایاتى الذین یتکبرون فى الارض بغیر الحق ( اعراف:146 ); کذلک یطبع الله على کل قلب متکبر جبار ( غافر:35 ); ان الذین یجادلون فى ایات الله بغیر سلطان اتیهم ان فى صدورهم الا کبر ما هم ببلغیه فاستعذ بالله انه هو السمیع البصیر ( غافر:56)

ـ به طور کلى دیگران را دوست دارد و مهربان, خیرخواه و خوش نیت است: وتواصوا بالمرحمه (بلد:17 ); رحماء بینهم ( فتح:29 ); ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفظوا من حولک ( آل عمران:159)

ـ به خدا اعتماد و توکل دارد: و ما عندالله خیر وابقى للذین امنوا وعلى ربهم یتوکلون ( شورى:36)

ـ خداوند را به شدت دوست دارد: والذین امنوا اشد حبا لله ( بقره:165)

ـ با پدیده سوگ (grief reaction) کنار مى آید: الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون ( بقره:156)

ـ مسئله مرگ براى او حل شده و در او اضطراب ایجاد نمى کند :ولئن متم او قتلتم لالى الله تحشرون ( آل عمران:1589)  

3.ویژگى‌هاى رفتارى

ـ از اظهارنظر درباره چیزى که نمى داند پرهیز مى کند: اذ تلقونه بالسنتکم و تقولون بافواهکم ما لیس لکم به علم و تحسبونه هیناً و هو عندالله عظیم ( نور:15 ); فلم تحاجّون فیما لیس لکم به علم ( آل عمران:166 ); و ما لهم به من علم ان یتبعون الاّ الظن و ان الظن لا یغنى من الحق شیئاً ( نجم:28 ); و قالوا ما هى الاّ حیاتنا الدنیا نموت و نحیا و ما یهلکنا الاّ الدهر و ما لهم بذلک من علم ان هم الاّ یظنون ( جاثیه:24)

ـ تشنه آموختن به منظور رشد (self actualization) است: قال له موسى هل اتبعک على ان تعلمن مما علّمت رشدا ( کهف:66)

ـ پیش داورى نمى کند و اهل تحقیق است: الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه ( زمر:18)

ـ حق را مخفى نمى کند و مى گوید حتى اگر بر علیه خود یا نزدیکانش باشد: ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق وانتم تعلمون ( بقره:42 ); یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو على انفسکم او الوالدین والاقربین ( نساء:135); و اذا قلتم فاعدلوا ولو کان ذا قربى ( انعام:152)

ـ رفتار وى با شناخت و عواطف او هماهنگى و سازگارى دارد لذا دو رنگى, ریا و نفاق ندارد. رو راست و راست گو است: لیجزى الله الصادقین بصدقهم ( احزاب:24 ); یا ایها الذین امنوا لم تقولون ما لا تفعلون کَبُر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون ( صف:2و3 ); یقولون بافواههم ما لیس فى قلوبهم والله اعلم بما یکتمون ( آل عمران:167)

ـ اهل رعایت حد و مرزها و قوانین است: ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون ( نحل:128 ); و لو اَنّ اهل القرى امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض ( اعراف:96)

ـ حتى اگر در تنگنا بیفتد دست به ستم یا قانون شکنى نمى زند: ومن یتق الله یجعل له مخرجا ( طلاق:2)

ـ در مشکلات وقار و صبر خود را از دست نمى دهد: والصابرین فى البأساء والضراء و حین البأس ( بقره:177 ); فصبر جمیل ( یوسف:18 ); فاصبر صبرا جمیلا ( معارج:5 ).

ـ ضمن سازگارى با محیط در حد توان به رفع اشکالات محیط مى پردازد: ان ارید الا الاصلاح ما استطعت ( هود: 88)

ـ براى جبران اشتباهاتش تلاش مى کند: انما التوبه على الله للذین یعملون السوء بجهاله ثم یتوبون من قریب ( نساء:17)

ـ رفتار متکبرانه ندارد: ولا تصعّر خدّک للناس ولا تمش فى الارض مرحا ان الله لایحب کل مختال فخور ( لقمان:18)

ـ در حفظ حریم و احترام دیگران کوشا است, لذا غیبت, تمسخر, عیب جویى, و هرزه زبانى نمى کند حتى به بهانه شوخى: ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا ( حجرات:12 ); یا ایها الذین امنوا لایسخر قوم من قوم عسى ان یکونوا خیرا منهم ( حجرات:11 ); ولا تلمزوا انفسکم و لا تنابزوا بالالقاب ( حجرات:11)

ـ آن چه از دیگران انتظار دارد خودش عمل مى کند: اتأمرون الناس بالبر وتنسون انفسکم ( بقره:44)

ـ در تعامل با دیگران منصف است: و یا قوم اوفوا المکیال والمیزان بالقسط ولا تبخسوا الناس اشیائهم و لا تعثوا فى الارض مفسدین ( هود:85)

ـ کم فروشى یا کم کارى نمى کند: ویل للمطففین الذین اذا اکتالوا على الناس یستوفون و اذا کالوهم او وزنوهم یُخسِرون ( مطففین: 1تا3)

ـ مردم آزار و ضد اجتماعى (antisocial) نیست, از خشونت پرهیز مى کند و رفتار نرم و توأم با مهربانى دارد: والذین یؤذون المؤمنین والمؤمنات بغیر ما اکتسبوا فقد احتملوا بهتانا و اثما مبینا ( احزاب:58 ); فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفظوا من حولک ( آل عمران:159 ); والکاظمین الغیظ ( آل عمران:134)

ـ آرام سخن مى گوید و آرام رفتار مى کند: واقصد فى مشیک واغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر ( لقمان:19)

ـ آسایش دیگران را بر آسایش خود ترجیح مى دهد: ویؤثرون على انفسهم ولو کان بهم خصاصة ( حشر:9)

متن کامل این مقاله که در سی و شش صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی