close
تبلیغات در اینترنت

رابطه تحصیل علم و تهذیب نفس

رتبه در گوگل

تبلیغات



آرشیو

نویسندگان

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار


    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 210
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 106
    آي پي امروز آي پي امروز : 23
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 29
    بازدید هفته بازدید هفته : 1,079
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,748
    بازدید سال بازدید سال : 25,297
    بازدید کلی بازدید کلی : 536,668

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.90.185.120
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 27 آبان 1397

خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

تبلیغات

برترین محصولات فروشگاه

رابطه تحصیل علم و تهذیب نفس

رابطه تحصیل علم و تهذیب نفس

قرآن در مورد علم و دانش و اهمیت آن مطالب فراوانی دارد که به برخی اشاره می شود:
1ـاز قرآن مجید استفاده می شود خداوند علم و دانش را علت کلی و اساسی آفرینش همة پدیده های هستی
از زمین و آسمان قرار داده و می فرماید: «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَینَهُنَّ لِتَعْلَمُوا...»[8]«خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین نیز همانند آنها را؛ فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد!»
2ـ خداوند علم و دانش را از لحاظ شرافت و ارزش در اوج همة مراتب و مقامات قرار داده و حضرت آدم را به زیور علم ارزش داد «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاء»در اولین سوره ای که به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل می فرماید ارزش نعمت علم و دانش را بازگو می کند و به تمام افراد بشر چنین منت گذارده که در میان همة پدیده های هستی وجود آنان را با علم و دانش مشخص و ممتاز ساخته است . می فرماید:
«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ» «خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ» «اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ» «الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»[9]«بخوان به نام پروردگارت که (جهان را) آفرید، همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد! بخوان که پروردگارت (از همه) بزرگوارتر است، همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود.»
اگر پس از نعمت وجود، نعمتی بالاتر از نعمت علم و دانش وجود می داشت خداوند انسان را با نعمت علم امتیاز نمی داد بلکه از آن نعمت بالاتر یاد می کرد.
3ـخداوند عالِم را برتر از همه مردم جامعه معرفی فرموده و امتیاز و ویژگی آنان را نسبت به سایر افراد چنین بازگو می کند: «قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذِینَ یعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یعْلَمُونَ...»[10]«بگو: «آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟...»
4ـقرآن علما و دانشمندان را با پنج امتیاز برتری داده و آن ها را از سایر مردم ممتاز ساخته است .
عوامل برتری عالمان از سایر مردم:
اول: ایمان، «وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ»[11]«و راسخان در علم، (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم».
دوم : اعتقاد به توحید و یگانگی خدا،«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ»[12]«خداوند، (با ایجاد نظام واحد جهان هستی،) گواهی می دهد که معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر کدام به گونه ای بر این مطلب،) گواهی می دهند».
سوم : خشوع و انعطاف درونی، «إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا یتْلَى عَلَیهِمْ یخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا»[13]«کسانی که پیش از آن به آنها دانش داده شده، هنگامی که (این آیات) بر آنان خوانده می شود، سجده کنان به خاک می افتند».
چهارم : اندوه و تأثر و گریستن از ترس پروردگار، «وَیخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ یبْکُونَ وَیزِیدُهُمْ خُشُوعًا»[14]«آنها (بی اختیار) به زمین می افتند و گریه می کنند؛ و (تلاوت این آیات، همواره) بر خشوعشان می افزاید».
پنجم : ترس و بیم از خدا،«إِنَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعلماءُ»[15]«از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می ترسند»
5ـخداوند از علم به حکمت تعبیر کرده و سپس اضافه فرموده کسی که حکمت به او داده شده در واقع خیر به او عطا گردیده «یؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یشَاءُ وَمَنْ یؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیرًا کَثِیرًا»[16]«(خدا) دانش و حکمت را به هر کس بخواهد (و شایسته بداند) می دهد؛ و به هر کس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است.»
6ـقرآن علم و دانش را به نور تشبیه فرموده و جهل و نادانی را به تاریکی و ظلمت : «أَوَمَنْ کَانَ مَیتًا فَأَحْیینَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا کَذَلِکَ زُینَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُوا یعْمَلُونَ»[17]«آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم، و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمتها باشد و از آن خارج نگردد؟! این گونه برای کافران، اعمال (زشتی) که انجام می دادند، تزیین شده (و زیبا جلوه کرده) است.»
7ـخداوند علما و دانشمندان را مانند خود به عنوان افرادی آگاه به اسرار و رموز قرآن مجید یاد کرده،«وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ»[18]«و راسخان در علم، (آنها که به دنبال فهم و درک اسرار همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم».
8ـعالم و دانشمند به عنوان شاهد و گواه بر نبوت در کنار خدا قرار گرفته و قرب منزلت او نسبت به ذات الهی خیلی روشن است،
«قُلْ کَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا بَینِی وَبَینَکُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ»[19]«بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب (و آگاهی بر قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!»
9ـ از دیدگاه قرآن چندین گروه در سایه ایمان از امتیازات و مقامات ویژه ای برخوردارند یکی از آن ها علما و
دانشمندان هستند،«یرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»[20]«خداوند کسانی را که ایمان آورده اند و کسانی را که علم به آنان داده شده درجات عظیمی می بخشد».[21]
جایگاه علم از دیدگاه بزرگان دین
اما منزلت وجایگاه علم در نزد بزرگان اسلام به اینگونه بیان شده که رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم در حدیث مشهور در مورد فضیلت علم می فرمایند:
«طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِم فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنْ مَظَانِّهِ وَ اقْتَبِسُوهُ مِنْ أَهْلِهِ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ لِلَّهِ حَسَنَةٌ وَ طَلَبَهُ عِبَادَةٌ وَ الْمُذَاکَرَةَ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ الْعَمَلَ بِهِ جِهَادٌ وَ تَعَلُّمَهُ لِمَنْ لَا یعْلَمُهُ صَدَقَةٌ وَ بَذْلَهُ لِأَهْلِهِ قُرْبَةٌ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى »[22]
«علم آموزی بر هر مسلمانی واجب است، بجوئید علم را از هر کجا که گمان دارید و بپذیرید آن را از اهلش زیرا آموختن دانش براى خدا حسنه است و کسب علم عبادت است مذاکره و مباحثه ى علمى تسبیح خداست و عمل کردن به علم جهاد است و آموختن علم به کسى که نمی داند صدقه است و بخشیدن علم به کسى که نمی داند براى رضاى خدا سبب قرب به خداست.»
فضل و برتری عالم بر عابد، مانند برتری ماه شب چهارده بر دیگر ستارگان است از این جهت علم و دانش بر عبادت برتری داده شده زیرا که منافع علم شامل عالم ودیگران نیز می شود، و منافع عبادت منحصر به خود عبادت گذار است. و به عبارت دیگر خیر و دستاورد عبادت تنها متعلق به عبادت کننده و منافع علم فراگیر و همگانی است.
کدام علم؟
منظور اسلام از علم، چه علمی است؟ ممکن است کسی بگوید مقصود از همه این تأکیدها و توصیه ها، علم خود دین است؛ یعنی همه به این منظور گفته شده که مردم به خود دین عالم شوند. اگر نظر اسلام از علم، علم دین باشد، در حقیقت، به خودش توصیه کرده و درباره علم به معنی اطلاع بر حقایق کائنات و شناختن امور عالم، چیزی نگفته و اشکال به حال اول باقی می ماند؛ زیرا هر مسلکی، هر اندازه هم ضد علم باشد و با آگاهی و اطلاع و بالا رفتن سطح فکر و معلومات مردم مخالف باشد، با آشنایی با خودش مخالف نیست؛ بلکه خواهد گفت با من آشنا باشید و با غیر من آشنا نباشید. پس اگر منظور اسلام از علم، خصوص علم دینی باشد، باید گفت موافقت اسلام با علم، صفر است و نظر اسلام درباره علم، منفی است.
برای کسی که درست با اسلام و منطق اسلام آشنا باشد، جای این احتمال نیست که بگوید نظر اسلام درباره علم منحصرا علوم دینی است. این احتمال، فقط از ناحیه طرز عمل مسلمین در قرن های اخیر - که تدریجاً دایره معلومات را کوچک تر کردند و معلومات خود را محدود کردند - پیدا شده و الا آن جا که می فرماید: «الحِکمَةُ ضَالّةُ المؤمنِ ، فاطْلُبوها و لَو عندَ المُشرِکِ تکونوا أحَقَّ بها و أهلَها »[23]«حکمت، گمشده مؤمن است؛ پس آن را بجویید گر چه نزد مشرک باشد زیرا که شما بدان سزاوارتر و شایسته ترید.»، معنی ندارد که خصوص علوم دینی مقصود باشد. مشرک را با علوم دین چکار؟ و یا آنجا که می فرماید: «اُطلُبوا العِلمَ و لَو بِالصِّینِ»[24]، «علم را پی جویی کنید؛ گرچه مستلزم این باشد که تا چین سفر کنید»؛ یعنی علم، مکان معینی ندارد و در هر نقطه جهان که علم هست، بروید و اقتباس کنید، چین به عنوان دورترین نقطه و یا به اعتبار این که در آن ایام یکی از مراکز علم و صنعت جهان بود، یاد شده و قدر مسلم این است که چین نه در آن زمان و نه در زمان های دیگر، مرکز علوم دینی نبوده است.

متن کامل این مقاله که در بیست  صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی