close
تبلیغات در اینترنت

اهمیت حفظ و گسترش زبان شیرین فارسی

رتبه در گوگل

تبلیغات



آرشیو

نویسندگان

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

آمار


    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 2

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 198
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 106
    آي پي امروز آي پي امروز : 23
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 29
    بازدید هفته بازدید هفته : 1,067
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,736
    بازدید سال بازدید سال : 25,285
    بازدید کلی بازدید کلی : 536,656

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.90.185.120
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : یکشنبه 27 آبان 1397

خبرنامه

    براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

تبلیغات

برترین محصولات فروشگاه

اهمیت حفظ و گسترش زبان شیرین فارسی

 اهمیت حفظ و گسترش زبان شیرین فارسی

میدان عمل زبان را نه تنها در ایجاد ارتباط مابین انسانها که همچنین در قابلیت ایجاد امکان برای اندیشیدن، شکل گیری شخصیت، ساخت هویت فردی و اجتماعی، ایجاد فرهنگ و در نهایت شکل دهی به مفهوم اجتماع انسانی ِ متحول شده به یک جامعهء مشخص باید در نظر گرفت .
زبان پدیده‌ای متحول و زنده است که دائمأ در حال بازسازی خویش می‌باشد. دلیل آن نیز روشن است؛ این پدیده بر بستر وجود زندهء انسانی و ارتباطات و گسترهء عمل اجتماعی حرکت می‌کند، در نتیجه در یک رابطهء دائمی با بستر خویش متأثر از دیالکتیک تکامل و قوانین حاکم بر حرکت جامعه است .
بر اساس آنچه آمد، اکنون باید دید چه عواملی در تکامل زبان و ظرفیتهای بیانی آن و همچنین شکل ادای آن موثرند؟ همچنین چه عواملی ضامن بقای یک زبان و یا فنای تدریجی آن هستند؟

ابتدا به پرسش اول می پردازیم :
بر ‍پایهء رابطهء نسبتأ مستقیمی که بین سطح تکامل اجتماعی انسان و تکامل زبان وجود دارد، اولین عامل مرکب رشد زبان میزان رشد مدنیت و طبیعتأ قدمت آن است. گسترش و سطح پیچیدگی رابطهء اقتصادی، علمی، فرهنگی و... مستقیمأ زبان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و آنرا پیچیده و کامل می‌کند. این سطح پیشرفت سطح اندیشه ورزی را نیز بدنبال خود ارتقاء می‌دهد و متقابلأ ارتقاء سطح اندیشه ورزی منجر به تکامل روابط انسانی و ارتقاء سطح دانش اجتماعی و علوم در عرصه‌های مختلف می‌شود. البته این روند یک روند ثابت در یک سطح و در همهء عرصه‌ها به یک میزان نیست، بلکه می‌تواند تحت تأثیر عوامل بسیاری همچون تحولات سیاسی، وقایع طبیعی، وقوع جنگها و نابودی تمدنها و از همه مهمتر هدایت آگاهانهء زبان توسط انسان قرار گیرد و در امر پیشرفت خلل وارد کرده یا آنرا منحرف سازد و مسیری منحنی را به آن تحمیل کند و یا حتی آنرا متوقف سازد !

و اما چرا مدنیت را اولین عامل رشد زبان دانستیم؟
حقیقت اینستکه زبان تا پیش از وارد شدن انسان به عرصهء زندگی شهری محدود به دخالت در حوزهء رفع نیازهای سادهء روزانه همچون تأمین غذا، پوشاک و سر پناه و همچنین رفع نیازهای عاطفی و در نهایت تفکر در حوزهء وقایع طبیعی بوده است و طبیعتأ انسان غارنشین و یا پراکنده در جنگلها در همان سطحی به توانائیهای زبان پی برده بوده که زندگی او ایجاب می‌کرده است. طبیعی ست که اگر این انسان اندیشه فلسفی نیز داشته است، این اندیشهء فلسفی و زبان و وا‍ژگانی که در این رابطه بکار می‌رفته است نیز در همان محدودهء دانستنی‌های وی از جهان پیرامونش بوده است. در این فلسفه اثری از سیاهچاله و نقش آن در شکل گیری کهکشانها و رابطهء آن با تعریف هستی و دگردیسی آن وجود ندارد ! پس طبیعتأ زبان نیز نه نیاز به تأمین واژه تازه داشته و نه این واژهء تازه قادر به ایجاد مفاهیم جدید بوده است که در نهایت قادر به تکامل زبان شود . ساده بگویم، باید به وجود سیاهچاله پی برده شود تا بتوان برای آن واژه ای برگزید و سپس با وارد کردن این واژه در شبکهء روابط تحلیلی مغز و واژه مفهومهای دیگر نوعی از اندیشه را پروراند! از این گذرگاه است که دوران بلوغ زبان طی می‌شود و به شاهراه تکامل می‌رسد، اما در آن متوقف نمی‌شود که هستی اش اگر چه با سرعتی کمتر اما با ژرفائی بیشتر تداوم می‌یابد و به بیان پیچیدگیها توانا می‌شود . از دیدگاه نظری ظرفیت بیانی تقریبأ همهء زبانها در بیان عاطفی و حالات انسانی یکسان است. هر چند در شکل بیان طبیعتأ با توجه به شکل گیری روابط نو ممکن است برخی نسبت به برخی دیگر از عمق بیشتر برخوردار باشند، اما این قضیه (ظرفیت بیانی)‌ در حوزهء علوم صادق نیست ! دلیل آنهم همان است که پیش تر بدان اشاره شد، یعنی وجود رابطهء‌مستقیم و تأثیر گذار بین وجود معرفت علمی و سطح بیان این معرفت (زبان) که در دگردیسی مدنی دائمأ در حال وقوع است. درک این نکته بسیار حائز اهمیت است چرا که بدون درک این رابطه قادر به درک یکی از مهمترین علل پسرفت زبانهای گوناگون و یا نابودی آنها نخواهیم بود. اگر دقت کنیم، متوجه می‌شویم اکثر زبانهائی که بتدریج از بین رفته اند، سطح تکامل آنها محدود به گویش بوده است و برخی دیگر نیز که دارای زبان نوشتار بوده اند، بدلیل عدم هماهنگی بین بستر رشد زبان (جامعه) با سطح عمومی تکامل علوم و مدنیت بتدریج عقب نشسته کمتر بکار گرفته شده و زمانی که دیگر توان پاسخ به نیازهای روز را نداشته اند، از دور خارج شده اند . بنابر آنچه گفته شد، تکامل زبان ‌اگر چه در حوزهء عواطف انسانی بدلیل شباهت بستر آن (وجود احساسات انسانی) تا پیش از تجدد در همهء زبانها یکسان است و از یک روند تبعیت می‌کند، اما با پیش آمدن دگرگونیهای عظیم اجتماعی و علمی این همسانی در رشد در هم ریخته و برخی سریعتر و برخی کندتر متحول می‌شوند و برخی دیگر از دور خارج می‌شوند .

 

متن کامل این مقاله که در پانزده صفحه تنظیم شده است را می توانید از اینجا خریداری کنید!

برچسب ها : , , , , , ,

مطالب مرتبط

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی