loading...

امروز بوک | مرجع دانستنی ها

بر پایه این آیه، تفسیر قرآنى را خود خداوند به عهده گرفته و در آیات دیگرى، آن را برعهده رسول الله(ص) نهاده است. آیه‏هاى 44 و 64 سوره نحل و آیه‏هاى 15 و19 سوره مائده بر این مطلب صادق‏اند; چر

تبلیغات

برترین محصولات فروشگاه

ضرورت شناخت قرآن و شناخت‏ پذیرى آن

ادمین بازدید : 665 شنبه 01 شهريور 1393 نظرات (0)

بر پایه این آیه، تفسیر قرآنى را خود خداوند به عهده گرفته و در آیات دیگرى، آن را برعهده رسول الله(ص) نهاده است. آیه‏هاى 44 و 64 سوره نحل و آیه‏هاى 15 و19 سوره مائده بر این مطلب صادق‏اند; چرا که بر اساس این آیات و آیه 2 سوره جمعه،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران و دیگر آیات مشابه، بیان مقاصد قرآن کریم به عنوان یکى از مهم‏ترین، بزرگ‏ترین و بنیادى‏ترین وظایف رسالت تلقى شده است; یعنى، تلاوت، بیان مقاصد، تعلیم آن و تزکیه مسلمانان همراه با آموزش حکمت اساس رسالت، بلکه تمام آن مطرح گردیده و کوتاهى در بیان آنچه نزول یافته، هم‏چون عدم ابلاغ آن (26) تلقى گردیده است. واضح است که میان این دو ملازمه عقلى حاکم است; زیرا از سویى، بیان مقاصد و حقایق قرآن را خود ذات اقدس ربوبى برعهده گرفته و از سوى دیگر، بیان آن را به طور کامل، به عهده رسول خاتم(ص) نهاده و براى آن بزرگوار تفصیل داده است. بنابراین، آیاتى از قرآن، آیات دیگر را تفسیر مى‏نماید و یکى از منابع اساسى و بنیادین تفسیر قرآن خود قرآن است.

دومین منبع تفسیرى قرآن، رسول خاتم(ص) است، چنان که در آیات 44 و 64 سوره نحل،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران، 15 و19 مائده و دیگر آیات آمده است.

از نظرگاه تاریخى نیز شواهد فراوانى در دست است که رسول خدا(ص) به دنبال قرائت آیات، تفسیر و مقاصد آن‏ها را نیز براى صحابه و به‏ویژه امیرالمؤمنین(ع)، بیان مى‏فرمود. روایت عبدالرحمن السلمى (ت 72 ه.ق) از برخى صحابه هم‏چون عثمان و ابن مسعود و دیگران - مبنى بر این‏که یاران پیامبر(ص) هنگام آموزش قرآن، همین که ده آیه فرامى‏گرفتند، به آموختن تفسیر آن از رسول‏خدا(ص) مى‏پرداختند، آن گاه به سراغ فراگیرى آیات دیگر مى‏رفتند- (27) مؤید این مدعاست.

سیوطى نیز به گزارش از ابونعیم اصفهانى از قول امیرالمؤمنین(ع) مى‏گوید: به خدا سوگند، آیه‏اى بر محمد(ص) فرود نیامد، مگر آن‏که من فهمیدم که در مورد چه کسانى و در کجا فرود یافته است; چرا که خداوند به من دلى خردمند و زبانى مسؤول عنایت فرموده است. (28)

گزارش ابن مسعود درباره آیه «الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم‏»، (انعام:82) - که صحابه را ناامید مى‏گردانید و رسول خدا(ص) «ظلم‏» را به شرک تفسیر فرمود - نیز دلیل بر این مطلب است.

بنابراین، راه‏کار خود قرآن در تفسیر خویش، همان تفسیر آیه با استفاده از تدبر در آیات و استنطاق آن‏ها از مجموع آیات مربوط به موضوع و بیانات رسول خدا(ص) است.

راه‏کار تفسیرى خاندان رسالت:

همان‏گونه که قرآن کریم بیان خویش را خود عهده‏دار شده، به بیان رسول خدا(ص) نیز حجیت‏بخشیده و ایشان نیز به بیان ائمه اهل‏بیت: حجیت و اعتبار داده‏اند. (29) بنابراین، چنین نتیجه مى‏گیریم که:

1- قرآن روشن است و در آیاتش هرگز اختلافى نیست.

2- در صورت بروز اختلاف، در بیان فهم مقاصد آن، مرجع نهایى حل اختلاف، رسول خدا(ص) و اهل‏بیت عصمت: مى‏باشند; پیشوایانى که در آموزش خود از خطا و نسیان و گناه معصوم و مصونند و قهرا روش تفسیرى آنان همان روش ارائه شده در قرآن است. ائمه دین: به پیروى از قرآن و رسول خاتم(ص) این روش را در آموزش‏هاى خود به یاران خویش انتقال دادند.

روایاتى مانند «انما نزل القرآن لیصدق بعضه بعضا» و «ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض‏» (30) این‏مطلب را تایید مى‏نماید و این غیر از تفسیر به راى - که ممنوع است - مى‏باشد; چرا که در این روش، مفسر نخست آیات مورد نظر را استنطاق مى‏کند و احادیث ائمه اهل بیت: را مى‏نگرد و پس از آشنایى به روش آنان، با استفاده از قرآن و سنت و عقل و تدبر، به تفسیر آیات مى‏پردازد. (31) آنان که درباره قرآن به انواع تناقض‏ها دچار آمده و در مورد آیات الهى به ناروا، سخن گفته‏اند و گاهى به تناقض برخى آیات با برخى دیگر و یا با سنت رسول خاتم(ص) حکم کرده و یا سنت را در ارتباط با خودش و یا با عینیت تاریخى دانسته‏اند، همه از بى‏اطلاعى و از عدم آشنایى آنان با روش تفسیرى خواندن وحى بوده است. قرآن کریم هرگونه اختلاف و تناقض را از دامن پاک خود دور دانسته و در مقام تحدى، براى اثبات‏اعجازبیانى‏و حقانیت‏خود، بدان استدلال مى‏فرماید. (32)

راه‏حل تناقض‏هاى اسطوره‏اى

قرآن کتابى است دردآشنا و شفابخش; مانند داروخانه‏اى که براى همه امراض دارویى ویژه دارد، اما باید درد و دارو را شناخت تا درمان مؤثر واقع شود. در بیمارى‏هاى روحى و معنوى نیز چنین است. دواى هر دردى آیه‏اى خاص است; آیه‏اى متناسب با آن درد. و شاید یکى از دلایل نزول تدریجى قرآن کریم در طول‏23 سال همین باشد و علت مراتب نزول و مراحل آن به صورت دفعى و تدریجى و به دو صورت مجمل و مفصل، (33) روح و حقیقت تعین نایافته قوانین جهاد و دفاع و قوانین مالى یا جنایى در ارتباط با گروه‏هاى گوناگون الحادى و مسلمان در طول‏23 سال نیز همین موضوع باشد.

گوناگونى‏استدلال‏هاو موضع‏گیرى قرآن در برابر کفار قریش، یهود و ملحدان، منافقان و بیماردلان نیز همین بود. بنابراین، هر جاکه‏آیه‏هامتناسب با نیازها و روحیه‏ها و زمان‏ها تلاوت‏گردند و درآن‏هاتدبرلازم‏بشود،هیچ‏گونه‏تناقضى‏در آن احساس نمى‏گردد.

تفاوت هدف به تفاوت روش

اگر هدف پژوهشگر تنها قرائت و روخوانى قرآن باشد با تسلط بر قواعد قرائت‏بدان نایل مى‏گردد. اگر هدف او بالاتر از این و در حد فهم احکام و مفاهیم بلند قرآن باشد، در این صورت، باید با آموزش قواعد اصول الفقه مدار دلالت‏ها را از قبیل عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و... بازشناسد. (34) و اگر هدف او فقه اکبر و یک نطاق گسترده‏ترى باشد، باید فراتر از مراحل سه‏گانه اصول الفقه (بحث دلیلیت، دلالت، و تعارض ادله) حرکت کند و در سطح گسترده و کلان، مساله را مطرح نماید تا با مطالعه نظام‏هاى اسلام، به صورت یک مجموعه به هم‏پیوسته و داراى روح واحد، روح واقعى اسلام را در پرتو مجموعه آیات و روایات کشف کرده، در حریم کبریایى قرآن و اسلام ماوا بگیرد و به درجه تفقه در دین نایل گردد. (35)

بنابر این، اگر در اندیشه فهم اغراض و اهداف قرآن و اسلام باشیم، باید در جست و جوى اصول روشمند دیگرى باشیم و به کمک آن‏ها، به اغراض و مقاصد بلند کلام خدا پى ببریم; چرا که قرآن و سنت در یک افق تاریخى ویژه، براى هدایت انسانیت تا ابد نزول یافته و شناخت افق تاریخى عصر نزول در فهم آن تعیین‏کننده است. از این ره‏گذر است که امام(ع) فقه متعالى را چنین توصیف مى‏نماید: «انتم افقه الناس اذا عرفتم معانى کلامنا»; (36) شما فقیه‏ترین مردم هستید، هرگاه معانى سخنان ما را دریابید.

نقش عترت: در تعیین مقاصد قرآن

با بررسى سیره معصومان: و واقعیات عینى روشن مى‏شود که روش «تفسیر قرآن با قرآن‏» کارسازترین راه فهم قرآن و کشف مقاصد آن است. البته این روش دشوارى‏هاى فراوانى دارد که اگر بر اساس اصول صحیح و قانونمند عمل نشود، موفقیتى نخواهد داشت; زیرا:

1- برخى‏ازآیات‏تنهایک‏باردرقرآن‏نزول‏یافته‏وهم‏گونى‏ندارد.

2- فهم کامل و نهائى قرآن در انحصار راسخان در علم و ثقل کبیر است. باید با رجوع بدانان از آن بهره‏مند شد. پس صرف مقارنه آیات (37) نمى‏تواند کارساز باشد.

3- قرآن داراى ظهر و بطن است که این بطون در برخى روایات تا هفتاد مرتبه ذکر شده است: «ان للقرآن ظهرا و بطنا ولبطنه بطنا الى سبعة ابطن او سبعین.»; (38) به راستى، قرآن داراى ظاهر و باطنى است و باطن آن داراى بطنى دیگر تا هفت و یا هفتاد بطن.

4- با صرف نظر از روایات ظهر و بطن، عمق معانى قرآن با قلت لفظ (بلیغ بودن) آن، غموض ویژه‏اى را بر آن افزوده است و آیات تدبر و تفکر و... نشانگر این واقعیت است; چرا که مقاصد قرآن کریم بسى دورتر و فراتر از افق فکرى انسان خاکى است; هرقدر پیش بتازد هنوز اندر خم یک کوچه است.

ترجمه و تفسیر

به منظور دست‏یابى به مفاهیم آیات، رعایت اصول ذیل لازم است:

الف - جمع‏آورى آیات هم‏خانواده (نظایر و اشباه) از طریق معاجم قرآن;

ب - تفسیر آیات متناظر به کمک یکدیگر;

ج - عرضه متشابهات بر محکمات بر پایه «هن ام الکتاب‏» (آل‏عمران:7) (39) شده‏اند;

د - استفاده بهینه از ظهور و سیاق آیات در مجموع قرآن که البته ذوق و سلیقه و هوشیارى ویژه‏اى مى‏طلبد و بدون آن، حتى درک مفاهیم نیز مقدور نخواهد بود.

روش دست‏یابى به مقاصد قرآن (مصادیق)

با به کارگیرى اصول چهارگانه مزبور، تنها دست‏رسى به مفاهیم آیات امکان‏پذیر است، اما به دست آوردن مقاصد نهائى خداوند و تعیین مصادیق آنها تنها از طریق رجوع به سنت و عترت، (40) که عدل قرآن و قرین و ترجمان آنند، میسر است. آنان به دلیل رسوخ در علم، با مقاصد آیه‏ها آشنا بوده و این پیوسته تا ابد ادامه خواهد داشت و براى هر نسلى آیه‏اى است که آن را تلاوت مى‏نماید و با مرگ مصداقى، مصداق دیگر به وجود مى‏آید.

بنابر آن‏چه ذکر شد، مى‏توان گفت که مراد از ظهر و بطن در این دسته از روایات، همان مصادیق آشکار و نهان است که چون شب و روز در تبادلند و منظور از راسخان در علم همان خاندان عصمت و طهارت: هستند که بر دانش متشابهات و ظهر و بطن و تاویل و تنزیل آگاهند و دیگران از آن محروم. (41)

تاویل و تنزیل

در اندیشه بیش‏تر مفسران، به ویژه پیشینیان، «تنزیل‏» ظواهر و «تاویل‏» خلاف آن و یا محکمات و متشابهات تلقى شده است. برخى از بزرگان «تاویل‏» را به واقعیت عینى آیات تفسیر کرده‏اند و دیدیم بر پایه احادیث ائمه اهل‏بیت:، قرآن داراى تنزیل است; یعنى، در مورد گروهى نزول یافته و تاویل دارد; یعنى، عده‏اى هستند که این آیه بدانان بازمى‏گردد. به عبارت دیگر، تعیین مصداق دانش ارجمند تاویل - هم‏چون دانش ظهر و بطن (باز گردانیدن مفاهیم به مصادیق تازه) - تنها کار را سخان در علم است. بنابراین مى‏توان گفت که «تنزیل‏» یعنى، مصادیق گذشته و «تاویل‏» یعنى، مصادیق آینده. (42) و این مطلب از قانون جرى و اطباق نیز استفاده مى‏گردد. (43)

ضرورت رجوع به عترت: در تفسیر قرآن به قرآن

در راه‏کار تفسیرى قرآن به قرآن نیز رجوع به عترت رسول خدا(ص) از ضروریات است; زیرا:اولا، قرآن ظهر و بطن، تاویل و تنزیل و جرى و اطباق دارد و دانش آن در انحصار عترت پیامبر(ص) است که روایات بر آن دلالت دارد. (44)


متن کامل این مقاله که در بیست و یک صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نویسندگان
    تبلیغات


    آمار سایت
  • کل مطالب : 283
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 3
  • آی پی امروز : 74
  • آی پی دیروز : 118
  • بازدید امروز : 219
  • باردید دیروز : 229
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 1
  • بازدید هفته : 1,096
  • بازدید ماه : 3,747
  • بازدید سال : 25,500
  • بازدید کلی : 759,056