close
تبلیغات در اینترنت

ضرورت شناخت قرآن و شناخت‏ پذیرى آن

رتبه در گوگل

تبلیغات



آرشیو

نویسندگان

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار


    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 443
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 155
    آي پي امروز آي پي امروز : 45
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 45
    بازدید هفته بازدید هفته : 682
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,146
    بازدید سال بازدید سال : 29,500
    بازدید کلی بازدید کلی : 540,871

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 52.91.90.122
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : چهارشنبه 21 آذر 1397

خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

تبلیغات

برترین محصولات فروشگاه

ضرورت شناخت قرآن و شناخت‏ پذیرى آن

 ضرورت شناخت قرآن و شناخت‏ پذیرى آن

بر پایه این آیه، تفسیر قرآنى را خود خداوند به عهده گرفته و در آیات دیگرى، آن را برعهده رسول الله(ص) نهاده است. آیه‏هاى 44 و 64 سوره نحل و آیه‏هاى 15 و19 سوره مائده بر این مطلب صادق‏اند; چرا که بر اساس این آیات و آیه 2 سوره جمعه،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران و دیگر آیات مشابه، بیان مقاصد قرآن کریم به عنوان یکى از مهم‏ترین، بزرگ‏ترین و بنیادى‏ترین وظایف رسالت تلقى شده است; یعنى، تلاوت، بیان مقاصد، تعلیم آن و تزکیه مسلمانان همراه با آموزش حکمت اساس رسالت، بلکه تمام آن مطرح گردیده و کوتاهى در بیان آنچه نزول یافته، هم‏چون عدم ابلاغ آن (26) تلقى گردیده است. واضح است که میان این دو ملازمه عقلى حاکم است; زیرا از سویى، بیان مقاصد و حقایق قرآن را خود ذات اقدس ربوبى برعهده گرفته و از سوى دیگر، بیان آن را به طور کامل، به عهده رسول خاتم(ص) نهاده و براى آن بزرگوار تفصیل داده است. بنابراین، آیاتى از قرآن، آیات دیگر را تفسیر مى‏نماید و یکى از منابع اساسى و بنیادین تفسیر قرآن خود قرآن است.

دومین منبع تفسیرى قرآن، رسول خاتم(ص) است، چنان که در آیات 44 و 64 سوره نحل،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران، 15 و19 مائده و دیگر آیات آمده است.

از نظرگاه تاریخى نیز شواهد فراوانى در دست است که رسول خدا(ص) به دنبال قرائت آیات، تفسیر و مقاصد آن‏ها را نیز براى صحابه و به‏ویژه امیرالمؤمنین(ع)، بیان مى‏فرمود. روایت عبدالرحمن السلمى (ت 72 ه.ق) از برخى صحابه هم‏چون عثمان و ابن مسعود و دیگران - مبنى بر این‏که یاران پیامبر(ص) هنگام آموزش قرآن، همین که ده آیه فرامى‏گرفتند، به آموختن تفسیر آن از رسول‏خدا(ص) مى‏پرداختند، آن گاه به سراغ فراگیرى آیات دیگر مى‏رفتند- (27) مؤید این مدعاست.

سیوطى نیز به گزارش از ابونعیم اصفهانى از قول امیرالمؤمنین(ع) مى‏گوید: به خدا سوگند، آیه‏اى بر محمد(ص) فرود نیامد، مگر آن‏که من فهمیدم که در مورد چه کسانى و در کجا فرود یافته است; چرا که خداوند به من دلى خردمند و زبانى مسؤول عنایت فرموده است. (28)

گزارش ابن مسعود درباره آیه «الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم‏»، (انعام:82) - که صحابه را ناامید مى‏گردانید و رسول خدا(ص) «ظلم‏» را به شرک تفسیر فرمود - نیز دلیل بر این مطلب است.

بنابراین، راه‏کار خود قرآن در تفسیر خویش، همان تفسیر آیه با استفاده از تدبر در آیات و استنطاق آن‏ها از مجموع آیات مربوط به موضوع و بیانات رسول خدا(ص) است.

راه‏کار تفسیرى خاندان رسالت:

همان‏گونه که قرآن کریم بیان خویش را خود عهده‏دار شده، به بیان رسول خدا(ص) نیز حجیت‏بخشیده و ایشان نیز به بیان ائمه اهل‏بیت: حجیت و اعتبار داده‏اند. (29) بنابراین، چنین نتیجه مى‏گیریم که:

1- قرآن روشن است و در آیاتش هرگز اختلافى نیست.

2- در صورت بروز اختلاف، در بیان فهم مقاصد آن، مرجع نهایى حل اختلاف، رسول خدا(ص) و اهل‏بیت عصمت: مى‏باشند; پیشوایانى که در آموزش خود از خطا و نسیان و گناه معصوم و مصونند و قهرا روش تفسیرى آنان همان روش ارائه شده در قرآن است. ائمه دین: به پیروى از قرآن و رسول خاتم(ص) این روش را در آموزش‏هاى خود به یاران خویش انتقال دادند.

روایاتى مانند «انما نزل القرآن لیصدق بعضه بعضا» و «ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض‏» (30) این‏مطلب را تایید مى‏نماید و این غیر از تفسیر به راى - که ممنوع است - مى‏باشد; چرا که در این روش، مفسر نخست آیات مورد نظر را استنطاق مى‏کند و احادیث ائمه اهل بیت: را مى‏نگرد و پس از آشنایى به روش آنان، با استفاده از قرآن و سنت و عقل و تدبر، به تفسیر آیات مى‏پردازد. (31) آنان که درباره قرآن به انواع تناقض‏ها دچار آمده و در مورد آیات الهى به ناروا، سخن گفته‏اند و گاهى به تناقض برخى آیات با برخى دیگر و یا با سنت رسول خاتم(ص) حکم کرده و یا سنت را در ارتباط با خودش و یا با عینیت تاریخى دانسته‏اند، همه از بى‏اطلاعى و از عدم آشنایى آنان با روش تفسیرى خواندن وحى بوده است. قرآن کریم هرگونه اختلاف و تناقض را از دامن پاک خود دور دانسته و در مقام تحدى، براى اثبات‏اعجازبیانى‏و حقانیت‏خود، بدان استدلال مى‏فرماید. (32)

راه‏حل تناقض‏هاى اسطوره‏اى

قرآن کتابى است دردآشنا و شفابخش; مانند داروخانه‏اى که براى همه امراض دارویى ویژه دارد، اما باید درد و دارو را شناخت تا درمان مؤثر واقع شود. در بیمارى‏هاى روحى و معنوى نیز چنین است. دواى هر دردى آیه‏اى خاص است; آیه‏اى متناسب با آن درد. و شاید یکى از دلایل نزول تدریجى قرآن کریم در طول‏23 سال همین باشد و علت مراتب نزول و مراحل آن به صورت دفعى و تدریجى و به دو صورت مجمل و مفصل، (33) روح و حقیقت تعین نایافته قوانین جهاد و دفاع و قوانین مالى یا جنایى در ارتباط با گروه‏هاى گوناگون الحادى و مسلمان در طول‏23 سال نیز همین موضوع باشد.

گوناگونى‏استدلال‏هاو موضع‏گیرى قرآن در برابر کفار قریش، یهود و ملحدان، منافقان و بیماردلان نیز همین بود. بنابراین، هر جاکه‏آیه‏هامتناسب با نیازها و روحیه‏ها و زمان‏ها تلاوت‏گردند و درآن‏هاتدبرلازم‏بشود،هیچ‏گونه‏تناقضى‏در آن احساس نمى‏گردد.

تفاوت هدف به تفاوت روش

اگر هدف پژوهشگر تنها قرائت و روخوانى قرآن باشد با تسلط بر قواعد قرائت‏بدان نایل مى‏گردد. اگر هدف او بالاتر از این و در حد فهم احکام و مفاهیم بلند قرآن باشد، در این صورت، باید با آموزش قواعد اصول الفقه مدار دلالت‏ها را از قبیل عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و... بازشناسد. (34) و اگر هدف او فقه اکبر و یک نطاق گسترده‏ترى باشد، باید فراتر از مراحل سه‏گانه اصول الفقه (بحث دلیلیت، دلالت، و تعارض ادله) حرکت کند و در سطح گسترده و کلان، مساله را مطرح نماید تا با مطالعه نظام‏هاى اسلام، به صورت یک مجموعه به هم‏پیوسته و داراى روح واحد، روح واقعى اسلام را در پرتو مجموعه آیات و روایات کشف کرده، در حریم کبریایى قرآن و اسلام ماوا بگیرد و به درجه تفقه در دین نایل گردد. (35)

بنابر این، اگر در اندیشه فهم اغراض و اهداف قرآن و اسلام باشیم، باید در جست و جوى اصول روشمند دیگرى باشیم و به کمک آن‏ها، به اغراض و مقاصد بلند کلام خدا پى ببریم; چرا که قرآن و سنت در یک افق تاریخى ویژه، براى هدایت انسانیت تا ابد نزول یافته و شناخت افق تاریخى عصر نزول در فهم آن تعیین‏کننده است. از این ره‏گذر است که امام(ع) فقه متعالى را چنین توصیف مى‏نماید: «انتم افقه الناس اذا عرفتم معانى کلامنا»; (36) شما فقیه‏ترین مردم هستید، هرگاه معانى سخنان ما را دریابید.

نقش عترت: در تعیین مقاصد قرآن

با بررسى سیره معصومان: و واقعیات عینى روشن مى‏شود که روش «تفسیر قرآن با قرآن‏» کارسازترین راه فهم قرآن و کشف مقاصد آن است. البته این روش دشوارى‏هاى فراوانى دارد که اگر بر اساس اصول صحیح و قانونمند عمل نشود، موفقیتى نخواهد داشت; زیرا:

1- برخى‏ازآیات‏تنهایک‏باردرقرآن‏نزول‏یافته‏وهم‏گونى‏ندارد.

2- فهم کامل و نهائى قرآن در انحصار راسخان در علم و ثقل کبیر است. باید با رجوع بدانان از آن بهره‏مند شد. پس صرف مقارنه آیات (37) نمى‏تواند کارساز باشد.

3- قرآن داراى ظهر و بطن است که این بطون در برخى روایات تا هفتاد مرتبه ذکر شده است: «ان للقرآن ظهرا و بطنا ولبطنه بطنا الى سبعة ابطن او سبعین.»; (38) به راستى، قرآن داراى ظاهر و باطنى است و باطن آن داراى بطنى دیگر تا هفت و یا هفتاد بطن.

4- با صرف نظر از روایات ظهر و بطن، عمق معانى قرآن با قلت لفظ (بلیغ بودن) آن، غموض ویژه‏اى را بر آن افزوده است و آیات تدبر و تفکر و... نشانگر این واقعیت است; چرا که مقاصد قرآن کریم بسى دورتر و فراتر از افق فکرى انسان خاکى است; هرقدر پیش بتازد هنوز اندر خم یک کوچه است.

ترجمه و تفسیر

به منظور دست‏یابى به مفاهیم آیات، رعایت اصول ذیل لازم است:

الف - جمع‏آورى آیات هم‏خانواده (نظایر و اشباه) از طریق معاجم قرآن;

ب - تفسیر آیات متناظر به کمک یکدیگر;

ج - عرضه متشابهات بر محکمات بر پایه «هن ام الکتاب‏» (آل‏عمران:7) (39) شده‏اند;

د - استفاده بهینه از ظهور و سیاق آیات در مجموع قرآن که البته ذوق و سلیقه و هوشیارى ویژه‏اى مى‏طلبد و بدون آن، حتى درک مفاهیم نیز مقدور نخواهد بود.

روش دست‏یابى به مقاصد قرآن (مصادیق)

با به کارگیرى اصول چهارگانه مزبور، تنها دست‏رسى به مفاهیم آیات امکان‏پذیر است، اما به دست آوردن مقاصد نهائى خداوند و تعیین مصادیق آنها تنها از طریق رجوع به سنت و عترت، (40) که عدل قرآن و قرین و ترجمان آنند، میسر است. آنان به دلیل رسوخ در علم، با مقاصد آیه‏ها آشنا بوده و این پیوسته تا ابد ادامه خواهد داشت و براى هر نسلى آیه‏اى است که آن را تلاوت مى‏نماید و با مرگ مصداقى، مصداق دیگر به وجود مى‏آید.

بنابر آن‏چه ذکر شد، مى‏توان گفت که مراد از ظهر و بطن در این دسته از روایات، همان مصادیق آشکار و نهان است که چون شب و روز در تبادلند و منظور از راسخان در علم همان خاندان عصمت و طهارت: هستند که بر دانش متشابهات و ظهر و بطن و تاویل و تنزیل آگاهند و دیگران از آن محروم. (41)

تاویل و تنزیل

در اندیشه بیش‏تر مفسران، به ویژه پیشینیان، «تنزیل‏» ظواهر و «تاویل‏» خلاف آن و یا محکمات و متشابهات تلقى شده است. برخى از بزرگان «تاویل‏» را به واقعیت عینى آیات تفسیر کرده‏اند و دیدیم بر پایه احادیث ائمه اهل‏بیت:، قرآن داراى تنزیل است; یعنى، در مورد گروهى نزول یافته و تاویل دارد; یعنى، عده‏اى هستند که این آیه بدانان بازمى‏گردد. به عبارت دیگر، تعیین مصداق دانش ارجمند تاویل - هم‏چون دانش ظهر و بطن (باز گردانیدن مفاهیم به مصادیق تازه) - تنها کار را سخان در علم است. بنابراین مى‏توان گفت که «تنزیل‏» یعنى، مصادیق گذشته و «تاویل‏» یعنى، مصادیق آینده. (42) و این مطلب از قانون جرى و اطباق نیز استفاده مى‏گردد. (43)

ضرورت رجوع به عترت: در تفسیر قرآن به قرآن

در راه‏کار تفسیرى قرآن به قرآن نیز رجوع به عترت رسول خدا(ص) از ضروریات است; زیرا:اولا، قرآن ظهر و بطن، تاویل و تنزیل و جرى و اطباق دارد و دانش آن در انحصار عترت پیامبر(ص) است که روایات بر آن دلالت دارد. (44)


متن کامل این مقاله که در بیست و یک صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی