close
تبلیغات در اینترنت

استراتژی و تاکتیک نظامی حضرت علی

رتبه در گوگل

تبلیغات



آرشیو

نویسندگان

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار


    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 2

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 230
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 106
    آي پي امروز آي پي امروز : 23
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 29
    بازدید هفته بازدید هفته : 1,099
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,768
    بازدید سال بازدید سال : 25,317
    بازدید کلی بازدید کلی : 536,688

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.90.185.120
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 27 آبان 1397

خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

تبلیغات

برترین محصولات فروشگاه

استراتژی و تاکتیک نظامی حضرت علی

استراتژی و تاکتیک نظامی حضرت علی

بقیه نیروها که متشکل از ((قسم اکبر)) (قلب سپاه), ((جنبتین[ ((دو جناح میمنه و میسره (جناحین) یا راست و چپ لشکر] و ((موخره)) یا ((ساقات)) (نیروهایى که پشت سر بقیه نیروها حرکت مى کنند), از میان دو رود دجله و فرات شروع به پیشروى کردند; به طورى که از ((کربلا)) گذشته, رو به سوى ((بابل)) و از آن جا به ((مدائن)) رفتند, ولى سریع آن جا را تخلیه کرده, از تنگه اى که حد فاصل دو رود دجله و فرات است (که شهر بغداد, اکنون در آنجا واقع است) با در پیش گرفتن راه شمال, به سوى شهر ((انبار)) که مشرف بر نهر فرات است به پیشروى خود ادامه داده, بعد از آن به موازات کرانه چپ رود فرات, به طرف ((بهیت)), ((حدیه)) و ((عنه)) حرکت کردند. آنان کرانه راست رود فرات را هم پشت سر گذارده و به طرف ((جزیره)) که عراق را از شام جدا مى کرد گام برداشتند.
برنامه امام این بود که نیروهایش در ((رقه)) به یکدیگر بپیوندند, نیروهایى که به سه بخش تقسیم شده بودند: نخست, لشکر مالک اشتر که حضرت او را به ((موصل)) و ((جزیره)) فرستاده بود; دوم, نیروهاى پیشتاز (خط مقدم) به سرکردگى زیاد بن النضر و شریح بن هانى; و سوم, بخش اعظم سپاه (بخش بزرگ تر) که همان قلب لشکر است و حضرت فرماندهى آن را به عهده داشت.
از دیگر برنامه هاى آن حضرت شکل دادن به دو عامل ((اطلاعات)) و ((امنیت)) و ((کوشش خبرى[ جاسوسى])) (براى به دست آوردن تعداد نفرات دشمن) بوده که[ به خوبى] توانست آن را به مرحله عمل برساند; بدین ترتیب که نیروهاى پیشتاز (مقدمه) و نیروهاى مالک اشتر, هر روز, اطلاعات مفصلى از پستى و بلندى زمین, و گرایش ها و جهت گیرىهاى ساکنان, و نیز چگونگى برخورد آنان, و مواضعشان نسبت به جنگ را براى امام مى فرستادند. علاوه بر آن در سرزمینى که خود تسخیر کرده بودند و در آن پیشروى را آغاز کرده بودند, شروع به تجسس و خبرچینى[ جاسوسى] کردند.
معاویه نیز عده اى را به همین قصد فرستاد; لکن درگیرىهاى محدودى بین نیروهاى مالک اشتر و نیروهاى معاویه رخ داد.
اساسا, برنامه این بود که نیروهاى امام در مناطق شمالى شام در منطقه ((رقه)) (که در برابر دشت پهناور ((حلب)) قرار داشت) حضور بیابند, تا بر ساکنین شهرهاى شمال ((جزیره)) و نیز شهرهاى واقع در طول مرزها, حتى شهر ((حمص)) اثر فراوان بگذارند. رویگردانى تعداد زیادى از شهرنشینان شمال از همکارى با معاویه و پیوستن به ایشان, نتیجه این حضور بود.
علاوه بر این, امام کلیه مقاومت هایى را که در برابر ایشان بود (البته نیروى [خط] مقدم قبلا این گونه مقاومت ها را سامان داده بود, ولى بعدها معاویه به آن دامن زد) بدون درگیرى از بین برد. قابل توجه این که کلیه مناطق فارس تا شرق و شهرهاى جنوبى, حتى ((نجد)) و ((حجاز)), هوادار ایشان بودند. هم چنین سرزمین هاى شمالى واقع در تحت نظر خلافت, همگى فرمانبردار بودند. لذا جناح راست لشکر امام کاملا در امنیت به سر مى برد. هم چنین آب فرات براى خط سیر پیوسته امام از طریق جلگه هاى حاصلخیز و زمین هاى هموار, و به موازات کرانه چپ رود فرات تا سرزمینى که تحت قلمرو دشمن بود (صفین) و بنا بود در آن جنگى آغاز شود (امام این سرزمین را به خاطر نزدیکى با پایگاه فرماندهى[ معاویه در] دمشق انتخاب کرده بود); نوارى امنیتى براى امام و نیروهایش به حساب مىآمد.
[اما درباره خود این جنگ بگوییم]. این جنگ, جنگى فیصله دهنده و تمام کننده بود; چرا که دشمن هرگز براى بازسازى نیروهایش جهت شرکت در جنگى همانند ((صفین)), فرصتى نداشت و اصلا محال بود که بتواند دوباره جنگى آغاز کند...
شایسته است به یک نمونه از راهنمایى ها و دستورات حضرت, خطاب به دو نفر از سران لشکرشان (زیاد بن النضر و هانى بن شریح) نظرى بیفکنیم. حضرت در این مکتوب چنان دستورات دقیقى داده و چنان راهنمایى هاى سودمند و مفیدى کرده, که گویا این مکتوب را فرماندهان نظامى معاصر نگاشته اند. هدف حضرت در این مکتوب وادار کردن لشکریان به اجراى دستورات بود. هم چنین حضرت براى انجام ندادن دستورات (اگر شفاهى باشد), مجال هیچ عذرى براى آنها باقى نگذاشت که بگویند فراموش کردیم.
البته چنان نبود که دستورات و اوامر حضرت جزء موارد واجب الاطاعه در هر موقعیتى باشد, بلکه به آنها این آزادى عمل را داده بود تا احیانا هنگام به وجود آمدن درگیرى محدود و یا حالت وضعیت فوق العاده خود بتوانند آن را حل کنند. لیکن در عین حال, آنان موظف بودند در همان چارچوب کلى که امام براى سرپرستى نیروى پیشتاز (مقدمه) معین کرده بود عمل کنند.
امام هم چنین اختلافى را که میان آن دو (زیاد بن النضر و هانى بن شریح) واقع شده بود, با دید تیزبین خود حل کرد. بدین گونه که آن دو, نامه اى خطاب به امام نوشته و پرسیدند که فرماندهى نیرو به عهده کیست؟ امام هم با نوشتن مکتوبى درجات فرماندهى را به طور واضح بیان کردند. به این صورت که نیروها را به دو بخش تقسیم کرده, براى هر بخش یکى از آن دو نفر را به عنوان فرمانده قراردادند. اما اگر در موقعیتى قرار گرفتند که لشکر نیاز به فرماندهى واحدى داشته باشد (مانند این که هنگام پیشروى با دشمن درگیرى پیدا شود) زیاد بن النضر فرمانده بوده و امور جنگ و مدیریت و رهبرى آن بر عهده باشد; اما اگر دو لشکر از یکدیگر جداشدند هر کدام مسوول بخشى شوند.
این شیوه و اسلوب در این زمان هم در جنگ هاى معاصر دنبال مى شود. بدین صورت که نیرویى (مثلا لشکرى) تحت امر نیرویى دیگر در مىآید (به خاطر تاکتیک جنگى) و دستورات هم تنها خطاب به فرمانده ارشد دو نیرو آمده, و او فرمانده هر دو نیرو مى شود. این نوع فرماندهى هم یکى از انواع فرماندهى ها در عملیات است و آنچه که امام ـ علیه السلام ـ انجام داد کارى بس مهم بود; چرا که اداره کردن عملیات و رهبرى درگیرى و جنگ, تنها یک فرمانده و سرپرست را مى طلبد اگر نیرویى دو فرمانده داشته باشد (البته در آن واحد) قدرت تصمیم گیرى قاطع و واکنش سریع نسبت به حادثه یا وضعیت فوق العاده را از بین مى برد.
بد نیست به ضرب المثل معروفى درباره این موضوع که بین نظامیان معاصر مشهور است اشاره کنیم: ((قائد واحد غیر کفوء خیر من عده قاده إکفإ)); یک فرمانده نالایق بهتراز چند فرمانده لایق است.
امام نامه ذیل را نگاشت(2):
بسم الله الرحمن الرحیم
((از بنده خدا على, امیرالمومنان, به زیاد بن نضر و شریح بن هانى. سلام بر شما. من خداوندى را نزد شما ستایش مى کنم که جز او خدایى نیست.
اما بعد, من ((زیاد بن نضر)) را به سردارى پیشتازان خویش گماشتم و فرماندهى آنها را بدو سپردم و ((شریح)) را نیز فرمانده گروهى دیگر از آن سپاه کردم. اگر دشوارى اوضاع موجب همگامى شما مى شود و هر دو بر آن اتفاق نظر دارید,در این صورت ((زیاد بن نضر)) به سردارى همگان گماشته شده (و فرمانده کل) است و اگر از یکدیگر جدا شدید, آن گاه هر یک از شما فرمانده همان سپاهى است که به او سپرده بودیم. و بدانید که مقدمه و طلایه داران سپاه, چشمان و دیده بان آنهایند, و دیده بانان طلایه داران, گشتى هاى آنها هستند. پس چون شما از مرزهاى سرزمین خود بیرون رفتید, در اعزام گشتى هاى نوبتى و افرادى که از بیراهه و در پناه درختان و تپه ها از هر سو دیده بانى کنند, ملول نشوید و غفلت نورزید تا دشمن شما را نفریبد و در کمین شما نباشد.
فوج ها[ و دسته ها] را از بام تاشام جز براى تمرین و آمادگى رزمى, به راهپیمایى نکشانید تا اگر دچار حمله اى غافلگیرانه شدید یا اتفاق ناگوارى افتاد, شما پیشاپیش در حالت آماده باش بوده باشید.
و چون بر دشمن در آمدید یا دشمن بر شما در آمد, باید لشکرگاه شما در جاى بلند و مشرف یا دامنه کوه ها یا کنار رودها موضع گرفته باشد تا این موضع گیرى براى شما کمک و جان پناهى باشد. و باید نبرد شما در یک سو یا دو سو باشد[ و چند جبهه با هم نگشایید].
و دیده بانان خود را در بلندى کوه ها و فراز نقاط مشرف و بالاى تپه ها بگمارید که براى شما دیده بانى کنند تا دشمن از جایى که بیم دارید یا از آن[ به خطا] ایمن هستید بر شما نتازد.
از پراکندگى بپرهیزید. اگر جایى فرود آمدید با هم فرود آیید و اگر از جایى کوچیدید با هم به راه افتید. و چون شب فرا رسید و فرود آمدید, نیزه ها و سپرها را گرداگرد لشکر خود حصار دهید و تیراندازانتان را در پناه این سپرها و نیزه ها بگمارید. و چون بر خاستید به همین هیئت برخیزید که غافلگیر نشوید و دستخوش نیرنگ دشمن نگردید; و هیچ گروهى نیستند که گرداگرد لشکر خود شبانه روز سپر و نیزه نهاده باشند جز آن که گویى در دژى پناه گرفته اند.
خود به نگهبانى از لشکر خویش بپردازید و مبادا تا صبحگاه خواب سیرى بچشید مگر اندکى, یا به صورت آب به دهان بردن و برون افکندن (که حالت خواب و بیدار یا چرت زدن است).(3)
سپس باید همه کار و رفتار شما انحصارا متوجه جنگ باشد, تا کار دشمنان را تمام کنید و باید هر روز گزارش و پیک شما نزد من بیاید; زیرا[ هر چند چیزى جز آن که خدا بخواهد نمى شود] من مراقب رد پا و آثار شما هستم.
بر شما واجب است که در جنگ خونسردى و متانت خود را حفظ کنید و از شتابزدگى بپرهیزید, مگر آن که فرصت مغتنمى باشد که عذر و حجتى بر شتاب ورزیدن بدان از پیش داشته باشید. و مبادا آغاز به جنگ کنید مگر آن که دشمن بدان آغاز کند یا فرمان من به شما برسد.))
ان شإ الله
والسلام والاکرام
نیروهاى پیشروى کننده معمولا به بخش هاى ذیل تقسیم مى شوند : (این تقسیم بندى, به هیچ وجه تغییر نکرده و از قدیم الایام و حتى در جنگ هاى معاصر[ براى] نیروهاى پیشتاز (مقدمه) این روش را به کار مى برند; امام ـ علیه السلام ـ نیز در هنگام پیشروى خود به همین اسلوب عمل کرد).
اول, نیروهاى پیشتاز (مقدمه); دوم, بخش اصلى یا قلب لشکر (القسم الاکبر); سوم, نیروهاى جانبى (المجنبات[ :(نیروهاى عمل کننده در اطراف لشکر], چه یکى باشند و چه دوتا (بسته به وضعیت زمین و تهدید دشمن); و بالاخره چهارم, پشتیبان (موخره یا ساقات).
بر هر یک از این چهار بخش[ بنا] بر حجم نیروها و نوع سلاح هایشان عوامل متعددى تإثیر مى گذارند که مهم ترین آنها عبارتند از: وضعیت زمین, قدرت و توانایى دشمن که نیروهایش را در محور پیشروى نیروها متمرکز کرده است, و نوع سلاح هاى دشمن. این عوامل در هر عصر و زمانى, خود را بر این چهار بخش تحمیل مى کنند.
به عنوان مثال : شکل گیرى نیروهاى پیشتاز, برخاسته از وضعیت زمین است, چه کوهستانى باشد چه جلگه اى و چه بیابانى; به همین صورت از حجم نیروهاى تمرکز یافته در محور (در راستاى مانع براى[ پیشتازان] با وارد کردن خسارت[ هر چقدر که ممکن است]) اثر مى پذیرد.
هم چنین نوع تسلیحات دشمن بر حجم نیروها اثر گذاشته آنان را به تهیه تسلیحاتى که باید داشته باشند[ و کمبود دارند] وادار مى سازد. این موضوع به طور آشکارى در جنگ هاى امروزى هم به چشم مى خورد. چرا که مثلا اگر زمین به صورتى باشد که حرکت نوع معینى از نیروها[ و ادوات], مانند زرهپوش ها بر آن به آسانى صورت پذیرد, در این جا نیروى پیشتاز (مقدمه) مى تواند زرهپوش داشته باشد[ و با زرهپوش به سوى نیروهاى دشمن هجوم برد], در حالى که اگر زمین کوهستانى باشد و راه هاى ارتباطى چندانى در آن نباشد, تکیه بر نیروى پیاده خواهد بود[ که به وسیله حیوانات جابه جا مى شوند].
نیز اگر مقاومت نیروى دشمن زیاد باشد, در[ سپاهیان] پیشتاز (مقدمه) هم, نیاز به نیروى بیشترى داریم و یا اگر دشمن اسلحه هاى آتشین سنگین داشته باشد (که در محور یا محورهاى پیشروى نیروها مانعى ایجاد کند),ما هم نیازمند اسلحه اى خواهیم بود که آتشبار ما را تقویت کرده, متناسب با آتشبار آن ها باشد. لذا توپخانه اى سنگین یا نیروى زرهپوش براى ایجاد این توازن لازم است. به جز این که, مخلوطى از این سه عامل (وضعیت زمین, قدرت دشمن و نوع سلاحش) است, که بر تصمیم گیرى نهایى درباره میزان و کیفیت مسلح ساختن نیروى پیشتاز (مقدمه) دخیل مى باشد.
این سه عامل, هم چنین بر شکل گیرى نیروى[ پیشتاز] نیز اثر مى گذارد. همین سه عامل در خلال جنگ هاى گذشته هم در شکل گیرى نیروى پیشتاز(مقدمه) تإثیر مى گذاشته است. مثلا بر نوع نیروها (پیاده نظام یا سواره نظام), یا بر چگونگى مسلح کردن نیروها, همچین بر تهیه زاد و توشه و از این قبیل مسایل, تإثیر گذار است.
توجه شما را به شکل تقسیم بندى نیروى یک لشکر جلب مى کنیم[ مطالبى که قبلا گفته شد].

لشکر پیشتاز (مقدمه)
جناح راست لشکر (مجنبه)
نیروهاى اصلى(القسم الاکبر)
جناح چپ لشکر (مجنبه)
نیروهاى پشتیبان (موخره)

اعراب جاهلى این گونه تقسیم بندى نیروى نظامى را نه در اثنإ پیشروى, نه در بحبوحه جنگ ها[ که ماهیت حمله و گریز داشته, و نیروها را فرسوده مى کرد] نمى دانستند. اما در خلال برخورد و تماس با ارتش هاى دو دولت ((بیزانس)) و ((ایران)) که در هنگام فتح کردن دو سرزمین شام و عراق روى داد, این تقسیم بندى را آموختند.

 

متن کامل این مقاله که در هفده صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!

 

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی